دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٧٧
حلّى، ابوالبقاء ، هبةاللّه بن ناصر، محدّث و مورخ امامى قرن پنجم و ششم. اوصافى كه برخى درباره وى ذكر كردهاند (رجوع کنید به ابنمشهدى، ص ٤٣٤؛ ابنطاووس، ص ١٦١؛ افندى اصفهانى، ج ٥، ص ٣١٦)، حاكى از مقام و منزلت والاى اوست. دانستههاى اندكى درباره وى وجود دارد و فقط افندى اصفهانى (ج ٥، ص ٣١٤ـ٣١٦) شرححال كوتاهى از او، براساس سلسله سندى در كتاب المزارالكبير محمدبن جعفر مشهدى، معروف به ابنمشهدى (ص ٤٣٤ـ٤٣٥)، آورده است. طبق آن، حلّى در نجف و در ربيعالاول ٤٨٨ زيارتنامه امام حسين عليهالسلام (به روايت جابربن عبداللّه) را براى ابوعبداللّه حسينبن احمدبن طَحّال مقدادى روايت كرده است. آقابزرگ طهرانى (ص ٣٣٣ـ ٣٣٤) نيز مطلبى كوتاه درباره وى آورده و گفته است كه علامه حلّى در اجازه خود به بنوزهره*، نام ابوالبقاء حلّى را در ضمن ذكر طرق روايت خبر قتل مقلّدبن رافع در ٣٩٠، ذكر كرده است (براى متن خبر در اجازه حلّى رجوع کنید به مجلسى، ج ٤٢، ص ٥ـ٦، ج ١٠٤، ص ١١٩).
با توجه به تنها اثر شناختهشده حلّى تاكنون، كتاب المناقبالمَزْيَدية فى اخبارالملوكالْاَسدية، مىتوان مطالب بيشترى درباره وى فهميد. او (ج ١، ص ٦٤، ٢٧٥، ٢٧٧) به واسطه ابوعبداللّه محمدبن هبةاللّهبن جعفر طرابلسى، از ابويَعْلى محمدبن حسن جعفرى (متوفى ٤٦٣، داماد و جانشين شيخمفيد) مطالبى از كتاب نسب قريش زبيربن بكار نقل كرده است. به گفته افندى اصفهانى (ج ٥، ص ٣١٦)، ابوعلى طبرسى روايتى از حلّى را در كتاب كنوزالنَجاح آورده كه وى از طرابلسى و او از شيخطوسى نقل كرده است، هرچند افندى اصفهانى اشاره نكرده كه طبرسى مستقيمآ از حلّى روايت كرده يا به واسطه راوى ديگر يا از كتابى نقل كرده است. حلّى سفرى به كوفه كرده و در آنجا از نسبشناس نامور زيدى، ابوالغنائم محمدبن علىبن ميمون نَرسى (متوفى ٥١٠)، مطلبى روايت كرده است (رجوع کنید به حلّى، ج ١، ص ٢٤٦). ديگر استاد حلّى، ابوالمعالى احمدبن علىبن قدامة (متوفى ٤٨٦)، از راويان نهجالبلاغه، بود كه حلّى (ج ١، ص٢٥٠، ٢٥٣، ج ٢، ص ٣٧١) به واسطه او شعرى و مطالبى تاريخى نقل كرده است. از ديگر استادان وى ابوالغنائم مُعَمَّربن محمدبن عبداللّه (رجوع کنید به نورى، ج ٥، ص ٣٤٨)، و سعدبن وَهْب (افندى اصفهانى، ج ٥، ص ٣١٤ـ٣١٥) و ابوعلى طوسى (حلّى، ج ١، ص ٣٣٤، ٣٤٢، ٣٥٨) بودند.
حلّى بارها روايات و برخى مطالب كتاب خود را به روايت شاگردان شيخطوسى، هرچند بدون تصريح به نام آنها، آورده است، از جمله مهمترين اين موارد نقل مطالبى از كتاب وقعةالصفين نصربن مزاحم منقرى است كه او اين مطالب را به همان طريقى كه شيخطوسى (ص ٤٨٢) ذكر كرده، روايت كرده است (رجوع کنید به حلّى، ج ١، ص ٢١١ـ٢٢٥). در مواردى هم بدون ذكر سند، عبارتهاى بلندى از وقعةالصفين، با تذكر به نقل مطلب از نصربن مزاحم، آورده است (براى نمونه رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٧٢). همچنين حلّى (ج ١، ص ٣٤٢ـ٣٤٣، ٣٤٧) مطالبى را به طريق خود از عالم امامى، احمدبن ابراهيم عَمِّىّ بصرى (براى شرححال و آثار وى رجوع کنید به نجاشى، ص ٩٦؛ طوسى، ص ٧١)، روايت كرده است. بنابراين، او به جز مشايخ حلّه، از مشايخ كوفه و بغداد و بصره نيز بهره برده است. او اهل شعر نيز بود و اشعارى در مدح سيفالدوله صدقةبن منصور دبيسى (حك : ٤٧٨ـ٥٠١)، امير مَزْيَدى حلّه*، سروده است (رجوع کنید به حلّى، ج ١، ص ٣٦١، ج ٢، ص٤٣٠).
متن المناقبالمزيدية براساس تنها نسخه شناختهشده آن، با تحقيق صالح موسى درادكه و محمد عبدالقادر خريسات (عمان ١٤٠٤/١٩٨٤)، منتشر شده و بار ديگر، مركز شيخ زايد لتراث و التاريخ (امارت عربى متحده ٢٠٠٠) آن را تجديد چاپ كرده است. از آنجا كه در نسخه خطى، فقط نام وى به صورت شيخالرئيس ابوالبقاء هبةاللّه حلّى آمده است، مصححان به خطا كتاب را به ابوالبقاء محمدبن هبةاللّهبن نِما حلّى نسبت دادهاند. برخى نيز با بررسى اسناد كتاب و ذكر دلايلى نشان دادهاند كه مؤلف اين كتاب ابوالبقاء هبةاللّهبن ناصربن حسينبن نصر/ نصير حلّى است (رجوع کنید به انصارى قمى، ص ٨١ـ٨٢؛ رحمتى، ص٤٠ـ ٤١؛ بررسى كاملتر اسناد كتاب رجوع کنید به رحمتى، ص ٣٩ـ ٤٠). براساس اشارهاى در كتاب (رجوع کنید به ج ٢، ص ٤٢٦)، حلّى تا بعد از درگذشت سلطانسنجر سلجوقى در ٥٥٢، در قيد حيات بوده و كتاب خود را پس از اين تاريخ نگاشته است، هرچند احتمال بيشتر آن است كه اين عبارت افزوده كاتب باشد. حلّى به نام برخى از ديوانيان و رجال حكومت صدقةبن منصور، چون ابونصر محمدبن علىبن جيّاء (رجوع کنید به ج ١، ص ٥١ـ٥٣) و سهيل (از موالى صدقةبن منصور؛ ج ٢، ص ٥٠٣) اشاره كرده است. المناقبالمزيدية علاوه بر آنكه اثرى منحصر به فرد درباره خاندان شيعى بنومزيد حلّه، خاصه صدقةبن منصور دبيسى است (رجوع کنید به ج ١، ص١٦٠ـ١٦٣، ج ٢، ص ٤٢٥ـ٤٣١، ٤٩٥ـ ٥٠٠)، اهميت فراوانى براى محققان تاريخ صدر اسلام و جاهليت، تاريخ عراق پيش از اسلام و ملوك حيره* و مناسبات ايشان با دربار ساسانى و خاندان آلمنذر در حيره دارد.
حلّى از منابع مختلفى چون تاريخ طبرى (رجوع کنید به ج ١، ص ٤٣، ١٠٢، ١١٠، ٢٦٢)، كتابالنوافل هشامبن كلبى (ج ١، ص ١٦٥)، كتاب تهذيبالاَعقاب محمدبن محمد عُبَيْدلى (ج ١، ص ١٦٣)، سيره ابناسحاق (ج ١، ص ٤٦ـ٤٧، ٤٩، ٦٢) و الاشتقاق ابندريد (ج ١، ص ٥٣) و ديوان شاعرانى چون ابوتمّام (ج ١، ص ٣٣ـ٣٤) و ابونواس (ج ١، ص ٣٣) بهره جسته است (براى منابع ديگر وى رجوع کنید به رحمتى، ص ٤١ـ٤٢) و در موردى، به نقل مطلبى درباره تاريخ حيره، از منبعى مكتوب تصريح كرده است (رجوع کنید به ج ٢، ص٥٠٠؛
براى وجود منابع مكتوب تاريخ آلمنذر در حيره رجوع کنید به دورى، ص ١٦). ابنطاووس (ص ١٦١ـ ١٦٣) مطلبى درباره مبارزان جنگ بدر و حنين و در فضيلت امام على عليهالسلام از حلّى نقل كرده است كه در متن چاپشده المناقبالمزيدية وجود ندارد، ازاينرو احتمال افتادگى از نسخه كتاب يا وجود اثر ديگرى از وى وجود دارد.
منابع:
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، طبقات اعلامالشيعة: الثقات العيون فى سادس القرون، چاپ علىنقى منزوى، بيروت ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(٢) ابنطاووس، بناء المقالة الفاطمية فى نقض الرسالة العثمانية، چاپ على عدنانى غريفى، قم ١٤١١؛
(٣) ابنمشهدى، المزار الكبير، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ١٤١٩؛
(٤) عبداللّهبن عيسى افندى اصفهانى، رياضالعلماء و حياضالفضلاء، چاپ احمد حسينى، قم ١٤٠١ـ؛
(٥) حسن انصارىقمى، «كتابى تاريخى از يك مؤلف ناشناخته»، نشر دانش، سال ١٦، ش ٣ (پاييز ١٣٧٨)؛
(٦) هبةاللّهبن ناصر حلّى، كتاب المناقب المزيديّة فى اخبار الملوك الأسديّة، چاپ صالح موسى درادكه و محمدعبدالقادر خريسات، عَمّان ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٧) عبدالعزيز دورى، بحث فى نشأة علمالتاريخ عندالعرب، بيروت ١٩٨٣؛
(٨) محمدكاظم رحمتى، «تاريخنگار گمنام شيعى: ابوالبقاء هبةاللّه حلى و كتاب المناقب المزيدية فى اخبار الملوك الاسدية»، كتاب ماه دين، سال ٧، ش ٦ و ٧ (فروردين و ارديبهشت ١٣٨٣)؛
(٩) محمدبن حسن طوسى، فهرست كتب الشيعة و اصولهم و اسماءالمصنفين و اصحابالاصول، چاپ عبدالعزيز طباطبائى، قم ١٤٢٠؛
(١٠) مجلسى؛
(١١) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشيعة المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧؛
(١٢) حسينبن محمدتقى نورى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، قم ١٤٠٧ـ ١٤٠٨.
/ محمدكاظم رحمتى /