دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٣٠٨
حُطَیئه ، ابومُلَیكه جَرْوَلبن اَوْسبن مالك، از بنیعَبْس، از شاعران بر جسته مُخَضْرَمِ* عرب.
مادرش، ضَرّاء، كنیز اَوسبن مالك بود. ضرّاء ابتدا كودكش را فرزند افقمبن ریاح (برادر هَمسر اَوس دختر ریاحبن عمرو) خواند، اما پس از آنكه دختر ریاح او و جرول را آزاد كرد، اعتراف كرد كه جرول فرزند اوسبن مالك است (ابوالفرج اصفهانى، ج ٢، ص ١٥٩ـ١٦٠). درباره وجه تسمیه حطیئه علل متعددى روایت شده است كه هركدام به گونهاى از ظاهر یا شخصیت او انتقاد میكند (رجوع کنید به همان، ج ٢، ص ١٥٧).
تاریخ تولد حطیئه مشخص نیست، اما از روایات چنین برمیآید كه در زمان نعمانبن منذر* (پادشاه حیره) و بِشربن ابیخازم* (شاعر عصر جاهلى)، و حاتِم طائى*، شاعرى شناخته بوده است (رجوع کنید به همان، ج ١٧، ص ٣٦٦ـ٣٦٧؛ ثعالبى، ص ١١٨؛ قس گولدتسیهر، ص١٥٠ـ١٥٢، كه با استناد به برخى فرضیات، ارتباط حطیئه را با نعمانبن منذر رد كرده است). با استناد به این روایات، نظر برخى محققان مبنى بر تولد وى در ربع آخر قرن ششم میلادى صحیح است (رجوع کنید به حطیئه، مقدمه نعمان امین طه، ص ٤٩ـ٥٠).
تاریخ درگذشت حطیئه نیز به درستى معلوم نیست. گولدتسیهر (رجوع کنید به د.اسلام، چاپ اول، ذیل مادّه) و بروكلمان (ج ١، ص ١٦٨) تاریخ وفات او را حدود سال ٣٠ دانستهاند اما منابع متقدم (براى نمونه رجوع کنید به ابنقتیبه، ج ١، ص ٢٤٢؛
ابوالفرج اصفهانى، ج ١٧، ص ٢٢٦) از حضور او در مجلس سعیدبن عاص (متوفى ٥٩)، والى مدینه در زمان خلافت معاویه (حك: ٤١ـ٦٠) مطالبى نقل كردهاند و ابنحجر عسقلانى (ج ٢، ص ١٧٧) به حیات وى تا پس از معاویه اشاره كرده است. نعمان امین طه پس از بررسى روایات در منابع كهن، سال ٥٩ را تاریخ درگذشت وى دانسته است (رجوع کنید به حطیئه، مقدمه، همانجا).
حطیئه در زمان حیات پیامبر صلیاللّهعلیهوآلهوسلم به اسلام گروید، ولى پس از درگذشت رسول اكرم مرتد شد. سپس با پیروزى ابوبكر در جنگ با مرتدین در سال ١١، اسیر شد و باردیگر اسلام آورد. از حطیئه بیتى نقل شده است كه بر اسلام آوردن وى در زمان پیامبر دلالت میكند. به نقلى دیگر حطیئه پس از درگذشت پیامبر، اسلام آورد، زیرا در میان گروههایى كه نزد پیامبر آمدند و به اسلام گرویدند، نامى از وى نرفته است. رفتارهاى ناپسند حطیئه نشانه عدم ایمان قلبى وى پس از گرویدن به اسلام است. وصیت حطیئه نیز از نمونههاى آن است (رجوع کنید به ابنقتیبه، ج ١، ص ٢٣٨ـ٢٣٩؛
ابوالفرج اصفهانى، ج ٢، ص ١٥٧، ١٩٧؛
ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ١٧٦). نسب ناشناخته حطیئه، او را در زندگى سرگردان نمود. گاه در كنار قبیلهاى بهآرامى زندگى میكرد و گاه به طلب ارث پدرى، آنان را هجو مینمود (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج ٢، ص ١٥٧ـ١٥٨، ١٦٠ـ١٦١). او حتى مادر و پدر و خودش را نیز هجو كرده است (رجوع کنید به ابنقتیبه، ج ١، ص ٢٣٩ـ٢٤٠؛
ابوالفرج اصفهانى، ج ٢، ص١٦٠، ١٦٢ـ١٦٣). عمر، خلیفه دوم، او را به سبب هجویاتش زندانى كرد، سپس در مقابل سه هزار درهم آبروى مسلمانان را از وى خرید و از او خواست كه مسلمانان را هجو نكند. او نیز تا زمانى كه عمر زنده بود چنین كرد (رجوع کنید به ابنقتیبه، ج ١، ص ٢٤٤ـ٢٤٥؛
ابوالفرج اصفهانى، ج ٢، ص ١٧٩ـ١٩١).
وى در دقایق پایانى عمر خود در وصیتى خواست كه او را بر پشت الاغى نهند تا چون فرومایگان جان سپارد، شاید كه نجات یابد و سوار بر الاغ، در بیان پستى خود، شعرى سرود و در همان حال درگذشت (رجوع کنید به ابنقتیبه، ج ١، ص ٢٣٩؛
ابوالفرج اصفهانى، ج ٢، ص ١٩٧). او با بزرگان رفت و آمد میكرد و گاه از راه مدح و گاه براى دفع شرِّ هجاى گزندهاش، صله میگرفت و از این راه، روزگار میگذراند (رجوع کنید به جاحظ، ج ٢، ص ٤٢؛
ابنقتیبه، ج ١، ص ٢٤٠ـ٢٤٣؛
ابوالفرج اصفهانى، ج ٢، ص ١٦٤). او در مدح چنان توانا بود كه لقب مورد دشنام را به لقبى مایه مباهات بدل میكرد (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج ٢، ص ١٥٧، ١٨١). مدح و هجا مهمترین مضامین شعرى حطیئه بود. او در دیگر مضامین شعرى نیز از قبیل فخر و نسیب (غزل در مقدمه قصاید) توانا بود (همان، ج ٢، ص ١٥٧؛
نیز رجوع کنید به حطیئه، ص ٥ـ١٥، ٣٠٠ـ٣١٠ و جاهاى دیگر). وى در وصف مَركب و ناقه نیز اشعارى سروده است (رجوع کنید به حطیئه، ص ٣٦١ـ٣٨٩).
حطیئه بخیل و آزمند بود و براى به دست آوردن مال تا مرز ذلت و خوارى اصرار میورزید (ابنرشیق، ج ١، ص ٨١). لذا او یكى از چهار بخیل عرب نامیده شده است (ابوالفرج اصفهانى، ج ٢، ص ١٦٣). حطیئه خود در تأیید این سخن میگوید كه اگر طبع نكوهیده حرص و طمع در وى نبود، برترین شعراى پیشین عرب بود و خود را سرآمد اقران میخواند (همان، ج ٢، ص ١٩٣)؛
هر چند، گاه همین طمع را عامل برترى خود در شعر میدانست (رجوع کنید به ابنقتیبه، ج ١، ص ٢٤٠). اصمعى برآن بود كه حطیئه شعر نیكوى خود را با طمع و هجو مردمان تباه كرد (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج ٢، ص١٧٠). شعر حطیئه آیینه شخصیت آسیبدیده او از بیاعتبارى اجتماعى و اوضاع نابسامان اقتصادى است (رجوع کنید به حطیئه، همان مقدمه، ص ٥٤ـ٥٥). طه حسین (ج ٢، ص ١٣٥)، در تحلیل مفصّلى از شخصیت وى، بر آن است كه آنچه موجب شد حطیئه چنین بر زندگى خشم بگیرد، نه عامل اقتصادى بلكه انقطاع وى از پیوندهاى عصر جاهلى بود كه ریشههاى عمیقى در روح و تفكرات وى داشت، و گرویدن به دین اسلام پوستهاى بیش نبود و تنها منجر به احساس سرگشتگى وى شد.
گرچه او به آزمندى مشهور است، در مدحیاتش روحیه حقشناسى نیز دیده میشود (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج ١٧، ص ٢٦٦).
از حطیئه شواهد بسیارى در معرفى شاعرترین عرب روایت شده (رجوع کنید به ابنقتیبه، ج ١، ص ١٦٢، ٢٤١ـ٢٤٢؛
ابوالفرج اصفهانى، ج ٢، ص ١٦٧، ١٩٥ـ١٩٦، ج ١٧، ص ٢٢٦، ٢٢٨) و اشعار شاعرانى چون حسّانبن ثابت* و قیسبن عمرو نجاشى* مورد نقد و بررسى وى قرار گرفته است (رجوع کنید به ابنقتیبه، ج ١، ص ٢٤٨؛
مبرّد، ج ٢، ص١٥٠). بیگمان اینگونه اخبار، نخستین دستمایههاى نقد در شعر عرب است.
ابوزید قرشى (متوفى ح ١٧٠؛
ص ٩٨ـ٩٩، ٦١٨) او را در طبقه ششم در كنار كعببن زهیر و نابغه جعدى قرار داده و آنان را اصحاب مَشوبات (شاعران مخضرم) نامیده است. ابنسلام جُمَحى (متوفى ٢٣٢؛
ص ٢١) باتفاوتى در ذكر طبقات، او و كعببن زهیر را در طبقه دوم و از بزرگان شاعران جاهلى ذكر كرده و شعر حطیئه را متین و استوار اما قافیههایش را ناهنجار دانسته است. ابوعبیده معتقد بود كه حطیئه شاعرى توانمند و قوى است و كمتر در اشعار او كاستى دیده میشود (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج ٢، ص ١٦٥). حطیئه مانند زهیربن ابیسُلمى* (متوفى ٦١٠ میلادى) برترین شعر را حولیات (شعرى كه پس از سروده شدن، یك سال تنقیح و تهذیب شود) میدانست و بر آن بود كه شاعر باید بارها در شعر خود بنگرد و آن را بپیراید (جاحظ، ج ١، ص ١٤٠، ج ٢، ص ٤١؛
ابنقتیبه، ج ١، ص ٢٢ـ ٢٣). در مقابل، اصمعى شعر حطیئه را سراسر نیكو و گلچین شده میدانست، اما بر آن بود كه شعر باید برخاسته از طبع شاعر باشد نه ساخته قلم صنعتگر وى، از همینرو امثال او را برده شعر میخواند و این تصنع را زیبنده شاعر صاحب طبع نمیدانست (رجوع کنید به جاحظ، ج ١، ص ١٤١، ج ٢، ص ٤١ـ٤٢). اما ابنرشیق (متوفى ٤٥٦؛
ج ١، ص ١٢٩) بر هر دو بُعد نظر داشته و به ذكر محاسن شعر حطیئه در این سبك پرداخته است. مبرّد (ج ١، ص ٢٠ـ٢١) براى بیان شیوایى و استوارى الفاظ و تسلسل ساختار و هماهنگى معانى ابیات، از شعر حطیئه شاهد میآورد. او همچنین ایجاز مفید معنا در مدح را از جنبههاى ستودنى شعر حطیئه میدانست. حطیئه راوى شعر زهیر و آلزهیر بود. چون راویان شعر آنان بسیار بودند، حطیئه از كعببن زهیر خواست تا براى ثبت شدن نام وى در كنار نام این خاندان بزرگ، شعرى بسراید كه در آن ابتدا نام خود و سپس نام حطیئه را ببرد، كعب نیز چنین كرد (ابنسَلّام جمحى، همانجا). فرزدق نیز در بیتى نام حطیئه را در كنار نام اِمرَؤُالقیس، نابغه ذُبیانى و نابغه جَعدى و جزو بزرگان شعر عرب ذكر كرده است (رجوع کنید به ج ٢، ص ٢١٣).
دیوان حطیئه نخستینبار در ١٣٠٨/ ١٨٩٠ در قسطنطنیه در دو جزء، به چاپ رسید (حطیئه، همان مقدمه، ص ١٠).
گولدتسیهر، براساس روایت سكّرى و با استفاده از نسخ خطى در دسترس، در سالهاى ١٨٩٢ـ١٨٩٣ اقدام به چاپ این دیوان نمود (رجوع کنید به گولدتسیهر، ص ١٤٣، پانویس، ص٢٢٥ـ٢٢٨).
دیوان حطیئه به كوشش نعمان امین طه در ١٣٧٨/ ١٩٥٨ در قاهره به چاپ رسید. وى علاوه بر نسخههاى سكّرى و سجستانى و مختارات ابنشجرى، از نسخه خطى كتابخانه عاطفافندى با شرح ابنسكّیت (متوفى ٢٤٤)، كه گولدتسیهر و دیگر محققان بدان دست نیافته بودند، بهره برد و چون صحیحترین روایتها را در آن یافت، آن را مبناى كار خود قرار داد (حطیئه، همان مقدمه، ص ٨ـ١٠، ١٣، ٢٠؛
براى اطلاع از دیگر نسخ چاپى رجوع کنید به همان مقدمه، ص ١٠).
منابع :
(١) ابنحجر عسقلانى، الاصابة فى تمییز الصحابة، چاپ علیمحمد بجاوى، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢) ابنرشیق، العمدة فى محاسن الشعر و آدابه و نقده، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٣) ابنسلام جُمَحى، طبقات الشعراء، چاپ یوزف هِل، لیدن ١٩١٦ ؛
(٤) ابنقتیبه، الشعر و الشعراء، بیروت ١٩٦٤؛
(٥) ابوالفرج اصفهانى؛
(٦) كارل بروكلمان، تاریخ الادب العربى، ج ١، نقله الى العربیة عبدالحلیم نجار، قاهره ١٩٧٤؛
(٧) عبدالملكبن محمد ثعالبى، ثمار القلوب فیالمضاف و المنسوب، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ( ١٩٨٥)؛
(٨) عمروبن بحر جاحظ، البیان و التبیین، بیروت ١٩٦٨؛
(٩) جَروَلبن اَوس حُطَیئه، دیوان، بشرح ابنسكیت و سكرى و سجستانى، چاپ نعمان امین طه، (قاهره) ١٣٧٨/١٩٥٨؛
(١٠) طه حسین، المجموعة الكاملة لمؤلفات الدكتور طه حسین، ج ٢، بیروت ١٩٨٠؛
(١١) همامبن غالب فرزدق، دیوان، قدمله و شرحه مجید طراد، بیروت ١٤١٩/١٩٩٩؛
(١٢) محمدبن ابیالخطاب قرشى، جمهرة اشعار العرب فى الجاهلیة و الاسلام، چاپ علیمحمد بجاوى، قاهره ( ١٩٨١)؛
(١٣) ایگناتس گولدتسیهر، «مقدمة لدیوان جرولبن أوس، الحطیئة»، در دراسات المستشرقینحول صحةالشعر الجاهلى، ترجمها عن الالمانیة والانكلیزیة و الفرنسیة عبدالرحمان بدوى، بیروت: دارالعلم للملایین، ١٩٧٩؛
(١٤) محمدبن یزید مبرّد، الكامل، چاپ ابراهیم دلجمونى ازهرى، قاهره ١٣٣٩؛
(١٥) EI١, s.v. "Al-Hutaia" (by I. Goldziher).
/ ناهده فوزى /