دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢١٣
حسین بن علی ، امام (٢)
زنان و فرزندان. در منابع تاریخى و رجالىِ معتبر، براى حسینبن على، پنج همسر و شش فرزند نام برده شده است.
الف) همسران :
١) رَباب دختر امرئ القیس. ابنسعد (ج ٨، ص ٤٧٥) نسب كامل او را آورده است. پدرش، امرئالقیس، نصرانى بود كه در زمان خلافت عمر اسلام آورد و حضرت على علیهالسلام از دختر او براى امام حسین علیهالسلام خواستگارى كرد (بلاذرى، ج ٢، ص ١٣٩؛
ابوالفرج اصفهانى، ١٣٨٣، ج ١٦، ص ١٣٩ـ ١٤١؛
ابنحزم، ص ٤٥٧). حاصل این ازدواج پسرى به نام عبداللّه و دخترى به نام سُكَینه بود (مُصْعَببن عبداللّه، ص ٥٩؛
ابوالفرج اصفهانى، ١٤٠٥، ص ٥٩؛
مفید، ج ٢، ص ١٣٥).
رباب از جمله زنان برگزیده و ممتاز بود (ابوالفرج اصفهانى، ١٣٨٣، ج ١٦، ص ١٤١) و نزد امام حسین علیهالسلام قدر و منزلت بسیارى داشت (ذهنى، ج ١، ص ١٤١ـ١٤٢) تا جایى كه بنابر برخى منابع، آن حضرت در شعرى علاقه عمیق خود را به او و دخترش سُكینه ابراز كرد (رجوع کنید به مصعببن عبداللّه، همانجا؛
ابنحبیب، ص ٣٩٦ـ٣٩٧؛
ابنقتیبه، ص ٢١٣؛
ابوالفرج اصفهانى، ١٣٨٣، ج ١٦، ص ١٣٩).
رَباب در كربلا حضور داشته است، زیرا فرزندش عبداللّه، كه در كربلا شهید شد، كودكى شیرخوار بود (رجوع کنید به ادامه مقاله). بهعلاوه، طبق یك گزارش، امام حسین علیهالسلام قبل از رفتن به میدان جنگ، تكتك اعضاى خانوادهاش را به نام صدا زد و با عبارت یا رَباب از وى نیز یاد كرد (ابن طاووس، ص٥٠).
ابوالفرج اصفهانى (١٣٨٣، ج ١٦، ص ١٤٢) شعرى از او در رثاى امام حسین علیهالسلام آورده است. بعد از شهادت امام، عدهاى از بزرگان و اشراف از او خواستگارى كردند، اما او نپذیرفت (رجوع کنید به ابنحبیب، همانجا؛
ابنعساكر، ج ٦٩، ص ١٢٠). وى در سال ٦٢ درگذشت (سبط ابنجوزى، ص ٢٣٨؛
ابنكثیر، ج ٨، ص ٢٢٩).
٢) شهربانو. نام او در منابع سِنْدیه، غزاله، سُلافه و شاه زنان نیز آمدهاست (رجوع کنید به شهربانو*). امامسجاد علیهالسلام فرزند اوست.
٣) لَیلى دختر ابیمُرَّةبن عروةبن مسعود ثَقَفى. در بیشتر منابع نام او به همینگونه آمده است (رجوع کنید به مصعببن عبداللّه، ص ٥٧؛
یعقوبى، ج ٢، ص ٢٤٦ـ٢٤٧؛
طبرى، ج ٥، ص ٤٤٦، ٤٦٨؛
قس ابنقتیبه، همانجا: لیلى بنت مُرَّة، قاضى نعمان، ج ٣، جزء١٢، ص :١٥٢ أمّ لیلى بنت مُرَّة). مصعببن عبداللّه (همانجا) نسب كامل او و مادرش را آورده است. جد لیلى، عروةبن مسعود ثقفى، صحابى رسول خدا و مادرش، میمونة، دختر ابوسفیان بود (همان، ص ٥٧ و پانویس ٢). از تاریخِ ازدواج امام حسین علیهالسلام با او اطلاعى در دست نیست. فقط میدانیم كه على بن حسین، فرزند او بود.
٤) امّ اسحاق دختر طلحة. پدرش، طلحةبن عبیداللّه، از اصحاب مشهور رسول خدا و مادرش جَرباء دختر قسامةبن حنظلة بود (ابنسعد، ج ٣، ص ٢١٤؛
مصعببن عبداللّه، ص ٢٨٢). امّاسحاق نخست با امام حسن مجتبى علیهالسلام ازدواج كرد (ابنسعد؛
مصعببن عبداللّه، همانجاها؛
ابنقتیبه، ص ٢٣٣). امام حسن پیش از شهادت، به برادرش حسین سفارش كرده بود كه با این بانو ازدواج كند (ابوالفرج اصفهانى، ١٣٨٣، ج ٢١، ص ١١٤؛
نیز رجوع کنید به ابنسعد، همانجا؛
ابنحبیب، ص ٦٦). حاصل این ازدواج دخترى بهنام فاطمه بود (ابنسعد؛
ابنقتیبه؛
ابوالفرج اصفهانى، ١٣٨٣، همانجاها). اماسحاق پس از شهادت امام حسین با عبداللّهبن عبدالرحمانبن ابیبكر ازدواج كرد (ابنحبیب، همانجا).
٥) برخى منابع زنى از قبیله قُضاعه را نیز در شمار همسران امام نام بردهاند كه براى امام پسرى بهنام جعفر بهدنیا آورد (رجوع کنید به مصعببن عبداللّه، ص ٥٩؛
مفید، ج ٢، ص ١٣٥؛
بیهقى، ج ١، ص ٣٤٩؛
ابنشهر آشوب، ج ٤، ص ٧٧، ١١٣). سِبط ابنجوزى (ص ٢٤٩) نام او را سُلافه و بیهقى (همانجا) مَلومه ذكر كردهاند. از جزئیات زندگى وى اطلاعى در دست نیست.
ب) فرزندان :
منابع متقدم (براى نمونه رجوع کنید به مصعببن عبداللّه، ص ٥٧ـ ٥٩؛
بخارى، ص٣٠؛
مفید، همانجا) فرزندان امام را چهار پسر و دو دختر و منابع متأخر (براى نمونه رجوع کنید به دلائلالامامة، ص ٧٤؛
ابنشهر آشوب، ج ٤، ص ٧٧؛
ابنطلحه شافعى، ج ٢، ص ٦٩) شش پسر و سه دختر نوشتهاند :
١) علیاكبر، پسر بزرگ امام حسین، فرزند لیلى (رجوع کنید به علیبن حسین*).
٢) علیاصغر، امام چهارم شیعیان، معروف به زینالعابدین و سجاد، فرزند شهربانو (رجوع کنید به السجاد*، امام).
٣) عبداللّه، فرزند خردسال امام. مادرش رَباب بود. تاریخ تولد وى مشخص نیست، ولى بیشتر منابع او را به هنگام شهادت، صغیر و شیرخوار دانستهاند (رجوع کنید به مصعببن عبداللّه، ص ٥٩؛
بلاذرى، ج ٢، ص ٤٩٨؛
طبرى، ج ٥، ص ٤٤٨، ٤٦٨؛
بخارى، همانجا). در منابع متقدم سنّى و شیعه نام او عبداللّه یاد شده، ولى در منابع متأخر شیعى به علیاصغر شهرت یافته است. مقتلالحسین اَخطَب خوارزم (ج ٢، ص ٣٧) و مناقب آل ابیطالب ابنشهر آشوب (ج ٤، ص ١٠٩)، قدیمترین منابعى هستند كه هنگام ذكر كیفیت شهادت فرزند خردسال امام، از او با نام على یاد كردهاند. منابع بعدى نیز، به تبع ایشان، نام طفل شهید را علیاصغر ــو غالبآ لقب امام سجاد علیهالسلام را على اوسط ــ آوردهاند (براى نمونه رجوع کنید به بهاءالدیناربلى، ج٢، ص٢٥٠؛
ابنطَقْطَقى، ص ١٤٣؛
ابنصباغ، ص ١٩٦؛
شَبْراوى شافعى، ص١٣٠). این در حالى است كه در این منابع در ضمن ذكر فرزندان امام حسین علیهالسلام، نام عبداللّه را نیز برشمردهاند ولى به كیفیت شهادت او اشارهاى نكردهاند (براى نمونه رجوع کنید به ابنشهر آشوب؛
ابنطلحه شافعى؛
بهاءالدین اِربلى؛
ابنصباغ، همانجاها). این موضوع از اختلاف منابع متقدم و متأخر در شمارش فرزندان امام حسین علیهالسلام كه على نام داشتهاند، نشئت گرفته است (رجوع کنید به مصعببن عبداللّه؛
بخارى؛
مفید، همانجاها؛
قس دلائل الامامة؛
ابنشهر آشوب؛
ابنطلحه شافعى؛
بهاءالدین اربلى، همانجاها). به روایت كلینى (ج ٦، ص ١٩) امام حسین در واكنش به اعتراض مروان كه چرا حسینبن على دو تن از فرزندانش را على نامیده است، اظهار كرد كه حتى اگر صد پسر نیز داشته باشد دوست میدارد همه آنها را على بنامد.
امام حسین علیهالسلام در آخرین لحظات، پیش از آنكه به میدان جنگ برود، عبداللّه را در آغوش گرفت كه فردى از قبیله بنیاسد به عبداللّه تیر زد و او را به شهادت رساند (طبرى، ج ٥، ص ٤٤٨؛
مفید، ج ٢، ص ١٠٨؛
اخطب خوارزم، همانجا). نام پرتابكننده تیر حرملةبن كاهل ذكر شده است (بلاذرى؛
مفید؛
اخطب خوارزم، همانجاها؛
قس طبرى، ج ٥، ص :٤٦٨ هانیبن ثُبیت حَضرمى). امام گودالى با شمشیر خود حفر كرد و كودك را به خاك سپرد (اخطب خوارزم، همانجا).
٤) جعفر. مادرش زنى از قبیله قضاعه بود. وى در زمان حیات امام از دنیا رفت و نسلى از او باقى نماند (مصعببن عبداللّه، همانجا؛
مفید، ج ٢، ص ١٣٥؛
ابنشهرآشوب، همانجا).
٥) فاطمه، دختر بزرگ امام (ابنسعد، ج ٣، ص ٢١٤؛
مصعببن عبداللّه، همانجا؛
ابنحبیب، ص ٤٠٤). مادرش امّاسحاق بود. تاریخ دقیق تولد فاطمه مشخص نیست، ولى چون مادرش بعد از شهادت امام حسن (٤٩ یا ٥٠) به همسرى امام حسین درآمد، تولد وى بعد از این سال بوده است.
وى بانویى پرهیزكار و سخنور بود و گفتهاند سیمایش به جدهاش، فاطمه، دختر رسول خدا، شبیه بوده است (رجوع کنید به بخارى، ص ٦؛
ابوالفرج اصفهانى، ١٤٠٥، ص ١٢٢؛
مفید، ج ٢، ص ٢٥). بنابر حدیثى از امام باقر علیهالسلام، امام حسین علیهالسلام قبل از شهادت، ودایع امامت و وصایاى مكتوب خود را به فاطمه سپرد و او بعدآ آنها را به امام سجاد تحویل داد (صفّار قمى، ص ١٨٢ـ١٨٣؛
كلینى، ج ١، ص ٣٠٣).
فاطمه از زنان تابعى و از راویان حدیث بوده و از پدرش و عبداللّهبن عباس و اسماء بنت عُمَیس، روایت كرده است (رجوع کنید به ابنعساكر، ج ٧٠، ص ١٠؛
مزّى، ج ٣٥، ص ٢٥٤ـ٢٥٥).
فاطمه نخست با حسن مُثّنى (ابیطالب) ازدواج كرد (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٨، ص ٤٧٣؛
بخارى، همانجا). او در كربلا حضور داشت و به همراه دیگر اعضاى خاندان امام حسین، به اسارت به شام برده شد (رجوع کنید به مفید، ج ٢، ص ١٢١). میان او و یزید در دربار سخنانى رد و بدل گردید (رجوع کنید به طبرى، ج ٥، ص ٤٦٤؛
قاضى نعمان، ج ٣، جزء١٣، ص ٢٦٨). احمدبن على طبرسى (ج ٢، ص ٢٧ـ٢٩) احتجاج او با اهل كوفه را آورده است.
فاطمه پس از درگذشت شوهرش، حسن مثنى، با عبداللّهبن عمروبن عثمانبن عفان ازدواج كرد (ابنسعد؛
ابوالفرج اصفهانى، ١٤٠٥، همانجاها). پس از مرگ عبداللّه، والى مدینه عبدالرحمانبن ضحاك از او خواستگارى كرد كه نپذیرفت (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٨، ص ٤٧٤). ابنحِبّان (ج ٥، ص ٣٠١)، بدون اشاره به تاریخ دقیق، از وفات او در حدود نودسالگى سخن گفته است. ابنعساكر (ج ٧٠، ص ١٧) نیز خبرى از درگذشت وى در زمان خلافت هشامبن عبدالملك را آورده است.
٦) سُكَینه، دختر كوچك امام حسین، فرزند رَباب (رجوع کنید به سكینه بنت حسین*).
به جز این شش فرزند، نام دو پسر و یك دختر دیگر در منابع متأخر دیده میشود كه عبارتاند از: علیاصغر، محمد و زینب (رجوع کنید به دلائلالامامة، ص ٧٤؛
ابنشهر آشوب، همانجا). ابنطلحه شافعى (ج ٢، ص ٦٩) نیز تعداد فرزندان امام را ده تن شمرده ولى فقط از نُه تن نامبرده است. در كتابهاى تاریخى از جزئیات زندگى ایشان گزارشى در دست نیست. همچنین در برخى كتابهاى تذكره و مراثىِ متأخر، از دختر چهار ساله امام حسین به نام رقیه سخن به میان آمده است (رجوع کنید به كاشفى، ص ٣٨٩ـ٣٩٠؛
امین، ج ٧، ص ٣٤؛
نیز رجوع کنید به رقیه بنت حسین*).
منابع :
(١) ابنحِبّان، كتاب الثقات، حیدرآباد، دكن ١٣٩٣ـ١٤٠٣/ ١٩٧٣ـ١٩٨٣، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٢) ابنحبیب، كتاب لمُحَبَّر، چاپ ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد، دكن ١٣٦١/١٩٤٢، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٣) ابنحزم، جمهرة انساب العرب، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ( ١٩٨٢)؛
(٤) ابنسعد؛
(٥) ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم (بیتا.)؛
(٦) ابنصباغ، الفصول المهمة فى معرفة احوال الائمة علیهمالسلام، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٧) ابنطاووس ، مقتل الحسین علیهالسلام، المسمى باللهوف فى قتلى الطفوف، قم ( ١٤١٧)؛
(٨) ابنطقطقى، الاصیلى فى انساب الطّالبیین، چاپ مهدى رجائى، قم ١٣٧٦ش؛
(٩) ابنطلحه شافعى، مطالب السؤول فى مناقب ال الرسول، چاپ ماجدبن احمد عطیه، بیروت ١٤٠٢؛
(١٠) ابنعساكر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ على شیرى، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(١١) ابنقتیبه، المعارف، چاپ ثروت عكاشه، قاهره ١٩٦٠؛
(١٢) ابنكثیر، البدایة و النهایة، چاپ على شیرى، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٣) ابوالفرج اصفهانى، كتابالاغانى، قاهره ١٣٨٣، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(١٤) همو، مقاتل الطالبیین، چاپ كاظم مظفر، نجف ١٣٨٥/١٩٦٥، چاپ افست قم ١٤٠٥؛
(١٥) موفقبن احمد اخطب خوارزم، مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمى، چاپ محمد سماوى، (قم) ١٣٨١ش؛
(١٦) امین؛
(١٧) ابونصر سهلبن عبداللّه بخارى، سرّالسلسلة العلویة، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، نجف ١٣٨١/١٩٦٢؛
(١٨) احمدبن یحیى بلاذرى، انسابالاشراف، چاپ محمود فردوسالعظم، دمشق ١٩٩٦ـ٢٠٠٠؛
(١٩) علیبن عیسى بهاءالدین اربلى، كشف الغمة فى معرفة الائمة، چاپ هاشم رسولى محلاتى، بیروت ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٢٠) علیبن زید بیهقى، لباب الأنساب و الألقاب و الأعقاب، چاپ مهدى رجائى، قم ١٤١٠؛
(٢١) دلائل الامامة، (منسوب به) محمدبن جریر طبرى آملى، بیروت: مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٢) محمد ذهنى، خیرات حسان، ترجمه محمدحسن اعتمادالسلطنه، چاپ سنگى (تهران) ١٣٠٤ـ١٣٠٧؛
(٢٣) سبط ابنجوزى، تذكرة الخواص، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٤) عبداللّهبن محمد شَبراوى شافعى، كتاب الاتحاف بحب الاشراف، مصر ( ١٣١٦)، چاپ افست قم ١٣٦٣ش؛
(٢٥) محمدبن حسن صفّار قمى، بصائرالدرجات الكبرى فى فضائل آلمحمد (ع)، چاپ محسن كوچه باغیتبریزى، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٢٦) احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوى خرسان، نجف ١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(٢٧) طبرى، تاریخ (بیروت)؛
(٢٨) نعمانبن محمد قاضى نعمان، شرح الاخبار فى فضائل الائمة الاطهار، چاپ محمد حسینى جلالى، قم ١٤٠٩ـ١٤١٢؛
(٢٩) حسینبن على كاشفى، روضة الشهداء، چاپ محمد رمضانى، (تهران) ١٣٤١ش؛
(٣٠) كلینى؛
(٣١) یوسفبن عبدالرحمان مزّى، تهذیب الكمال فى اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٣٢) مصعببن عبداللّه، كتاب نسب قریش، چاپ لوى پرووانسال، قاهره ١٩٥٣؛
(٣٣) محمدبن محمد مفید، الارشاد فى معرفة حججاللّه علیالعباد، قم ١٤١٣؛
(٣٤) یعقوبى، تاریخ.
/ محمدعلى میر /