دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٥٥
حلبى، عبيداللّه ، بن على كوفى، كنيهاش ابوعلى، از اصحاب امام صادق عليهالسلام و از محدّثان امامى قرن دوم. جد وى، ابوشُعْبه، از راويان حديث از امام حسن و حسين عليهماالسلام بود. خانواده حلبى يكى از خاندانهاى شيعى مشهور به وثاقت و مورد استناد در كوفه بودند و به نام جدشان، به خاندان ابىشعبه شهرت داشتند (نجاشى، ص ٢٣٠ـ٢٣١). نجاشى (ص ٢٣٠) از پيوند ولاء بين اين خاندان و قبيله بنى تَيْماللات بن ثعلبه سخن گفته و شيخ طوسى (١٤١٥، ص ٢٣٤) آنان را از موالى بنوعِجْل دانسته است. به تصريح نجاشى (همانجا)، سبب شهرت عبيداللّهبن على به حلبى، رفت و آمد وى و برادر و پدرش به شهر حلب، براى كارهاى تجارى، بوده است (نيز رجوع کنید به برقى، ص ٢٣). درباره تاريخ تولد حلبى اطلاعى در دست نيست. عمده شهرت وى به سبب تأليف كتابى با عنوان الجامع يا الكتاب بوده كه گفته شده نخستين اثر فقهى در ميان شيعيان بوده است (همانجا؛ مدرسى طباطبائى، ج ١، ص٣٨٠). به نوشته نجاشى (ص ٢٣١) و شيخ طوسى (١٤٢٠، ص ٣٠٥)، او كتاب خود را به امام صادق عليهالسلام عرضه كرد و امام آن را ستود. اين كتاب از متون رايج در ميان اماميه بوده است. نجاشى (همانجا) به تداول روايت اين كتاب ــبا تعبير «الكتابالمنسوباليه» (قس بهبودى، ص ٢٦١ـ٢٦٢) و تعبير «رَوى هذاالكتاب خلقٌ مناصحابنا»ــ اشاره و تصريح كرده است كه روايتهاى متعدد اين كتاب گاه فقط در آغاز اختلاف داشته اما متنهاى روايت شده، تنها تفاوتهاى جزئى با يكديگر داشتهاند. متداولترين طريق روايت اين كتاب، روايت و تحرير ابن ابىعُمَيْر (متوفى ٢١٧) از حماد بن عثمان از حلبى بوده است (زرارى، ص ١٦٢؛ نجاشى؛ طوسى، ١٤٢٠، همانجاها؛ همو، ١٤١٥، ص ٤٥٢).
شيخ طوسى (١٤٢٠، ص ٣٠٥ـ٣٠٦) چند طريق در روايت اين كتاب را ذكر و تصريح كرده است كه اين كتاب محلّ اعتماد علما و محدّثان است (مُعَوَّلٌ عليه؛ قس بهبودى، همانجا). ابنبابويه (١٣٦١ش، ص ١٥٠) به نقل از استاد خود، محمدبن حسنبن احمدبن وليد، از محمدبن حسن صفار قمى (متوفى ٢٩٠) نقل كرده كه عبارت «و در حديث ديگر» (وَ فى حَديثٍ آخَرَ) در كتاب حلبى، عبارتهايى است كه ابنابىعمير افزوده است (نيز رجوع کنید به شوشترى، ج ٧، ص ٧٩ـ٨٠). به گفته مدرسى طباطبائى (ج ١، ص ٣٨١)، اين تحرير كتاب، متداول بوده است. حدود هزار حديث به طريق ابنابىعمير از حلبى در آثار حديثى اماميه باقىمانده كه خويى (ج ٦، ص ٣٩٠ـ٤٠٠، ٤١٩ـ٤٢١) فهرست كامل آنها را گردآورى كرده است. متن كتاب، به صورت مستقل، از مراجع اماميه تا پايان قرن هفتم بوده است.
شيخ طوسى (١٤١٥، ص ٤٣١)، به نقل از مشيخه هارون بن موسى تَلَّعُكْبَرى* (متوفى ٣٨٥)، نوشته است كه اين كتاب را ابوعيسى عبيداللّه بن محمدبن فضل مصرى روايت نموده و گفته كه وى تحرير مفصّل كتاب حلبى را روايت كرده است. محمدبن على ابنبابويه (١٤١٤، ج ١، ص ٣)، از كتاب حلبى در زمره آثار متداول و مورد مراجعه ياد كرده و علمالهدى (متوفى ٤٣٦)، در جواباتالمسائل المَيافارقيات (رجوع کنید به رسائل، ج ١، ص ٢٧٩) و جواباتالمسائل الرَسّيةالاولى (رجوع کنید به همان، ج ٢، ص ٣٣١)، از رجوع به اين اثر حلبى سخن گفته است (نيز رجوع کنید به ابن شهرآشوب، ص ١١٢). آخرين عالم امامى كه از متن اين كتاب مطلب نقل كرده، ظاهرآ ابنطاووس بوده است كه در رسالة عدم مضايقةالفوائت (ص ٣٤٠ـ٣٤١) با تعبير «كتاب اصل» و در اقبال الاعمال (ج ١، ص ٤٨ـ٤٩) با تعبير «كتاب»، بخشهايى از اين كتاب را نقل كرده است (نيز رجوع کنید به كولبرگ، ص ١٢٦).
روايت كتاب حلبى در ميان اسماعيليه نيز متداول بوده است. گفتهاند كه دو داعى برجسته اسماعيلى، به نامهاى حلوانى و سفيانى، كه قبل از تشكيل حكومت فاطميان در شمال افريقا در آن نواحى فعاليت داشتند، كتاب حلبى را روايت كردهاند (رجوع کنید به ابنهيثم، ص ١٢٢؛ ادريس عمادالدينقرشى، ص ٢١١). داعى اسماعيلى، ابوعبداللّه جعفربن احمدبن هيثم، اين كتاب را، به نقل از افلحبن هارون عبانى (داعى، شيخ و فقيه قبيله مَلُوسَه، از قبايل طرفدار اسماعيليه)، روايت كرده است (رجوع کنید به ابنهيثم، ص ١٢١ـ١٢٢؛ نيز رجوع کنید به ادريس عمادالدينقرشى، همانجا). قاضى نعمان از اين كتاب در تأليف كتاب مهم خود، الايضاح، استفاده و مطالب متعددى از آن نقل كرده است (براى نمونه رجوع کنید به ص٤٠، ٤٦، ٤٩؛ نيز رجوع کنید به مادلونگ، ص ٣٤ـ٣٥؛ مدرسىطباطبائى، همانجا). كتاب حلبى براساس ابواب فقهى بوده است (رجوع کنید به نجاشى، ص ٣٦٦).
ابنشهرآشوب (ص ١٧٩) از كتابى به نام المسائل، تأليف حلبى، نام برده كه ظاهراً خود اين كتاب را نديده و اطلاعاتش براساس نقلقولهايى از آن در الايضاح قاضى نعمان بوده است. حلبى در كتاب المسائل، همانند ديگر آثار تأليف شده به اين نام در عصر حضور ائمه (براى نمونه رجوع کنید به مدرسىطباطبائى، ج ١، ص ٣٤٧، ٣٨١)، نخست پرسشهاى خود را از امام و در ادامه، پاسخهاى امام را آورده است. كتاب المسائل حلبى حاوى پرسشهاى او از امام صادق عليهالسلام و پاسخهاى حضرت به آنها بوده است. ابنبابويه از اين اثر در كتاب مَن لايَحضُرُه الفقيه (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٨٣، ٩٩، ج ٢، ص ٤٠، ٣٤٤، ج ٣، ص ٤٠، ٤٧) مطالبى نقل كرده است. كتاب المسائل همچنين در اختيار قاضى نعمان بوده و او نقلقولهايى از آن را در الايضاح (براى نمونه رجوع کنید به ص٣٠، ٣٦) آورده است (نيز رجوع کنید به مدرسىطباطبائى، ج ١، ص ٣٨١). از مشهورترين كسانى كه از عبيداللّه بن على حلبى حديث نقل كردهاند، اين اشخاص بودهاند: حماد بن عثمان (رجوع کنید به كلينى، ج ٥، ص ٣٥٦؛ ابنبابويه، ١٣٦١ش، ص ٢٩٤)، ابراهيمبن عبدالحميد (كلينى، ج ٢، ص ١١٤)، على بن رئاب كوفى (ابنبابويه، ١٣٦٢ش، ج ١، ص ١٢٩، ١٥١) و احمدبن عائذ (كلينى، ج ٢، ص ٦٣٩).
برادر حلبى، محمد بن على، نيز از محدّثان و راويان بنام اماميه بوده و نجاشى (ص ٣٢٥) از او با عنوان «وجه اصحابنا و فقيههم» (از بزرگان اصحاب و فقيهان اماميه) ياد كرده و از دو برادر ديگر او، عمران و عبدالاعلى، فقط نام برده است (نيز رجوع کنید به ص ٩٨). محمدبن على حلبى كتابى در تفسير داشته كه عياشى مطالب متعددى را از آن در تفسير خود (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٤٥، ٨٤، ١٧٧) نقل كرده است (نيز رجوع کنید به مدرسىطباطبائى، ج ١، ص ٣٣٧ـ ٣٣٨). همچنين مطالب تفسيرى متعددى از محمدبن على حلبى در ضمن آثار اماميه نقل شده كه ظاهراً برگرفته از اين كتاب اوست (براى نمونه رجوع کنید به كلينى، ج ٢، ص ١٣، ج ٥، ص ٥٢٩؛ ابنبابويه، ١٣٥٧ش، ص ١٥٤ـ١٥٥؛ مدرسىطباطبائى، همانجا). نجاشى (ص ٣٢٥) از ديگر آثار محمدبن على حلبى به كتابى تدوين يافته براساس ابواب فقهى، با عنوان كتابٌ مُبَوَّبٌ فىالحلال و الحرام، اشاره كرد كه مجموعهاى از روايات فقهى از ائمه، بهويژه از امام صادق عليهالسلام، بوده است. ابوغالب احمدبن محمد زُرارى (متوفى ٣٦٨؛ ص ١٦١) و شيخ طوسى (١٤٢٠، ص ٣٨٥) از اين اثر فقط با عنوان كتاب ياد كرده و طريق خود به آن را ذكر نمودهاند. اين كتاب، به روايت عبداللّهبن مُسْكان (براى نمونه رجوع کنید به كلينى، ج ٣، ص ٣٧، ٤٥، ٥١٧) و ابوجميله مفضلبن صالح (براى نمونه رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٤٠٤، ٤٤٣، ج ٢، ص ١٣، ٨٢)، در ميان اماميه تداول داشته است. نجاشى (ص ٢١٤) يادآور شده كه كتاب فىالحلال و الحرام عبداللّهبن مسكان، درواقع، با اضافاتى، همان كتاب محمدبن على حلبى است (نيز رجوع کنید به مدرسىطباطبائى، ج ١، ص ١٥٣ـ١٥٥، ٣٣٨). روايات متعددى از كتاب محمدبن على حلبى در ضمن آثار گوناگون اماميه باقىمانده كه خويى (ج ١٧، ص ٣٥٣ـ٣٥٤، ج ١٨، ص ٧٣، ٤٠٤ـ٤٠٦، ج ٢٣، ص ٣٣٣ـ٣٤١) فهرست كامل آنها را آورده است. از محمدبن علىحلبى، اَبانبن عثمان بَجَلى (رجوع کنید به كلينى، ج ٢، ص ٧، ج ٤، ص ٤٠٠ـ٤٠٥)، اسحاقبن عمار ساباطى (همان، ج ٣، ص ٣٨)، منصوربن يونس (همان، ج ٥، ص ٢٩٠) و كسان ديگرى حديث نقل كردهاند.
نجاشى (ص ٩٨، ٤٤٤) از ديگر افراد مشهور اين خاندان از احمدبن عمربن ابىشعبه حَرّانى و يحيىبن عمرانبن علىبن ابىشعبه حرّانى ياد كرده است. احمدبن عمر حلبى از راويان حديث از امام رضا عليهالسلام بوده و از امام صادق عليهالسلام، گاه به واسطه پدرش (رجوع کنید به همان، ص ٩٨) و گاه به صورت مستقيم (ابنبابويه، ١٣٦٢ش، ج ١، ص ٩٢ـ٩٣)، حديث نقل كرده است. نجاشى (همانجا) به كتابى از آثار او اشاره نموده كه حسنبن علىبن فَضّال آن را روايت كرده است. از اين احمدبن عمر، عبدالعزيزبن عمر (رجوع کنید به ابنبابويه، ١٣٦٢ش، ج ١، ص ٩٢) و عبيداللّه دهقان (همان، ج ١، ص ١٠٠) حديث نقل كردهاند.
نجاشى (ص ٤٤٤) از يحيىبن عمران، همانند ديگر افراد خاندان حلبى، با لفظ ثقه ياد كرده و به روايت او از امام صادق (نيز رجوع کنید به كلينى، ج ٢، ص ٢٤٠، ج ٣، ص ٣٠٦، ج ٤، ص ٣٥٩، ج ٥، ص ٩٦) و امام موسى كاظم عليهماالسلام اشاره كرده است. يحيىبن عمران از اشخاص بسيارى حديث نقل كرده است كه از جمله آنها، ابوسعيد مُكارى (رجوع کنید به كلينى، ج ١، ص ٤٧)، ايوببن حُرّ (همان، ج ١، ص ٦٩، ٢٦٩، ٢٨٨، ج ٢، ص ٣٨)، عبداللّهبن مسكان (همان، ج ١، ص ٨٢)، مُعَلّىبن عثمان (همان، ج ١، ص ١٥٤، ٣٩٩، ج ٢، ص ٧٩)، محمدبن نعمان احول (همان، ج ١، ص ٢٠٦)، بريدبن معاويه (همان، ج ١، ص ٢٢١، ٣٧٩)، عبيداللّهبن على حلبى (همان، ج ٤، ص ٢٩٣) و عمرانبن اعين (همان، ج ١، ص ٣٩٨) بودهاند (براى برخى ديگر از مشايخ او رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٢٢٢، ٢٧٣، ج ٢، ص ١٢٧، ١٧٧، ١٨٠، ٢١٧). نجاشى (همانجا) از آثار او به كتابى اشاره كرده كه خود نزد ابن نوح آن را قرائت نموده است. نجاشى (همانجا)، ضمن بيان طريق خود در نقل از اين كتاب، تصريح كرده كه طرق روايت اين كتاب متعدد بوده است. رواياتى از اين كتاب، به روايت ابنابىعمير و نَصْربن سُوَيْد صَيْرفى، در آثار حديثى اماميه باقىمانده است (رجوع کنید به نجاشى، همانجا؛ طوسى، ١٤٢٠، ص ٥٠١؛ مدرسىطباطبائى، ج ١، ص ٣٩٤ـ ٣٩٥). كلينى روايات فراوانى از او از طريق نصربن سويد نقل كرده است (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٤٧، ٦٩، ٨٢، ١٥٤، ٢٠٦). خويى (ج ٢٠، ص ٧٠ـ٧٣، ٩٨ـ٩٩، ٢٥١، ٢٥٤ـ ٢٥٨) موارد نقل از اين كتاب در آثار حديثى اماميه را گرد آورده است. احمدبن عمر حلّال نيز از وى حديث نقل كرده است (رجوع کنید به ابنبابويه ١٣٦٢ش، ج ٢، ص ٣٤٨ـ٤٣٤).
منابع:
(١) ابنبابويه، التوحيد، چاپ هاشم حسينى طهرانى، قم ?(١٣٥٧ش)؛
(٢) همو، كتابالخصال، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦٢ش؛
(٣) همو، كتاب مَن لايَحضُرُه الفقيه، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٤١٤؛
(٤) همو، معانىالاخبار، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦١ش؛
(٥) ابنشهرآشوب، معالم العلماء، نجف ١٣٨٠/١٩٦١؛
(٦) ابنطاووس، اقبالالاعمال، چاپ جواد قيومىاصفهانى، قم ١٤١٤ـ١٤١٦؛
(٧) همو، رسالة عدم مضايقة الفوائت، (چاپ) محمدعلى طباطبائىمراغى، در تراثنا، سال ٢، ش ٢و٣ (ربيعالآخر ـ رمضان ١٤٠٧)؛
(٨) ابنهيثم، كتاب المناظرات، با ترجمه انگليسى از ويلفرد مادلونگ و پل ارنست واكر، لندن ٢٠٠٠؛
(٩) ادريس عمادالدين قرشى، تاريخ الخلفاء الفاطميين بالمغرب: القسم الخاص من كتاب عيون الأخبار، چاپ محمد يعلاوى، بيروت ١٩٨٥؛
(١٠) احمدبن محمد برقى، كتاب الرجال، در ابنداوود حلّى، كتابالرجال، تهران ١٣٨٣ش؛
(١١) محمدباقر بهبودى، معرفةالحديث و تاريخ نشره و تدوينه و ثقافته عندالشيعةالامامية، تهران ١٣٦٢ش؛
(١٢) خويى؛
(١٣) احمدبن محمد زرارى، رسالة ابىغالب الزرارى الى ابنابنه فى ذكر آلاعين، چاپ محمدرضا حسينى، قم ١٤١١؛
(١٤) شوشترى؛
(١٥) محمدبن حسن طوسى، رجال الطوسى، چاپ جواد قيومىاصفهانى، قم ١٤١٥؛
(١٦) همو، فهرست كتب الشيعة و اصولهم و اسماء المصنفين و اصحاب الاصول، چاپ عبدالعزيز طباطبائى، قم ١٤٢٠؛
(١٧) علىبن حسين علمالهدى، رسائل الشريف المرتضى، چاپ مهدى رجائى، قم ١٤٠٥ـ١٤١٠؛
(١٨) محمدبن مسعود عياشى، كتاب التفسير، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم ١٣٨٠ـ١٣٨١، چاپ افست تهران (بىتا.)؛
(١٩) نعمانبن محمد قاضىنعمان، الايضاح، چاپ محمدكاظم رحمتى، بيروت ١٤٢٨/٢٠٠٧؛
(٢٠) كلينى؛
(٢١) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشيعة المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧؛
(٢٢) Etan Kohlberg, A medieval Muslim scholar at work: Ibn Tawus and his library, Leiden ١٩٩٢;
(٢٣) Wilferd Madelung, "The sources of Ismaili law", Journal of Near Eastern studies, XXXV (١٩٧٦);
(٢٤) Hossein Modarressi Tabatabai, Tradition and survival: a bibliographical survey of early Shiite literature, vol.١, Oxford ٢٠٠٣.
/ مينا احمديان /