دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٨٠
حلّى، حسين ، فقيه بزرگ امامى قرن چهاردهم. او اصالتاً اهل عيفار (منطقهاى در عراق، در نزديكى حلّه*) و از طايفهاى مشهور به طفيل بود. پدرش، علىبن حسين حلّى (متوفى ١٣٤٤) عالمى پرهيزكار و از شاگردان محمد طه نجف، در جوانى حلّه را ترك كرد و در نجف سكنا گزيد (رجوع کنید به آلمحبوبه، ج ٣، ص ٢٨٣ـ٢٨٤؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ٤، ص ١٤٢٣ـ ١٤٢٤).
حسين در حدود ١٣٠٩ در نجف به دنيا آمد. او پس از آموختن خواندن و نوشتن، به تحصيل علوم حوزوى روى آورد و پس از فراگرفتن دروس مقدماتى و ميانى و عالى، به تحصيل در دوره خارج فقه و اصول پرداخت. مهمترين و اصلىترين استاد او در اين مرحله ميرزامحمدحسين نائينى* بود كه حلّى دورهاى طولانى در جلسات درس وى حضور يافت و از شاگردان برجسته و نزديك او بود. حلّى مدتى نيز در جلسات درس آقا ضياءالدين عراقى* شركت كرد (آلمحبوبه، ج ٣، ص ٢٨٣؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ٢، ص ٦٠٣؛ نيز رجوع کنید به طباطبائىحكيم، ج ٣، ص ٥٤).
حلّى در فقه و اصول به رتبه بالايى رسيد و مجتهد برجستهاى شد. او سالهاى طولانى تدريس كرد و شاگردان بسيارى پرورش داد، از جمله علىبن اسداللّه غروى تبريزى، سيدعزالدينبن على بحرالعلوم، سيدرضىبن محمدحسين شيرازى، جعفربن باقر آلمحبوبه، سيدمحمدمهدى بجنوردى، سيدعبدالرسول جهرمى شيرازى، ابراهيمبن صفرعلى مشكينى، حسن سعيد تهرانى، محمدتقى حكيم و محمدسعيد حكيم. حلّى فردى دقيق، مسلط بر مبانى فقهى و اصولى گوناگون و خوشبيان بود و بسيار عميق و محققانه و به شكل دستهبندى شده و منظم تدريس مىكرد. او را پرهيزكار، خوشخلق و متواضع توصيف كرده و گفتهاند كه از رياست و زعامت دورى مىجست. حلّى در ١٣٩٤/ ١٣٥٣ش در نجف درگذشت (رجوع کنید به آلمحبوبه، همانجا؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ٢، ص ٦٠٣ـ٦٠٤؛ امينى، ١٤١٣، ج ١، ص ٤٤٢؛ نيز رجوع کنید به حكيم، ص ٨١، پانويس؛ طباطبائىحكيم، همانجا).
حلّى چندين اثر در فقه و اصول تأليف كرده است. برخى آثار فقهى او كه تعدادى از آنها درباره موضوعات جديد است، عبارتاند از: رسالة فى اخذ الاُجرة علىالواجبات، رسالة فىالحاق ولد الشبهة بالزواج الدائم، رسالة فى حكم بيع جِلد الضَبّ و طهارته و قبوله التذكية، رسالة فى عمل اهل كلّ افق على افقهم و حكمالمسافر بالطائرة من بلاد الى اخرى، رسالة فى معاملة الدينار بأزيَدَ مِنه و رسالة فى معاملة اليانَصيب و البيمة الشائعة فى هذا العَصْر. رسالة فىالوضع، رسالة فى قاعدة الفراش، و رسالة فى قاعدة مَنْ مَلَك از ديگر آثار اصولى و فقهى اوست. همچنين او اثرى مبسوط در دو جلد با عنوان السؤال و الجواب، درباره موضوعات گوناگون از جمله تفسير، فقه، اصولفقه، لغت و ادبيات تأليف كرده است. حلّى بر برخى آثار مهم نيز حاشيه نوشته است (آلمحبوبه، ج ٣، ص ٢٨٣ـ٢٨٤؛ نيز رجوع کنید به موسوعة طبقات الفقهاء، ج ١٤، قسم ١، ص ٢٢٢ـ٢٢٣).
شمارى از شاگردان حلّى تقريرات درسهاى فقه و اصول او را تدوين كردهاند كه مشهورترين آنها بُحُوث فقهية، اثر عزالدين بحرالعلوم است. اين اثر حاصل درسهاى حلّى درباره برخى مسائل جديد فقهى، از جمله بيمه، بليت بختآزمايى، اوراق نقدى، عمليات بانكى، سرقفلى، احداث راهها و خيابانهاى جديد، قاعده الزام و حقوق زوجيت و آثار وضعى آن است. مؤلف با بهرهگيرى از منابع جديد، نكاتى را به دروس حلّى افزوده و پارهاى از مباحث كتاب را با پرسش و استفتا از حلّى تأليف كرده است (رجوع کنید به بحرالعلوم، ص ١١ـ١٢). اين اثر نخستينبار در ١٣٨٤/ ١٣٤٣ش در نجف و پس از آن، بارها در عراق، لبنان و ايران چاپ شد. دليل العروةالوثقى، اثر حسن سعيد تهرانى، يكىديگر از تقريرات دروس حلّى در مبحث طهارت است كه بارها در عراق و ايران چاپ شده است (رجوع کنید به امينى، ١٣٨٥، ص ١٧٠؛
عواد، ج ١، ص ٣٤٣). بخش هشتم كتاب نموذج فىالفقه الجعفرى (چاپ ١٤١٠/ ١٣٦٨ش، قم)، اثر سيدعباس مدرسى يزدى هم به تقريرات درس حلّى در مبحث بيع اختصاص دارد.
گفتنى است كه حسين حلّى برادر بزرگترى به نام حسن داشت كه شاعر و فاضل بود و در ١٣٣٧ در جوانى براثر بيمارى درگذشت. از او دو اثر، كتاب فى علمالصرف و ديوان شعر، برجاى مانده است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ١، ص ٤١٤ـ٤١٥؛
همو، ١٤٠٣، ج ٩، قسم ١، ص ٢٤١؛
حلّى، قسم ٢، ص ٢٠٢ـ٢٠٣).
منابع:
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذريعة الى تصانيف الشيعة، چاپ علىنقى منزوى و احمد منزوى، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلامالشيعة: نقباء البشر فى القرن الرابع عشر، مشهد، قسم ١ـ٤، ١٤٠٤؛
(٣) جعفربن باقر آلمحبوبه، ماضى النجف و حاضرها، بيروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٤) محمدهادى امينى، معجمالمطبوعات النجفية: منذ دخول الطباعة الى النجف حتى الآن، نجف ١٣٨٥/١٩٦٦؛
(٥) همو، معجم رجال الفكر و الادب فى النجف خلال الف عام، (نجف )١٤١٣/١٩٩٢؛
(٦) عزالدين بحرالعلوم، بحوث فقهية من محاضرات آيةاللّه العظمى الشيخ حسين الحلّى، بغداد ١٤١٠؛
(٧) محمدتقى حكيم، الاصول العامة للفقه المقارن، قم ١٤١٨/١٩٩٧؛
(٨) يوسف حلّى، تاريخالحلة، نجف ١٣٨٥/١٩٦٥، چاپ افست قم ١٣٧٢ش؛
(٩) محمدسعيد طباطبائى حكيم، المحكم فى اصول الفقه، قم ١٤١٤/١٩٩٤؛
(١٠) كوركيس عواد، معجمالمؤلفين العراقيين فى القرنين التاسع عشر و العشرين، بغداد ١٩٦٩؛
(١١) موسوعة طبقات الفقهاء، اشراف جعفر سبحانى، قم: مؤسسة الامام الصادق، ١٤١٨ـ١٤٢٤.
/ محمد رئيسزاده /