دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦١٦٢
حسنبن محمدبن حنفيه ، از محدّثان قرن اول، فرزند محمدبن حنفيه و نواده حضرت علی بن ابیطالب عليهالسلام. عمده شهرت او بهسبب رساله وى درباره ارجاء است. او ملقب به مَدَنى، كنيهاش ابامحمد و مادرش جُمان/ جمال، از نوادگان عبدمناف، بود (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٥، ص ٣٢٨؛ خليفةبن خيّاط، ص ٤١٧؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٢٩٤؛ سخاوى، ج ١، ص ٢٨٦). از تاريخ تولد و زادگاه او اطلاعى در دست نيست. حسنبن محمد از تابعين و مورد اطمينان و مراجعه مردم بود (فسوى، ج ١، ص ٢٩٩؛ ابواسحاق شيرازى، ص ٦٣؛ ابنكثير، ج ٩، ص ١٤٠، ١٨٥). شيخطوسى طبق مسلك خود (رجوع کنید به شوشترى، ج ١، ص ٢٩) در رجال (ص ١١١؛ و به نقل از او، شوشترى، ج ٣، ٣٦٠) حسنبن محمد را از اصحاب امام سجاد عليهالسلام شمرده و اهل سنّت نيز از وى روايت نقل كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به بخارى، ج ١، ص ٦٩، ج ٤، ص ١٩؛ مسلمبن حجاج، ج ٤، ص١٣٠). او از پدرش و نيز از ابنعباس، جابربن عبداللّه انصارى و عايشه و كسانى چون عمروبن دينار، ابانبن صالح و قيسبن مسلم نيز از وى روايت نقل كردهاند (رجوع کنید به نووى، قسم ١، جزء١، ص ١٦٠؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ٢٩٤؛ سخاوى، ج ١، ص ٢٨٦). در صحيح بخارى (ج ١، ص ٦٩، ج ٤، ص ١٩، ج ٦، ص ١٢٩) و مسلم (همانجا) از او، به عنوان فردى موثق، روايت نقل شده است. هر چند وى از متكلمان مرجئه دانسته شده و گفته شده است نخستين فردى بود كه از ارجاء سخن گفت (شهرستانى، ج ١، ص ٢٢٨ـ٢٢٩)، اما وى، برخلاف متكلمان مرجئه، ارجاء را نه در خصوص ايمان، بلكه درباره جانشينى پيامبر صلی اللّهعليهوآلهوسلم مطرح كرده است (ابنكثير، سخاوى، همانجاها). او با نگارش رسالةالارجاء كه ظاهراً تأليف آن بين سالهاى ٧٣ تا ٧٥، پس از شكست قيام ابنزبير (سال ٧٣) و حدود هشت سال پس از شكست قيام مختار (سال ٦٧) بوده است، از كيسانيه فاصله گرفت (رجوع کنید به قاضى، ص ١٤، ١٢٧؛ براى دليل ديگر جدايى وى از كيسانيه رجوع کنید به حسنبن محمد حنفيه، تعليقات فاناس، ص٤٠) ازاينرو بهرغم آنكه به گزارش بسيارى از تاريخنگاران (رجوع کنید به ابنسعد، همانجا؛ ذهبى، حوادث و وفيات ٨١ـ١٠٠ ه ، ص ٣٣١؛ ابنكثير؛ ابنحجر عسقلانى، همانجاها) وى از برادرش، ابوهاشم، عالمتر بوده است رهبرى كيسانيه پس از محمدبن حنفيه، به ابوهاشم منتقل شد. او در آغاز رسالةالارجاء (ص ٢٠ـ٢٥)، پس از سفارش به تقوا و پيروى از قرآن و سنّت پيامبر صلی اللّهعليهوآلهوسلم، در مسئله خلافت ولايت ابوبكر و عمر را پذيرفته، ولى پس از آن دو، امور را به خدا واگذار كرده است. بهگفته ابنكثير (ج ٩، ص١٤٠) برخى گفتهاند وى درباره حضرت على عليهالسلام و افرادى چون عثمان، طلحه و زبير نظر قطعى نداده است، زيرا به نظر او نمیتوان بر درستى كار آنان يقين داشت و دريافت كداميك مستوجب ثواب يا عقاباند، از اينرو نتيجه به خدا واگذار می شود. پدرش، محمدبن حنفيه، با رأى وى درباره حضرت على مخالفت كرد (همانجا). گفتهاند كه وى بعدها از نگارش اين رساله پشيمان شد (رجوع کنید به ابنسعد، همانجا؛ ذهبى، ١٩٨٤، ج ١، ص ١٢٢؛ ابنكثير، همانجا).
بخشى از اين رساله را ذهبى در تاريخالاسلام (حوادث و وفيات ٨١ـ١٠٠ه ، ص ٣٣٣ـ٣٣٤) و ابنحجر عسقلانى در كتاب تهذيبالتهذيب (ج ٢، ص ٢٩٥) آوردهاند و ابنحجر عسقلانى (همانجا) گفته كه ابن ابی عمر عدنى آن را در انتهاى كتابالايمان آورده است. متن كامل رسالة الارجاء را فاناس در عربيكا(ج ٢١، ١٩٧٤، ص ٢٠ـ٥٢) همراه با تعليقاتى، و جعفريان نيز در كتاب مقالات تاريخى (دفتر ١٠، ١٣٨٠ش، ص ٣١ـ٣٤) به چاپ رساندهاند. سال وفات حسنبن محمد، به اختلاف، ٩٥ (رجوع کنید به ذهبى، ١٩٨٤، همانجا) و ٩٩ (ابنسعد، همانجا) ذكر شده است.
منابع :
(١) ابنحجر عسقلانى، كتاب تهذيب التهذيب، چاپ صدقى جميل عطار، بيروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٢) ابنسعد (بيروت)؛
(٣) ابنكثير، البداية و النهاية، بيروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٤) ابواسحاق شيرازى، طبقات الفقهاء، چاپ احسان عباس، بيروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٥) محمدبن اسماعيل بخارى، صحيح بخارى، (چاپ محمد ذهنى افندى)، استانبول ١٤٠١/١٩٨١، چاپ افست بيروت (بی تا.)؛
حسنبن محمد حنفيه، (رسالة الارجاء)=
(٦) Das Kitab al-Irga, ed. Josef Van Ess, in Arabica, vol.٢١ (١٩٧٤);
(٧) خليفةبن خياط، كتاب الطبقات، رواية موسیبن زكريا تسترى، چاپ سهيل زكار، بيروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٨) محمدبن احمد ذهبى، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، حوادث و وفيات ٨١ـ١٠٠ ه .، بيروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٩) همو، العبر فى خبر من غَبَر، ج ١، چاپ صلاحالدين مُنَجِّد، كويت ١٩٨٤؛
(١٠) محمدبن عبدالرحمان سخاوى، التحفة اللطيفة فى تاريخ المدينة الشريفة، بيروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(١١) شوشترى؛
(١٢) محمدبن عبدالكريم شهرستانى، الملل و النحل، چاپ احمد فهمى محمد، قاهره ١٣٦٧ـ١٣٦٨/ ١٩٤٨ـ١٩٤٩، چاپ افست بيروت (بی تا.)؛
(١٣) محمدبن حسن طوسى، رجالالطوسى، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ١٤١٥؛
(١٤) يعقوببن سفيان فسوى، المعرفة و التاريخ، چاپ خليل منصور، بيروت ١٤١٩/١٩٩٩؛
(١٥) وداد قاضى، الكيسانيّة فى التاريخ و الادب، بيروت ١٩٧٤؛
(١٦) مسلمبن حجاج، الجامع الصحيح، بيروت: دارالفكر، (بی تا.)؛
يحيی بن شرف نووى، تهذيب الاسماء و اللغات، مصر: ادارةالطباعة المنيرية، (بی تا.)، چاپ افست تهران (بی تا.).
/ خديجه كثيرى بيدهندى /