دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٤٧
حسینى ، عبدالقادر، فرمانده نظامى و مبارز فلسطینى در سالهاى سلطه انگلیس بر فلسطین و مقارن با اشغال صهیونیستى آن. وى بین سالهاى ١٣٢٥ تا ١٣٢٨/ ١٩٠٧ـ ١٩١٠ در استانبول به دنیا آمد (عیسى خلیل محسن، ص ١٣٥، پانویس؛ ابوفارس، ص ٢٠٥؛ دبّاغ، ج ٨، قسم ٢، ص ١٢٢). پدرش، موسى، از رهبران ملى فلسطین و عضو مجلس نمایندگانِ (مبعوثان) دولت عثمانى و شهردار بیتالمقدّس بود كه تا زمان وفات در ١٣١٣ش/١٩٣٤، از رهبران فلسطین بود (ابوفارس، ص ٢٠٦ـ٢٠٧؛ زهرالدین، ص ٤٤٥).
تمایلات ملیگرایانه عبدالقادر از كودكى، متأثر از پدرش، شكل گرفت. او تحصیلات ابتدایى را در مدرسه رشیدیه و سپس مدرسه انگلیسى المطران در بیتالمقدّس به پایان رساند. پس از اتمام دوران دبیرستان در مدرسه ملى روضةالمعارف (روضةالمعارف الوطنیة؛ عیسى خلیل محسن، ص ١٣٨؛ «عبدالقادر الحسینى»، ص ٧٧)، به دانشگاه امریكایى بیروت رفت، اما یك سال بعد، به دلیل فعالیتهاى ملیگرایانه، اخراج شد. عبدالقادر در سال تحصیلى ١٣٠٨ـ١٣٠٩ش/ ١٩٢٩ـ ١٩٣٠ به دانشگاه امریكایى قاهره رفت و در ١٣١١ش/ ١٩٣٢ در مقطع كارشناسى شیمى از این دانشگاه فارغالتحصیل شد (عیسى خلیل محسن، ص ١٣٩ـ١٤١؛ اغا، ص ١٥ـ ١٨). وى در زمان فارغالتحصیلى با ایراد سخنرانى، پیروى از سیاستهاى ضداسلامى امریكا را در دانشگاه امریكایى قاهره محكوم كرد و این دانشگاه را پایگاهى براى ایجاد تزلزل در عقاید اسلامى جوانان و تخریب وجهه اسلام معرفى كرد. در نتیجه این اقدام، در ١٣١١ش/ ژوئیه ١٩٣٢ از مصر اخراج شد (زهرالدین، ص ٤٤٧ـ ٤٤٨؛ عیسى خلیل محسن، ص ١٤١ـ١٤٤؛ ابوغربیه، ص ٨٤) و به فلسطین بازگشت. او شش ماه در روزنامه الجامعة الاسلامیة مقالاتى برضد صهیونیسم و استعمار انگلیس نوشت و مدتى نیز سردبیر این روزنامه بود.
پس از اینكه نیروهاى انگلیسى مانع فعالیت او در این نشریه شدند، به حزب عربى فلسطین (الحزبالعربى الفلسطینى) پیوست و براى روزنامه اللواء، ترجمان حزب، مطالبى نوشت اما انگلیسیها روزنامه را توقیف كردند. عبدالقادر جمعیت جوانان فلسطینى تحصیلكرده مسلمان (جمعیة الشباب الفلسطینى المُسلم المُتَعَلِّم) را تأسیس كرد (عیسى خلیل محسن، ص ١٤٤ـ١٤٦؛ ابوفارس، ص ٢١٥؛ الموسوعة الفلسطینیة، ذیل «عبدالقادر الحسینى»). وى در ١٣١٣ش/ ١٩٣٤ در اداره امور اراضى (دائرةتسویة الاراضى) ــ كه در ١٣١١ش/ ١٩٣٢ به منظور تقسیم زمین روستاییان فلسطینى تأسیس شده بودــ استخدام شد و توانست مانع دستیابى یهودیان به زمینهاى برخى از روستاها شود. وى همچنین در ١٣١٤ش/ ١٩٣٥ به ریاست دفتر حزب عربى فلسطین در بیتالمقدّس برگزیده شد. او با آغاز قیام مردم فلسطین، در ٣٠ فروردین ١٣١٥/ ١٩ آوریل ١٩٣٦ از شغل خود استعفا كرد. استعفاى او با آغاز اعتصاب در یافا و اعتصابات عمومى در اول اردیبهشت ١٣١٥/ ٢١ آوریل ١٩٣٦ همراه بود، اما حسینى معتقد بود كه اعتصاب نتیجهاى ندارد و تنها راه رهایى، مبارزه مسلحانه است (عیسى خلیل محسن، ص ١٤٩ـ١٥٦، ١٥٨، ١٦٣؛ زهرالدین، ص ٤٤٩ـ٤٥٠).
بر همین اساس او در ١٣١٥ش/ ١٩٣٦، با همكارى تعدادى از دوستانش، رئیس پلیس انگلیسى بیتالمقدّس را ترور نمود و با انفجار قطارها، خطوط راهآهن بیتالمقدّس ـ یافا را مختل كرد (عیسى خلیل محسن، ص ١٦٦ـ١٦٨؛ «عبدالقادر الحسینى»، ص ٧٩). با تشكیل نیروهاى جهاد مقدّس (قوات الجهاد المقدّس) توسط حاج امین حسینى* ــكه به لجنه عالى عربى (اللجنة العربیة العلیا) وابسته بودــ عبدالقادر حسینى در ١١ اردیبهشت ١٣١٥/ اول مه ١٩٣٦ به رهبرى آن برگزیده شد (الموسوعة العسكریة، ذیل «الحسینى (عبدالقادر)»؛ زهرالدین، همانجا؛ ابوشقرا، ص ٢٠). وى برضد پایگاههاى نظامى انگلیس چندین عملیات نظامى انجام داد تا اینكه نیروهاى انگلیسى در ٤ خرداد/ ٢٥ مه به دفتر حزب حمله كردند، اما وى به مناطق كوهستانى گریخت و مبارزه خود را ادامه داد. عبدالقادر حسینى شهر بیرزیت را مركز فرماندهى عملیات خود نمود و فلسطین را به چند منطقه نظامى تقسیم كرد و براى هر منطقه فرماندهى برگزید (عیسى خلیل محسن، ص ١٧١؛ ابوفارس، ص ٢٢٠؛ جرار، ١٩٩٥، ص ٥٠).
این قیام پس از پیوستن شمارى از نیروهاى عزالدین قسّام* به نیروهاى جهاد مقدّس در ١٣١٥ش/ اكتبر ١٩٣٦ به نقطه اوج خود رسید (الموسوعة العسكریة، همانجا). در این مدت، به رهبرى عبدالقادر حسینى در مناطق گوناگون فلسطین، چند اقدام نظامى انجام شد كه مهمترین آنها درگیرى روستاى الخضر در جنوب بیتالمقدّس در ١٢ مهر ١٣١٥/ ٤ اكتبر ١٩٣٦ بود كه نیروهاى انگلیسى براى سركوب نیروهاى تحت رهبرى حسینى به روستاى الخضر هجوم بردند و در نبرد شدید میان آنان، فلسطینیها شكست خوردند و عبدالقادر زخمى و دستگیر شد (زهرالدین، ص ٤٥٠؛ عیسى خلیل محسن، ص ١٧٣ـ ١٧٥؛ ابوغربیه، همانجا)، اما در ٢٠ آذر/ ١١ دسامبر، با كمك دوستان خود، از فلسطین گریخت و به عراق و از آنجا به آلمان رفت و شش ماه به كسب آموزشها و مهارتهاى نظامى پرداخت. وى سپس به دمشق رفت و در ١٣١٦ش/١٩٣٧ از آنجا به فلسطین بازگشت و به مبارزه با نیروهاى اشغالگر انگلیسى پرداخت (عیسى خلیل محسن، ص ١٧٦ـ١٨١؛ شوفانى، ص ٤٧٥). حسینى در ٢ مهر ١٣١٧/ ٢٤ سپتامبر ١٩٣٨ در عملیات بنینعیم زخمى شد. وى پس از بهبود به اردن و سوریه و سپس به لبنان و سرانجام در ٤ مهر ١٣١٨/ ٢٧ سپتامبر ١٩٣٩ به عراق رفت (الموسوعة الفلسطینیة، همانجا؛ جرار، ١٤١٣، ص ٣٠٢ـ ٣٠٤؛ زعیتر، ص ٦٠٧). او در بغداد به تدریس پرداخت و در ١٣١٩ش/ ١٩٤٠، در دانشكده نظامى الرشید، دوره آموزش نظامى شش ماهه افسرى دید (عیسى خلیل محسن، ص ١٩٦؛ «عبدالقادر الحسینى»، همانجا).
حسینى در اول اردیبهشت ١٣٢٠/ ٢١ آوریل ١٩٤١ به قیام رشید عالى گیلانى* برضد نیروهاى انگلیسى در عراق پیوست. پس از شكست قیام، كوشید به همراه گروهى از دوستان خود به ایران بگریزد كه با ممانعت نیروهاى ایرانى مواجه شد. در نتیجه، به بغداد بازگشت اما بلافاصله دستگیر شد و ابتدا مدتى به زاخو، منطقه كردنشین شمال عراق، تبعید گردید و سپس به اتهام ترور فخرى نشاشیبى، دولتمرد عراقى، به بغداد فرستاده شد و دو سال در زندان به سر برد (الموسوعة العسكریة، همانجا؛ عیسیخلیل محسن، ص ١٩٧ـ٢٠٣؛ اغا، ص ٣٦ـ٣٧). او در ١٣٢٣ش/ ١٩٤٤ از زندان آزاد شد و به عربستان رفت و دو سال در آنجا ماند (رجوع کنید به عیسى خلیل محسن، ص ٢٠٧ـ٢٠٨).
در ١١ دى ١٣٢٤/ اول ژانویه ١٩٤٦ عبدالقادر به همراه خانوادهاش به مصر رفت و در قاهره به جمعآورى سلاح از مصر و لیبى براى مبارزه با نیروهاى اشغالگر انگلیسى در فلسطین پرداخت و در عین حال به آموزش نظامى برخى از نیروهاى انقلابى مصرى و فلسطینى همت گماشت و با برخى اعضاى اخوانالمسلمین* مناسبات صمیمانه برقرار كرد. این امر سبب شد كه حكومت مصر، در دوران نخستوزیرى ابراهیم عبدالهادى، تصمیم به اخراج وى از مصر بگیرد كه اعتراضات گسترده ملیگرایان مصرى، مانع این كار شد (همان، ص ٢٠٨ـ٢١٠، ٢١٣ـ٢١٤؛ اغا، همانجا؛ ابوفارس، ص ٢٢٤). پس از صدور قطعنامه سازمان ملل مبنى بر تقسیم فلسطین در ٧ آذر ١٣٢٦/ ٢٩ نوامبر ١٩٤٧، عبدالقادر در ٣٠ آذر/ ٢٢ دسامبر به فلسطین بازگشت و از طرف لجنه عالى عربى به فرماندهى نیروهاى جهاد مقدّس در منطقه بیتالمقدّس انتخاب شد (ابوغربیه، ص ١٦٢؛ عیسیخلیل محسن، ص ٢٢٧). وى در چندین اقدام نظامى، به مناطق یهودینشین حملات شدید كرد (ابوفارس، ص ٢٢٤ـ٢٢٥؛ ابوغربیه، ص ١٧٥ـ١٨٦). در ٦ فروردین ١٣٢٧/ ٢٦ مارس ١٩٤٨، او براى دریافت تسلیحات از كشورهاى عربى، وارد دمشق شد، اما موفقیتى به دست نیاورد. در ١٤ فروردین/ ٣ آوریل، نیروهاى انگلیسى و یهودى به روستاى قَسطَل در نزدیكى بیتالمقدّس حمله و آنجا را تصرف كردند. عبدالقادر با شنیدن این خبر، در ١٨ فروردین/ ٧ آوریل به فلسطین بازگشت و با نیروهاى خود به قسطل رفت و با اشغالگران درگیر شد، اما با كمك نیروهاى انگلیسى به یهودیان، عبدالقادر حسینى شكست خورد و در ١٩ فروردین ١٣٢٧/ ٨ آوریل ١٩٤٨ به شهادت رسید («معركة القسطل و استشهاد عبدالقادر الحسینى»، ص ٣٧ـ٥٠؛ حوت، ص ٦٢٣ـ ٦٢٥).
منابع :
(١) ابراهیم ابوشقرا، مفتى فلسطین الحاج امینالحسینى وثورة ١٩٣٦ـ ١٩٣٩، دمشق ١٩٩٩؛
(٢) بهجت ابوغربیه، فى خِضَمّ النِضال العربى الفلسطینى، بیروت ١٩٩٣؛
(٣) محمد عبدالقادر ابوفارس، شهداء فلسطین، عمان ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٤) نبیل خالد اغا، قضیة فلسطین فى سیرة بطلالشهید الحى عبدالقادر الحسینى، بیروت ١٩٨٠؛
(٥) حسنى ادهم جرار، شعب فلسطین امام التأمر البریطانى و الكید الصهیونى : ١٩٢٠ـ ١٩٣٩، عمان [?١٤١٣/ ١٩٩٢[؛
(٦) همو، نكبة فلسطین: عام ١٩٤٧ـ ١٩٤٨، مؤامرات و تضحیات، عمان ١٩٩٥؛
(٧) بیان نویهض حوت، القِیاداتُ و المؤسسات السیاسیة فى فلسطین: ١٩١٧ـ ١٩٤٨، بیروت ١٩٨١؛
(٨) مصطفى مراد دبّاغ، بلادنا فلسطین، ج ٨ ، قسم ٢، خلیل ١٣٩٤/١٩٧٤؛
(٩) اكرم زعیتر، الحركة الوطنیة الفلسطینیة: ١٩٣٥ـ ١٩٣٩، بیروت ١٩٩٢؛
(١٠) صالح زهرالدین، موسوعة رجالات من بلاد العرب، بیروت ٢٠٠١؛
(١١) الیاس شوفانى، الموجز فى تاریخ فلسطین السیاسى: منذ فجر التاریخ حتى سنة ١٩٤٩، بیروت ١٩٩٦؛
(١٢) «عبدالقادر الحسینى»، در ملحمة فلسطین باقلام المعاصرین، جمع و اعداد احمد مصطفى فضلیه، اسكندریه ١٤٢٣/ ٢٠٠٢؛
(١٣) عیسى خلیل محسن، فلسطین الام و ابنها البار: عبدالقادر الحسینى، عمان ١٩٨٦؛
(١٤) «معركة القسطل و استشهاد عبدالقادر الحسینى»، مجلةالدراسات الفلسطینیة، ش ٣٤ (ربیع ١٩٩٨)؛
(١٥) الموسوعة العسكریة، ج ١، بیروت : الموسسة العربیة للدراسات و النشر، ١٩٨١؛
(١٦) الموسوعة الفلسطینیة، دمشق: هیئةالموسوعة الفلسطینیة، ١٩٨٤.
/ ابراهیم رسولى /
تصاویر این مدخل:
عبدالقادر حسینی منبع: www.arab٤٨.com ٤.feb.٢٠٠٩