دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٨٣
حِليةُالمُتّقين ، كتابى در آداب و سنن اسلامى به فارسى نوشته محمدباقر مجلسى (متوفى ١١١٠). مؤلف در مقدمه كتاب (ص ٢) نوشته است كه پس از نگارش كتاب عينالحيوة (در ١٠٧٣)، شمارى از مؤمنان از وى خواستند كه رسالهاى مختصر در محاسن آداب، برگرفته از احاديث امامان معصوم عليهمالسلام، به زبان فارسى بنويسد كه مورد استفاده عامه مردم باشد و وى در اجابت درخواست آنان كتاب حليةالمتقين را نوشت. اين كتاب داراى چهارده باب و هر باب شامل دوازده فصل است و در پايان كتاب خاتمهاى در بيان بعضى آداب متفرقه آمده است. ابواب چهاردهگانه كتاب عبارتاند از: آداب لباس پوشيدن (رجوع کنید به ص٣ـ١٤)، آداب زيور پوشيدن و سرمهكشيدن و در آيينه نظر كردن و خضاب (ص ١٤ـ٢٩)، آداب خوردن و آشاميدن (ص ٢٩ـ٦٥)، بيان فضيلت تزويج و آداب معاشرت با زنان و تربيت فرزندان (ص ٦٥ـ٩٧)، آداب مسواك كردن و شانه كردن و ناخن و شارب گرفتن و سر تراشيدن (ص ٩٧ـ١٠٧)، آداب بوى خوش استعمال كردن و گل بوييدن و روغن ماليدن (ص ١٠٧ـ١١٥)، آداب حمام و متعلقات آن (ص ١١٥ـ١٢٦)، آداب خواب رفتن و بيدار شدن (ص ١٢٦ـ ١٤٦)، آداب حجامت و تنقيه و خواص برخى داروها و معالجه برخى امراض (ص ١٤٦ـ١٩٢)، آداب معاشرت با مردم و حقوق آنان (ص ١٩٢ـ٢٣٦)، آداب مجالس از جمله سلام و مصافحه و معانقه (ص ٢٣٦ـ٢٥٨)، آداب داخل شدن به خانه و بيرون رفتن (ص ٢٥٨ـ٢٧٥)، آداب پياده رفتن و سوار شدن و بازار رفتن و تجارت و زراعت نمودن و نگهدارى چهارپايان (ص ٢٧٥ـ ٢٩٧)، آداب سفر (ص ٢٩٧ـ٣٢٢)، و خاتمه (ص ٣٢٢ـ٣٣٣). بيشتر ابواب كتاب ناظر به آداب و اخلاق فردى است، اما ابوابى نيز، نظير باب دهم و باب يازدهم، به آداب و اخلاق اجتماعى و تعامل انسانها با يكديگر مىپردازد. باب نهم، كه به انوع داروها ومعالجات متداول بين مردم اختصاص يافته است، از جهت تاريخ اجتماعى و تاريخ طب اهميت خاص دارد. اگرچه كتاب در مقام بيان آداب و سنن است، اما در موارد بسيارى از احكام فقهى و حلال و حرام اعمال نيز سخن گفته است (براى نمونه رجوع کنید به ص ٥ـ٦، ١٦، ٢٩ـ٣١،٧٠). تكيه اصلى كتاب بر احاديث پيامبر اكرم صلىاللّهعليهوآلهوسلم و امامان در موضوعات مرتبط با ابواب كتاب است. مجلسى در هنگام نقل حديث، سلسله سند آن را ذكر نكرده، اما در موارد بسيارى، با ذكر عبارت «در روايت معتبر آمده است» يا «به سند صحيح منقول است» پيش از نقل روايت، نظر و اعتماد خود را به آن روايت بيان نموده است (براى نمونه رجوع کنید به ص ٨، ١١، ٤٢، ١٠٧، ٢٦٨). بناى مؤلف در اين كتاب ذكر منابع و مصادر خود در نقل حديث نبوده، اما گاه در هنگام ذكر روايت به منبع آن نيز اشاره كرده است (از جمله رجوع کنید به ص:١٠ جامع بزنطى، فقه رضوى، ص :٢٣٤ فقهالرضا، ص١٠، :١٧٢ مكارم الاخلاق). يكى از خصوصيات اين كتاب اين است كه در بيان اعمال و آداب، دعاهاى مربوط به هر عمل نيز ذكر شده است (براى نمونه رجوع کنید به ص ١٢٩ـ١٣٢، ١٦٥ـ١٦٦، ٢٢٩ـ٢٣٢ و جاهاى ديگر).
آقابزرگ طهرانى (ج ٧، ص ٨٣)، براساس يكى از نسخههاى خطى حليةالمتقين، نوشته كه تأليف آن در ٢٦ ذيحجه ١٠٨٢ به پايان رسيده، اما براساس تعدادى از نسخههاى كتاب (رجوع کنید به حائرى، ج١٠، بخش ٣، ص ١١٧١؛
انوار، ج ٥، ص ٩٣) تاريخ پايان تأليف آن ٥ رجب ١٠٧٩ است.
تا پيش از مجلسى، علماى دين بيشتر به زبان عربى و براى اهل علم، كتاب مىنوشتند، اما وى كتابهاى بسيارى به فارسى و درخور فهم همه نوشت كه حليةالمتقين از جمله آنهاست (رجوع کنید به بهار، ج ٣، ص ٣٠٣ـ٣٠٤؛
نيز رجوع کنید به مسكوب، ص ١٦٢ـ١٦٣). چون كتابهاى مجلسى به نثر ساده و روان است، با اقبال گسترده مردم مواجه شده است (رجوع کنید به مجلسى*، محمدباقر). نسخههاى خطى فراوان كتاب و نيز چاپهاى بسيار آن گواه اين مدعاست (درباره شيوه فارسىنويسى مجلسى رجوع کنید به بهار؛
مسكوب، همانجاها؛
مهدوى دامغانى، ص ١٢٨ـ١٥١). اين كتاب همواره مورد توجه و استفاده علما و عامه مردم بوده است. نورى در مستدركالوسائل (ج ٥، ص١١٠) از آن بهره برده است. نورجهان تهرانى نيز بخشى از كتاب نجاةالمسلمات خود را به آداب اسلامىاى كه زنان بايد رعايت كنند اختصاص داده كه بر گرفته از حليةالمتقين است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ٢٤، ص ٦٢).
از حليةالمتقين ترجمهها و تلخيصهاى بسيارى صورت گرفته است. محمدباقر فشاركى اصفهانى (متوفى ١٣١٥) آن را تلخيص و تبويب و تنظيم، و با عنوان آدابالشريعة عرضه كرده است (همان، ج ١، ص ٢١). شيخعباس قمى هم حليةالمتقين را خلاصه كرده و آن را مختصرالابواب فىالسنن و الآداب ناميده است (همان، ج٢٠، ص ١٧٦؛
قس همان، ج ١٢، ص ٢٣٨، كه به اشتباه اين كتاب را مختصر معراجالسعادة دانسته است).
على عبدالحسين شبسترى حليةالمتقين را به عربى برگردانده است (رجوع کنید به تراثنا، سال ١، ش ٣، ص ٢١٧). خليل رزقعاملى نيز آن را به عربى ترجمه كرده و با تحقيق جديد، در ١٣٧٣ش/ ١٩٩٤ به چاپ رسانده است (همان، سال ١٤، ش ١ و ٢، ص٤٥٧ـ٤٥٨). سيدمقبول احمد دهلوى در ١٣٣٨ حليةالمتقين را به اردو ترجمه كرده و آن را تهذيب اسلام (تهذيب مؤمنين) ناميده است (اخترراهى، ص ٣٩٦؛
قس آقابزرگ طهرانى، ج ٤، ص ٥٠٨، كه نام آن را تهذيبالاسلام ثبت كرده است).
براساس فهرست خانبابا مشار (ج ٢، ستون ١٨١٥ـ١٨١٦)، حليةالمتقين نخستينبار در ١٢٤٨ در چاپخانه زينالعابدين تبريزى در تهران چاپ سربى شده است. پس از آن نيز اين كتاب بارها به چاپ رسيده است (رجوع کنید به همانجا). در بسيارى از چاپها، همراه با حليةالمتقين دو كتاب ديگر نيز چاپ شده است: يكى مجمع المعارف و مخزنالعوارف، نوشته محمدشفيعبن محمدصالح، به فارسى، درباره عقبات و مواقف قيامت (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج٢٠، ص٤٥؛
مشار، همانجا)؛
ديگرى مكالمات حُسنيّه، در امامت، كه به شيخ ابوالفتوح رازى منسوب است و ابراهيمبن ولىاللّه استرآبادى آن را ترجمه كرده است (رجوع کنید به ابوالفتوح رازى، ص ١؛
آقابزرگ طهرانى، ج ٤، ص ٩٧؛
مشار، همانجا).
منابع:
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) ابوالفتوح رازى، كتاب مكالمات حسنيّه، ترجمه ابراهيم استرآبادى، در محمدباقربن محمدتقى مجلسى، كتاب حِليةالمتقين، قم ١٣٦٩ش؛
(٣) سفير اخترراهى، ترجمههاى متون فارسى به زبانهاى پاكستانى، اسلامآباد ١٣٦٥ش؛
(٤) عبداللّه انوار، فهرست نسخ خطى كتابخانه ملّى، تهران ١٣٤٣ـ١٣٥٨ش؛
(٥) محمدتقى بهار، سبكشناسى، تهران ١٣٣٧ـ١٣٣٨ش؛
(٦) تراثنا، سال ١، ش ٣ (شتاء ١٤٠٦)، سال ١٤، ش ١ و ٢ (محرّم ـ جمادىالآخره ١٤١٩)؛
(٧) عبدالحسين حائرى، فهرست كتابخانه مجلس شوراى ملى، ج ١٠، بخش ٣، تهران ١٣٤٨ش؛
(٨) محمدباقربن محمدتقى مجلسى، كتاب حِليةالمتقين، قم ١٣٦٩ش؛
(٩) شاهرخ مسكوب، هويت ايرانى و زبان فارسى، تهران ١٣٧٣ش؛
(١٠) خانبابا مشار، فهرست كتابهاى چاپى فارسى، تهران ١٣٥٠ـ١٣٥٥ش؛
(١١) محمود مهدوىدامغانى، «نگاهى به پارهيى از آثار فارسى علامه مجلسى»، نشريه دانشكده الهيات و معارف اسلامى مشهد، ش ١٠ (بهار ١٣٥٣)؛
(١٢) حسينبن محمدتقى نورى، مستدرك الوسائل و مستنبطالمسائل، قم ١٤٠٧ـ١٤٠٨.
/ سعيد زعفرانىزاده /