دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٣٣
عیدروسیه ، طریقتی منتسب به خاندانی از سادات و صوفیان یمن و هند و اندونزی در قرن نهم و دوازدهم.
مؤسس این طریقت ،عبدالله بن ابوبکر سکران بن عبدالرحمان سقاف، ملقب به شاذلی(ابن عماد،ج٨،ص٣٩)، فقيه و صوفی، در ٨١١ در تَريم به دنیا آمد و پدرش او راعيدروس ،يعنی زعيم صوفيه ،لقب داد(شلی،ج٢،ص٣٤٢).عبدالله شانزده ساله بود که پدرش را از دست داد و زير نظرعمويش،عمرمحضار، پرورش يافت وازاو خرقۀ تصوف گرفت (همان،ج٢،ص٣٤٣).عبدالله علوم گوناگونی آموخت ، از جمله فقه و حديث و تفسير (شلی،همانجا).اگرچه وی خرقۀ شاذلیان گرفته بود(ابن عماد،همان،ص٤٠)، طریقت او را شاخه ای از سلسلۀ کبرویه دانسته اند (تریمینگام،ص٧٣؛ د.اسلام، ذیل «عیدروس» ). محمدبن حسن جمل اليل، ابراهيم بن محمد باهرمز، سعدبن عبدالله باعبيد و عبدالله باهراوه از استادان او ( شلی، همانجا)، و عمربن عبدالرحمان صاحب الحمراء،عبدالله بن احمد باکثير، محمدبن علی عفيف هجراني و احمد قسم بن علوي شيبه از شاگردان او بودند( همان،ج٢، ص ٣٤٥).
او به نوشته های عرفانی غزالی، به ويژه احياء علوم الدين،علاقه داشت و معتقد بود هر که احياء علوم را مطالعه کند از مجتهدان محسوب می شود و شاگردان خويش را به خواندن و استنساخ و عمل به آن سفارش می کرد(همان،ج٢،ص٣٤٥ـ٣٤٦). او در عين حسن ظن به ابن عربی، شاگردانش را از مطالعۀ فتوحات مکيۀ ابن عربی، نهی می¬کرد، زیرا این کتاب را فراتر از فهم همگانی می دانست (همان،ج٢، ص٣٤٦).
عبدالله در١٢ رمضان ٨٦٥ درگذشت و او را در زادگاهش به خاک سپردند ( همان، ج٢، ص٣٦١) .
برخی از آثار او عبارت اند از: رساله ای در مناقب شيخ خويش ( سعد بن علی)، و الکبريت الاحمر شرحی بر قصيدۀ سعيد بالحاف (همان،ج٢،ص ٣٤٦ـ٣٤٧ ). شاگردش ،عمربن عبدالرحمان، در فتح الرحيم الرحمن بسياری از آرای او را ذکر کرده (همان،ج٢،ص٣٤٧، ٣٥٦) و عبدالقادر بن شيخ در کتاب فتح الله القدوس فی مناقب عبدالله العَيَدروس برخی از کرامات او را نقل نموده است (همان، ج٢، ص ٣٥٦).
از ویژگیهای طریقت وی، اعتدال میان سکر و صحو، جمع شریعت و حقیقت و علم و عمل بود (همان،ج٢، ص٣٤٤).
طریقت عیدروسیه، از طریق نوادگان عبدالله عیدروس، در گجرات و اغلب شهرهای دکن گسترده شد(رجوع کنید به تصوف*، بخش «تصوف در شبه قارة هند»، ص٤٠٨) و حتی در اندونزی و ساحل شرقی افریقا نیز نفوذ یافت. با وجود این، عیدروسیه طریقتی کم اثر و محدود به اعضای خاندان عیدروس باقی ماند(تریمینگام،همانجا). پیروان این طریقت در هند با مشایخ سایر سلسله های صوفیانه مراوده داشتند و از آنها خرقه می گرفتند(شلی، همان، ص٢٦٨).
منابع:
(١) ابن عماد؛
٢- محمد شلی، المشرع الروی،[بی جا]،١٩٨٠؛
(٣) J Spencer Trimingham, The Sufi Orders in Islam, London,١٩٧٣;
EI٢, s.v. “Άydarūs”, by: O. Löfgren
/ سپیده نصرتی /
تاریخ انتشار اینترنتی: ٠٣/٠٦/١٣٨٩