دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦١٣
بخاراییان جوان ، سازمان سیاسی و اجتماعی در امیرنشین بخارا در اوایل سدة چهاردهم / بیستم . در اواخر دهة چهارم قرن چهاردهم / دومین دهة قرن بیستم ، تعارض میان نیروهای سنتی و محافظه کار که از سوی امیر بخارا، عالِم خان مَنغیت (حک :١٣٢٨-١٣٣٩/١٩١٠ـ١٩٢٠) حمایت می شدند، از یک سو و نیروهای جوان و نوگرا که هوادار اصلاحات اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی بودند و با دانشهای نو و غربی آشنایی داشتند، از دیگرسو اوج گرفت . به دنبال تلاشهای ادیبان معارف پروری چون احمد مخدوم دانش ، شمس الدین شاهین ، عبدالقادر خواجة سودا، قاری رحمت الله واضح که در نیمة پسین سدة سیزدهم /نوزدهم فعالیت داشتند، بتدریج نیروی تازه ای در بخارا پدید آمد که در تشکّل آن مطبوعات سهم بسزایی داشتند؛ روزنامه و ماهنامه هایی ، همچون چهره نما ، ترجمان ، سراج الاخبار ، وقت ، شورا ، ملانصرالدین ، حبل المتین ، خورشید ، تجّار ، آسیا و شهرت ، در افغانستان ، هندوستان ، تاتارستان ، ایران ، آذربایجان و مصر چاپ می شد. همزمان ، فرهیختگان و روشنفکران آسیای مرکزی نیز با انتشار مطبوعاتی چون سمرقند (١٣٢٢-١٣٢٥/١٩٠٤ـ١٩٠٧)، بخارای شریف (١٣٣٠ـ١٣٣١/ ١٩١٢ـ١٩١٣)، صدای فرغانه (١٣٣٠-١٣٣٢/ ١٩١٢ـ١٩١٤)، آیینه (١٣٣٢-١٣٣٤/١٩١٤ـ ١٩١٥)، توران و صدای ترکستان به ترویج افکار خود همت گماردند. این نهضت که به نامهای بخاراییهای جوان و «جدید» شناخته شده است ، از شاعران ، نویسندگان ، روزنامه نگاران و دانشمندانی روشنفکر و ملی گرا تشکیل شده بود که معروفترین آنها عبارت اند از: عبدالرّؤف فطرت نویسندة مناظره و بیانات سیاح هندی ؛ میرزا سراج حکیم مؤلف تحف اهل بخارا ؛ صدیقی عجزی با آثاری چون انجمن ارواح ، مرآت عبرت ، گنجینة حکمت و عین الادب ؛ تاش خواجة اسیری ؛ صدرالدین عینی نویسندة تهذیب الصبیان ، ضروریات دینیه و ترتّل القرآن ؛ محمود خواجة بهبودی ، مؤلف الفبای مکتب اسلام ؛ و پدرکُش ؛ وصلی صاحب ارمغان دوستان ؛ داملا اکرامچه نویسندة بیداری خفتگان و آگاهی ناآگاهان ؛ سیدرضا علیزاده ؛ عبدالواحد منظم ؛ سیدجان مخدوم نظمی ؛ میرزا حیت صهبا؛ احمد خواجة مهری ؛ حمزه حکیم زادة نیازی مؤلف سعادت نو یا خود رمان ملی ؛ بحرالدین عزیزی نویسندة شکوفة نو یا خود ادبیات ملی ؛ هاشم شایق و عثمان خواجه (عصازاده ، ص ١٦-١٨؛ هیتچینس ، ص ٣٤-٣٧؛ عینی ، ١٩٨٧، ص ٢٣٣).
نوگرایی بخاراییهای جوان واکنش شدیدی پدید آورد. امیرعالم خان منغیت و برخی از روحانیون با نفوذ در برابر حرکت بخاراییهای جوان بسیج شدند. آنها نمایندگان این جریان را کافر صرف دانستند و در ١٣٣٦-١٣٣٧/١٩١٧ـ ١٩١٨ کشتار گسترده ای در میان آنها و هوادارانشان به راه انداختند. این رخداد وحشتناک دستمایة داستان واقعگرایانة جلاّدان بخارا (١٣٣٩/١٩٢٠) شد. گرچه آماری از کشتگان این ماجرا در دست نیست ، گمان می رود که دههاهزارنفر از روشنفکران ، هنرمندان ، صاحبان حرفه و کسبه در میان آنها بوده باشند. از جمله ملا احمد خواجه مهری در ریگستان بخارا، میرزا حیت صهبا در قبادیان و سیدجان مخدوم نظمی در زندان بخارا در ١٣٣٧/١٩١٨ اعدام شدند؛ نعمت الله محترم که در ١٣٣٧/١٩١٨ جان به در برده بود در ١٣٣٩/١٩٢٠ به دست بلشویکها کشته شد؛ اکرامچه از بخارا رانده و پسرش در زندان کشته شد؛ منیر کشمیری (خبرنگار حبل المتین دربخارا) در ١٣٢٢/١٩٠٤ از بخارا تبعید شد و به مشهد پناه برد؛ صدرالدین عینی پس از تحمل شکنجه در رجب ١٣٣١/آوریل ١٩١٧ به کمک ارتش سرخ از زندان نجات یافت (عینی ، ١٩٢٦، ص ٣٩٢ـ٣٩٤، ٤٧٨ـ٤٨٠، ٤٩٤ـ٤٩٥؛ همو، ١٣٦٢ ش ، ص ٨١٢ـ٨٢٣؛ حبیبوف ، ص ٣٢٨).
واکنش شدید امیربخارا در برابر بخاراییهای جوان ضربة جانکاهی بود که پراکندگی و فروپاشی این سازمان را در پی داشت . تعدادی از فعالان بخاراییهای جوان به رهبری فیض الله خواجه یف (١٢٧٥-١٣١٧ ش /١٨٩٦ـ١٩٣٨) در جمادی الاولی ١٣٣٨ / ژانویة ١٩٢٠ در تاشکند «کمیتة مرکزی ترکستانی جوان بخاراییان انقلابی » را تشکیل دادند. کمونیستهای بخارا با هدف سرنگونی حکومت امیر، با تمام نیروها از جمله با بخاراییهای جوان ، مکارانه پیمان اتحادبستند. چون بلشویکها به بخارا حمله آوردند، امیرعالم خان که توان مقاومت نداشت ، فرار کرد و بخارا که قبّة اسلام خوانده می شد، به آسانی به تصرف بلشویکها درآمد. جناح چپ بخاراییهای جوان ، خواجه یف ، قادری و محی الدینوف ، در ربیع الثانی ١٣٣٩ / دسامبر ١٩٢٠ رسماً به بلشویکها پیوستند. بخشی از جناح راست در برابر ارتش سرخ جنگیدند که بعدها آنان را باسماچی * گفتند و تاریخنگاران شوروی ارزیابی منفی از آنان داشتند (میرزازاده ، ص ٧١( چهره های ادبی بخاراییهای جوان همچون عینی ، منظم ، حمدی ، فطرت ، بهبودی ، اوحدی و دیگران که از استبداد امیر منغیت به جان آمده و در شعارهای سوسیالیستی بلشویکها آرمانهای خود را دریافته بودند، قلم خود را به سود انقلاب اکتبر به کار بردند (قبادیانی ، ص ٢٦ـ ٢٨(
در پژوهشهای تاریخی شوروی نه تنها به باسماچیان بلکه به هیچیک از بخاراییهای جوان ارزش لازم را نداده و نهضت آنها را «حرکت ملّی گرایانه و ارتجاعی » قلمداد کرده اند ( د. تاجیکی ، ذیل «باسماچگی »). اما خالق میرزا زادة سمرقندی ، محقق برجستة تاجیک ، با زحمت بسیار و تحمل فشارهای شدید کوشید تا مقام بخاراییهای جوان بدرستی ارزیابی شود.
منابع :
(١) امیربیک حبیبوف ، گنج زرافشان ، دوشنبه ١٩٩١ (به خط سیریلی )؛
(٢) دایرة المعارف ادبیات و صنعت تاجیک ، دوشنبه ١٩٨٩، ج ٢، ص ٣١٦ (سیریلی )؛
(٣) دایرة المعارف شوروی تاجیک ، دوشنبه ١٩٧٨ـ١٩٨٩، ج ١، ص ١٦٦، ٢٩٢-٢٩٣، ج ٢، ص ٥٥١-٥٥٢، ج ٨ ، ص ٤٣٧، ٤٤٢ (سیریلی )؛
(٤) خداینظر عصازاده ، ادبیات فارسی و سه شاخة آن ، دوشنبه ١٩٩١ (سیریلی )؛
(٥) صدرالدین عینی ، تاریخ انقلاب خلقی بخارا ، دوشنبه ١٩٨٧، ص ٢٣٤-٢٣٩ (سیریلی )؛
(٦) همو، جلادان بخارا ، در کلیات عینی ، دوشنبه ، ج ٤ (سیریلی )؛
(٧) همو، نمونة ادبیات تاجیک ، مسکو ١٩٢٦؛
(٨) همو، یادداشتها ، چاپ سعیدی سیرجانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٩) رحیم مسلمانیان قبادیانی ، «ادبیات نو تاجیکی »، کیهان فرهنگی ، سال ٩، ش ١٠ (دی ١٣٧١)؛
(١٠) خالق میرزازاده ، «ادبیات جدیدة دموکراتی »، صدای شرق ، ش ٩ (١٩٦٩، سیریلی )؛
(١١) کیت هیتچینس ، «ادبیات نوین تاجیک »، ترجمة ص .شهبازی ، ادبستان ، ش ٢ (بهمن ١٣٦٨)؛
(١٢) O sotsialnom sostave dz § adidov Sredney Azii, z § urnal Istoriya Sovetskaya Soyuza , Moscow ١٩٦٣, no. ٢;
(١٣) A.Piaskovsky, Revolyutsiya ١٩٠٥-١٩٠٧ godov v Turkestane , Moscow ١٩٥٨;
(١٤) I ىon Valiev, Narodnaya Sovetskaya Respublika Buchara , Tashkant ١٩٦٩.
/ رحیم مسلمانیان قبادیانی /