دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٦٩
حزب در هند و بنگلادش ، شكلگیرى احزاب در شبه قاره هند به مبارزات مردم این سرزمین براى رهایى از استعمار انگلستان در سالهاى ١٣٠٠/ دهه ١٨٨٠، بازمیگردد. در سالها، انگلیسیها بنابر مصالح سیاسى تصمیم گرفتند در اداره بخشهاى كوچك، مانند اداره برخى شهرها و روستاها، هندیها را نیز مشاركت دهند. از اینرو، در ١٣٠٣/ ١٨٨٥ كنگره ملى هند، به ابتكار سر الن اكتاوین هیوم، تشكیل شد تا از این طریق، مشكلات هندیها به شیوهاى نظاممند به حكومت انگلیس منتقل شود (>احزاب سیاسى در جنوب آسیا<، مقدمه میترا و انسكت، ص ١؛ میسرا، ص ٤٦ـ٤٩).
در مدت كوتاهى، كنگره ملى هند نماینده اصلى طبقه متوسط جامعه شد و از دولت استعمارى انگلیس خواست تا در امور ادارى و سیاسى هندیها را بیشتر مشاركت دهد. مجلس انگلیس هم مجبور شد در ١٣١٩/١٩٠١، ١٣٣٨/١٩١٩ و ١٣٤٣/ ١٩٣٥، با تصویب لوایحى، آزادیهاى سیاسى بیشترى به هندیها بدهد و بدین ترتیب، عده بیشترى از هندیها، هرچند به صورت محدود، وارد عرصه سیاست شدند (شارما، ص ١؛ راب، ص ١٨٤؛ میسرا، همانجا).
در كنگره ملى هند برخى بر آن بودند كه باید با حكومت استعمارى به امید دستیابى به آزادیهاى بیشتر همكارى كرد و برخى به مقابله با نیروهاى انگلیسى اعتقاد داشتند. این اختلافات و نیز سیاستهاى سختگیرانه انگلستان ــكه تا مرحله سركوب و زندانى كردن سران و رهبران سیاسى هند نیز پیش رفت ــ مشاركت هندیها را در امور سیاسى و ادارى كشور با وقفه روبهرو میكرد (>احزاب سیاسى در جنوب آسیا<، همانجا). با این حال، كنگره ملى هند به عنوان اصلیترین حزب، توانست جنبش آزادیخواهى را هدایت كند و افراد بسیارى را با گرایشهاى اعتقادى و سیاسى مختلف، كه همگى خواهان استقلال هند بودند، گردهم آورد. گاندى هم توانسته بود گرایشهاى مختلف موجود در كنگره ملى هند را در قالب جنبش عدم همكارى در كنار هم جمع كند. بنابراین، جنبش مردمى گستردهاى متشكل از همه قشرها، به رهبرى حزب كنگره شكل گرفت (راب، ص ١٨٦؛ >حكومت و سیاست در آسیاى جنوبى <، ص ٩٩)؛ اما در دهه ١٣١٠ش/ ١٩٣٠، این جنبش ملى تحتتأثیر مسائل متعدد، بهویژه اختلافات دینى، دچار چنددستگى شد. برخى از مسلمانان تحت رهبرى جامعه مسلمانان سراسر هند*، درصدد حفظ منافع خود برآمدند و سرانجام، در ١٣٢٦ش/ ١٩٤٧ پس از آزادى شبهقاره از استعمار انگلیس، این منطقه به هند و پاكستان تقسیم گردید.
پس از آن، كنگره ملى هند، به رهبرى نهرو، قدرت را در هند در دست گرفت و به فعالیت ادامه داد (هند در آن زمان از لحاظ سیاسى و مذهبى یك دستتر شده بود). از سوى دیگر، تشكلهاى سیاسى زیادى از كنگره خارج و به احزاب سیاسى رقیب آن بدل شدند (>حكومت و سیاست در آسیاى جنوبى <، همانجا). به این ترتیب پس از ١٣٤٦ش/١٩٦٧، نوعى نظام چندحزبى در هند به وجود آمد.
از آن زمان احزاب در این كشور به چهار دسته كلى تقسیم شدند: ١)احزاب ملى، كه از حمایت گسترده در سراسر هند برخوردارند، مانند حزب مردم هند، حزب جاناتا دال، حزب كمونیست هند و حزب كمونیست هند (ماركسیست ـ لنینیست؛ همان، ص ١٠١؛ چیبر و پتروكیك، ص ٥٦ـ ٧٥). ٢)احزاب منطقهاى، كه بر زبان فرهنگ و تاریخ مشترك مناطق گوناگون هند تكیه دارند. این احزاب، نماینده منافع منطقهاى فارغ از منافع طبقاتى (كاستى) و مذهبى اعضاى خود هستند و ازاینرو قدرت آنها به منطقه جغرافیایى خاصى محدود است. از جمله این احزاب، مجمع ملى جامو و كشمیر است.
٣)احزابى كه عضویت در آنها انحصارى است و اعضاى آنها به جامعه مذهبى یا قومى خاصى تعلق دارند. مسلم لیگ در ایالات كرالا از جمله این احزاب است. ٤)احزابى كه تحتتأثیر اشخاص متنفذ و مسائل محلى تشكیل میشوند. عمر این احزاب گاه كوتاه است و معمولا پس از مدتى جذب احزاب دیگر میشوند (>حكومت و سیاست در آسیاى جنوبى <، ص ١٠٢ـ١٠٣؛ نیز رجوع کنید به چیبر و پتروكیك، همانجا).
حزب در بنگلادش. بنگلادش زمانى بخشى از هند بود و سپس بخشى از كشور پاكستان كنونى شد و پاكستان شرقى نام گرفت؛ از اینرو، غالب احزاب سیاسى این كشور از درون احزاب سیاسى هند یا پاكستان سربرآوردهاند. اختلافات بین پاكستان شرقى (بنگلادش كنونى) و پاكستان غربى، به ویژه بر سر مسائل فرهنگى و سیاسى، موجب شد تا كسانى كه پیش از استقلال پاكستان در ١٣٢٦ش/١٩٤٧، فعال سیاسى بودند، در اوایل دهه ١٣٣٠ش/١٩٥٠ با تشكیل گروهها و احزاب مختلف بر فعالیت خود در این عرصه بیفزایند. این روند با كاهش قدرت مسلملیگ* در پاكستان شرقى همزمان بود (>حكومت و سیاست در آسیاى جنوبى <، ص ٢٧٩، ٢٨٩؛ سن، ص ٨٩).
فضلالحق كه پیش از استقلال پاكستان، نخستوزیر ایالت بنگال بود، حزب خود یعنى حزب كشاورزان و مردم را با عنوان حزب دهقانان و كارگران احیا كرد. این حزب و حزب عوامیلیگ*، با ایجاد جبهه متحد نقش عمدهاى در انتخابات ایالتى در ١٣٣٣ش/١٩٥٤ ایفا كردند. در این انتخابات، جبهه متحد در مقابل مسلملیگ به پیروزى چشمگیرى دست یافت (ادانل، ص ٤٩ـ٥٠؛ سن، همانجا؛ احمد، ص ٤٧٠).
در آغاز دوره ریاست جمهورى ایوبخان، در دهه ١٣٤٠ش/ ١٩٦٠، در پاكستان فشار زیادى بر فعالیت احزاب سیاسى وارد شد. در این دوره، برخى احزاب پاكستان شرقى، بهویژه به رهبرى عوامیلیگ، به مقابله با ایوبخان پرداختند. پس از روى كارآمدن یحییخان در انتخابات عمومى ١٣٤٩ش/ ١٩٧٠، عوامیلیگ بیشتر كرسیهاى مجلس را كسب كرد، اما ژنرال یحییخان تصمیم مجمع مبنى بر نخستوزیرى مجیبالرحمان*، رهبر عوامیلیگ، را نپذیرفت و نخستین نشست مجمع را به زمان دیگرى موكول كرد، كه این موضوع موجب بالا گرفتن درگیریهاى خشونتآمیزى در پاكستان شرقى شد. با استقلال بنگلادش در ١٣٥٠ش/١٩٧١، مجیبالرحمان نخستوزیر و با تغییر قانون اساسى در ١٣٥٤ش/ ١٩٧٥ رئیسجمهور شد. مجیب در همین سال همه احزاب بنگلادش را منحل و حكومت را تكحزبى اعلام كرد (رجوع کنید به بنگلادش*). پس از آن، حزب عوامیلیگ به حزب عوامیلیگ دهقانان و كارگران بنگلادش تغییر نام داد و همه اعضاى مجلس موظف شدند به آن بپیوندند، اما با ترور مجیب در همان سال، این حزب منحل شد (سن، ص ٢٩٩؛ ادانل، ص ١٨٠).
پس از آنكه ژنرال ضیاءالرحمان* در آبان ١٣٥٤/ نوامبر ١٩٧٥ در بنگلادش به قدرت رسید، تصمیم گرفت حزب فراگیرى تأسیس كند. او در ١١ شهریور ١٣٥٧/ اول سپتامبر ١٩٧٨ حزب ملیگراى بنگلادش را به وجود آورد كه امروزه نیز از احزاب مهم بنگلادش است. ترور ضیاء در ١٠ خرداد ١٣٦٠/ ٣٠ مه ١٩٨١ به دست افسران شورشى، به این حزب ضربه سختى زد، هر چند همسر او، خالدهبیگم ضیاء، به عنوان رهبر جدید این حزب، آن را سازماندهى نمود (رجوع کنید به حزب ملیگراى بنگلادش*). پس از آنكه ژنرال حسینمحمد ارشاد در ١٣٦٢ش/١٩٨٣ به رئیسجمهورى رسید، تلاش كرد براى تثبیت مشروعیت حكومت خود حزبى سیاسى تأسیس كند. در ١١ دى ١٣٦٤/ اول ژانویه ١٩٨٥، به ابتكار و رهبرى او حزب سیاسى جدیدى به نام حزب ملى ایجاد شد. اعتراضات گسترده در سراسر بنگلادش به رهبرى حزب ملیگراى بنگلادش و عوامیلیگ علیه دولت، ارشاد را وادار كرد در ١٣٦٩ش/١٩٩٠ قدرت را به دولتى بیطرف واگذار كند (رجوع کنید به حزب ملى بنگلادش*).
از ١٣٦٩ش/ ١٩٩٠ به بعد، در عرصه سیاست بنگلادش، رقابت اصلى بین دو حزب مهم این كشور، یعنى حزب ملیگراى بنگلادش به رهبرى خالدهبیگم ضیاء و عوامیلیگ به رهبرى حسینه واجد (دختر مجیبالرحمان)، بوده است كه هر كدام از آنها با ائتلاف با احزاب دیگر، قدرت را در دست میگرفتند (رجوع کنید به حزب ملیگراى بنگلادش*). در انتخابات ١٣٨٠ش/ ٢٠٠١، علاوه بر این دو حزب، احزاب دیگرى چون جماعت اسلامى* و حزب ملى بنگلادش نیز توانستند برخى از كرسیهاى مجلس را به دست آورند (>آسیاى جنوبى ٢٠٠٨<، ص ١٢٧؛ مظفر احمد، ص ٦١).
منابع :
(١) Kamal Uddin Ahmed, "١٩٥٤ elections: issues of autonomy", in History of Bangladesh: ١٧٠٤-١٩٧١, vol.١, ed. Sirajul Islam, Dacca: Asiatic Society of Bangladesh, ١٩٩٢;
Pradeep K. Chhibber and John R. Petrocik,
(٢) "Social cleavages, elections, and the Indian party system", in Parties and party politics in India, ed. Zoya Hasan, New Delhi: Oxford University Press, ٢٠٠٤;
(٣) Government and politics in South Asia, [by( Craig Baxter et al. Boulder, Col.: Westview Press, ٢٠٠٢;
(٤) Bankey Bihari Misra, The Indian Political parties: an historical analysis of political behaviour up to ١٩٤٧, Delhi ١٩٧٦;
(٥) Muzaffer Ahmad, "Bangladesh", in Electoral processes and governance in South Asia, New Delhi: Sage Publications, ٢٠٠٨;
(٦) Charles Peter O'Donnell, Bangladesh: biography of a Muslim nation, Boulder ١٩٨٤;
(٧) Political parties in South Asia, ed. Subrata K. Mitra, Mike Enskat, and Clemens Spiess, Westport, Ct.: Praeger, ٢٠٠٤;
(٨) Peter Robb, A history of India, Basingstoke, Engl. ٢٠٠٢;
(٩) Rangalal Sen, Political elites in Bangladesh, Dacca ١٩٨٦;
(١٠) Shnker Dayal Sharma, "The Indian National Congress", in Indian political parties: programmes, promises, and performances, ed. L. M. Singhvi etal. Delhi: Institute of Constitutional and Parliamentary Studies, )c ١٩٧١];
(١١) South Asia ٢٠٠٨, ٥th ed., London: Routledge ٢٠٠٧.
/ احمد تقیزاده /