دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٣١١
حَفْصبن عُمر دُورى ، از راویان قرائتهاى هفتگانه قرآن و محدّث قرن دوم و سوم. پدرش عُمربن عبدالعزیزبن صهبان (ابنسعد، ج ٧، ص ٣٦٤؛ ابنحِبّان، ج ٨، ص ٢٠٠؛ قس خطیب بغدادى، ج ٩، ص ٨٩: صُهَیب)، كنیهاش ابوعُمر (دولابى، ج ٢، ص ٥٤؛ ابن ابیحاتم، ١٣٧١ـ١٣٧٣، ج ٣، ص ١٨٣) یا ابوعمرو (ابنسعد، همانجا) و به دُورى (منسوب به دُور، از محلههاى بغداد؛ سمعانى، ج ٢، ص ٥٠٣؛ ابناثیر، ج ١، ص ٥٢١) و مُقرى و اَزدى (ابنسعد؛ خطیب بغدادى، همانجاها) مشهور بود.
حفص در سامرا سكونت داشت (ابن ابیحاتم، همانجا). از اسماعیلبن جعفر، ابواسماعیل ابراهیمبن سلیمان مؤدِّب، ابوتُمیله یحییبن واضح، علیبن قدامه، یزیدبن هارون، حجاجبن محمد اعور، یحییبن ابیبُكیر و عفّانبن مسلم حدیث شنید (رجوع کنید به همان، ج ٣، ص ١٨٣ـ١٨٤؛ خطیب بغدادى، همانجا؛ براى نام كسانى كه وى از آنها روایت كرده است رجوع کنید به مِزّى، ج ٧، ص ٣٥ـ٣٦) و قرآن را نزد قاریان بزرگ قرائت كرد (رجوع کنید به خطیب بغدادى، ج ٩، ص ٩٠؛ مزّى، ج ٧، ص ٣٦ـ٣٧؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله). ابنماجه، ابوزُرعه عُبیداللّهبن عبدالكریم رازى، ابوبكربن ابیالدنیا، علیبن سُلیم، ابوبكر حسنبن بشّاربن علّاف، حاجببن اركین فرغانى، علیبن ابراهیم اهوازى، فضلبن شاذان و ابوحاتِم محمدبن ادریس رازى از او روایت كردهاند (رجوع کنید به ابن ابیحاتم، ١٣٧١ـ١٣٧٣، ج ٣، ص ١٨٤؛ خطیب بغدادى، همانجا؛ مزّى، ج ٧، ص ٣٦؛ براى فهرست كامل راویان وى رجوع کنید به مزّى، همانجا). به گفته ابوداود سلیمانبن اشعث، احمدبن حنبل نیز از او حدیث نوشته است (رجوع کنید به خطیب بغدادى، همانجا).
حفص براى فراگرفتن قرائات قرآن، بسیار سفر كرد و نزد اشخاص بسیارى علم آموخت تا جایى كه قرآن را طبق قرائتهاى هفتگانه و نیز قرائتهاى شاذ میخواند (ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ١١، ص ٥٤٣؛ همو، ١٤٢٤، ج ٥، ص ١١٢٩)، هر چند به قرائت كسایى* بیشتر تمایل داشت و بدان شهرت یافت (خطیب بغدادى؛ مزّى، همانجاها). او قرائت نافع مدنى و ابوجعفر یزیدبن قعقاع مدنى را از اسماعیلبن جعفر مدنى (متوفى ١٨٠)، قرائت حمزةبن حبیب كوفى را از سُلیمبن عیسى حنفى (متوفى ١٨٨ یا ١٨٩)، قرائت علیبن حمزه كسایى (متوفى ١٨٩) را از خود او، قرائت ابوعمروبن علاء بصرى* را از شجاعبن ابینصر بلخى (متوفى ١٩٠) و ابومحمد یحییبن مبارك یزیدى (متوفى ٢٠٢) و قرائت عاصم را از ابوبكربن عیاش (متوفى ١٩٣) آموخت (ذهبى، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ١١، ص ٥٤١؛ همو، ١٤٢٤، ج ٥، ص ١١٢٨؛ ابنجزرى، غایةالنهایة، ج ١، ص ٢٥٥).
گفتهاند كه دورى نخستین كسى است كه قرائات را گردآورى و در این باره كتابهایى تألیف كرده است (رجوع کنید به ذهبى، ١٤١٨، ج ١، ص ٢٢٠؛ صفدى، ١٩٦٢، ج ١٣، ص ١٠٣؛ ابنجزرى، همانجا؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله). ذهبى (١٤٢٤، همانجا؛ نیز رجوع کنید به صفدى؛ ابنجزرى، همانجاها) او را شیخ قاریان عراق، و در قرائت قرآن ثَبَت و امام خوانده است (١٤٠١ـ١٤٠٩، ج١١، ص٥٤٣). دورى یكى از دو راوى قرائت ابوعمرو با واسطه ابومحمد یزیدى (براى راوى دوم رجوع کنید به صالحبن زیاد سوسى*) و كسایى (رجوع کنید به دانى، ص ٥، ٧، ١٢، ١٦)، هر دو از قاریان هفتگانه، بوده و نیز از طریق ابنجماز قرائت ابوجعفر یزیدبن قعقاع* مدنى، از قاریان دهگانه، را روایت كرده است (رجوع کنید به ابنجزرى، النشر، ج ١، ص ١٧٧). ابنجزرى (النشر، ج ١، ص ١٢٣ـ١٣١،١٧٠ـ١٧٢، ١٧٧ـ١٧٨) طرق كامل این روایات را آورده و محمد ابراهیم محمد سالم این قرائات را از طرق مذكور نقل كرده است (رجوع کنید به فریدة الدهر، ص ١٤٢ـ٢١٢، ٤٤٤ـ٤٥١، ٤٧٣ـ٤٧٤). ابوالزَّعراء عبدالرحمانبن عبدوس (متوفى بعد از ٢٨٠)، احمدبن فَرَح مفسر (متوفى ٣٠٣)، ابنأسد نَصیبى (متوفى بعد از ٣٠٧)، ابوعثمان سعیدبن عبدالرحمان ضریر (متوفى بعد از ٣١٠)، ابننفّاح باهلى (متوفى ٣١٤)، جعفربن عبداللّه ابننَهشَل (متوفى ٢٩٤) و بسیارى دیگر، قرآن را بر دُورى قرائت كرده و از او روایت كردهاند (رجوع کنید به ذهبى، ١٤١٨، ج ١، ص ٢٢٠ـ٢٢١؛ ابنجزرى، غایةالنهایة، ج ١، ص ٢٥٥ـ٢٥٦).
ابنابیحاتم رازى (١٣٧١ـ١٣٧٣، ج٣، ص١٨٤) و ابنحبّان (ج ٨، ص ٢٠٠) حفص را توثیق كردهاند، ولى دارقطنى به ضعف او رأى داده است (رجوع کنید به حاكم نیشابورى و دارقطنى، ص ١٩٦). به عقیده ذهبى (١٤٠١ـ١٤٠٩، همانجا) تضعیف دارقطنى ناظر به روایت حدیث است نه قرائت قرآن؛ چه، او در قرائت دقیق و معتمد بوده است. همچنانكه بسیارى از بزرگان قرائت، نظیر نافع و كسایى و حفصبن سلیمان، نیز فقط در قرائت ــو نه در نقل حدیث ــ موثق بودهاند. همچنین ابنسعد (ج ٧، ص ٣٦٤) او را دانشمند قرائت و تفسیر قرآن دانسته و ابنابیحاتم رازى نیز در تفسیر خود (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٩٨، ج٢، ص٤٤٦، ج٣، ص ٨٠٢، ج ٧، ص ٢١٧٣، ج ٩، ص٢٩٣٦، ج ١٠، ص ٣٣٧٥) روایاتى از ابوعمر دُورى نقل كرده است. ظاهرآ دورى در نحو و لغت عربى نیز تبحر داشته است (رجوع کنید به دانى، ص ٥؛ ذهبى، ١٤١٨، ج ١، ص ٢٢٠؛ نیز رجوع کنید به ثعلبى، ج ٣، ص ٢٤٨؛ ابوحیان غرناطى، ج ٣، ص ١٧٣).
وى قریب به یك قرن زندگى كرد و در اواخر عمر نابینا شد (رجوع کنید به ذهبى، ١٤٢٤، ج ٥، ص ١١٢٩؛ صفدى، ١٣٢٩، ص ١٤٦) و بدین سبب وى را ضریر لقب دادهاند (رجوع کنید به ابن ابیحاتم، ١٣٧١ـ١٣٧٣، ج ٣، ص ١٨٣؛ صفدى، ١٣٢٩، همانجا). دورى در ٩٦ سالگى (ابنعماد، ج ٢، ص ١١١) و بنابر مشهور در شوال ٢٤٦ درگذشت (بغوى، ص ٨١؛ نیز رجوع کنید به خطیب بغدادى، ج٩، ص٩٠ـ٩١؛ سمعانى، ج٢، ص٥٠٣؛ قس ابنقُنفُذ، ص١٧٩)، هر چند به نقلِ ذهبى (١٤١٨، ج ١، ص ٢٢٢)، حاجببن اركین در ٢٤٨ از او حدیث شنیده و ابنحبّان (همانجا) نیز وفات او را همان سال دانسته است.
حفص دو پسر داشت: ابوجعفر محمد (خطیب بغدادى، ج ٣، ص ٩٧) و ابوبكر محمد (ابن ابیحاتم، ١٣٧١ـ١٣٧٣، ج ٧، ص ٢٣٦؛ قس خطیب بغدادى، ج ٣، ص ٩٨، ج ٥، ص ١٩٩، كه نام او را به نقل از حاجببن اركین، احمد آورده)، كه هر دو اهل حدیث و قارى قرآن بودند (رجوع کنید به خطیب بغدادى، ج ٣، ص ٩٧ـ٩٩). حفص شانزده حدیث از فرزندش، ابوجعفر، روایت كرده كه خطیب بغدادى در كتاب روایة الآباء عن الابناء آنها را آورده است (رجوع کنید به ج ٣، ص ٩٧ـ٩٨؛ نیز رجوع کنید به ابنصلاح، ص ١٨٤).
دورى همچنین كتابهایى در زمینه قرائت قرآن تألیف كرده است كه عبارتاند از: الخلاف فى القراءات بین ابیعمروبن العلاء و اهلالمدینه و حمزه و الكسائى؛ ابتداء الحروف فى كتاباللّه تعالى؛ ما اتفقتالفاظه و معانیه منالقرآن؛ اجزاء القرآن؛ فضائل القرآن؛ قرائات النبى صلیاللّه علیه و سلم (رجوع کنید به خطیب بغدادى، ج ٢، ص ١٥٠، ج ٣، ص ٩٨، ج ٥، ص ٢٠٠؛ یاقوت حموى، ج ٣، ص ١١٨١؛ زركلى، ج ٢، ص ٢٦٤). نسخههایى از كتاب اخیر موجود است (رجوع کنید به زركلى، همانجا؛ سزگین، ج ١، ص ١٣). داوودى (ج ١، ص ١٦٦) كتاب احكام القرآن و كتاب السنن را، به اشتباه، به وى نسبت داده كه در اصل از آنِ ابوعمر حفصبن عمر (متوفى ٢٢٠)، از فقهاى اهل بصره، است (رجوع کنید به ابنندیم، ص ٢٨٧؛ ذهبى، ١٣٧٦ـ١٣٧٧، ج ١، ص ٤٠٦؛ نیز رجوع کنید به سمعانى، ج ٤، ص ١٦).
منابع :
(١) ابنابیحاتم، تفسیرالقرآن العظیم، چاپ اسعد محمدطیب، صیدا ١٤١٩/ ١٩٩٩؛
(٢) همو، كتاب الجرح و التعدیل، حیدرآباد، دكن ١٣٧١ـ ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٣) ابناثیر، اللباب فى تهذیب الانساب، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٤) ابنجزرى، غایة النهایة فى طبقات القرّاء، چاپ برگشترسر، قاهره (بیتا.)؛
(٥) همو، النشر فى القراءات العشر، چاپ علیمحمد ضباع، بیروت: دارالفكر، (بیتا.)؛
(٦) ابنحِبّان، كتاب الثقات، حیدرآباد، دكن ١٣٩٣ـ١٤٠٣/ ١٩٧٣ـ ١٩٨٣، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٧) ابنسعد (بیروت)؛
(٨) ابنصلاح، مقدمة ابنالصلاح فى علوم الحدیث، چاپ صلاحبن محمدبن عویضه، بیروت ١٤١٦/ ١٩٩٥؛
(٩) ابنعماد؛
(١٠) ابنقُنفُذ، الوفیات، چاپ عادل نویهض، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١١) ابنندیم (تهران)؛
(١٢) ابوحیان غرناطى، تفسیر البحر المحیط، چاپ عادل احمد عبدالموجود و دیگران، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(١٣) عبداللّهبن محمد بغوى، تاریخ وفاة الشیوخ الذین ادركهم البغوى، چاپ محمد عزیرشمس، بمبئى ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(١٤) احمدبن محمد ثعلبى، الكشف و البیان، المعروف تفسیر الثعلبى، چاپ على عاشور، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(١٥) محمدبن عبداللّه حاكم نیشابورى و علیبن عمر دارقطنى، سؤالات الحاكم النیسابورى للدارقطنى فى الجرح و التعدیل، چاپ موفقبن عبداللّهبن عبدالقادر، ریاض ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٦) خطیب بغدادى؛
(١٧) عثمانبن سعید دانى، كتاب التیسیر فى القراءات السبع، چاپ اوتوپرتسل، استانبول ١٩٣٠؛
(١٨) محمدبن على داوودى، طبقات المفسرین، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٩) محمدبن احمد دولابى، الكنى و الاسماء، چاپ زكریا عمیرات، بیروت ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(٢٠) محمدبن احمد ذهبى، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ بشارعواد معروف، بیروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(٢١) همو، سیراعلام النبلاء، چاپ شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/ ١٩٨١ـ١٩٨٨؛
(٢٢) همو، طبقات القراء، چاپ احمدخان، ریاض ١٤١٨/١٩٩٧؛
(٢٣) همو، كتاب تذكرةالحفاظ، حیدرآباد، دكن ١٣٧٦ـ١٣٧٧/ ١٩٥٦ـ ١٩٥٨، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٢٤) خیرالدین زركلى، الاعلام، بیروت ١٩٨٠؛
(٢٥) سمعانى؛
(٢٦) خلیلبن ایبك صفدى، كتاب الوافى بالوفیات، ویسبادن ١٩٦٢ـ؛
(٢٧) همو، نكت الهمیان فى نكت العُمیان، چاپ احمد زكیبك، مصر ١٣٢٩/١٩١١؛
(٢٨) فریدةالدهر فى تأصیل و جمع القراءات العشر، ج ١، تحریر و جمع محمدابراهیم محمدسالم، (مصر: مطبعة حماده الحدیثة)، ١٤٢١/٢٠٠١؛
(٢٩) یوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تهذیب الكمال فى اسماءالرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٢/ ٢٠٠٢؛
(٣٠) یاقوت حموى، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٩٣؛
(٣١) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden ١٩٦٧- .
/ سیدعلى آقایى و احمد زرنگار /