دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٣٧
حسین كامل ، نخستین سلطان مصر پس از خدیویها. او فرزند دوم اسماعیلپاشا*، خدیو مصر، بود و در ١٩ صفر ١٢٧٠ در قاهره به دنیا آمد. در هشت سالگى به مدرسه ویژه فرزندان اعیان فرستاده شد و در ١٢٨٠، براى ادامه تحصیل، به اسكندریه رفت (زكیفهمى، ص ١٧). در ١٢٨٤، در زمان ناپلئون سوم امپراتور فرانسه، كه با اسماعیلپاشا مناسبات دوستانهاى داشت، حسین كامل براى ادامه تحصیل به این كشور عزیمت نمود. وى در ١٢٨٩/١٨٧٢، در اوج جنگهاى فرانسه و آلمان، ده روز قبل از محاصره پاریس، به مصر بازگشت. در همین سال، به فرمان پدرش، بازرس مناطق مصر سفلا و مصر علیا شد («عظمةالسلطان حسینالاول»، ص٢٦٨ـ٢٧٠). سپس به مدت بیست ماه، در شهر طنطا (در شمال مصر) به خدمات عمومى، از جمله بازسازى و احداث قناتها و پلها پرداخت. او همچنین پس از تصدى وزارت اوقاف و معارف، خدمات عمومى، و وزارت كشور در زمینه ساخت مدارس فرهنگى و نظامى، اصلاح نظام سپاهیان و تأسیس راهآهن شهر حُلوان اقدامات بسیارى كرد (زكیفهمى، ص ١٨ـ٢٠). بعد از آن، عهدهدار وزارت جنگ و امور مالى مصر شد. در ٤ رجب ١٢٩٦، سلطان عثمانى، عبدالحمید دوم، تحت فشار دولتهاى انگلستان و فرانسه كه در مصر نفوذ زیادى داشتند، اسماعیلپاشا را كه خواستار محدود كردن فعالیت كشورهاى اروپایى در مصر شده بود، بركنار كرد و فرزند او، محمد توفیق پاشا* (حك ١٢٩٦:ـ١٣١٠)، را جانشین وى نمود. حسین كامل، پس از عزل پدرش، همراه او به ایتالیا رفت و پس از سه سال اقامت در آنجا به مصر بازگشت. وى پس از بازگشت به مصر، به كشاورزى و كارهاى عامالمنفعه پرداخت («عظمةالسلطان حسینالاول»، ص ٢٧٠ـ٢٧١؛ زكیفهمى، ص٢٠؛ عیسى، ص٩٠ـ٩٥). حسین كامل معتقد بود براى اصلاح نظام كشاورزى و توسعه آن، تشكیل اتحادیههاى زراعى ضرورى است. از اینرو، انجمن كشاورزى خدیوى (الجمعیة الخدیویة الزراعیة) را تأسیس نمود كه بعدها وزارت كشاورزى شد. در ١٣٢٧، ریاست مجلس شوراى قوانین (مجلس شورى القوانین) و مجمع عمومى (الجمعیة العمومیة) را، كه هر دو در ١٣٠٠ تأسیس شده بودند، برعهده گرفت. در ١٣٢٧، انگلستان كه سهامدار عمده كانال سوئز بود، خواستار تمدید قرارداد استفاده از این كانال بهمدت چهل سال دیگر شد. اختلاف بین موافقان و مخالفان این طرح بالا گرفت. مجمع عمومى، به ریاست حسین كامل و با اكثریت آرا، با این طرح مخالفت نمود. اما سرانجام، به علت تشدید اختلافات، حسین كامل از سمت خود استعفا داد. پس از آن، ریاست جمعیت خیریه اسلامى (الجَمعیة الخیریة الاسلامیة) را برعهده گرفت و در جمعیت امدادرسانى براى كاهش دردهاى دردمندان (جمعیة الاِسْعاف لِتَخفیف آلامِ المُصابین) نیز به فعالیت پرداخت («تاریخ السلطة النیابیة فى الحكومة المصریة»، ص٢١٠ـ٢١١؛ زكیفهمى، ص ٢١؛ «عظمةالسلطان حسین الاول»، ص ٢٧٢).
با آغاز جنگ جهانى اول (١٩١٤ـ١٩١٨)، مصر كه قسمتى از دولت عثمانى به شمار میرفت و اشغال آن به دست نیروهاى انگلیسى، موقت بود؛ به دستور دولت انگلستان در ١٢ رمضان ١٣٣٢، یعنى یك روز بعد از اعلام جنگ به آلمان، وادار شد تا مناسبات خود را با همه كشورهایى كه دشمن بریتانیا به شمار میآمدند، قطع كند. در ذیحجه ١٣٣٢، به محض ورود دولت عثمانى به جنگ، انگلیسیها در مصر حكومت نظامى اعلام كردند و بسیارى از جراید ملى توقیف یا سانسور شدند (محمد صبرى، ص ٢٣٨ـ٢٣٩؛ رافعى، ج ١، ص ١٢ـ١٤). همزمان با آغاز جنگ عثمانى و انگلستان، مناسبات مصر و دولت عثمانى به طور رسمى قطع شد. ورود عباس حلمى دوم* (حك : ١٣١٠ـ١٣٣٢) به مصر، كه از رمضان ١٣٣٢ در استانبول بود، به سبب گرایش او به حكومت عثمانى و حمایتهایى كه از جنبشهاى ملیگرا بر ضد دولت انگلستان میكرد، ممنوع شد و انگلستان او را از حكومت مصر خلع كرد. در ٢٩ محرّم ١٣٣٣، جدایى مصر از دولت عثمانى و وابستگى آن به انگلستان اعلام شد. انگلیسیها حسین كامل را در اول صفر ١٣٣٣ به سلطنت مصر رساندند. وى اولین حاكم مصر پس از خدیویها بود كه انتصابش از سوى دولت عثمانى صورت نمیگرفت؛ بنابراین، به جاى لقب خدیو لقب سلطان به وى دادند (جانكووسكى، ص ٢٢٦ـ٢٤٥؛ رافعى، ج ١، ص ١٨ـ١٩؛ منسفیلد، ص ٢٠٧؛ هند اسكندرعَمّون، ص ٢٢٩؛ واتیكیوتیس، ص ٢٤٣ـ٢٤٧).
اعلام تحتالحمایگى، نفوذ زیاد انگلستان در مصر و جنگ این كشور با عثمانى، نارضایى و مخالفت مردم مصر را در پیداشت. تشكیل دولت حسین رشدیپاشا نیز، كه به دستور حسین كامل و تأیید دولت انگلستان صورت گرفت، به نظر بسیارى از مردم، صرفآ ابزارى براى اجراى مقاصد انگلیسیها بود (بدراوى، ٢٠٠٠، ص ١١٦ـ١١٩؛ رافعى، ج ١، ص٣٠ـ٣١).
برقرارى حكومت نظامى در مصر به فرمان انگلستان و بهكارگیرى نیروى كار و امكانات كشور در جنگ، زندگى مردم را دشوار كرده بود. فقر و گرسنگى سبب شد تا بهتدریج جنبشهاى استقلالطلب تقویت شود (لاپیدوس، ص ٦٢٣؛ بدراوى، ١٩٩٦، ص ٧، ١٦ـ١٧). در ٢٢ جمادیالاولى ١٣٣٣، شخصى به نام محمد خلیل در قاهره به جان سلطان حسین كامل سوءقصد كرد كه نافرجام ماند. در ٢٦ شعبان ١٣٣٣ نیز در اسكندریه بمبى به سوى وى پرتاب كردند كه منفجر نشد. محاكمه عاملان ایندو سوءقصد نشان داد كه این اشخاص با انگیزههاى ملى و دینى دست به این اقدام زده بودند و وابسته به هیچ حزب یا گروهى نبودند (بدراوى، ٢٠٠٠، ص ١١٩ـ١٣٠؛ زكیفهمى، ص ٢٢؛ رافعى، ج ١، ص ٣٤).
اعلام حمایت حسین كامل از دولت انگلستان و پشتیبانى مصر از این كشور در جنگ با عثمانى، سبب شد دولت عثمانى چندین بار به مصر حمله كند. در ١٨ ربیعالاول ١٣٣٣، سلطان حسین كامل با كمك نیروهاى انگلیسى، حمله نیروهاى عثمانى به كانال سوئز را دفع كرد. حمله دوم نیروهاى عثمانى به شبهجزیره سینا در ٤ شوال ١٣٣٤ صورت گرفت، اما این بار هم آنان با شكست سنگینى مواجه شدند و عقبنشینى كردند. در محرّم ١٣٣٤ سیداحمد شریف سَنوسى*، رهبر طریقت سنوسیه*، با حمایت و تحریك عثمانیها به مرزهاى غربى مصر حمله كرد كه حسین كامل، به كمك نظامیان انگلیسى، او را نیز شكست داد (درینیك، ص ٦٧؛ عبدالعظیم رمضان، ص ٤٤ـ ٤٦؛ رافعى، ج ١، ص ٣٦ـ٣٨). در ٦ ربیعالآخر ١٣٣٤، علیبن دینار، سلطان منطقه دارفور در سودان، با حمایت عثمانیها و سنوسیها شورش كرد. چون سودان در آن زمان با نظارت مشترك انگلیس و مصر اداره میشد، حسین كامل سپاهى به این منطقه فرستاد و توانست در ١٩ رجب ١٣٣٤ او را شكست دهد (رافعى، ج ١، ص ٣٨ـ٣٩؛ عبدالعظیم رمضان، ص ٤٧).
حسین كامل در زمان سلطنت خود، بسیارى از ساختارهاى ادارى پیشین مصر را تغییر داد و بعضى از مناصب آن زمان را حذف كرد. از مهمترین اقدامات او تغییرات گسترده در نظام آموزشى بود. حسین كامل با الگو گرفتن از غرب، تحصیلات ابتدایى را همگانى كرد و با احداث مدارس در سراسر مصر، تلاش كرد امكان تحصیل را براى همه طبقات فراهم كند (د.اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه؛ «تعمیم التعلیم الاوّلى فى القُطر المصرى»، ص ٨٥٣ـ٨٥٤). با وجود اینكه مناسبات حسین كامل با انگلیسیها دوستانه و مستحكم نبود و او میكوشید چهرهاى ملى و محبوب از خود نشان دهد، اما مردم او را آلت دست انگلیس میدانستند (د.اسلام، همانجا؛ رافعى، ج ١، ص ٣٥ـ٣٦).
در اواسط ذیحجه ١٣٣٥، سلطان حسین كامل بهشدت بیمار شد. او پسرش، كمالالدین حسین، را به جانشینى خود معرفى كرد، اما كمالالدین از پذیرش این سمت خوددارى ورزید و در نتیجه، برادرش احمد فؤاد، كه مورد حمایت دولت انگلستان بود، جانشین كرد. حسین كامل در ٢١ ذیحجه ١٣٣٥ درگذشت («وداع سلطان و استقبال سلطان»، ص ١٤٨ـ١٥٠؛ الهلال، سال ٢٦، ش ٢، محرّم ١٣٣٦، ص ٢٠٢ـ٢٠٥؛ عباس حلمى دوم، ص ١٢).
منابع :
(١) «تاریخ السلطة النیابیة فى الحكومة المصریة»، الهلال، سال ١٨، ش ٤ (ذیحجه ١٣٢٧)؛
(٢) «تعمیم التعلیم الاولى فى القطر المصرى»، همان، سال ٢٥، ش١٠ (رمضان ١٣٣٥)؛
(٣) ژان پیر درینیك، خاورمیانه در قرن بیستم، ترجمه فرنگیس اردلان، تهران ١٣٦٨ش؛
(٤) عبدالرحمان رافعى، ثورة سنة :١٩١٩ تاریخ مصر القومى من سنة ١٩١٤ الى سنة ١٩٢١، قاهره ١٣٧٤/ ١٩٥٥؛
(٥) زكیفهمى، صفوة العصر فى تاریخ و رسوم مشاهیر رجال مصر من عهد ساكنالجنان محمدعلى باشا الكبیر، قاهره ١٩٩٥؛
(٦) عبدالعظیم رمضان، «الجیش المصرى فى ظل الاحتلال البریطانى (١٨٨٢ـ١٩١٩)»، السیاسة الدولیة، ش ٢٩ (یولیو ١٩٧٢)؛
(٧) «عظمة السلطان حسین الاول: سیرته و اعماله و مناقبه»، الهلال، سال ٢٣، ش ٤ (صفر ١٣٣٣)؛
(٨) صلاح عیسى، الثورة العُرابیة، بیروت ١٩٧٢؛
(٩) محمد صبرى، تاریخ مصر من محمدعلى الى العصر الحدیث، قاهره ١٤١١/١٩٩١؛
(١٠) «وداع سلطان و استقبال سلطان: السلطان حسین كاملالاول»، الهلال، سال ٢٦، ش ٢ (محرّم ١٣٣٦)؛
(١١) هند اسكندر عَمّون، تاریخ مصر، فجاله، مصر ١٣٤١/١٩٢٣؛
(١٢) Abbas Hilmi II, Khedive of Egypt, The last Khedive of Egypt, tr. and ed. Amira Sonbol, Reading ١٩٩٨;
(١٣) Malak Badrawi, Isma`il Sidqi (١٨٧٥-١٩٥٠): pragmatism and vision in twentieth cetury Egypt, Richmond, Surrey ١٩٩٦;
(١٤) idem, Political violence in Egypt ١٩١٠-١٩٢٤: secret societies, plots and assassinations, Richmond, Surrey ٢٠٠٠;
(١٥) EI٢, s.v. "Husayn Kamil" (by P.J. Vatikiotis);
(١٦) James Jankowski, "Ottomanism and Arabism in Egypt: ١٨٦٠- ١٩١٤", The Muslim world, LXX, nos. ٣- ٤ (July-Oct. ١٩٨٠);
(١٧) Ira M. Lapidus, A history of Islamic societies, Cambridge ١٩٩١;
(١٨) Peter Mansfield, The British in Egypt, London ١٩٧١;
(١٩) Panayiotis J. Vatikiotis, The modern history of Egypt, London ١٩٧٦.
/ اصغر صادقییكتا /
تصاویر این مدخل:
حسین کامل منبع:www.egyptedantan.com ٣.nov.٢٠٠٨