دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦١٧٢
حسن چلبى ، رجوع کنید به قنالی زاده، حسن چلبى
حسن حُسْنى عبدالوهاب، مورخ و پژوهشگر معاصر تونسى. او در شعبان ١٣٠١/١٢٦٢ ش، در خانوادهاى صاحبنام و مرفه، در شهر تونس به دنيا آمد. پدر و پدربزرگش از صاحب منصبان حكومتى بودند. مادرش، حنيفه، دخترعلی بن مصطفی آغا قيصرلى (يكى از درباريان بانفوذ تونس) بود (حسن حسنی عبدالوهاب، ج ١، ص ١٤ـ١٥؛ محفوظ، ج ٣، ص ٣٣٧).
حسن حسنى تحصيلات ابتدايى را در مكتبخانهاى در تونس و سپس در شهر مهديه گذراند و با زبان فرانسه آشنا شد (داغر، ج ٣، قسم ١، ص ٧٨٥؛ مناعى، ص ٤٠٥). هنگامى كه پدرش از مهديه به تونس بازگشت، او نيز وارد يك مدرسه فرانسوى شد، سپس به مدرسه اسلامى صادقيه رفت و بعد در پاريس وارد مدرسه علوم سياسى شد (كرو، ج ٢، ص ٧١؛ مناعى، همانجا). پس از مرگ پدرش در ١٣٢٢، ناگزير به تونس بازگشت. در ١٣٢٣ در اداره كشاورزى و بازرگانى (إدارةالفلاحة و التجارة) مشغول به كار شد و در ١٣٢٨ به رياست بخش جنگلهاى زيتون در شمال تونس رسيد (حسن حسنى عبدالوهاب، ج ١، ص ١٥؛ داغر، همانجا).
حسن حسنى از حدود ١٣٢٦ تا ١٣٢٨ در مدرسه خلدونيه و از ١٣٣١ تا ١٣٤٢ در مدرسه عالى زبان و ادبيات عربى تونس به تدريس تاريخ پرداخت (بوذينه، ذيل مادّه). وى همزمان، در ١٣٣٤ و در بحبوحه جنگ جهانى اول، در اداره خدمات اقتصادى مشغول به كار گرديد و در ١٢٩٩ش/١٩٢٠ رئيس كتابخانه نسخ خطى تونس (خزينة المخطوطات التونسية) شد. او در اين سمت با اسناد تاريخ تونس (از دوران تسلط تركها، از ٩٤٢ تا ١٢٥١) آشنا شد و دستور داد تمام اين اسناد و منابع را طبقهبندى كنند (رجوع کنید به حسن حسنی عبدالوهاب، ج ١، ص ١٦).
در ١٣٠٤ش/١٩٢٥ فرماندار المَثاليث (جُبَنْيانه)، يكى از شهرهاى تابع استان صَفاقِس، و سه سال بعد كارگزار شهر تاريخى مهديه و در ١٣١٤ش/ ١٩٣٥، حاكم نابل واقع در جنوب تونس شد. او در اين شهرها خدمات گستردهاى كرد (همان، ج ١، ص ١٦ـ١٧). در ١٣١٨ش/١٩٣٩، به شهر تونس بازگشت و معاون امور داخلى كشور شد تا اينكه در اواخر ١٣٢١ش/١٩٤٢ بازنشسته گرديد. پس از بازنشستگى، يك سال نيز رئيس اوقاف تونس بود و در ١٣٢٢ش/١٩٤٣ وزير قلم شد و علاوه بر آن، عهدهدار بخشى از وظايف وزارت كشور بود (محفوظ، ج ٣، ص ٣٣٨؛
داغر، همانجا).
حسن حسنى پس از چهار سال وزارت در دوران حكومت محمدالامين، آخرين باىِ* حسينى تونس، در ١٣٢٦ش/ ١٩٤٧ از سمتهاى دولتى و ادارى كناره گرفت و وقتش را به تحقيق و تأليف و سفر به كشورهاى ديگر اختصاص داد (حسن حسنی عبدالوهاب، ج ١، ص ١٧).
او افزون بر كارهاى دولتى، به امور فرهنگى و علمى نيز پرداخت. او در ١٣٢٣، حدود ٢١ سالگى، در اجلاس مستشرقان جهان در الجزاير شركت كرد و با بسيارى از دانشمندان بزرگ آن زمان، مثل شاويش، براون، آمدروز، نولدكه، كوديرا، ريوئِيرا، آسين پالاسيوس، ماسينيون و ديگران آشنا شد. در اجلاس شرقشناسان جهان، كه در ١٣٢٦/ ١٩٠٨ در كپنهاگ برپاشد، او تنها دانشمند مسلمان بود و با شيخو، گولدتسيهر و لامنس، كه در اين اجلاس به اسلام و ساحت مقدّس پيامبر اكرم صلی اللّهعليهوآلهوسلم اسائه ادب كرده و افترا زده بودند، به مخالفت و بحث و دفاع و مناظره پرداخت كه بازتاب وسيعى در جهان داشت. او در همايشهاى علمى و فرهنگى و هنرى جهانى در پاريس، رباط، كيمبريج، استانبول، مونيخ، ونيز، رم، قاهره و غيره، مشاركت فعال داشت (همان، ج ١، ص ١٨ـ٢٠؛
مناعى، همانجا؛
محفوظ، ج ٣، ص ٣٣٩ـ٣٤٠).
در ١٣١١ش/١٩٣٢ كه فرهنگستان زبان عربى (مجمعاللغة العربية) در قاهره تأسيس شد، حسن حسنى به فرمان ملك فؤاد، پادشاه مصر، به عضويت آن درآمد و بيش از ٣٥ سال در جلسات آن شركت كرد. علاوه بر آن، وى در چندين مركز و مؤسسه علمى جهانى عضويت داشت، از جمله در مؤسسه تاريخ مصر، مركز تاريخى اسپانيا (المعهدالتاريخى الاسبانى)، فرهنگستان هنرهاى زيبا و نقاشى فرانسه (المجمعالفرنسى للنقائش و الفنون الجميلة)، فرهنگستان علمىِ عربى دمشق (المجمعالعلمى العربى بدمشق)، و فرهنگستان علمى عراق (المجمع العلمى العراقى؛
بوذينه؛
مناعى، همانجاها). در ١٣٢٩ش/١٩٥٠، دانشكده دارالعلوم دانشگاه قاهره و در ١٣٣٩ش/ ١٩٦٠ دانشگاهالجزاير به وى دكترى افتخارى دادند (مناعى؛
داغر، همانجاها). او از كشورهاى اروپايى و كشورهاى آسياى مركزى بهويژه شهرهاى تاشكند و سمرقند و بخارا و نيز كشورهاى شمال افريقا ديدن كرد و سه بار، در فاصله سالهاى ١٣١٤ تا ١٣٢٣ش/ ١٩٣٥ تا ١٩٤٤، حج گزارد و با عبدالعزيز آلسعود (پادشاه عربستان سعودى) و همچنين با عبداللّه فيلبى، محقق، ملاقات كرد و از تجارب فيلبى بهرههاى فراوان برد (رجوع کنید به حسن حسنی عبدالوهاب، ج ١، ص ٢٢ـ٢٣). پس از استقلال تونس در ١٣٣٦ش/ ١٩٥٧، دولت جمهورى او را به رياست مركز آثار و هنرهاى ملى (المعهدالقومى للاثار و الفنون) منصوب كرد. او در دوران رياست پنج سالهاش بر اين سازمان، چهار موزه اسلامى در شهرهاى المُنَسْتير، سوسه، قَيْروان و تونس و يك موزه آثار باستانى در قرطاجنه (كارتاژ) تأسيس كرد و مقالات بسيارى نوشت و در مجلات و روزنامهها به چاپ رساند (رجوع کنید به بوذينه، همانجا؛
محفوظ، ج ٣، ص ٣٣٩). وى در ١٣٤١ش/١٩٦٢، رسمآ از خدمات دولتى كنارهگيرى كرد و در آبان ١٣٤٧/ نوامبر ١٩٦٨، دو روز پس از دريافت عالیترين نشان فرهنگى تونس به نام جايزه قدرشناسى بورقيبه و حمايل افتخار، وفات يافت (محفوظ، ج ٣، ص ٣٤١؛
بوذينه، همانجا).
فرزندان او چهار دختر و يك پسر به نام خالد عبدالوهاب بودهاند (كرو، ج ٢، ص ٧٢). وى پيش از مرگش، كتابخانه بسيار نفيس خود را، كه علاوه بر منابع ارزنده چاپى، شامل ٩٥١ نسخه خطى بود، به كتابخانه ملى تونس (دارالكتب الوطنيه) اهدا كرد (محفوظ، ج ٣، ص ٣٤٣؛
داغر، ج ٣، قسم ١، ص ٧٨٦).
آثار عربى وى عبارتاند از: المنتخبالمدرسى من الأدب التونسى (١٣٢٦/١٩٠٨) كه در چاپهاى بعدى نام آن به مجمل تاريخ الادب التونسى تغيير كرد؛
بساط العقيق فى حضارة القيروان و شاعرها ابن رشيق (١٣٣٠/١٩١٢)؛
خلاصة تاريخ تونس (١٣٣٦/ ١٩١٨)؛
الارشاد الى قواعد الاقتصاد (١٣٣٧/ ١٩١٩)؛
شهيرات التونسيات (١٣١٣ش/١٩٣٤)؛
الامام المازرى (١٣٣٤ش / ١٩٥٥)؛
ورقات عنالحضارة العربية بافريقية التونسية، كه در واقع مجموعه مقالات وى بود در سه مجلد (١٣٤٤ـ١٣٤٥ش/١٩٦٥ـ١٩٦٦)، كه جلد سوم آن را دوستان و شاگردانش پس از وفات او در ١٣٥١ش/١٩٧٢ چاپ كردند؛
و كتاب مشهورش، كتاب العُمْر، حاوى سرگذشت بزرگان تونس از سدههاى نخستين اسلامى تا عصر حاضر. اين كتاب را پس از مرگ مؤلف، محمد عروسى مطوى و بشير بكوش در چهار مجلد در ١٣٦٩ش/ ١٩٩٠ به چاپ رساندند. او تعدادى مقاله به زبان فرانسه نوشته است كه بيشتر آنها بعدآ به عربى ترجمه شدند و در كتاب ورقات به چاپ رسيدند (رجوع کنید به حسن حسنی عبدالوهاب، ج ١، ص ٢٥؛
بوذينه، همانجا؛
داغر، ج ٣، قسم ١، ص ٧٨٦ـ٧٨٧).
كتابهايى كه او مورد تحقيق قرار داد و همه آنها در تونس به چاپ رسيدهاند عبارتاند از: أعمالالأعلام (بخش مربوط به تاريخ افريقية و صقلية)، اثر ابنخطيب اندلسى (١٣٢٨/١٩١٠)؛
رسائل الانتقاد، اثر محمدبن شرف قيروانى (١٣٣٠/١٩١٢)؛
مَلقى السبيل، اثر ابوالعلاء معرى (١٣٣٠/ ١٩١٢)؛
وصف افريقية و الاندلس، اثر ابن فضلاللّه عمرى (١٣٣٨/١٩٢٠)؛
كتاب يفعول، اثر صاغانى (١٣٠٣ش/١٩٢٤)؛
التبصربالتجارة، اثر جاحظ (١٣١٢ش/١٩٣٣)؛
آداب المعلمين، اثر محمدبن سحنون (١٣١٣ش/١٩٣٤)؛
الجمانة فى ازالة الرَّطانة، اثر مؤلفى ناشناس (١٣٣٢ش/١٩٥٣)؛
رحلة، اثر عبداللّه تجانى (١٣٣٧ش/١٩٥٨)؛
و احكام السوق، اثر يحيیبن عمر كه پس از مرگ حسنى، در ١٣٥٤ش/ ١٩٧٥ به چاپ رسيد (محفوظ، ج ٣، ص ٣٤٢؛
داغر، ج ٣، قسم ١، ص ٧٨٧).
منابع :
(١) محمد بوذينه، مشاهير التونسيين، (تونس) ١٩٩٢؛
(٢) حسن حسنى عبدالوهاب، كتاب العُمر فى المصنّفات و المولفين التونسيّين، چاپ محمد عروسى مطوى و بشير بكوش، تونس ٢٠٠١؛
(٣) يوسف اسعد داغر، مصادر الدراسة الادبية، بيروت ١٩٧٢ـ١٩٨٣؛
(٤) ابوالقاسم محمدكرو، حصادالعمر، تونس ١٤١٩/١٩٩٨؛
(٥) محمد محفوظ، تراجم المؤلفين التونسيين، بيروت ١٩٨٢ـ ١٩٨٦؛
(٦) طاهر مناعى، المثقفون التونسيون و الحضارة الغربية فى مابينالحربين العالميتين: ١٩٣٩-١٩١٩، سوسه، تونس ٢٠٠١.
/ ستار عودى /