دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٣٠٩
حَفْصُ الفَرد ، متكلم مصرى قرن دوم. كنیه او را ابوعمرو و ابویحیى ذكر كردهاند (ابنندیم، ص ٢٢٩ـ٢٣٠). سال ولادت و وفاتش معلوم نیست. گفتهاند كه در مصر (احتمالا بین سالهاى ١٨٨ تا ١٩٥) با شافعى مناظره كرد و شافعى او را، به سبب اعتقاد به مخلوق بودن قرآن، كافر شمرد و «المنفرد» لقب داد (رجوع کنید به بیهقى، ج ١٠، ص ٤٣، ٣٠٦؛ ابنعساكر، ج ٥١، ص ٣١٠ـ٣١١، ٣٨٢؛ ابنحجر عسقلانى، ١٣٩٠، ج ٢، ص ٣٣١؛ نیز رجوع کنید به د. اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه). حفص سپس به بصره رفت و در مجلس ابوالهُذَیلِ عَلّاف*، متكلم مشهور معتزلى، حاضر شد. پس از مناظرههایى با او بر سر جبر و قَدَر، در ٢٠٣ به مصر بازگشت (ابنندیم، ص ٢٢٩؛ ابنمرتضى، ص ١١٢ـ١١٣؛ د. اسلام، همانجا). ابوالهذیل و حفصالفرد كتابهایى در رد یكدیگر نوشتند (رجوع کنید به ابنندیم، ص ٢٠٤، ٢٢٩). اختلاف این دو ممكن است به سبب نارضایى حفص از موضع ابوالهذیل باشد، زیرا ابوالهذیل برخلاف ضِراربن عمرو* (متوفى ح ١٩٠)، استاد سابقش كه از اعتزال به جبر گرایید، مدافع اختیار انسان بود (د. ایرانیكا، ذیل "Abul- Hodayl al- Allaf "). اندیشههاى حفص در موارد بسیارى شبیه به آراى ضِرار است و در بسیارى منابع آنها را در كنار هم ذكر كردهاند. شهرستانى (ج ١، ص ١٢٠) حتى ضراریه را پیروان حفصالفرد خوانده است. مجموع این دادهها، سخن ابنندیم (ص ٢٢٩) را توجیه میكند كه گفته است حفص در آغاز معتزلى بود و سپس به خلق افعال معتقد شد و همچون حسینبن محمد نَجّار* از بزرگان مجبّره بود. ابنمرتضى (ص ١١٢) حفص را از بزرگان عانِدیه، پیروان ابوالفضل عاند كَرّامى، كه آنان نیز اهل جبر بودند، شمرده است.
جز اعتقاد به خلق افعال (رجوع کنید به ابنحزم، ج ٣، ص ٨١؛
علامه حلّى، ص ٦٨؛
ابنمرتضى، همانجا)، اندیشههاى دیگرى نیز از حفص در كتابهاى كلام و فرق ذكر شده، از جمله این اندیشه جبرى كه اراده خدا بر دو نوع است: ارادهاى كه صفت ذات خداست و هر چیز ماسواى ذات الهى متعلَّق آن قرار میگیرد، خواه آن چیز فعل خدا باشد خواه فعل مخلوقات؛
و ارادهاى كه صفت فعل خداست و غیر از اوست و عبارت است از امر او به طاعت (اشعرى، ص ٥١٥). درباره رؤیت، از او نقل كردهاند كه خدا به چشم دیده نمیشود و در روز قیامت خدا حس ششمى براى ما میآفریند تا با آن او را درك كنیم (همان، ص ٢١٦؛
نیز رجوع کنید به ص ٢٨٢؛
بغدادى، ص ٢١٤). نیز گفتهاند او بر آن بوده است كه خدا ماهیتى دارد كه هیچ كس جز خودش آن را نمیشناسد (رجوع کنید به خیاط، ص ٢٠١). همچنین او در مقابل نظریه مداخله نَظّام* ــكه مبنى بر نفى تركیب جسم از اجزاى لایتجزا بودــ از مفهوم مجاورت استفاده میكرده است، به این شرح كه اعراضِ مجتمع در اجسام در لطیفترین حد مجاورت با یكدیگر قرار دارند (اشعرى، ص ٣١٨؛
براى دیگر آراى حفصالفرد رجوع کنید به همان، ص ٤٠٨؛
ابنحزم، ج ٣، ص ٢٠١؛
شهرستانى، ج١، ص ١٢٠ـ ١٢١؛
عضدالدین ایجى، ص٣١٦؛
جرجانى، ج ٨، ص ١٦٠).
از آثار حفصالفرد ــكه هیچیك باقینمانده ــ ابنندیم (ص ٢٣٠) از اینها نام برده است: كتابالتوحید، كتاب الاستطاعة، كتابالابواب فیالمخلوق، كتاب فى المخلوق على أبیالهذیل، كتاب الرد على النصارى، و كتابالردعلى المعتزلة. كتابى با عنوان الفرق بینالسحر و النبوة نیز به او نسبت داده شده است (رجوع کنید به ابنحجر عسقلانى، ١٤١٥، ج ٢، ص ٢١١).
منابع :
(١) ابنحجر عسقلانى، كتاب تهذیبالتهذیب، چاپ صدقى جمیل عطار، بیروت ١٤١٥ /١٩٩٥؛
(٢) همو، لسانالمیزان، حیدرآباد، دكن ١٣٢٩ـ١٣٣١، چاپ افست بیروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٣) ابنحزم، الفصل فى الملل و الأهواء و النحل، چاپ محمد ابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٤) ابنعساكر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ على شیرى، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٥) ابنمرتضى، كتاب المنیة و الأمل فى شرح الملل و النحل، چاپ محمدجواد مشكور، (بیجا) ١٩٨٨؛
(٦) ابنندیم (تهران)؛
(٧) علیبن اسماعیل اشعرى، كتاب مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلّین، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(٨) عبدالقاهربن طاهر بغدادى، الفرق بین الفرق، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت: دارالمعرفة، (بیتا.)؛
(٩) احمدبن حسین بیهقى، السنن الكبرى، بیروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(١٠) علیبن محمد جرجانى، شرح المواقف، چاپ محمد بدرالدین نعسانى حلبى، مصر ١٣٢٥/١٩٠٧، چاپ افست قم ١٣٧٠ش؛
(١١) عبدالرحیمبن محمد خیاط، الانتصار و الرد علیابنالراوندى الملحد، چاپ محمد حجازى، قاهره ( ١٩٨٨)؛
(١٢) محمدبن عبدالكریم شهرستانى، الملل و النحل، چاپ احمد فهمى محمد، قاهره ١٣٦٧ـ١٣٦٨/ ١٩٤٨ـ١٩٤٩، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(١٣) عبدالرحمانبن احمد عضدالدین ایجى، المواقف فى علمالكلام، بیروت: عالمالكتب، (بیتا.)؛
(١٤) حسنبن یوسف علامه حلّى، كشف المراد فى شرح تجرید الاعتقاد (قسم الالهیات)، چاپ جعفر سبحانى، قم ١٣٧٥ش؛
(١٥) EIr., s.v. "Abu'l-Hodayl al-Allaf " (by J. van Ess);
(١٦) EI٢, s.v. "Hafs al-Fard".
/ فاطمه مینایى /