دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢١٤
حسین بن عیاش سُلَمى جَزَرى باجدّایى ، محدّث اهلسنّت در قرن دوم و سوم. از تاریخ دقیق ولادت او اطلاعى در دست نیست. كنیه او ابوبكر و به باجَدّایى/ باجُدّایى مشهور است (رجوع کنید به مِزّى، ج ٦، ص ٤٥٩؛ سمعانى، ج ١، ص ٢٤٥) وى ظاهراً منسوب به باجدا* در منطقه جزیره* بوده است زیرا در ادامه نام وى، رَقّىِ جَزَرى ذكر شده است (رجوع کنید به مزّى، همانجا). راویان وى در حدیث نیز از همین منطقه بودهاند (رجوع کنید به ابنحِبّان، ج ٨، ص ١٨٥). در كتابالضعفاء ابنجوزى (ج ١، ص ٢١٦) باجدّایى به اشتباه باحُدّالى، و در دیوانالضعفاء ذهبى (١٤٠٨، ج ١، ص ٢٠٤) باحرائى ثبت شده است.
مشایخ وى در حدیث عبارتاند از: جعفربن بُرقان، حُدَیجبن معاویه، حرامبن عثمان، زُهیربن معاویه و ابیاُمیه عبداللّهبن ابیزینب رَقّى مشهور به ابنعجوز. برخى محدّثان نیز از وى حدیث نقل كردهاند، از جمله هلالبن علاء رقّى، عبدالحمیدبن محمدبن مُستام حرّانى و محمدبن قاسم حرّانى (ابنابیحاتم، ج ٣، ص ٦٢؛ ابنحبّان؛ مزّى، همانجاها).
محدّثان وعالمان رجال، حسینبن عیاش را ثقه دانستهاند (براى نمونه رجوع کنید به ابنحبّان؛ مزّى، همانجاها؛ ذهبى، ١٣٩٢، ج ١، ص ٢٣٣)، اما ذهبى (١٩٦٣ـ١٩٦٤، ج ١، ص ٥٤٥) رأى برخى عالمان رجال را نقل كرده است كه وى را «لینالحدیث» خواندهاند، كه بر مرتبهاى از مراتب جَرح و تضعیف دلالت دارد. ذهبى (همانجا) این قول را بیپایه دانسته است. به نظر میرسد اساس این جرح روایتى است كه فقط حسینبن عیاش از جعفربن برقان نقل كرده است (رجوع کنید به ذهبى، ١٤٠٨، همانجا). البته در جوامع حدیثى اهل سنّت، این حدیث (براى نمونه رجوع کنید به ابنماجه، ج ١، ص ٦٠٥؛ ترمذى، ج ٢، ص٢٨٠ـ٢٨٣؛ طبرانى، ج ١١، ص ١١٥) به طرق گوناگونى نقل شده و در هیچیك از آنها نامى از حسین عیاش برده نشده است. به گفته ابنندیم (ص ٩٦) و خطیب بغدادى (رجوع کنید به مزّى، ج ٦، ص٤٦٠)، حسینبن عیاش سلَمى كتابى با عنوان غریبالحدیث نوشته بوده كه آن را ابوالقاسم حسینبن عبداللّهبن مُناذِر واسطى از هلالبن علاء رقّى روایت كرده است (ابنندیم، همانجا).
حمدبن محمد خطّابى* (متوفى ٣٨١) در مقدمه كتاب خود (ج ١، ص ٤٨ـ٥٠)، با اشاره به دوكتاب ابوعبید قاسمبن سلّام و ابنقتیبه در فن غریبالحدیث، به ذكر شمارى از كتابهاى نگاشته شده در این حوزه پرداخته و از جمله نام باجدّایى را نیز ذكر كرده است. از سخنان خطّابى درمییابیم كه كتاب غریبالحدیثِ باجدّایى، بدون هیچگونه ترتیبى یا اتخاذ روش معینى، تنها به ذكر و تفسیر احادیث غریب پرداخته است.
وى در سال ٢٠٤ در باجدّا وفات یافت (ابنحبّان؛ مزّى، همانجاها).
منابع :
(١) ابنابیحاتم، كتاب الجرح و التعدیل، حیدرآباد، دكن ١٣٧١ـ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٢) ابنجوزى، كتاب الضعفاء و المتروكین، چاپ ابوالفداء عبداللّه قاضى، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٣) ابنحِبّان، كتاب الثقات، حیدرآباد، دكن ١٣٩٣ـ١٤٠٣/ ١٩٧٣ـ١٩٨٣، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٤) ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، (قاهره ١٣٧٣/ ١٩٥٤)، چاپ افست (بیروت، بیتا.)؛
(٥) ابنندیم (تهران)؛
(٦) محمدبن عیسى ترمذى، سنن الترمذى، ج ٢، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت ١٤٠٣؛
(٧) حمدبن محمد خطّابى، غریبالحدیث، چاپ عبدالكریم ابراهیم عزباوى، دمشق ١٤٠٢ـ١٤٠٣/ ١٩٨٢ـ١٩٨٣؛
(٨) محمدبن احمد ذهبى، دیوان الضعفاء و المتروكین، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٩) همو، الكاشف فى معرفة منله روایة فى الكتب السّتّة، چاپ عزتعلى عید عطیه و موسى محمدعلى موشى، قاهره ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(١٠) همو، میزان الاعتدال فى نقد الرجال، چاپ علیمحمد بجاوى، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(١١) سمعانى؛
(١٢) سلیمانبن احمد طبرانى، المعجم الكبیر، چاپ حمدى عبدالمجید سلفى، چاپ افست بیروت ١٤٠٤ـ?ـ١٤؛
(١٣) یوسفبن عبدالرحمان مِزّى، تهذیب الكمال فى أسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٢/ ٢٠٠٢.
/ امیر احمدنژاد /