دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٧٧
حزب ایران ، از احزاب ملیگرا با تمایلات سوسیالیستى پس از شهریور ١٣٢٠. هسته اولیه حزب ایران، كانون مهندسین ایران بود كه در ١٣٢١ش تأسیس شد. كانون در آستانه مجلس چهاردهم به دو جناح تقسیم شد: برخى از مؤسسان و اعضاى مهم آن حزب ایران را تأسیس كردند و گروهى دیگر، كه چپگرا و تندرو بودند، اتحادیه مهندسین را تشكیل دادند (بازرگان، ١٣٧٥ـ ١٣٧٧ش، ج ١، ص ٢٤٣؛ همو، ١٣٥٠ش، ص ١٠٢، ١٠٦؛ آبراهامیان ، ص ١٨٨).
مهدى بازرگان*، یكى از همكاران حزب، نوشته است كه انگیزه تأسیس حزب، «احساس ضرورت فعالیت اجتماعى و سیاسى از ناحیه قشر تحصیلكرده» بود و مؤسسان حزب معتقد بودند كه اقدامات اصلاحیشان را باید در سطح وكالت و وزارت توسعه دهند و تا زمانى كه زمامدارى در اختیار افراد سالم و آگاه قرارنگیرد، امور كشور سامان نخواهد یافت (١٣٥٠ش، ص ١٠٨ـ١٠٩). لذا میتوان حزب ایران را حزبى با صبغه روشنفكرى، نه تودهاى، دانست (كیانورى، ص ٩٥).
حزب به پیشنهاد غلامعلى فریور، رئیس كانون، شكل گرفت و حدود سى تن از اعضاى كانون، عضویت حزب را پذیرفتند (مكى، ص ١٨). حزب ایران با شعار «براى ایران، با فكر ایرانى به دست ایرانى» و «كار، داد، آزادى» در اردیبهشت ١٣٢٣ تأسیس گردید (بیانى و موحد، ص ٦٩؛ قس شوراى انقلاب و دولت موقت، ص ٨، كه سال تأسیس حزب را ١٣٢٢ش آورده است).
به پیشنهاد مكّى، نام حزب را «ایران» گذاشتند. اعضاى مؤسس آن چهل تن بودند، برخى از آنان عبارتاند از: غلامعلى فریور، شمسالدین جزایرى، احمد زیركزاده، ناصر معتمد، كاظم حسیبى، مرتضى مصوّر رحمانى، عبداللّه معظمى، حسین مكّى، محسن نصر و محسن خواجهنورى (علیقلى بیانى، عضو حزب ایران، مصاحبه مورخ ١٠ آبان ١٣٨٥؛ مكّى، ص ١٩). به گفته مكّى (همانجا)، اللهیار صالح* و چند تن دیگر به معرفى وى وارد حزب شدند (قس سعیدى، ج ١، ص ١٤٢، كه گفته است اللهیار صالح خود به حزب مراجعه و تقاضاى عضویت كرد). پس از مدتى اللهیار صالح، به جهت خوشنامى و سوابق سیاسى، به دبیركلى حزب برگزیده شد (سعیدى، همانجا). مرامنامه حزب در سه وجه سیاسى، اقتصادى و اجتماعى تنظیم گردید: از لحاظ سیاسى، حفظ استقلال كامل كشور و پشتیبانى از اصول دموكراسى؛ از لحاظ اقتصادى، استقرار عدالت اجتماعى و كوشش در بهبود وضع مادّى ملت از راه توجه به كشاورزى و صنعت و بهرهبردارى از منابع ثروت مملكت؛
و از لحاظ اجتماعى، تهذیب اخلاق و تعمیم فرهنگ و تأمین بهداشت عمومى (رجوع کنید به شفق، ش ١٤، ٦ آذر ١٣٢٣، ص ٥؛
اسناد احزاب سیاسى ایران، ج ١، ص ١٨٤ـ١٨٥). افزون بر مُفاد مرامنامه، اعضاى حزب بر استقلال سیاسى حزب تأكید كردند. هنگام تدوین مرامنامه ــ به سبب اختلافنظر در مفاد آن (از جمله قراردادن بندى درباره ترویج دین اسلام و موضوع دخالت دولت در امور اقتصادى)ــ عدهاى از اعضا، نظیر رضازاده شفق و حسین صدر، از حزب كنار رفتند (مكّى، همانجا؛
زیركزاده، ص ٨٠).
مؤسسان و اعضاى حزب بیشتر تحصیلكردگان خارج از كشور و روشنفكران با تمایلات سوسیالیستى بودند و بیشتر از میان مهندسان، كاركنان ادارههاى دولتى، زنان و دانشجویان جذب حزب شده بودند (آبراهامیان، ص ٢٥٣). از همینرو به اعتقاد كاتوزیان (ص ١٩٢) حزب ایران، حزب سیاسى به معناى واقعى نبود، بلكه تشكلى بود از تحصیلكردههاى اروپا با تمایلات آزادیخواهانه و سوسیال دموكراتیك. تشكیلات و سازمانهاى حزب عبارت بودند از: كنگره، شوراى مركزى، كمیته مركزى، دبیرخانه، فراكسیون پارلمانى، سازمان شهرستانها، كانون سازمان، كانون تبلیغات، كانون امورمالى، كانون امور شهرستانها، كانون عملیات انتفاعى، كانون مطبوعات، حوزهها، سازمان جوانان، سازمان زنان و سازمان انتظامات (رجوع کنید به حزب ایران: مجموعهاى از اسناد و بیانیهها، ص ٢١٥).
حزب درباره موضوعاتى چون دموكراسى، نفت، ناپایدارى دولتها و مستشاران خارجى به بحث و بررسى میپرداخت و «اداره ایران به دست ایرانى»، مبناى همه فعالیتهاى حزب و سرلوحه تمام مباحث و عملكرد آن بود. بر این اساس، در جریان اعطاى امتیاز نفت به شركتهاى امریكایى و درخواست دولت شوروى براى گرفتن امتیاز نفت شمال در ١٣٢٣ش، حزب با صدور قطعنامهاى، مخالفت خود را با واگذارى هرگونه امتیاز به دولتها یا شركتهاى بیگانه اعلام و پیشنهاد كرد استخراج نفت نیز به شركتى داده شود كه حداقل ٥١% سهام آن متعلق به دولت ایران باشد (رجوع کنید به شفق، ش ١٤، ٦ آذر ١٣٢٣، ص ٥).
حزب از دولتهاى وقت، چون دولت ابراهیم حكیمى و محسن صدر، كه با سیاستهاى حزب مخالف بودند، انتقاد میكرد، ولى در مواقعى در مقام حمایت از همان دولت (دولت حكیمى) برمیآمد (براى نمونه رجوع کنید به جبهه، سال ١، ش ٤، ٧ آبان ١٣٢٤، ص ١، ش ٣٩، ٢٨ آذر ١٣٢٤، ص ١؛
شفق، ش ١٤٨، ٢١ مرداد ١٣٢٤، ص ١).
شفق، نخستین ترجمان حزب، با مدیریت شمسالدین جزایرى از ١٣٢٣ش در اختیار حزب قرار گرفت. جبهه، كه در ١٣٢٤ش انتشار یافت، در مواقع توقیف شفق جانشین آن بود. در خلال فعالیت نشریات اصلى، نشریات دیگرى چون نبرد امروز، اخبار ایران، باستان، دانشگاه، و جوانان ایران نیز، همزمان یا در مواقع توقیف آنها، ناشر افكار حزب بودند. حزب تا مدتها فاقد ترجمان رسمى بود و قدرت انتشار روزنامه مرتب را نداشت، ولى براى حفظ ارتباط با مردم، نشریات كوچكى چون دموكراسى و استقلال (١٣٢٦ش) را منتشر میكرد، اما در دوران نهضت ملى شدن صنعت نفت، جبهه آزادى را، به عنوان ترجمان سازمان جوانان حزب ایران، در ١٣٢٩ش منتشر كرد كه از اسفند ١٣٣١ ترجمان مركزى حزب ایران شد (رجوع کنید به دادار، سال ١، ش ٣١، ١٥ دى ١٣٢٦، ص ٤).
سرمقالههاى جراید حزب با جمله «جاوید باد ایران» ختم میشد. مرام سوسیالیستى حزب، از نظر توجه اساسى به آزادى و اعتقاد به دموكراسى و حقوق ذاتى انسانها، با سوسیالیسم احزاب چپ تفاوت داشت (سعیدى، ج ١، ص ١٤١). حزب با وجود تمایلات سوسیالیستى و گنجاندن موادى در حمایت از طبقه كارگر در برنامه خود، به بحث درباره حقوق كارگران و تقسیم مردم به طبقات گوناگون، نظیر طبقه كارگر و كشاورز و روشنفكر، رغبت چندانى نداشت (رجوع کنید به جبهه، سال ١، ش ١٣٤، ٤ اردیبهشت ١٣٢٥، ص ١).
حزب در برابر وقایع آذربایجان (١٣٢٤ـ١٣٢٥ش) سیاست دوگانهاى داشت. تا پیش از ائتلاف با حزب توده ایران* (رجوع کنید به ادامه مقاله) دیدگاه منفى و در عین حال تردیدآمیز داشت و پشتوانه فعالیتهاى فرقه دموكرات آذربایجان* را نیروهاى بیگانه حاضر در منطقه میدانست، ولى پس از ائتلاف با حزب توده در ١٣٢٥ش، ضمن حمایت از جعفر پیشهورى*، عملكرد فرقه را مثبت تلقى كرد (رجوع کنید به شفق، ش ١٧٩، ٤ مهر ١٣٢٤، ص ١؛
جبهه، ش ١٨، ٢٨ آبان ١٣٢٤، ص ١؛
نبرد امروز، دوره ٣، ش ١٣، ٢٢ آذر ١٣٢٥، ص ١؛
حزب ایران: مجموعهاى از اسناد و بیانیهها، ص ١٠٢ـ١٠٣).
حزب ایران در اواخر ١٣٢٤ش نخستین ائتلاف خود را با حزب میهن، به رهبرى كریم سنجابى*، انجام داد و از آن پس نیز با نام حزب ایران به فعالیت خود ادامه داد (جبهه، سال ١، ش ١١٨، ١٦ فروردین ١٣٢٥، ص ١؛
«فعالیت حزب ایران و حزب توده در كنگاور و ائتلاف حزب میهن با حزب ایران»، سند ش ٠٠٠٨٠٤٢٩، میكروفیلم ش ٢٩٠٠٠٦٣٦٧، آرشیو سازمان اسناد ملى ایران). دلایل ائتلاف، یكى بودن مرام و روش مبارزه دو حزب (سنجابى، ص ٧٢) و تداوم فعالیت و حمایت از رویكار آمدن دولت مدافع آزادى بود (رجوع کنید به حزب ایران : مجموعهاى از اسناد و بیانیهها، ص ٥٠ـ٥٣). گفتهاند كه موقعیت حزب ایران با پیوستن به حزب میهن بهتر شد و از نفوذ كریم سنجابى در نواحى غربى كشور برخوردار گردید. افزون بر آن، حزب ایران با برخوردارى از شعبههاى حزب میهن در شهرستانها، نخستین شعبههاى شهرستانى خود را به دست آورد (مهربان، ص ١٦؛
زیركزاده، ص ٩١). دومین ائتلاف حزب ایران با حزب توده بود. در اردیبهشت ١٣٢٥، تشكیل جبهه «حمایت از صنایع داخلى» ــكه متشكل از حزب ایران، حزب توده و چند تشكل دیگر بودــ زمینه ائتلاف حزب ایران را با حزب توده فراهم كرد. پس از مباحثات فراوان میان طرفداران (عمدتآ فریور، صالح و سنجابى) و مخالفان (در رأس آنان زیركزاده)، حزب توده و حزب ایران در تیر ١٣٢٥ با نام «جبهه مؤتلف احزاب آزادیخواه»، اعلامیهاى مشتمل بر اهداف جبهه صادر كردند. در این اعلامیه، ضمن تأكید بر استقلال سیاسى و اقتصادى كشور و مناسبات خوب با دولتهاى آزادیخواه و اتحاد كارگران، از دیگر احزاب و جمعیتها و مطبوعات براى همكارى دعوت شد (رجوع کنید به سعیدى، ج ١، ص ١٤٣ـ١٤٤؛
حزب ایران : مجموعهاى از اسناد و بیانیهها، ص ١٣، ٨٢ـ٨٤، ٩٢ـ٩٣). چندى پس از آن، فرقه دموكرات كردستان، حزب سوسیالیست و كمیته مركزى حزب جنگل به این ائتلاف پیوستند (حزب ایران: مجموعهاى از اسناد و بیانیهها، ص ١١٧ـ١١٨). دلایل متعددى براى این ائتلاف ــكه پیامد ناگوارى براى حزب ایران داشت ــ ذكر شده است. از جمله اینكه در آن زمان پیشبینى میشد ائتلاف با حزب توده به منزله مانورى سیاسى و در جهت حفظ مصالح كشور و تأیید سیاست دولت قوامالسلطنه براى نزدیكى به شوروى و در نهایت حفظ آذربایجان از خطر تجزیه خواهد بود. در واقع حزب ایران با این ائتلاف، برخلاف مرام و تعهدات حزبى خود ــكه متمایز از احزاب چپ و راست بودــ عمل نمود (رجوع کنید به زیركزاده، ص ٩٣، ٩٦ـ٩٨، ٤٩٤ـ٤٩٥؛
براى تحلیلهاى دیگر رجوع کنید به كیانورى، ص ٩٥؛
بختیار، ص ٢٦ـ٢٧؛
سنجابى، ص ٧٥). پیامد زیانبار ائتلاف، جدایى گروهى از اعضاى حزب و تشكیل حزب وحدت ایران از سوى برخى انشعابكنندگان بود (رجوع کنید به مكّى، ص ١٩ـ٢٠؛
مهربان، ص ٣٣ـ ٣٤؛
اسناد احزاب سیاسى ایران، ج ٢، ص ٤٣١). شركت در دولت ائتلافى قوامالسلطنه (١٣٢٥ش) و همكارى با حزب توده در آن دولت، اشتباه دیگر حزب ایران بود. در آن دولت اللهیار صالح وزیر دادگسترى شد (نجاتى، ١٣٧١ش، ج ١، ص ١٥٠ـ١٥١). پس از سركوب فرقه دموكرات آذربایجان، ائتلاف مذكور از هم پاشید و در دى ١٣٢٥ كمیته مركزى حزب ایران، رسمآ ائتلاف را لغو كرد و با تغییر موضع خود در برابر حوادث آذربایجان، پیشهورى را خائن و وطنفروش خواند. حزب همچنین دبیركل جدیدى برگزید و از آن پس ابوالفضل قاسمى، اصغر گیتیبین و كریم سنجابى جاى رهبران قبلى را گرفتند (زیركزاده، ص ٤٨٧؛
مهربان، ص ٣٨ـ٣٩؛
سعیدى، ج ١، ص ١٤٧).
همزمان با شكلگیرى نهضت ملى شدن صنعت نفت، حزب ایران شعار ملى كردن صنعت نفت را مطرح كرد و براى تحقق آن اقداماتى صورت داد (زیركزاده، ص ٥٠١ـ٥٠٢؛
گذشته، چراغ راه آینده است، ص ٥٣٣؛
قس مصدق، ص ٢٢٩، كه نوشته است نخستینبار حسین فاطمى شعار ملى كردن صنعت نفت را مطرح كرد).
پس از تشكیل جبهه ملى، فعالیت حزب تشدید شد و نخستین حزبى بود كه به جبهه ملى پیوست (رجوع کنید به جبهه ملى ایران*؛
نجاتى، ١٣٦٨ش، ص ٨٦).
حزب، بر پایه آرمان ملیگرایانه خود، از دكتر محمد مصدق* حمایت كرد. پس از روى كار آمدن دولت مصدق، تعدادى از اعضاى حزب در دولت مشاركت كردند. همچنین بسیارى از مشاوران نفتى مصدق از اعضاى كمیته مركزى حزب ایران بودند (شفق، شماره فوقالعاده، ١٩ اسفند ١٣٢٣، ص ١؛
مهربان، ص ٧٤).
در ١٣٣١ش، با تشدید اختلافات درونى حزب، گروهى از اعضاى حزب انشعاب كردند. انشعابكنندگان، به رهبرى محمد نخشب*، پس از مدتى جمعیت آزادى مردم ایران را تشكیل دادند. از همان سال حزب در شهرستانها فعالیت گستردهاى آغاز كرد (رجوع کنید به حزب ایران: مجموعهاى از اسناد و بیانیهها، ص ٢٨١ـ ٢٨٣، ٢٩٥ـ٢٩٦؛
اسنادى از احزاب سیاسى در ایران، ص ٤٥ـ ٤٨، ٥٨ـ٥٩، ١٢١ـ١٢٤).
حزب ایران بیش از دیگر گروهها و احزاب به مصدق و اندیشههاى وى وفادار ماند، ولى به علت گرایش شدید رهبران آن به احراز مناصب دولتى و اشتباهاتشان در این مقامها، در شكست نهضت ملى مؤثر بود (نجاتى، ١٣٦٨ش، همانجا؛
همو، ١٣٧١ش، ج ١، ص ١٥٠). به گفته سحابى (ص ٦)، دكتر مصدق حزب را، به سبب استفاده اعضا از آن در احراز مناصب دولتى، «بنگاه كاریابى» مینامید؛
ولى بهگفته بیانى (همان مصاحبه)، این مطلب صحت ندارد.
پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢، فعالیت حزب ایران، همچون دیگر احزاب، ممنوع شد و معدودى از رهبران آن بازداشت و برخى نیز مخفى شدند. از آن پس تا زمان تشكیل جبهه ملى دوم در ١٣٣٩ش، اعضاى حزب فعالیت خود را از طریق نهضت مقاومت ملى ادامه دادند، ولى در پى بروز اختلاف، كه ناشى از دیدگاه متفاوت رهبران نهضت به دولت كودتا بود، از نهضت جدا شدند. محافظهكاران، كه حزب ایران در رأس آنان قرار داشت، معتقد بودند كه دولت كودتا را باید پذیرفت، ولى به صورت «اپوزیسیون» عمل كرد؛
ولى جناح تندرو، دولت را غیرقانونى میدانستند (نجاتى، ١٣٧١ش، ج ١، ص ١٢٢، ١٥٢؛
مهربان، ص١٣٠؛
براى تحلیلى دیگر از علل این اختلاف رجوع کنید به بازرگان، ١٣٧٥ـ١٣٧٧ش، ج ١، ص ٣٩٥). در بهمن ١٣٣٥ حزب، با صدور اعلامیهاى، دكترین (رهنامه) آیزنهاور را پذیرفت. مهمترین حامى آن اللهیار صالح بود. این امر با اعتراض عدهاى از نمایندگان مجلس شوراى ملى و سنا و برخى جراید روبهرو شد و سرانجام نمایندگان طرحى را مبنى بر غیرقانونى شناختن حزب ایران تقدیم مجلس كردند. در ١٣٣٦ش، كمیسیون دادگسترى مجلس، حزب ایران را، به بهانه ائتلاف با حزب توده، غیرقانونى اعلام كرد، اما این طرح به تصویب نهایى نرسید (مهربان، ص٤٠؛
زیركزاده، ص ٤٨١؛
سعیدى، ج ١، ص ١٦٥ـ١٦٧؛
بازرگان، ١٣٧٥ـ١٣٧٧ش، ج ١، ص ٣٩٧). در ١٣٣٩ش، در پى آزادى نسبى فضاى سیاسى، حزب ایران به همت كریم سنجابى و شاپور بختیار* احیا شد و به همراه حزب مردم ایران، حزب پانایرانیست و گروهى از جامعه سوسیالیستها به رهبرى محمدعلى خنجى كه از خلیل ملكى جدا شده بودند، جبهه ملى دوم را تأسیس كردند (رجوع کنید به حزب ایران به روایت اسناد ساواك، ص ١٦١؛
مهربان، ص ١٤٩؛
سنجابى، ص ٢٠٣ـ٢٠٥). حیات سیاسى جبهه ملى دوم تا ١٣٤٢ش دوام یافت و پس از فروپاشى آن، حزب ایران نیز، كه از اركان جبهه به شمار میرفت، امكان فعالیت علنى نیافت و از آن پس مخفیانه به فعالیت ادامه داد. در ١٣٤٢ش، بسیارى از اعضاى حزب را از مراكز ادارى اخراج كردند (رجوع کنید به حزب ایران به روایت اسناد ساواك، ص ١٧٠، ١٧٨).
در اواخر ١٣٤٢ش كنگره حزب ایران برگزار شد. در این كنگره، هفت تن براى عضویت در كمیته مركزى انتخاب شدند و كریم سنجابى و جهانگیر حقشناس، از اعضاى پیشین كمیته، كنار گذاشته شدند (رجوع کنید به همان، ص ١٨٥ـ١٨٦).
از فعالیتهاى حزب ایران در فاصله سالهاى ١٣٤٢ش تا اواسط دهه ١٣٥٠ش، به جز تشكیل جلسههاى نامنظم و تبادل نظر درباره مسائل سیاسى روز، اطلاع دیگرى موجود نیست (رجوع کنید به همان، ص ٢٢٥ـ٢٣١، ٢٧٥ـ٢٧٦).
از ١٣٥٦ش گروههاى وابسته به جبهه ملى، از جمله حزب ایران، براى احیاى جبهه ملى فعالیت كردند. این گروهها با صدور اعلامیهاى با امضاى «شاخه پیشرو براى اتحاد نهضت مقاومت ملى ایران» و با نام جدید «اتحاد نیروهاى جبهه ملى ایران» فعالیت خود را از سر گرفتند. آنان با شعار آزادى خواستار بازگشت امام خمینى به ایران شدند (رجوع کنید به همان، ص ٣٧٥ـ٣٧٩؛
اطلاعات، ش ١٥٦٩٩، ٨ شهریور ١٣٥٧، ص ٤؛
قس باقر قدیریاصلى، عضو حزب ایران، مصاحبه مورخ ٢٢ آبان ١٣٨٥ و خسرو سعیدى، عضو حزب ایران، مصاحبه مورخ ٣١ شهریور ١٣٨٧، كه فعالیت حزب ایران را مستقل دانستهاند).
در ١٣٥٧ش، براى تعیین مشى سیاسى حزب، جلساتى برگزار گردید. در جلسه دى ماه همان سال، بختیار به دبیركلى حزب ایران برگزیده شد. پس از تشكیل دولت بختیار (١٣٥٧ش)، بهرغم حضور دو تن از اعضاى حزب ایران در دولت، حزب به كانون فعالیت مخالفان و موافقان بختیار بدل شد. هواداران بختیار، با تسلط بر حزب، آن را به شكل كانون ضد انقلاب در آوردند (رجوع کنید به مهربان، ص ٢٠٥ـ٢١٨، كه ادعا كرده است حزب ایران در كودتاى نوژه نقش داشت، اما بیانى (همان مصاحبه) ادعاى وى را رد میكند). آنچه مسلّم است حزب ایران، با توجه به اعتقاد رهبرانش به حفظ اساس سلطنت، پس از پیروزى انقلاب اسلامى نقش مؤثرى در كشور نداشت (رجوع کنید به كیانورى، ص ٩٥؛
مهربان، ص ١٩٧) و پس از مدتى، فعالیت آن ممنوع شد.
منابع :
(١) اسناد احزاب سیاسى ایران: ١٣٢٠ـ١٣٣٠ش، به كوشش بهروز طیرانى، تهران: سازمان اسناد ملى ایران، ١٣٧٦ش؛
(٢) اسنادى از احزاب سیاسى در ایران: حزب ایران ـ حزب سعادت ملى ایران، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ١٣٨٠ش؛
(٣) مهدى بازرگان، خاطرات بازرگان: شصت سال خدمت و مقاومت، گفتگو با غلامرضا نجاتى، تهران ١٣٧٥ـ١٣٧٧ش؛
(٤) همو، مدافعات در دادگاه غیرصالح تجدیدنظر نظامى، تهران ١٣٥٠ش؛
(٥) شاپور بختیار، خاطرات شاپور بختیار: آخرین نخستوزیر رژیم پهلوى، (تهران) ١٣٨٠ش؛
(٦) علیقلى بیانى و نظامالدین موحد، «تاریخچه حزب ایران به مناسبت شصتمین سال تأسیس»، حافظ، ش ٧ (مهر ١٣٨٣)؛
(٧) حزب ایران به روایت اسناد ساواك، تألیف سیاوش یارى، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامى، ١٣٨٤ش؛
(٨) حزب ایران: مجموعهاى از اسناد و بیانیهها، ١٣٣٢ـ ١٣٢٣، بهكوشش مسعود كوهستانینژاد، تهران: شیرازه، ١٣٧٩ش؛
(٩) احمد زیركزاده، پرسشهاى بیپاسخ در سالهاى استثنایى، بهكوشش ابوالحسن ضیاء ظریفى و خسرو سعیدى، تهران ١٣٧٦ش؛
(١٠) یداللّه سحابى، «خاطرات و خطرات»، (مصاحبه)، صبح امروز، سال ١، ش ٩، ٣ دى ١٣٧٧؛
(١١) خسرو سعیدى، اللهیار صالح، ج ١، تهران ١٣٦٧ش؛
(١٢) كریم سنجابى، امیدها و ناامیدیها: خاطرات سیاسى دكتر كریم سنجابى، لندن ١٣٦٨ش؛
(١٣) شوراى انقلاب و دولت موقت، تهران: نهضت آزادى ایران، ١٣٦١ش؛
(١٤) محمدعلى كاتوزیان، اقتصاد سیاسى ایران: از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوى، ترجمه محمدرضا نفیسى و كامبیز عزیزى، تهران ١٣٧٢ش؛
(١٥) نورالدین كیانورى، خاطرات نورالدین كیانورى، تهران ١٣٧٢ش؛
(١٦) گذشته، چراغ راه آینده است، ویراستار بیژن نیكبین، تهران: نیلوفر، ١٣٦٢ش؛
(١٧) محمد مصدق، خاطرات و تألمات دكتر محمد مصدق، بهكوشش ایرج افشار، تهران ١٣٦٥ش؛
(١٨) حسین مكّى، خاطرات سیاسى حسین مكى، تهران ١٣٦٨ش؛
(١٩) رسول مهربان، بررسى مختصر احزاب بورژوازى لیبرال در مقابله با جنبش كارگرى و انقلابى ایران، تهران ١٣٦٠ش؛
(٢٠) غلامرضا نجاتى، تاریخ سیاسى بیستوپنج ساله ایران: از كودتا تا انقلاب، تهران ١٣٧١ش؛
(٢١) همو، جنبش ملى شدن صنعت نفت ایران و كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢، تهران ١٣٦٨ش؛
(٢٢) Ervand Abrahamian, Iran between two revolutions, Princeton, N.J. ١٩٨٣.
/ پروین قدسیزاد /