دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٥٤
حسینى قزوینى ، خاندان، خاندانى شیعى مشهور به علم و فقاهت، از فرزندان محمد فَصیحبن میراولیاء در سدههاى یازدهم تا سیزدهم. درباره محمد فصیح همینقدر میدانیم كه اصالتاً تبریزى بوده و به قزوین كوچ كرده است و اعقابش در قزوین ماندهاند.
برخى از مشاهیر این خاندان عبارتاند از :
١) میرمحمدمعصوم، فرزند محمد فصیح، فقیه و متكلم امامى، سرسلسله این خاندان. وى در ١٠٠٧ در تبریز به دنیا آمد. ریاضیات را در قزوین نزد محمدباقر یزدى آموخت و فلسفه و كلام را از میرزا رفیع نائینى* فراگرفت و از وى اجازه روایت اخذ كرد (آقابزرگ طهرانى، ١٤١١، ص ٥٧٣؛ گلریز، ج ٢، ص ٢٨٣). محمدمعصوم در فقه، اصول، حدیث، حكمت و ریاضى تبحر داشت و محمدعلى جزینى از شاگردان او بود (رجوع کنید به حرّعاملى، قسم ٢، ص ٣٠٧؛ آقابزرگ طهرانى، ١٣٧٢ش، ص ٥١٤). محمدمعصوم در ١٠٩١ در قزوین درگذشت و در امامزاده حسین دفن شد (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٦، ص ١١٩).
برخى از تألیفات او عبارتاند از: شرح اصولالكافى؛ الوَجیزة فیالتوحید؛ مُنْتَخَبُ الْمِلل و النحل، گزیده اثر محمدبن عبدالكریم شهرستانى؛ حاشیه بر بخش الهیات شرح الاشارات و
التنبیهات خواجه نصیرالدین طوسى؛ حاشیه بر شرح التذكرةالنصیریة عبدالعلى بیرجندى. شمسالدین محمد خفرى و نیز جلالالدین محمد دوانى بر شرح جدید تجرید، اثر علیبن محمد قوشچى، حاشیه نوشته بودند و میرمحمدمعصوم بر حاشیه هر دو آنها حاشیه نوشته است (همان، ج ٦، ص ٦٧، ٦٩، ١١٢، ١١٩، ١٤٣، ج ١٣، ص ١٠٠، ج ٢٢، ص ٤٣٨، ج ٢٥، ص ٥٢).
٢) سید محمدابراهیم (میر ابراهیما/ ابراهیم)، فرزند میرمحمدمعصوم، فقیه، حكیم و متكلم. وى در ١٠٥٧ در قزوین به دنیا آمد. نزد پدر خود علم آموخت، سپس به اصفهان رفت و نزد استادان بزرگى چون محمدباقر مجلسى*، آقا جمال خوانسارى*، جعفربن عبداللّه كَمَرهاى (قاضى و شیخالاسلام اصفهان) درس خواند و از دو استاد اول، اجازه روایت گرفت. سپس به قزوین بازگشت و به تدریس، افتا و تصدى امور دینى پرداخت. علاوه بر فرزندش محمدمهدى، شیخعبدالنبى قزوینى (صاحب تتمیم املالامل) و قطبالدین محمد ذهبیشیرازى نزد او درس خوانده بودند و از او روایت میكردند (همان، ج ٢١، ص ١٧٨؛ حسینیاشكورى، ١٤١٠، ص ٨ـ٩).
محمدابراهیم در فقه و اصول و حكمت و كلام تبحر داشت و به فارسى و عربى شعر میسرود (رجوع کنید به گلریز، ج ٢، ص ٣٢؛ حسینیاشكورى، ١٤١٠، ص ٩؛ شهیدیصالحى، ١٣٧٢ش، ص ١٨٧). وى بسیار عابد، زاهد و محتاط بود (مدرستبریزى، ج ٤، ص ٤٥٠) و كتابخانه بزرگى داشت كه بسیارى از كتابهاى آن را تصحیح و مقابله كرده یا بر آنها حاشیه نوشته بود. همچنین حدود هفتاد جلد كتاب تألیف یا استنساخ كرده بود (قزوینى، ص ٥٣). محمدابراهیم در ١١٤٥ یا ١١٤٩ وفات یافت و در امامزاده حسین قزوین دفن شد (گلریز، ج ٢، ص ٣٢ـ٣٣؛ حسینیاشكورى، همانجا).
بعضى از مهمترین تألیفات او عبارتاند از: تَحصیل الاطمینان، در شرح زُبْدةُالبیان محقق اردبیلى، كه آقاجمال خوانسارى بر آن تقریظى نگاشته است؛ حاشیه بر مدارك الاحكام سیدمحمد عاملى؛ سِلاحالمؤمنین، منتخبى از دعاها و حرزها به فارسى؛ رسالة فیالعلم الالهى؛ البداء؛ و شرح الصحیفةالسجادیة (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١، ص ٣٩٢، ج ٣، ص ٥٣، ٣٩٦، ج ٦، ص ١٩٦، ج ١٢، ص ٢٠٩ـ٢١٠، ج ١٣، ص ٣٤٦، ج ١٥، ص ٣١٧؛ نیز رجوع کنید به ج ٦، ص ٩١، ج ٢٠، ص ٥٧، ٦٣، ٩٤).
فرزندان ابراهیم نیز عالم و اهل فضل بودند. افزون بر سیدحسین (رجوع کنید به ادامه مقاله)، كه از همه برجستهتر بود، دیگر فرزندان وى، سیداحمد، سید محمدمهدى، سیدعلى و سیدحسن بودند.
سید احمد در علوم ادبى مهارت داشت و چون از علماى بزرگ قزوین به شمار میرفت، نادرشاه افشار وى را به گردهمایى دشتِ مغان در ١١٤٨ دعوت كرد (قزوینى، ص ٦٥؛ آقابزرگ طهرانى، ١٣٧٢ش، ص ٤٤؛ نیز رجوع کنید به حسن امین، ج ٦، ص ٢٠).
سیدمحمدمهدى در علوم عقلى، رجال و حدیث تبحر داشت (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٢١، ص ١٧٨ـ١٧٩). او از طریق پدرش، و گاهى بدون واسطه، از علامه مجلسى روایت كرده است (رجوع کنید به نورى، ص ١٦٤). گفتهاند محمدمهدى در حمله محمود افغان به پایتخت (اصفهان)، كه در ١١٣٥ به سقوط آن انجامید، فتواى جهاد داده بود. وى در ١١٦٣ درگذشت (ورجاوند، دفتر٣، ص ١٩٧٩؛ زرآبادى، ص ١٢٩).
سیدعلى در علوم غریبه، كلام، ریاضى و طب دست داشت (آقابزرگ طهرانى، ١٣٧٢ش، ص ٥٤٢؛ ورجاوند، همانجا).
سیدحسن (متوفى ١١٩٨) منطق، حكمت، كلام، فقه، اصول و تفسیر را از برادران خود، محمدمهدى و حسین، آموخت. یكى از معروفترین شاگردان او، آخوند ملاعلى نورى، استاد شهیر فلسفه در اصفهان (متوفى ١٢٤٦) بود (قزوینى، ص ١٠٨؛ آقابزرگ طهرانى، ١٣٧٢ش، ص ١٧٥). كتاب مجموعةالادعیة و الختوم از او برجاى مانده است (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١، ص ٣٩٠).
٣) سیدحسین (میر حسینا/ حسین)، فرزند میرابراهیم. وى در حدود ١١٢٦ در قزوین به دنیا آمد. ابتدا نزد پدرش درس خواند. علوم عقلى و رجال و حدیث را از برادر خود، محمدمهدى، آموخت (همان، ج ٢١، ص ١٧٨ـ١٧٩). وى از نصراللّه حائرى، حسین ماحوزى، محمدعلى جزینى و ملامحمدقاسم تنكابنى روایت نقل كرده است (محسن امین، ج ٥، ص ٤١٤). سیدمحمد مهدى طباطبایى بحرالعلوم* و میرزا ابوالقاسم قمى* (صاحب قوانینالاصول) از او اجازه روایت داشتند (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١، ص ١٣٨ـ ١٣٩، ١٨٠). سیدحسین معاصر شیخ یوسف بحرانى* بود و پس از احاطه برعلوم عقلى و نقلى، در حوزه علمیه قزوین به تدریس و افتا پرداخت (همان، ج ٢١، ص ١٧٩؛ شهیدى صالحى، ١٣٧٣ش، ص ١٧٦).
تراجمنویسان از حسینى قزوینى با عظمت بسیار یاد كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به قزوینى، ص ١٣٠ـ١٣١؛ خوانسارى، ج ٢، ص ٣٦٥ـ ٣٦٦). بحرالعلوم در اجازه خود به علیبن محمد بحرانى، سیدحسین را با اوصافى چون مایه افتخار عالمان، كوه رفیع دانش و ستون استوار فضل و بینش وصف كرده است (رجوع کنید به خوانسارى، ج ٢، ص ٣٦٦). سرجان ملكم (ج ٢، ص ٢٢٥ـ ٢٢٦) نیز وى را در زمره چهار مجتهد معروف ایرانِ آن زمان دانسته كه پس از فوت هم از او با احترام یاد میشده است. زهد و تقواى او را ستودهاند (براى نمونه رجوع کنید به مدرس تبریزى، ج ٤، ص ٤٤٩). وى شعر نیز میسرود و نسیب تخلص میكرد (رجوع کنید به گلریز، ج ٢، ص ٤٢٨).
سیدحسین در ١٢٠٨ در قزوین درگذشت و در امامزاده حسین دفن شد (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤الف، قسم ١، ص ٣٧٤؛ گلریز، ج ٢، ص ٣٥). مرقدش زیارتگاه مردم شده است (قمى، ج ١، ص ١٢٨؛ خوانسارى، ج ٢، ص ٣٦٥).
سیدحسین تألیفات بسیارى داشته، كه از آن جمله است : الدّر (الدرارى) الثمین، مشتمل بر چهل رساله در مسائل فقهى (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٢، ص ٤٩٨، ج ٨، ص ٥٢، نیز رجوع کنید به ج ١١، ص ٢٤٢، ج ١٢، ص ٤٨، ج ١٧، ص ٩٩ـ١٠٠، ج ٢٣، ص ٢٤٤)؛ مُسْتَقصى الاجتهاد، در شرح ذخیرةالمعاد محقق سبزوارى (براى نسخههاى خطى آن رجوع کنید به مدرسى طباطبائى، ص ١١٣)؛ البَراهینُ السَّداد فى شرحالارشاد، در شرح كتاب فقهى ارشاد الاذهان علامه حلّى؛ المعاملات، به فارسى؛ اللالى الثَّمینة و الدرَّارى الرزَّینة، در علم تراجم، كه از منابعِ مؤلفِ اعیانالشیعة بوده است؛
تذكرةالعقول، در اصول دین؛
نظمالبرهان فى سَمَطالایمان، منظومهاى در اعتقادات و اصول دین، كه خود آن را شرح كرده است؛
دیوان اشعار (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٣، ص ٨١، ج ٤، ص ٤٠، ج ٩، قسم ١، ص ٢٤٦، ج ١٣، ص ٢٧٧، ج ١٨، ص ٢٥٨، ج ٢١، ص ١٣، ٢٠٣، ج ٢٤، ص ٢٠٠ـ٢٠١)؛
رساله در اخلاق، به فارسى، كه چندبار چاپ شده است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١، ص ٣٧٣؛
زرآبادى، ص ١٣١؛
براى آثار دیگر رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٤، ص ٤٠، ج ١١، ص١٧٠، ج ٢٢، ص٢٦٠ـ ٢٦١، ج ١٥، ص ٢٩٧، ج ٢٤، ص ٣٩، ج ٢٦، ص ٢٤٩).
معروفترین اثر سیدحسین، معارج الاحكام فى شرح مسالك الافهام و شرایع الاسلام است كه شرحى است استدلالى و مبسوط بر شرایعالاسلام محقق حلّى، با توجه به آراى شهیدثانى در مسالك الافهام. وى كه مسالك الافهام را براى برخى شاگردانش تدریس میكرد، به درخواست برادرش، سیدحسن، آن مباحث را در این اثر گردآورد. معارجالاحكام، كه جامع همه ابواب فقه است، از مهمترین منابع مكتب فقهى قزوین به شمار میرود. فصل سوم مقدمه مهم كتاب، تلخیصى است از جامعالرواة محمدبن على اردبیلى و مشتركات یا هدایةالمحدّثین الى طریقةالمحمدین تألیف محمدامینبن محمدعلى كاظمى. سیدحسین در پایان مقدمه، منابعى را كه براى نگارش كتاب استفاده كرده، بررسى نموده و به شرححال بسیارى از علماى متقدم و متأخر، از جمله مشایخ خود و پدرش، پرداخته است (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٢١، ص١٧٨ـ١٧٩، ج ٢٢، ص ٢٠٤؛
حسینیاشكورى، ١٣٥٤ـ ١٣٧٦ش، ج٥، ص٢٨٧؛
شهیدى صالحى، ١٣٧٣ش، ص١٧٧؛
براى نسخههاى خطى آن رجوع کنید به مدرسى طباطبائى، ص٩١).
٤) سید عبدالجواد، فرزند سیدحسین. تاریخ تولد او معلوم نیست. ابتدا نزد پدرش و دیگر علماى قزوین، از جمله ملّامحمد صالح برغانى*، درس خواند. سپس به كربلا رفت و بعد از تكمیل مدارج علمى، به قزوین بازگشت و به تدریس و تصدى امور دینى پرداخت. وى داماد استادش، سیدمحمد مجاهد*، بود و یازده پسر داشت كه همگى از علما بودند. او در ١٢٧٨ وفات كرد. خاندان حاج سیدجوادى قزوین بدو منسوباند (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤الف، قسم ١، ص ٢٨١؛
همو، ١٤١١، ص ٥٧٢؛
حسن امین، ج ٣، ص ١١٧؛
ورجاوند، دفتر٣، ص ١٩٧٩). از این خاندان علما و چهرههاى سرشناسى برخاستهاند از جمله سیدمهدى، نوه عبدالجواد، عالم دینى، نماینده مردم قزوین در دوره چهاردهم مجلس و عضو جبهه ملى (متوفى ١٣٤٢ش) و سیدعباس، مدرّس حوزه علمیه قزوین و مفسر قرآن (متوفى ١٣٦٣ش/١٤٠٤)
از جمله نوههاى او، سیدجعفر است. وى تحصیل خود را در قزوین آغاز كرد، سپس به نجف رفت و نزد شیخ مرتضى انصارى و سیدحسین كوهكمرى به تحصیل ادامه داد. پس از آن به قزوین بازگشت و به خدمات دینى اشتغال یافت. وى در ١٣١٦ درگذشت. آثارى از او بهجا ماندهاست (رجوع کنید به اعتمادالسلطنه، ص ٢١٨؛
آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤ب، قسم ١، ص ٢٨٨).
فرزند جعفر، سیدحسین معروف به مجتهد خیابانى، نیز عالم دینى بود. وى ابتدا در قزوین به تحصیل پرداخت و سپس به عتبات رفت و از درس فقهایى مانند آخوند خراسانى بهره برد. پس از آن به قزوین بازگشت و به تدریس علوم دینى پرداخت و زعامت دینى یافت. سیدحسین از مشروطهخواهان بود. وى در ١٣١٢ش/١٣٥٢ در قزوین فوت كرد (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، همانجا؛
ورجاوند، دفتر٣، ص ١٩٧٩ـ١٩٨٠).
٥) فاطمه خانم، دختر سید حسین بن میرابراهیم. او در حدود ١١٧٢ در قزوین به دنیا آمد. ابتدا نزد پدر و عموى خود، سیدحسن، درس خواند و بعد از ازدواج با شیخ محمدعلى قزوینى، فقه و اصول را نزد او آموخت. فاطمه خانم زنى دانشمند، باتقوا و حافظ قرآن بود و در علوم عقلى و نقلى تبحر داشت. او در حدود ١٢٦٠ درگذشت و در امامزاده حسین قزوین دفن شد (حسن امین، ج ٣، ص ١٥٩). ملاعبدالوهاب قزوینى ملقب به شریف، كه از علماى بزرگ قزوین در عهد محمدشاه قاجار بود، فرزند همین بانو بوده است (براى تشریح حال وى رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤الف، قسم ٢، ص ٨٠٩ـ٨١٣؛
حسنامین، ج ٣، ص ١٣٦ـ١٣٧).
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذریعة الى تصانیفالشیعة، چاپ علینقى منزوى و احمد منزوى، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلام الشیعة: الروضة النضرة فى علماء الماة الحادیة عشرة، بیروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٣) همان: الكرام البررة، مشهد ١٤٠٤الف؛
(٤) همان : الكواكب المنتشرة فیالقرن الثانى بعدالعشرة، چاپ علینقى منزوى، تهران ١٣٧٢ش؛
(٥) همان: نقباء البشر فیالقرن الرابععشر، مشهد ١٤٠٤ب؛
(٦) محمدحسنبن على اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج ١، تهران: اساطیر، ١٣٦٣ش؛
(٧) حسن امین، مستدركات اعیان الشیعة، بیروت ١٤٠٨ـ١٤١٦/ ١٩٨٧ـ١٩٩٦؛
(٨) محسن امین؛
(٩) محمدبن حسن حرّعاملى، املالآمل، چاپ احمد حسینى، بغداد ( ١٩٦٥)، چاپ افست قم ١٣٦٢ش؛
(١٠) احمد حسینى اشكورى، تلامذة العلامة المجلسى و المجازون منه، چاپ محمود مرعشى، قم ١٤١٠؛
(١١) همو، فهرست نسخههاى خطى كتابخانه عمومى حضرت آیةاللّه العظمى مرعشى نجفى، قم ١٣٥٤ـ ١٣٧٦ش؛
(١٢) خوانسارى؛
(١٣) جمالالدین زرآبادى، «میرحسینا و رسالهاى در علم كلام از او»، در نسیم فرهنگ و هنر و ادب قزوین، دفتر٢، به كوشش محمدعلى حضرتى، قزوین: بنیاد فرهنگى قزوین شناسى، ١٣٧٦ش؛
(١٤) عبدالحسین شهیدى صالحى، «سهم حوزه علمیه قزوین در نهضت فقه جعفرى »، حوزه، سال ١١، ش ٦ (بهمن و اسفند ١٣٧٣)؛
(١٥) همو، «مدرسه فلسفى قزوین در عصر صفوى: جنبشهاى فكرى و اصولى و اخبارى»، حوزه، سال ١٠، ش ٤ (مهر و آبان ١٣٧٢)؛
(١٦) عبدالنبیبن محمدتقى قزوینى، تتمیم امل الآمل، چاپ احمد حسینى، قم ١٤٠٧؛
(١٧) عباس قمى، فوائد الرضویه: زندگانى علماى مذهب شیعه، تهران [? ١٣٢٧ش[؛
(١٨) محمدعلى گلریز، مینودر، یا، بابالجنه قزوین ، (قزوین) ١٣٦٨ش؛
(١٩) محمدعلى مدرستبریزى، ریحانةالادب، تهران ١٣٦٩ش؛
(٢٠) سیدحسین مدرسى طباطبائى، مقدمهاى برفقه شیعه: كلیات و كتابشناسى، ترجمه محمد آصففكرت، مشهد ١٣٦٨ش؛
(٢١) جانملكم، تاریخ ایران، ترجمه اسماعیل حیرت، چاپ افست تهران ١٣٦٢ش؛
(٢٢) حسینبن محمدتقى نورى، فیض قدسى: زندگینامه علامه محمدباقر مجلسى (١٠٣٧ـ ١١١٠ه .ق)، ترجمه جعفر نبوى، تهران ١٣٧٤ش؛
(٢٣) پرویز ورجاوند، سیماى تاریخ و فرهنگ قزوین، تهران ١٣٧٧ش.
/ فریده سعیدى /