دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٧٨
حِلّى، حسنبن سليمان ، محدّث و فقيه شيعى قرن هشتم و نهم. كنيهاش ابومحمد و ملقب به عزّالدين بود. حرّ عاملى (قسم ٢، ص ٦٦) نام محمد را در نَسب او ذكر نكرده و در واقع وى را به جدّ اعلايش منتسب ساخته است (آقابزرگ طهرانى، الذريعة، ج ٢٠، ص ١٨٣). برخى او را عاملى، منسوب به جبل عامل، خواندهاند (رجوع کنید به امين، ج ٥، ص ١٠٦؛ صدر، ج ١، ص ١٠٣؛ آقابزرگ طهرانى، طبقات : الحقائق الراهنة، ص ٤٠)، اما حرّ عاملى نام وى را در ميان علماى جبل عامل نياورده و از او در بخش دوم املالآمل، كه شامل علماى غيرعاملى است، ياد كرده است. از تاريخ ولادت و وفات و سوانح حيات وى اطلاع دقيقى در دست نيست. احتمالا پيش از ٧٤٢ به دنيا آمده و پس از ٨٠٢ درگذشته است (رجوع کنید به ادامه مقاله). آقابزرگ طهرانى (طبقات : الضياءاللامع، ص ٣٤) زادگاه وى را حلّه دانسته، اما با توجه به قولى كه او را جبل عاملى مىداند و نيز اقامتش در قم، احتمال اينكه يكى از اين دو شهر زادگاه او باشد نيز وجود دارد (حلّى، ١٣٧٠ب، مقدمه محمدعلى اردوبادى غروى، ص ٢).
حلّى از مهمترين شاگردان شمسالدين محمدبن مكى، معروف به شهيد اول*، بود و به همراه پنج تن ديگر، در شعبان ٧٥٧ از او اجازه روايت دريافت كرد (امين، همانجا؛ آقابزرگ طهرانى، طبقات: الحقائقالراهنة، ص ٤١) و در همان مدت كوتاهِ حيات شهيد، در كنار فقيهان مشهورى چون فاضل مقداد*، از محضر وى بهره برد (صدر، ج ١، ص ٣٣٦). استادان و مشايخ ديگر او، محمدبن ابراهيم مطارآبادى (افندى اصفهانى، ج ١، ص ١٩٣ـ١٩٤)، سيد بهاءالدين نيلى* و رضىالدين على بودند (امين، همانجا). مجلسى (ج ١، ص ٣٣) حلّى را از نظر علم و فقاهت ستوده و همه آثار او را درخور اعتماد دانسته است. حلّى در زمره سلسله راويان صحيفه سجاديه نيز قرار دارد، چنانكه براساس سَنَدى، جدّ شيخ بهائى، شمسالدين محمد جبعى (متوفى ٨٨٦)، اين كتاب را از شيخ علىبن محمدبن على از سيد تاجالدين عبدالحميدبن جمالالدين احمدبن على هاشمى از حسنبن سليمان حلّى روايت كرده است (مجلسى، ج ١٠٤، ص ٢١٣؛ آقابزرگ طهرانى، طبقات: الضياءاللامع، همانجا). به گزارش خوانسارى (ج ٢، ص ٢٩٣ـ٢٩٤)، حلّى در محرّم ٨٠٢ اجازه روايت كتاب خصال صدوق را به شاگردش، عزّالدين حسينبن محمدبن حسن حمويانى/ جويانى، داده كه اين نسخه همراه با اجازه حلّى موجود است (در اين باره رجوع کنید به سمامى حائرى، ص ١٠٩، ١١٤). در كتابهاى رجال و تراجم غير از حمويانى و تاجالدين عبدالحميدبن جمالالدين احمدبن على هاشمى زينى، شاگرد و راوى ديگرى براى حلّى ذكر نشدهاست.
از حلّى چند اثر باقىمانده كه مشهورترين آنها منتخب يا مختصر بصائرالدرجات است. در ميان منابع كهن روايى شيعه، دو كتاب با نام بصائرالدرجات* موجود است: يكى تأليف مشهور محمدبن حسنبن فروخ صفار قمى* (متوفى ٢٩٠) و ديگرى تأليف سعد بن عبداللّه اشعرى* (متوفى ٢٩٩ يا ٣٠١) كه گويا اصل آن در دست نيست، گرچه اساس كار حلّى بر آن بوده است. مشتاق مظفّر (رجوع کنید به حلّى، ١٤٢١، مقدمه، ص ٣٠ـ٣٣)، براساس احتمال افندى اصفهانى (ج ١، ص ١٩٤)، با دلايل و شواهد نشان داده كه بصائرِ سعد مختصر بصائرِ صفار بوده است، اما برخى اين رأى را رد كرده حكم به استقلال دو اثر مذكور دادهاند (رجوع کنید به امين، ج ٥، ص ١٠٧؛
آقابزرگ طهرانى، الذريعة، ج ٣، ص ١٢٤). منشأ اين اختلاف، عبارتى است كه حلّى در ابتداى كتابش، اثبات الرجعة، آورده است (براى تفصيل بيشتر رجوع کنید به حلّى، ١٤٢١، همان مقدمه، ص ٢٨ـ٣٣). آنچه مسلّم است اينكه حلّى اختصار خود را براساس بصائرالدرجات سعدبن عبداللّه اشعرى انجام داده است. مختصر حلّى شامل احاديثى درباره فضائل و مناقب اهل بيت عليهمالسلام است. وى علاوه بر انتخاب احاديث سعد، اخبار ديگرى را، از منابع گوناگون و با طرق ديگر، به آنها افزوده و براى جلوگيرى از اشتباه با احاديث سعد، نام منابع را ذكر كرده است. از رساله الرجعة و الردعلى اهل البدعة حلّى نيز ياد شده (امين، ج ٥، ص ١٠٧) كه همان كتاب مختصر البصائر است (حلّى، ١٤٢١، همان مقدمه، ص ٢٤ـ٢٥).
اثر ديگر او، كتاب المحتضر است در اثبات اينكه محتضر در حال احتضار، پيامبر و امامان عليهمالسلام را رؤيت حقيقى مىكند. وى در اين كتاب، آراى شيخ مفيد (ص ٨٥ـ٨٦) را كه احاديث مرتبط با اين موضوع را تأويل كرده، رد نموده (رجوع کنید به حلّى، ١٣٧٠الف، ص ١ـ٢) و به ذكر مطالب متنوعى، چون مناقب اهل بيت و شيعيان آنها و طعن برخى از مخالفانشان، پرداخته است. از اين كتاب به المحتضر و مايَراه فى حال الاحتضار، و مناقبالائمه نيز ياد شده است (آقا بزرگ طهرانى، الذريعة، ج ٢٢، ص ٣٢١). اين رساله، به همراه الرجعة و مختصرالبصائر، از منابع مجلسى در تأليف بحارالانوار (ج ١، ص ١٦) بوده است (خوانسارى، ج ٢، ص ٢٩٣). المحتضر در ١٣٣٠ش/١٩٥١ در نجف، به تحقيق محمدعلى اردوبادى غروى، بهچاپ رسيد.
حلّى رساله كوتاهى درباره برترى امامان بر انبيا و فرشتگان نوشته كه در آن با آراى شيخ مفيد در اوائل المقالات (ص ٨١ـ٨٣؛
نيز رجوع کنید به طوسى، ص ٣٢٨)، كه قائل به خلاف اين موضوع بوده، مناقشه كرده است (افندى اصفهانى، ج ١، ص ١٩٤؛
نيز رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، طبقات: الضياء اللامع، ص ٣٤).
رسالة فى احاديثالذر اثر ديگرى از حلّى است كه با نام ملحق مختصرالبصائر در ١٣٧٩ش/١٤٢١ در قم منتشر شده است.
منابع:
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذريعة الى تصانيف الشيعة، چاپ علىنقى منزوى و احمد منزوى، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلام الشيعة: الحقائق الراهنة فى المائة الثامنة، چاپ علىنقى منزوى، بيروت ١٩٧٥؛
(٣) همان: الضياء اللامع فىالقرن التاسع، چاپ علىنقى منزوى، تهران ١٣٦٢ش؛
(٤) عبداللّهبن عيسى افندى اصفهانى، رياض العلماء و حياض الفضلاء، چاپ احمد حسينى، قم ١٤٠١ـ ؛
(٥) امين؛
(٦) محمدبن حسن حرّ عاملى، املالآمل، چاپ احمد حسينى، بغداد ?( ١٣٨٥)، چاپ افست قم ١٣٦٢ش؛
(٧) حسنبن سليمان حلّى، المحتضر، (چاپ محمدعلى اردوبادى غروى)، نجف ١٣٧٠الف؛
(٨) همو، مختصر البصائر، چاپ مشتاق مظفّر، قم ١٤٢١؛
(٩) همو؛
(١٠) مختصر بصائر الدرجات، نجف ١٣٧٠ب؛
(١١) خوانسارى؛
(١٢) محمد سمامىحائرى، «اجازة الشيخ حسن الحلى للجويانى»، تراثنا، سال ٣، ش ١ (محرّم ـ ربيعالاول ١٤٠٨)؛
(١٣) حسن صدر، تكملة املالآمل، چاپ حسينعلى محفوظ، عبدالكريم دباغ، و عدنان دباغ، بيروت ١٤٢٩/٢٠٠٨؛
(١٤) محمدبن حسن طوسى، الرسائلالعشر، قم ?( ١٤٠٣)؛
(١٥) مجلسى؛
(١٦) محمدبن محمدمفيد، اوائل المقالات فى المذاهب و المختارات، چاپ عباسقلى ص.وجدى (واعظ چرندابى)، تبريز ١٣٧١، چاپ افست قم (بىتا.).
/ مهرداد عباسى /