دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٦٨
حزب در قفقاز ، رونق اقتصادى حاصل از بهرهبردارى از منابع زیرزمینى، به ویژه نفت كرانههاى خزر، و توسعه برخى شهرهاى مسلماننشین بخش خاورى قفقاز جنوبى به كمك سرمایههاى روسى و ارمنى و اروپایى، بهویژه رشد بیسابقه باكو در نیمه دوم قرن سیزدهم/ اواسط نوزدهم (رجوع کنید به اشوینتوخوفسكى و كالینز، ص ٣٢؛
لئو، ص ٩٩ـ١٠١؛
ترمیناسیان، ص ٩ـ١١)، موجب دگرگونى ساختار اقتصادى ـ اجتماعى و پیدایش طبقات و مناسبات جدید اجتماعى و نیز شكلگیرى قشرى از روشنفكران تحصیلكرده در مؤسسات آموزشى روسى و حتى اروپایى در این منطقه شد (چاغلا، ص ٤٩ به بعد). این امر زمینه را براى پیدایش جمعیتها و احزاب سیاسى در میان اقوام ساكن قفقاز جنوبى، از جمله مسلمانان، فراهم آورد (آفاناسیان، ص ١٢ـ١٣).
نخستین تشكل سیاسى زیرزمینىِ روشنفكران مسلمان چپ، سازمان همت بود كه در ١٣٢٢ در باكو تشكیل گردید (رجوع کنید به چپ/ چپگرایى*، بخش :٥ در قفقاز). در این سازمان دو گروه وجود داشت: گروهى چون اسداللّه آخوندوف و سلطان مجید افندیف، كه در كمیته باكوى حزب سوسیال دموكرات كارگرى روسیه نیز عضویت داشتند، از مشى این كمیته پیروى میكردند؛
و گروهى چون محمدامین رسولزاده، عباس كاظمزاده و محمدحسن حاجینسكى، كه ضمن اظهار علاقه به برخى اصول ماركسیسم، از ورود به كمیته یاد شده پرهیز میكردند (اشوینتوخوفسكى، ص ٥١ـ٥٢). برخى اعضاى گروه اخیر، كه ملیگرا بودند، بعدها از سازمان همت كناره گرفتند (یوكسل، ص ١٤٨) و در ١٣٢٩ حزب مساوات را تأسیس كردند (رجوع کنید به ادامه مقاله). سازمان همت از ١٣٢٤ فرقه (حزب) نامیده شد و براثر سركوبیهاى ١٣٢٥، در آستانه فروپاشى قرار گرفت ولى در انقلاب ١٩١٧/ ١٣٣٥ بار دیگر به فعالیت پرداخت (رجوع کنید به اشوینتوخوفسكى، ص ٨٧ـ٨٨، ٥٤ـ٥٥، ١٦٧ـ١٦٨).
دومین تشكل سیاسى زیرزمینى، كه بیشتر جنبه نظامى داشت، حزب دفاعى بود. این حزب در جریان جنگهاى ارمنى ـ مسلمان، كه در پى انقلاب ١٩٠٥/ ١٣٢٣ روسیه درگرفته بود و بیش از یك سال در شهرها و روستاهاى منطقه ادامه داشت (رجوع کنید به اردوبادى، ١٩١١)، و در واكنش به عملیات حزب ملیگراىِ ارمنىِ داشناك*/ داشناكتسونیون/ داشناكسیون، تشكیل گردید و شاخههایش در مناطق مسلماننشین گسترش یافت. حزب دفاعى، ضمن سازماندهى دستههاى رزمنده براى دفاع از مسلمانان، از اتحاد مردم قفقاز جنوبى در برابر دولت تزارى دفاع میكرد و دولت، با تفرقهافكنى بین اقوام قلمرو خویش، سعى در ادامه استیلا بر آنان داشت (محمدزاده، ص ٣٨ـ٤٠؛
اشوینتوخوفسكى، ص ٤٤ به بعد). احمدبیگ آقایف (بعداً آقااوغلو)، از رهبران حزب دفاعى، معتقد بود كه مسلمانان و ارمنیان، پیش از آمدن روسها به قفقاز، قرنها در صلح و صفا در كنار هم میزیستند (اشوینتوخوفسكى، ص ٤٤). تشكیلات دفاعى پس از تشدید فشار روسیه و مهاجرت اجبارى آقایف به عثمانى در اواخر ١٣٢٦ یا اوایل ١٣٢٧، از هم پاشید (محمدزاده، ص٤٠ـ٤١؛
ساقال، ص ٢٢ـ٢٣؛
رئیسنیا، ج ١، ص ٣٠٤) و همچنانكه اهداف حزب دفاعى در مرامنامه حزب مساوات بیتأثیر نبود، شمارى از اعضا و هوادارانش هم بعدها به حزب مساوات پیوستند (ساقال، ص ٢٢؛
محمدزاده، ص ٤١ـ٤٢؛
یوكسل، ص ١٤٩).
برخى نمایندگان طبقات مرفه جوامع مسلمانِ قفقاز ــكه در دوره پیش از انقلاب ١٩٠٥ نَه حزبى سیاسى تأسیس كرده بودند و نه برنامه مشخصى داشتندــ در همان سالها در نهادهاى خودگردان شهرهایى چون باكو، شماخى، قُبه و لنكران فعالیت میكردند (رجوع کنید به >تاریخ آذربایجان <، ص ١٠٩). گروهى از لیبرالهاى باكو پس از صدور بیانیه اكتبر ١٩٠٥ تزار، كه اعطاى پارهاى از آزادیهاى مدنى و بهویژه ایجاد مجلس دولتى (دوما) را وعده میداد، «حزب مشروطهخواه مسلمان» (مشروطیتچى مسلمان پارتى) را تأسیس كردند (چاغلا، ص ٧٤) و به شاخه باكوىِ حزب دموكرات مشروطهخواه یعنى كادتها (رجوع کنید به چاغلا، ص ٦٩ به بعد؛
د.آ.، ذیل "Kadetlar") ــ كه هسته نیرومند لیبرالیسم روس بهشمار میرفت ــ پیوستند. آنان، برخلاف اعضا و هواداران حزب دفاعى، با روسیه خصومتى نداشتند، اما براى بازسازى قفقاز جنوبى به صورت منطقهاى مستقل و متشكل از بخشهاى خودمختار داراى همگونى قومى، پیشنهادهایى دادند و به همین سبب، سوسیال دموكراتهاى روسیه آنان را به طرح شعار قفقاز براى قفقازیان متهم كردند (اشوینتوخوفسكى، ص ٤٩ـ٥١). حزب مشروطهخواه مسلمان درعینحال از اتحاد مسلمانان روسیه پشتیبانى كرد و نمایندگانش از شركتكنندگانِ كنگرههاى سهگانه مسلمانان در ١٣٢٣ و ١٣٢٤ (رجوع کنید به دولت، ص١٠١ـ١١٥) بودند، چنانكه علیمردانبیگ طوپچیباشییف، احمدبیگ آقایف و علیبیگ حسینزاده* در كنگره اول شركت داشتند و طوپچیباشییف به ریاست كنگره سوم انتخاب شد. گفتنى است این كنگرهها با حزب دموكرات مشروطهخواه ــ كه در برنامه خود از حقوقى چون آزادى مذهبى و آموزش به زبان مادرى دفاع میكرد و نماینده مسلمانان را نیز به كمیته مركزى خود راه داده بودــ همسویى و در انتخابات دوماى دولتى همكارى داشتند (ایمانوف، ص ٣٧، ٤١، ٤٧). بیشتر نمایندگان منتخب مسلمانان قفقاز جنوبى در دوماى دولتى، كه از لیبرالها بودند، به فراكسیون «اتفاق» دوما پیوستند (اشوینتوخوفسكى، ص ٥١ـ٥٢؛
اردوبادى، ص ١٥٨ـ١٥٩). «اتفاق مسلمین» یا «روسیه مسلمانلرى اتفاقى» (اتفاق مسلمانان روسیه)، كه اتفاق نیز نامیده میشد، سازمانى براى متحد كردن مسلمانان روسیه بود كه در كنگره اول پدید آمد و با تصمیم كنگره سوم به حزب بدل شد. نظامنامه این حزب را طوپچیباشییف براساس نظامنامه حزب كادتها تدوین كرده بود كه، با تعدیلاتى، به تصویب كنگره سوم رسید. این حزب در جریان سركوبى انقلاب اول روسیه از اواسط ١٣٢٥/ تابستان ١٩٠٧ بهبعد، از هم فروپاشید (رجوع کنید به دولت، ص ١٠٣ به بعد؛
ایمانوف، ص ٤١، ٤٩، ٥٤ـ ٥٥؛
اشوینتوخوفسكى و كالینز، ص ٦٩ـ٧٠؛
یوكسل، ص ٤٩ـ ٥٠).
سالهاى ١٣٢٥ تا ١٣٣٥/ ١٩٠٧ـ١٩١٧ دوره ركود فعالیت علنى احزاب سیاسى در سراسر روسیه و از آن جمله در قفقاز بود. در این دوره، جز تعدادى تشكیلات سیاسى زیرزمینى چپ و حزب مساوات كه در ١٣٢٩ در باكو تأسیس شده بود (اشوینتوخوفسكى و كالینز، ص ٨٢)، تشكیلات سیاسى دیگرى فعالیت نداشت. تنها پس از انقلاب فوریه ١٩١٧ بود كه برخى احزاب قبلى احیا و احزاب جدیدى نیز تأسیس شدند. احزاب مهم مسلمانان قفقاز جنوبى ــكه در ١٦ شعبان ١٣٣٦/ ٢٨ مه ١٩١٨ جمهورى آذربایجان نامیده شد (رجوع کنید به رسولزاده، ص ٥١؛
بایقرا، ص ٢٥٩)ــ در این دوره كه تا پیروزى ارتش سرخ بر قفقاز جنوبى و تشكیل جمهورى شوروى آذربایجان در بهار ١٢٩٩ش/ ١٩٢٠ ادامه یافت، عبارت بودند از: حزب ملیگراى مساوات كه نقشى عمده در تشكیل جمهورى آذربایجان و اداره آن داشت (رجوع کنید به مساوات*، حزب)، و حزب فدرالیست ترك (تورك عدممركزیت فرقهسى). این حزب اندكى پس از انقلاب فوریه، در اواسط ١٣٣٥/ بهار ١٩١٧ در گنجه تأسیس یافت و در تابستان همان سال به حزب مساوات پیوست و حزب جدید، حزبِ عدمِ مركزیت ترك ـ مساوات (تورك عدم مركزیت ـ مساوات فرقهسى) نام گرفت ولى همچنان «مساوات» خوانده شد (محمدزاده، ص ٦؛
یوكسل، ص ١٥٢ـ١٥٣؛
اشوینتوخوفسكى و كالینز، ص ١٢٨).
افزون بر حزب مساوات ــ كه با ائتلاف با گروه دموكراتهاى بیطرف (رجوع کنید به چاغلا، ص٧٧)، نیرومندترین فراكسیون مجلس را تشكیل میداد (رجوع کنید به رسولزاده، ص ٥٣؛
بایقرا، ص ٢٥٧)ــ دیگر فراكسیونهاى دوما عبارت بودند از: فراكسیونهاى حزب اتحاد، كه نام قبلیاش مسلمانى در روسیه (روسیهدَه مسلمانلِق) و آرمان رسمى آن اتحاد اسلام بود (رسولزاده، همانجا؛
محمدزاده، ص ٥٦)؛
بلوك سوسیالیست (سوسیالیست بلوكى)، متشكل از نمایندگان احزاب سوسیال دموكراتها (اجتماعیون عامیون) و سوسیالیستهاى انقلابى (اجتماعیون انقلابیون) یا اِسآرها (رجوع کنید به رسولزاده، همانجا؛
یوكسل، ص ١٥٤ـ١٥٥)؛
حزب احرار، كه آرمانش خلقگرایى ترك و از نظر برنامه به حزب مساوات نزدیك (رسولزاده، همانجا) و داراى دیدگاه طرفدارى از تركیه و تسنن و خلافت بود (یوكسل، ص ١٥٣)؛
و نمایندگان احزاب و گروههاى قومى غیرمسلمان (رجوع کنید به >تاریخ آذربایجان <، ص ٣٤٨؛
اشوینتوخوفسكى و كالینز، ص ٢٥ـ٢٦).
پس از سقوط جمهورى آذربایجان و تأسیس جمهورى آذربایجان شوروى، تمام احزاب سیاسى در آن جمهورى قلعوقمع شدند و حزب كمونیست آذربایجان جانشین آنها گردید كه تا از هم پاشیدن اتحاد جماهیر شوروى در ١٣٧٠ش/ ١٩٩١ فعال بود. پس از آن، احزاب و جمعیتهاى سیاسى زیادى در آذربایجان شكل گرفت كه برخى از آنها عبارتاند از: مساوات، مساوات نو (ینى مساوات)، حزب استقلال دموكراتیك آذربایجان (آذربایجان دموكراتیك استقلال پارتیاسى)، و حزب استقلال ملى آذربایجان (آذربایجان ملى استقلال پارتیاسى)، حزب كمونیست آذربایجان (آذربایجان كمونیست پارتیاسى)، حزب اسلام آذربایجان (آذربایجان اسلام پارتیاسى)، و حزب آذربایجان جدید (ینى آذربایجان پارتیاسى؛
ولییف و حسینوف، ص ٧ به بعد).
منابع :
(١) سرژ آفاناسیان، ارمنستان، آذربایجان، گرجستان: از استقلال تا استقرار رژیم شوروى ١٩٢٣ـ ١٩١٧، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوى، تهران ١٣٧٠ش؛
(٢) محمدسعید اردوبادى، قانلى سنهلر، باكو ١٩١١؛
(٣) آناهید ترمیناسیان، «انقلاب ١٩٠٥ در قفقاز»، در قفقاز در تاریخ معاصر، ترجمه كاوه بیات و بهنام جعفرى، تهران ١٣٧١ش؛
(٤) رحیم رئیسنیا، ایران و عثمانى در آستانه قرن بیستم، تبریز ١٣٧٤ش؛
(٥) Azarbayjan Savet Ensiklopediyasi, Baku ١٩٧٦-١٩٨٧;
(٦) Azarbayjan tarikhi (in Cyrillic), ed. M. A. Ismayilov et al., vol.٥, Baku: Elm Nashriyyati, ٢٠٠١;
(٧) Huseyin Baykara, Azerbaycan istiklal mucadelesi tarihi, Istanbul ١٩٧٥;
(٨) Cengiz Cagla, Azerbaycan'da milliyetcilik ve politika, Istanbul ٢٠٠٢;
(٩) Nadir Devlet, Rusya Turklerinin milli mucadele tarihi: ١٩٠٥-١٩١٧, Ankara ١٩٩٩;
(١٠) Vugar Imanov, Ali Merdan Topcubasi (١٨٦٥-١٩٣٤): lider bir aydin ve bagimsiz Azerbaycan cumhuriyeti'nin temsili, Istanbul ٢٠٠٣;
(١١) Charles van der Leeuw, Azerbaijan: a quest for identity, a short history, Richmond, Surrey ٢٠٠٠;
(١٢) Mirza Bala Mammadzada, Milli Azarbayjan harakati, Baku ١٩٩٢;
(١٣) Muhammad Amin Rasulzada, Azarbayjan cumhuriyyati (in Cyrillic), Baku ١٩٩٠;
(١٤) Fahri Sakal, Agaoglu Ahmed bey, Ankara ١٩٩٩;
(١٥) Tadeusz Swietochowski, Russian Azerbaijan, ١٩٠٥-١٩٢٠: the shaping of national identity in a Muslim community, Cambridge ١٩٨٥;
(١٦) Tadeusz Swietochowski and Brian C. Collins, Historical dictionary of Azerbaijan, Lanham ١٩٩٩;
(١٧) Ismayil Valiyev and Cavid Huseynov, Azarbayjanin siyasi partiyalari va ictimai taskilatlari, Baku ١٩٩٥;
(١٨) Ibrahim Yuksel, Azerbaycan'da fikir hayati ve basin, Istanbul: Acar Yayinlari, [n.d.].
/ رحیم رئیسنیا /