دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦١٣٠
حسنابراهیمحسن ، مورخ و مترجم مصرى. او در ١٣١٠ (=١٢٧١ش)/١٨٩٢ در شهر طنطا در مصر به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتى، وارد مدرسه عالى تربیت معلم و سپس دانشگاه ملى مصر (نام فعلى آن: دانشگاه قاهره) شد و در ١٣٣٨ (=١٢٩٩ش)/ ١٩١٩ تحصیلاتش را به پایان رساند و با گرفتن راتبه (بورس) دولتى راهى انگلستان گردید (محمد مؤنس عوض، ص٤٨). رساله دكترى خود را با عنوان «فاطمیان در مصر ـ با تأكید دستاوردهاى سیاسى و دینى آنها» زیرنظر مستشرق مشهور، توماس ارنولد، در دانشگاه لندن به پایان رساند و در ١٣٠٧ش/ ١٩٢٨ در رشته فلسفه تاریخ فارغالتحصیل شد. این رساله نخستین پژوهش علمى درباره تاریخ فاطمیان است كه با تكیه بر منابع اندك اصلى، كه تا آن زمان موجود بوده، نوشته شده است. در ١٣١١ش/١٩٣٢، رساله وى به عربى ترجمه شد، سپس با اضافات بسیار، در ١٣٣٧ش/ ١٩٥٨ با عنوان تاریخ الدولة الفاطمیة فى المغرب و مصر و سوریة و بلادالعرب در قاهره منتشر گردید (ایمن فؤاد سید، ص٢٩٤).
پس از آن، حسن ابراهیم حسن به قاهره بازگشت. از ١٣١٥ تا ١٣٢١ش/ ١٩٣٦ ـ ١٩٤٢، در دانشگاه قاهره تاریخ اسلام تدریس كرد. سپس به ریاست دانشكده ادبیات این دانشگاه رسید و در ١٣٣٠ش/١٩٥١، رئیس دانشگاه اَسْیوط شد (صحیفة معهدالدراسات الاسلامیة فى مدرید، ج ١٤، ١٩٦٧ـ ١٩٦٨، ص ٢٧٤).
حسن ابراهیم حسن دومین مورخ مصرى (پس از عزیز سوریال عطیه) بود كه در دانشگاههاى امریكا، پنسلوانیا و كالیفرنیا، تاریخ اسلام و تاریخ خاور نزدیك را درس داد. او همچنین در دانشگاه رباط در مغرب و دانشگاه بغداد در عراق به تدریس پرداخت. وى در ١٣٤٧ش/ ١٩٦٨ در بغداد درگذشت و جنازهاش به قاهره منتقل و در آنجا دفن گردید (همانجا؛
ایمن فؤادسید، همانجا؛
محمد مؤنس عوض، ص ٤٩).
حسن ابراهیم حسن علاقه خاصى به تاریخ فاطمیان داشت. وى با تألیف عبیداللّه المهدى امام الشیعة الاسماعیلیة و مؤسس الدولة الفاطمیة فى بلاد المغرب، با مشاركت طه احمد شرف (قاهره ١٣٢٧ش/١٩٤٨)، و المعز لدیناللّه الفاطمى (قاهره ١٣٣٣ش/ ١٩٦٤) نشان داد كه در زمینه تاریخ فاطمیان، از مورخان پیشتاز است (ایمن فؤاد سید، ص ٢٩٥؛
محمد مؤنس عوض، ص٥٠ـ٥٢). او همچنین توجه ویژهاى به موضوع گسترش اسلام در جهان داشت و در این زمینه بیش از سایر مورخان نسل اول مصر از خود علاقه نشان داد و كتابهایى چون انتشار الاسلام فى القارة الأوربیة، انتشار الاسلام و العُروبه فیما یلى الصحراء الكبرى جنوباً و فى شرقى القارة الافریقیة و غربیها (قاهره ١٣٣٦ش/ ١٩٥٧) و نیز مقالاتى چون «انتشار الاسلام بین المغول و التتار» در مجلة كلیةالآداب ـ جامعة القاهرة (١٣١٢ش/ ١٩٣٣) و «انتشار الاسلام فى الهند» در همان مجله (١٣٢٣ش/ ١٩٤٤) نوشت كه الگویى براى مورخانى چون حسین مؤنس* و حسن ابراهیم محمود شد (همانجاها).
دیگر آثار او عبارتاند از: النُظُم الاسلامیة، كه آن را با همكارى برادرش، على ابراهیم حسن، نوشته است (قاهره ١٣١٨ش/١٩٣٩)؛
مصر الاسلامیة من الفتح العربى الى الفتح العثمانى (قاهره ١٣٢١ش/ ١٩٤٢)؛
زعماءالاسلام (قاهره ١٣٣٢ش/ ١٩٥٣)؛
الیمن البلاد السعیدة (قاهره ١٣٣٧ش/ ١٩٥٨)؛
مقاله «كافور الاخشید و المأمون و علىٌّ الرضا» در مجلة كلیة الآداب؛
و ترجمه چند كتاب به عربى: السیادة العربیة و الشیعة و الاسرائیلیات فى عهد بنیأمیة، اثر فانفلوتن (١٣٠٢ش/ ١٩٢٣)؛
اوراق البَردى العربیة بدار الكتب المصریة، اثر گرومان(١٣١٣ش/ ١٩٣٤)؛
الدعوة الى الاسلام، اثر توماس ارنولد (١٣٢٦ش/ ١٩٤٧)؛
و سیرة القاهرة، اثر استانلى لینپول (١٣٢٩ش/ ١٩٥٠) (ایمن فؤاد سید، ص٢٩٥؛
محمد مؤنس عوض، ص ٤٩ـ ٥١).
برجستهترین اثر تاریخى وى كتاب چهار جلدى تاریخ الاسلام السیاسى و الدینى و الثَقافى است كه به زبانهاى دیگر، از جمله انگلیسى و فارسى، ترجمه شده است (محمد مؤنس عوض، ص ٤٩، ٥٣).
منابع :
(١) ایمن فؤاد سید، «رُوّاد الدراسات التاریخیة فى العصور الوسطى و الاسلامیة»، المجلة التاریخیة المصریة، ج ٣٩ (١٤١٨)؛
(٢) محمد مؤنس عوض، رُوّاد تاریخ العصور الوسطى فى مصر، قاهره ٢٠٠٧.
/ ستار عودى /