دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٦٧
حزب در تركیه ، پس از شكست حكومت تكحزبى اتحاد و ترقى در ١٣٣٧، جمعیتها و احزاب سیاسى بسیارى در محدوده استانبول ــ كه تحت استیلا و تسلیم نیروهاى متفقین بودــ پدید آمد (رجوع کنید به بخش :٣ در عثمانى). در دوره جنگِ رهایى ملى، كه در ١٣٠٢ش/١٩٢٣ منجر به اعلان «جمهوریت» در تركیه شد، بیش از پنجاه حزب و جمعیت سیاسى با گرایشهاى مختلف (ملى و مذهبى و چپ) پدید آمد (اونسال، ص ٢٧) كه بیشتر آنها یا به جمعیتهاى «مدافعه حقوق» پیوستند یا ضمن حفظ هویت خود، با نیروهاى اشغالگر به مخالفت و مبارزه پرداختند (رجوع کنید به ادامه مقاله).
پس از اشغال بخشهایى از امپراتورى عثمانى به دست متفقین و شدت یافتن عملیات گروههاى قومى تجزیهطلبِ مورد حمایت آنها (رجوع کنید به شاو، ج ٢، ص ٣٤١ به بعد؛ كونگار، ص ٨٩؛ تونچاى، ١٩٩٠، ص ٦٨)، براى دفاع از استقلال ملى و تمامیت ارضى تركیه، جمعیتهایى به طور خودجوش و غالباً با همكارى بقایاى گروههاى محلى حزب اتحاد و ترقى* (رجوع کنید به تونایا، كتاب ٢، ص ١٨٥ـ١٩٧)، از ١٣٣٧ شروع به شكلگیرى كردند (رجوع کنید به همان، كتاب ٢، ص ٢١٢؛ شاو، ج ٢، ص ٣٤٠ـ٣٤١). این جمعیتها سرانجام تحت عنوان جمعیت دفاع از حقوق آناطولى و رومایلى (آناطولى و رومایلى مدافعه حقوق جمعیتى) متحد شدند. این جمعیت پس از عزیمت مصطفى كمالپاشا (رجوع کنید به آتاتورك*) به آناطولى در شعبان ١٣٣٧/ مه ١٩١٩ ــ كه سرآغاز جنگ رهایى ملى به شمار آمده است (تونچــاى، ١٩٨١، ص ٣٤٢)ــ و پس از برگـزارى نشستها و همایشهایى با حضور نمایندگان استقلالطلب ایالات و ولایات با كوششهاى مصطفى كمالپاشا و یارانش، تأسیس شد (رجوع کنید به كارپات، ص ٥١ـ٥٢؛ كونگار، ص ٨١ـ٨٧). جمعیت بنابر نظامنامهاش، كه با بسماللّهالرحمنالرحیم آغاز میشد (رجوع کنید به تونچاى، ١٩٨١، ص ٣٤١)، یك تشكیلات اسلامگراى مدافع میهندوستى عثمانى و مدعى مصونیت ساحت مقامهاى عالى سلطنت و خلافت از تعرض، و دفاع از این دو نهادِ بههمپیوسته در كنار دیگر اركان عمده حاكمیت ملى بود (رجوع کنید به همو، ١٩٩٠، ص ٦٣ـ٦٤؛ تونایا، كتاب ٢، ص ٧١). براى متحد كردن جمعیتها ــكه داراى وظایف نظامى، سیاسى و ادارى بودندــ نهادى به نام هیئت نمایندگى (هیئت تمثیلیه) ایجاد شد، كه مصطفى كمالپاشا در رأس آن قرار گرفت (آوجى، ص ٤٠٢ـ٤٠٣؛ شاو، ج ٢، ص ٣٤٥؛ زورخر، ص ١٥٦). این هیئت ــ كه حكم كمیته مركزى جمعیت دفاع از حقوق آناطولى و رومایلى را داشت (تونچاى، ١٩٩٠، ص ٦٦) ــ از آن پس ابزار مؤثرى در دست مصطفى كمالپاشا و هوادارانش (كمالیستها) شد، چنانكه شعب جمعیت در برگزارى انتخابات و تشكیل آخرین مجلس مبعوثان عثمانى (در ٢٨ ربیعالآخر ١٣٣٨ در استانبول) و تشكیل نخستین دوره «مجلس ملى كبیر تركیه» (دوازده روز پس از انحلال مجلس مبعوثان در آنكارا، به ریاست مصطفى كمالپاشا) نقش عمده داشتند (توران، ص ١١؛ شاو، ج ٢، ص ٣٤٧ـ ٣٤٨؛ آوجى، ص ٤٠٤ـ ٤٠٥).
از همان آغازِ كارِ سازماندهى جمعیتهاى دفاع از حقوق، بر فراحزبى و فرامَسلكى بودن فعالیتهاى آنها تأكید شد، چنان كه در مادّه ٩ قطعنامه دَه مادّهاىِ همایش ارزروم (شوال ـ ذیقعده ١٣٣٧) تأكید گردیده كه جمعیت دفاع از حقوق آناطولى شرقى، اتحادیهاى است از جمعیتها و فارغ از هرگونه منافع حزبى است (شاو، ج ٢، ص ٣٤٥). نمایندگان شركتكننده در همایش سیواس (ذیحجه ١٣٣٧) هم موظف به اداى سوگندى به این مضمون بودند كه در این همایش بهجز سعادت و نجات وطن، از هیچ هدف شخصى پیروى نخواهند كرد، براى احیاى جمعیت اتحاد و ترقى هیچ كوششى نخواهند نمود و به هیچیك از تمایلات احزاب سیاسى موجود خدمت نخواهند كرد (بركس، ص ٥١٨).
اگرچه در آخرین مجلس مبعوثان عثمانى و نخستین مجلس كبیر، كه بیشتر اعضاى آنها از جمعیتهاى دفاع از حقوق بودند، وابستگان بیشتر احزاب دورههاى مشروطیت و «متاركه» (رجوع کنید به بخش :٣ در عثمانى؛ چپ/ چپگرایى*، بخش :٣ در تركیه) نیز حضور داشتند، به گروهبندیهاى فرقهاى مجلس حساسیت وجود داشت، از فرقهگرایى دوره مشروطه بارها انتقاد شد و این حساسیت در مراسم تحلیف نمایندگان هم منعكس شد، و با اینكه همه نمایندگان خود را عضو جمعیت دفاع از حقوق آناطولى و رومایلى میشمردند، این جمعیت در مجلس مبعوثان به دو گروه اول و دوم تقسیم شد (رجوع کنید به ادامه مقاله). در عین حال، گروههاى سپاه سبز (یشیل اردو؛ رجوع کنید به چپ/ چپگرایى*، بخش :٣ در تركیه) و تعاون (تَسانُد) و احزاب كمونیست (رجوع کنید به بركس، همانجا) نیز در این مجلس شكل گرفتند (تونایا، كتاب ٢، ص ٨٧ـ٨٨).
گروه دومِ دفاع از حقوق، كه بهتدریج در مجلس شكل گرفته بود، در تابستان ١٣٠١ش/١٩٢٢ اعلام موجودیت كرد. این گروه افرادى را دربرمیگرفت كه با دیدگاههاى مختلف، مخالف مصطفى كمال بودند، از جمله اتحادیون (وابستگان حزب اتحاد و ترقى)، و گویا هدف اصلى آن پیشگیرى از مطلقالعنان شدن وى بود. جمعیت «محافظه مقدسات» نیز ــكه از سلطنت و خلافت پشتیبانى میكرد و با جمهوریت مخالف بودــ در خارج از مجلس با این گروه همكارى داشت (تونچاى، ١٩٨١، ص ٤٥ـ٤٧؛ بركس، همانجا؛ آوجى، ص ٤٠٥؛ شاو، ج ٢، ص ٣٥٩ـ٣٦٠). جمعیت «طریقت صلاحیه» هم ــكه ضد اتحاد و ترقى و طرفدار سلطنت و برآمده از حزب حریت و ائتلاف (رجوع کنید به حریت و ائتلاف*، حزب) بودــ هم زمان با گروه دوم دفاع از حقوق فعالیت داشت (رجوع کنید به تونایا، كتاب ٢، ص ١٥١ـ١٥٩). كمالیستها كه درنتیجه ارتقاى مصطفى كمالپاشا به مقام قهرمان جنگ رهایى ملى، در پرتو پیروزیهاى نظامى و سیاسى، اوضاع را براى پیشبرد برنامههاى خود مساعد میدیدند، دراوایل بهار ١٣٠٢ش/ ١٩٢٣ مجلس را، براى برگزارى انتخابات مجلس بعدى، منحل كردند (رجوع کنید به بركس، ص ٥٠٤ـ٥٠٧؛ كارپات، ص ٥٥ـ ٥٧؛ احمد، ١٩٩٤، ص ٥٣). مجلس دوم در اواسط تابستان ١٣٠٢ش/١٩٢٣ افتتاح شد و یك ماه بعد، تشكیل فرقه خلق رسمآ اعلام گردید. این حزب از آبان ١٣٠٣/ نوامبر ١٩٢٤ فرقه جمهوریخواه خلق (جمهوریت خلق فرقهسى) و از اردیبهشت ١٣١٠/ مه ١٩٣١ حزب جمهوریخواه خلق نامیده شد (رجوع کنید به جمهوریخواه خلق*، حزب).
جریان حذف احزاب دیگر ــ كه از پیش از برگزارى انتخابات مجلس دوم و تشكیل فرقه خلق آغاز شده بودــ این فرقه را در آستانه اعلان جمهوریت در ٨ آبان ١٣٠٢/ ٢٩ اكتبر ١٩٢٣، به تنها حزب علنى و فعال تركیه بدل كرد، اما یكهتازیهاى این حزب، بهتدریج گروهى را به فكر كنارهگیرى از آن و بنیانگذارى حزب دیگرى انداخت و سرانجام، حدود یك سال پس از اعلان جمهوریت، حزب جمهوریخواه ترقیپرور (ترقیپرور جمهوریت فرقهسى) تشكیل گردید (>دایرةالمعارف جمهوریت <، ج ١، ص ٤٢). این حزب متشكل از ٣٢ تن از نمایندگان میانهرو مجلس بود و اگرچه، مانند حزب حاكم، از سكولاریسم و ملیگرایى جانبدارى میكرد، با تمایلات اقتدارگرایى و انحصارطلبى و مركزمحورى آن مخالفت میورزید و در مقابل، از اصول تفكیك قوا و تمركززدایى و اقتصاد آزاد دفاع میكرد و بیشتر تكاملگرا بود تا انقلابى (رجوع کنید به زورخر، ص ١٧٥ـ١٧٦؛ توران، ص ٢٧ـ٢٨). اگرچه اندكى پس از اعلان تشكیل حزب مورد بحث، مصطفى كمالپاشا در مصاحبهاى وجود احزاب سیاسى را در حكومت جمهورى امرى بدیهى دانست (>دایرةالمعارف جمهوریت <، ج ١، ص ٥٦)، اما نظر موافقى به آن نداشت و حزب مذكور عملا پس از شش ماه و نیم، در اواسط خرداد ١٣٠٤/ اوایل ژوئن ١٩٢٥ منحل گردید (همان، ج ١، ص ٤٢؛ تونچاى، ١٩٨١، ص ١٤٦ـ ١٤٧) و دوره كوتاه چندحزبى به پایان رسید (احمد، ١٩٨٦، ص ٢١٦). حزب كمونیست هم ــكه در ١٣٠٠ش/١٩٢١ از پاى درآمده بودــ غیرقانونى اعلام شد (همانجا) و ناگزیر، به فعالیتهاى زیرزمینى پرداخت (رجوع کنید به چپ/ چپگرایى*، بخش :٣ در تركیه). توطئه سوءقصد به جان مصطفى كمالپاشا در تابستان ١٣٠٥ش، فرصت دیگرى براى قلع و قمع بقایاى مخالفان، بهویژه طرفداران حزب اتحاد و ترقى، فراهم آورد (تونایا، كتاب ٢، ص ١٥٨، ١٩٢ـ١٩٣؛ تونچاى، ١٩٨١، ص ١٦١ به بعد). تا ١٣٠٦ش/ ١٩٢٧، همه مخالفتها با حكومت كمالیستى چنان سركوب شده بود كه در مجلس سوم جمهورى، كه در همان سال تشكیل گردید، فقط حزب جمهوریخواه خلق شركت داشت (لوئیس، ص ٢٧٦) و حكومت تكحزبى بار دیگر مستقر شد. در ١٣٠٩ش/ ١٩٣٠، به منظور هدایت ناخشنودیها به سمت جنبشى غیرمخرب و جلب افكار عمومى غرب، نسبت به وجود حزب مخالف اما تحتنظارت احساس نیاز شد و على فتحى اوكیار (متوفى ١٣٢٢ش/١٩٤٣)، دوست نزدیك مصطفى كمالپاشا (رجوع کنید به >دایرةالمعارف جمهوریت <، ج ٢، ص ٤٢؛ بوزآرسلان، ص ١٠٨ به بعد)، مأمور تشكیل حزب جمهوریخواه آزاد شد؛ اما استقبال خلاف انتظار از این حزب و وقوع اغتشاشاتى برضد حكومت، به تحریك ناراضیانى كه به آن پیوسته بودند (احمد، ١٩٨٦، ص ٢١٦)، موجبات نگرانى سران حزب حاكم را چنان فراهم آورد كه اوكیار سه ماه و پنج روز پس از تأسیس حزب مورد بحث، آن را منحل كرد (رجوع کنید به كارپات، ص ٧٣ـ ٧٥؛ كونگار، ص ١٤٠ به بعد؛ امرنجه، ص ٢١٣ـ٢١٦).
پس از شكست دومین تجربه چندحزبى، با وجود ادامه فعالیت غیرعلنى احزاب و گروههاى زیرزمینى (تونایا، كتاب ٢، ص ٢٧١)، نظام تكحزبى تا ١٣٢٤ش/١٩٤٥ ادامه یافت؛ اما حزب حاكم به سبب تحولات و ایجابات داخلى و خارجى (رجوع کنید به آلبایراق، ص ١٨ به بعد؛ نیز رجوع کنید به جمهوریخواه خلق*، حزب)، به ناچار، وجود احزاب دیگر را پذیرفت. حزب توسعه ملى نخستین حزب پدید آمده در ١٣٢٤ش/١٩٤٥ بود كه نتوانست در انتخاباتهاى بعدى توفیقى به دست آورد (توران، ص ٤٦؛ >دایرةالمعارف جمهوریت <، ج ٢، ص ٧٢). حزب دموكرات ـ كه از درون حزب جمهوریخواه خلق سربرآورد، اما مشى سیاسى متفاوتى داشت ــ در دى ١٣٢٤/ ژانویه ١٩٤٦ رسماً اعلام موجودیت نمود (آوجى، ص ٤٢٣؛ آلبایراق، ص ٥٩ـ ٦٢). این حزب ــ به علت جلوافتادن تاریخ انتخابات و برگزارى آن در تیر ١٣٢٥/ ژوئیه ١٩٤٦، كه به سبب مداخلات حزب حاكم به انتخابات شائبهدار معروف شد (>دایرةالمعارف جمهوریت <، ج ٢، ص ٩٧)ــ نتوانست بیش از شصت نماینده به مجلس بفرستد (كارپات، ص ١٤٤)؛ اما در انتخابات اردیبهشت ١٣٢٩/ مه ١٩٥٠، كه یكى از نقاط عطف تاریخ معاصر تركیه به شمار میرود، با به دست آوردن ٤٠٨ كرسى در مجلس، در برابر حزب جمهوریخواه خلق كه تنها ٦٩ كرسى بهدست آورده بود، به پیروزى قاطع دست یافت (همان، ص ٢٠١ـ٢٠٢؛ زورخر، ص ٢٢٧ـ٢٢٨) و تا كودتاى خرداد ١٣٣٩/ مه ١٩٦٠، به عنوان حزب اكثریت، بر تركیه حكومت كرد (رجوع کنید به دموكرات*، حزب).
حزب دموكرات پس از رسیدن به قدرت، به ویژه پس از پیروزى در انتخابات ١٣٣٣ش/ ١٩٥٤، با تصویب قوانین انحصارطلبانه و اعمال محدودیتهایى، فشار بر احزاب مخالف را تشدید كرد. این محدودیتها كه نشانه تمایل حزب دموكرات به بازگشت به شیوههاى نظام تكحزبى بود، واكنشهایى را برانگیخت (كونگار، ص١٥٠، ١٥٣) كه به كودتاى ١٣٣٩ش/ ١٩٦٠ و انحلال حزب انجامید.
پس از كودتاى ١٣٣٩ش/١٩٦٠ و كودتاهاى اسفند ١٣٤٩/ مارس ١٩٧١ و شهریور ١٣٥٩/ سپتامبر ١٩٨٠ و نیز اعلام مصوبه كمیته امنیت ملى در اسفند ١٣٧٥/ فوریه ١٩٩٧ ــ كه درواقع كودتاى دیگرى بود و به سقوط دولت ائتلافى احزاب رفاه و راه راست و انحلال حزب رفاه انجامید (رجوع کنید به همان، ص ٢٨١ به بعد، ٦٥٤ به بعد؛ اؤزیپك، ص ٦٢٥ـ٦٢٦؛ كیمان، ص ١٦١ به بعد)ــ احزاب و جمعیتهایى كه تشكیل شدند، بهطور كلى به این جریانها تعلق داشتند: ١)جریان احزاب سنّتىِ راستْ مركز، چون حزب ماممیهن*، حزب عدالت و حزب تركیه جدید. دو حزب اخیر ادامه حزب دموكراتِ منحل شده به شمار میآمدند. حزب عدالت به رهبرى سلیمان دمیرل ــ كه از احزاب عمده بین دو كودتاى ١٣٣٩ش/ ١٩٦٠ و ١٣٤٩ش/ ١٩٧١ بهشمار میآمد و زمام چند دولت را در دست داشت (رجوع کنید به اوزدمیر، ص ٢١٦ به بعد، ٢٤٠ به بعد؛ كونگار، ص ١٦٠، ١٦٢، ١٦٤، ١٦٩، ١٨٤ـ ١٨٥)ــ پس از كودتاى ١٣٥٩ش/ ١٩٨٠ و موقوف شدن فعالیت احزاب سابق، به حزب راه راست تغییر نام داد و بعد از آن هم در چند دولت ائتلافى شركت كرد (رجوع کنید به تانؤر، ص ٦٢ به بعد). حزب مام میهن هم ــكه به رهبرى تورگوت اوزال*، نخستوزیرِ مورد حمایت كودتاگران ١٣٥٩ش/ ١٩٨٠، تشكیل شده بودــ ضمن آنكه در دوره نخستوزیرى او و در سایه نفوذ وى در انتخابات عمومى ١٣٦٢ش/ ١٩٨٣ و ١٣٦٦ش/١٩٨٧ موفق به كسب بیشتر آرا و تشكیل دولت غیرائتلافى شد (كونگار، ص ٢١٨ـ٢٢٣، ٣٢٤؛ بورا، ص ٥٨٩)ــ در چند انتخابات دوره ریاست جمهورى اوزال و پس از مرگ وى (١٣٧٢ش/ ١٩٩٣؛ رجوع کنید به كونگار، ص ١٨٧؛ بورا، همانجا) برنده سهمى از آرا و شریك دولتهاى ائتلافى شد و تا انتخابات ١٣٨٦ش/ ٢٠٠٧، كه نتوانست حد نصاب مجلس را بهدست آورد (رجوع کنید به >«نتایج انتخابات ٢٢ ژوئیه ( ٢٠٠٧)»<، ٢٠٠٨)، در تمام مجالس نماینده داشت.
٢) احزاب چپْ مركز، چون حزب جمهوریخواه خلق و احزاب برآمده از آن (رجوع کنید به جمهوریخواه خلق*، حزب).
٣) احزاب چپ و گروههاى چریكى چپ (رجوع کنید به چپ و چپگرایى*، بخش :٣ در تركیه).
٤) حزب افراطىِ «حركت ملیگرا» و گروههاى تروریست وابسته به آن (رجوع کنید به حركت ملیگرا*، حزب).
٥) احزاب اسلامگرا. حزب نظام ملى ــ كه در بهمن ١٣٤٨/ ژانویه ١٩٧٠ تشكیل شد و در خرداد ١٣٥٠/ مه ١٩٧١، به اتهام استفاده از دین در سیاست، منحل گردید (كونگار، ص ١٧٩؛ زورخر، ص ٢٧٢) ــ نخستین حزب این جریان بهشمار میآید. دیگر احزاب اسلامگرا عبارت بودند از: حزب رستگارى ملى، حزب رفاه، حزب فضیلت، حزب سعادت، و حزب عدالت و توسعه. نجمالدین اربكان (تولد ١٣٠٥ش) در تشكیل و رهبرى پنج حزب اسلامگراى نخست ــكه موجد جریان رو به رشدى در تاریخ سیاسى دهههاى اخیر تركیه بودهاند (رجوع کنید به رفاه*، حزب)ــ نقش مهمى داشت. حزب عدالت و توسعه نیز، كه اینك (١٣٨٧ش/٢٠٠٨) حزب حاكم تركیه است، ادامه جریان یاد شده است.
منابع :
(١) Feroz Ahmad, Ittihatciliktan Kemalizme, tr. Fatmagul Berktay, Istanbul ١٩٨٦;
(٢) idem, The making of modern Turkey, London ١٩٩٤;
(٣) Mustafa Albayrak, Turk siyasi tarihinde Demokrat Parti (١٩٤٦-١٩٦٠), Ankara ٢٠٠٤;
(٤) Orhan Avci, "Bugune uzanan yakincag (١٨٠٠-٢٠٠٠)", in Tarih el kitabi: Selcuklular'dan bugune, ed. Ahmet Nezihi Turan, Ankara: Grafiker Yayinlari, ٢٠٠٤;
(٥) Niyazi Berkes, Turkiye'dec cagdaslasma, ed. Ahmet Kuyas, Istanbul ٢٠٠٤;
(٦) Tanil Bora, "Turgut Ozal", in Modern Turkiye'de Siyasi dusunce, vol.٧, Istanbul: Iletiíim Yayinlari, ٢٠٠٥;
(٧) Hamit Bozarslan, "Ali Fethi Okyar", in ibid;
(٨) Cumhuriyet ansiklopedisi: ١٩٢٣-٢٠٠٠, ed. Hasan Ersel et al., Istanbul: Yapi Kredi Yayinlari, ٢٠٠٣;
(٩) Cem Emrence, "Dunya krizi ve Turkiye'de toplumsal muhalefet: Serbest Cumhuriyet Firkasi (١٩٣٠)", in Modern Turkiye'de siyasi dusunce, ibid;
(١٠) Kemal H. Karpat, Turk demokrasi tarihi: sosyal, ekonomik , kulturel temeller, Istanbul ١٩٩٦;
(١١) E. Fuat Keyman, Degisen dunya, donusen Turkiye, Istanbul ٢٠٠٥;
(١٢) Emre Kongar, ٢١. yuzyilda Turkiye: ٢٠٠٠'li yillarda, Turkiye'nin toplumsal yapisi, Istanbul ٢٠٠٤;
(١٣) Bernard Lewis, The emergence of modern Turkey, London ١٩٦٨;
(١٤) Hikmet Ozdemir, "Siyasal tarih (١٩٦٠-١٩٨٠)", in Turkiye tarihi, ed. Sina Aksin, vol.٤, Istanbul ١٩٩٠;
(١٥) Bekir Berat Ozipek, "Liberal dusunce toplulugu", in Modern Turkiye'de siyasi dusunce, ibid;
(١٦) Stanford J. Shaw, History of the Ottoman empire and modern Turkey, Cambridge ٢٠٠٢;
(١٧) Bulent Tanor, "Siyasal tarih (١٩٨٠-١٩٩٥)", in Turkiye tarihi, ed. Sina Aksin, vol.٥, Istanbul ١٩٩٧;
(١٨) Tarik Zafer Tunaya, Turkiye'de siyasal gelismeler (١٨٧٦-١٩٣٨), Istanbul ٢٠٠٣;
(١٩) Mete Tunµay, "Siyasal tarih (١٩٠٨-١٩٢٣)", in Turkiye tarihi, ed. Sina Akíin, vol.٤, Istanbul ١٩٩٠;
(٢٠) idem, T.C.'nde tek-parti yonetimi'nin kurulmasi (١٩٢٣- ١٩٣١), Ankara ١٩٨١;
(٢١) Serafettin Turan, Kokeni ulusal direnise dayanan bir devrim partisi Cumhuriyet Halk Partisi, Istanbul ٢٠٠٠;
(٢٢) Artun Unsal, Umuttan yalnizliga: Turkiye isci partisi (١٩٦١-١٩٧١), Istanbul ٢٠٠٢;
(٢٣) "٢٢ Temmuz [٢٠٠٧] secim sonuclari", Secim, ٢٠٠٨, Retrieved Oct. ٥, ٢٠٠٨, from http://www.secim.com;
(٢٤) Erik Jan Zurcher, Turkey: a modern history, London ١٩٩٨.
/ رحیم رئیسنیا /