دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٠٨
حسینبن روح نوبختى ، ابوالقاسم حسینبن روحبن ابیبحر، سومین نایب خاص از نایبان چهارگانه امام زمان عجلاللّهفرجهالشریف. سال ولادت وى معلوم نیست. آشنایى وى با گویشِ فارسى اهالى آبه (نزدیك ساوه) و مناسبات نزدیكش با مردم آنجا (رجوع کنید به ابنبابویه، ج ٢، ص ٥٠٣ـ٥٠٤؛ طوسى، ص ١٩٥)، احتمال قمى بودن وى را تقویت میكند (اقبال آشتیانى، ص ٢١٤)، چنانكه در جایى (رجوع کنید به كشى، ص ٥٥٧) قمى خوانده شده؛ اما در منابع، بیشتر به نوبختى مشهور است. انتساب وى به خاندان نوبختى، به احتمال بسیار، از سوى مادرش بوده است (اقبال آشتیانى، همانجا). او روحى نیز خوانده شده است (طوسى، ص ٢٢٥). وى در ١٨ شعبان ٣٢٦ درگذشت و در بغداد، در منطقه نوبختیه، به خاك سپرده شد (رجوع کنید به صولى، ص ١٠٤؛
طوسى، ص ٢٣٨).
نام حسینبن روح و سه نایب دیگر و گزارشهاى مرتبط با نیابت آنان، در میان منابع موجود شیعى، نخستینبار در كمالالدین و تمامالنعمة فى اثباتالغیبة و كشفالحیرة ابنبابویه (متوفى ٣٨١) و بعدها، به گونهاى تفصیلى و تكمیلى، در كتابالغیبة شیخ طوسى (متوفى ٤٦٠) آمده است. گزارشهاى این دو كتاب، بهویژه دومى، عمدتاً مبتنى بر مطالب دو كتاب است كه امروزه در دست نیستند: اخبار أبى عمرو و أبیجعفر العمریین نوشته ابونصر هبةاللّهبن احمدبن محمد معروف به ابنبَرنیة كاتب (زنده در سال ٤٠٠) و اخبارالوكلاءالاربعة نوشته احمدبن علیبن عباسبن نوح سیرافى (متوفى ح ٤١٣) كه بیشتر مطالب آن برگرفته از كتاب ابونصر است. ابونصر نیز، از طرف مادر، نوبختى بوده است (رجوع کنید به طوسى، ص ٢٢٦) و از مهمترین راویان اخبار حسینبن روح به شمار میآید (اقبال آشتیانى، ص ٢٢١؛
د. اسلام، چاپ دوم، ذیل "Safir.١"؛
براى نمونه استنادات طوسى به اقوال او رجوع کنید به ص ١٧٨، ٢١٥ـ٢١٧، ٢٢٠).
درباره زندگى حسینبن روح پیش از دوره نیابت اطلاعاتى در منابع آمده است. گفتهاند وى باب و دستیار نزدیك امام عسكرى علیهالسلام بود (رجوع کنید به ابنشهرآشوب، ج ٣، ص ٥٢٥؛
اقبال آشتیانى، ص ٢١٤)؛
اما با توجه به سال رحلت امام عسكرى (٢٦٠) و سال وفات حسینبن روح (٣٢٦)، پذیرش این خبر دشوار است (نیز رجوع کنید به د. ایرانیكا، ذیل «حسینبن روح»). او دو یا سه سال پیش از وفات نایب دوم و آغاز نیابتش، عامل مالى او بوده و مسئولیت حفاظت اموال و ارتباط میان او و دیگر عاملان امام دوازدهم را برعهده داشته است (ابنبابویه، ج ٢، ص ٥٠١ـ٥٠٢؛
طوسى، ص ٢٢٥ـ٢٢٦). با وجود این، براساس گزارشهایى در كتاب الغیبة طوسى، بیشتر امامیه انتظار داشتند كسان دیگرى چون جعفربن احمدبن مُتَیل قمى یا پدرش ــكه از اصحاب خاص نایب دوم بودندــ یا عالم و متكلم مشهور، ابوسهل اسماعیلبن على نوبختى (متوفى ٣١١)، براى مقام نیابت انتخاب شوند (ص ٢٢٥، ٢٤٠). اما باید گفت حسینبن روح، چنان كه در گزارشى از امّكلثوم دختر نایب دوم نقل شده است، سالها وكالت ابوجعفر را بر عهده داشته و از خواص و نزدیكان او بوده تا آنجا كه ابوجعفر مسائل خصوصى زندگیاش را به او میگفته و علاوه بر وجوهات معمول، مقررى ویژهاى به او میداده است. این توجهات فراوان نایب دوم به حسینبن روح موجب جلالت قدر و منزلت رفیع او نزد شیعیان شد و این امر تا آن زمان كه نیابت حسینبن روح اعلام شد ادامه داشت (طوسى، ص ٢٢٧). براساس منابع، ابوجعفر عَمْرى در حال احتضار، گروهى از بزرگان شیعه از جمله ابوسهل نوبختى، ابوعلى محمدبن همام اسكافى و ابوعبداللّهبن محمد كاتب را نزد خود گردآورد و در حضور ایشان به طور رسمى حسینبن روح را به عنوان نایب بعد از خود اعلام كرد. عمرى در این جلسه تصریح كرد كه مأمور به انجام این كار بوده و به این ترتیب به تكلیف خود عمل كرده است (ابنبابویه، ج ٢، ص ٥٠٣؛
طوسى، ص ٢٢٦ـ٢٢٧).
حسینبن روح بعد از وفات نایب دوم در ٣٠٤ یا ٣٠٥، طى تشریفات رسمى در دارالنیابه بغداد مقام نیابت امام غایب را برعهده گرفت. زكاء، خادم نایب دوم، بنابه وصیت او عصا و كلید صندوقچهاش را به حسینبن روح تحویل داد (ذهبى، همانجا). نخستین توقیع از جانب امام عصر بهدست او در شوال ٣٠٥ عرضه شد (طوسى، ص ٢٢٧ـ٢٢٨). یكى از وقایع مهم در دوره نیابت حسنبن روح فتنهاى بود كه ابوجعفر محمدبن على شلمغانى معروف به ابنعَزاقِر برپا كرد. وى از عالمان شیعه در بغداد و از نزدیكان حسینبن روح بود و حسینبن روح در اصلاح كتاب فقهى وى، التكلیف، با او مشاركت كرد (طوسى، ص ٢٢٨، ٢٣٩، ٢٥١ـ٢٥٢). مهمتر از همه اینكه حسینبن روح در پنج سالى كه در میان مردم نبود (رجوع کنید به ادامه مقاله)، شلمغانى را به نیابت خود منصوب كرد، اما وى، با سوءاستفاده از موقعیت خود، ابتدا خود را به جاى او باب معرفى كرد و بعدها حتى ادعاى نبوت و الوهیت كرد. با آشكار شدن انحراف وى، حسینبن روح كه در حبس بود، شیعیان را از ارتباط با او منع كرد و در ٣١٢ توقیع امام غایب در لعن او صادر شد (طوسى، ص ١٨٧، ٢٥٢ـ٢٥٣؛
نیز رجوع کنید به طبرسى، ج ٢، ص ٢٩٠)، این توقیع در ٣١٧ علنى شد. شلمغانى نیز سرانجام در ٣٢٢ یا ٣٢٣، به حكم خلیفه به دار آویخته شد (طوسى، ص ٢٥٤؛
براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به اقبال آشتیانى، ص ٢٢٢ـ٢٢٤، ٢٣٥ـ٢٣٧؛
نیز رجوع کنید به شلمغانى*). یكى از كسانى كه در ابتدا منكر نیابت حسینبن روح شدند محمدبن فضل موصلى بود كه حسنبن على وَجناء نصیبى او را نزد حسینبن روح آورد و او با دیدن كرامتى از حسینبن روح به نیابتش یقین پیدا كرد (طوسى، ص ١٩٢ـ١٩٣؛
براى تفصیل ماجرا رجوع کنید به جبارى، ص ٤٧٣).
در دوران نیابت حسینبن روح، بسیارى از اعضاى خاندان نوبختى در دستگاه خلافت عباسى مناصب ادارى و دیوانى داشتند و بر اوضاع و احوال جامعه امامیه بغداد بسیار اثرگذار بودند (رجوع کنید به نوبختیان*). برخى از افراد مشهور این خاندان، كه با حسینبن روح معاصر و مرتبط بودند، عبارتاند از: ١) ابوسهل نوبختى، كه نفوذى فوقالعاده در دستگاه خلافت داشت و در بخشى از دوره نیابت حسینبن روح ریاست شیعه را عهدهدار بود (طوسى، ص ٢٢٦ـ٢٢٧؛
نیز رجوع کنید به اقبال آشتیانى، ص ٩٧، ١٠١، ١٠٦). ٢) احمدبن ابراهیم نوبختى، كه پاسخهاى حسینبن روح به سؤالات شیعیان را مینوشت (اقبال آشتیانى، ص ٢٤٣؛
رجوع کنید به طوسى، ص ٢٢٨ـ٢٢٩). ٣) موسیبن حسن نوبختى، معروف به ابنكبریاء. او از عالمان و منجمان بزرگ آن دوره بود و ابونصر هبةاللّهبن محمد كاتب، راوى اخبار نایبان چهارگانه، برخى از اخبار مرتبط با حسینبن روح را از او روایت كرده است (رجوع کنید به طوسى، ص١٧٨، ٢٣٧؛
اقبال آشتیانى، ص٢٣٩). ٤)ابوعبداللّه حسینبن على نوبختى. وى از مشاوران و نزدیكان ابنرائق (متوفى ٣٣٠) بود و در دوره او، مدت كوتاهى به وزارت رسید (صولى، ص ٨٧؛
مسكویه، ج ٥، ص ٤٥١ـ٤٥٢؛
نیز رجوع کنید به اقبال آشتیانى، ص ٢٢٠). گزارشى از مناسبات نزدیك حسینبن روح با وى نقل شده است (رجوع کنید به ادامه مقاله).
در برخى پژوهشهاى جدید ــ كه به نظر میرسد پیشفرض آنها برساخته بودن نهاد نیابت است ــ مناسبات نزدیك حسینبن روح با نوبختیان، فرضیاتى را درباره دخالت عوامل خارجى در بهنیابت رسیدن او در پى داشته است (رجوع کنید به ساچدینا، ص ١٣٧؛
د. ایرانیكا، همانجا). اما شواهد متعددى در رد این فرضیات در دست است كه نشان میدهد ویژگیها و شایستگیهاى حسینبن روح، زمینه انتصاب وى به این مقام بوده است، نه عوامل خارجى؛
گذشته از اینكه طبق منابع، این انتصاب در اختیار نایبان امام عصر یا افراد دیگر نبوده است. پاسخ ابوسهل نوبختى به عدهاى از شیعیان، كه پرسیدند چرا به جاى وى حسینبن روح به این مقام رسید، مؤید این مطلب است. مضمون پاسخ وى به این سؤال آن است كه من براى مناظره با خصم دائم در میان آنان رفت و آمد دارم و اگر آنچه حسینبن روح میداند میدانستم، ممكن بود براى اثبات وجود امام، محل اختفاى او را آشكار سازم، اما او اگر قطعه قطعه هم بشود چنین كارى نخواهد كرد (طوسى، ص ٢٤٠؛
براى دلیل دیگر در رد این فرضیات رجوع کنید به جاسم حسین، ص ١٢١ـ١٢٢). همچنین حسینبن روح در زمان خود از عاقلترین مردمان نزد موافق و مخالف دانسته شده و اخبارى ناظر به تقیه و مصلحتاندیشى او در برخورد با مخالفان نقل شده است (طوسى، ص ٢٣٦ـ ٢٣٧). به گزارش برخى منابع بعدى (رجوع کنید به ذهبى، حوادث و وفیات ٣٢١ـ٣٣٠ه ، ص ١٩١؛
ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٢٨٣)، وى از لحاظ علمى، به ویژه در فقه، در میان شیعیان بغداد جایگاهى رفیع داشته است. او علاوه بر اعمالنظر در كتاب التكلیف شلمغانى، خود كتابى با نام التأدیب نوشت و آن را براى اظهارنظر نزد فقیهان قم فرستاد و آنان فقط با یك مسئله مخالفت كردند (طوسى، ص ٢٤٠). بهعلاوه، او روایاتى از امامان پیشین، بهویژه امام یازدهم علیهالسلام، از راویانى چون محمدبن زیاد نقل كرده است (رجوع کنید به ابنمشهدى، ص ٤٢، ١٩٩؛
ابنشهرآشوب، ج ٣، ص ٥٢٧؛
نیز رجوع کنید به خویى، ج ٥، ص ٢٣٦).
مناسبات حسینبن روح با حكومت بغداد و جایگاه اجتماعى وى، به سبب ناپایدارى سیاسى ناشى از تغییرات دائم وزیران، با فراز و فرودهایى همراه بود. بخش اعظمى از دوره حدوداً ٢٥ ساله نیابت وى با خلافت مقتدر (٢٩٥ـ٣٢٠) مقارن بود. حسینبن روح از ابتداى نیابت خود تا آغاز دوره وزارت حامدبن عباس (ح سالهاى ٣٠٦ تا ٣١١)، با احترام فراوان در بغداد میزیست، اما با كنار رفتن آلفرات از قدرت به دست حامدبن عباس، جایگاه حسینبن روح نیز متزلزل شد، چنانكه وى پنج سال (٣١٢ـ٣١٧)، به دلیلى نامعلوم، در میان مردم ظاهر نشد. در منابع، علتهاى گوناگونى براى این امر نقل شده است. به احتمال بسیار، وى به سبب اتهامى مالى در زندان خلیفه مقتدر بوده است (رجوع کنید به قرطبى، ص ٩٨). همچنین گفته شده است كه دستگاه خلافت، وى را به اتهام ارتباط با قرمطیان* زندانى كرده بود (ذهبى، همانجا). به هر حال، حسینبن روح پس از این دوره پنج ساله، همان عزت و احترام پیشین، چه بسا بیش از آن، را به دست آورد. وى در این دوره تا پایان عمرش، به سبب اینكه برخى از نوبختیان در دستگاه خلافت صاحب منصب و داراى نفوذ بودند، از لحاظ اجتماعى و اقتصادى جایگاه مناسبى به دست آورد. به نوشته محمدبن یحیى صولى، مورخ معاصر او، در سال ٣٢٥، ابنمقله*، كه فردى متنفذ و مدتى وزیر بود، از حسینبن روح كمك خواست تا براى رفع مشكلش میان وى و وزیر وقت (ابوعبداللّه حسینبن على نوبختى) وساطت كند (ص ٨٧). همچنین براساس آنچه وى (ص ١٠٤) نقل كرده است، حسینبن روح در سالهاى پایانى عمرش، به سبب اموالى كه امامیه به او میپرداختند، ثروت فراوانى در اختیار داشت، تا جایى كه توجه خلیفه، راضیباللّه، به آن جلب شده بود (براى تفصیل در اینباره رجوع کنید به اقبال آشتیانى، ص ٢١٧ـ٢٢٠).
منابع :
(١) ابنبابویه، كمالالدین و تمامالنعمة، چاپ علیاكبر غفارى، قم ١٣٦٣ش؛
(٢) ابنحجر عسقلانى، لسانالمیزان، حیدرآباد، دكن ١٣٢٩ـ١٣٣١، چاپ افست بیروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٣) ابنشهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، نجف ١٩٥٦؛
(٤) ابنمشهدى، المزارالكبیر، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ١٤١٩؛
(٥) عباس اقبال آشتیانى، خاندان نوبختى، تهران ١٣٤٥ش؛
(٦) محمدرضا جبارى، سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمه علیهمالسلام، قم ١٣٨٢؛
(٧) خویى؛
(٨) محمدبن احمد ذهبى، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، حوادث و وفیات ٣٢١ـ٣٣٠ه ، بیروت ١٤١٥/١٩٩٤؛
(٩) محمدبن یحیى صولى، اخبار الراضى باللّه و المتقیللّه، چاپ هیورثدن، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(١٠) احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسویخرسان، نجف ١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(١١) محمدبن حسن طوسى، كتابالغیبة، تهران [? ١٣٩٨[؛
(١٢) عریب بن سعد قرطبى، صلة تاریخالطبرى، در محمدبن جریر طبرى، تاریخ الطبرى: تاریخ الامم و الملوك، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، ج ١١، بیروت (بیتا.)؛
(١٣) محمدبن عمركشى، اختیار معرفة الرجال، (تلخیص) محمدبن حسن طوسى، چاپ حسن مصطفوى، مشهد ١٣٤٨ش؛
(١٤) مسكویه؛
(١٥) EIr., s.v. "Hosayn b. Ruh" (by Said Amir Arjomand);
(١٦) EI٢, s.v. "Safir.١: in Shiism" (by E. Kohlberg);
(١٧) Jassim M. Hussain, The occultation of the twelfth Imam, Tehran ١٩٨٢;
(١٨) Abdulaziz Abdulhussein Sachedina, Islamic messianism: the idea of Mahdi in twelver Shiism, Albany ١٩٨١.
/ حسین هوشنگى /