دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٦٦
حزب در عثمانى ، زمینه پیدایش نخستین جمعیتهاى سیاسى، در دوره تنظیمات* (١٢٥٥ـ١٢٩٣) فراهم آمد. در این دوره براى نوسازى جامعه اصلاحاتى صورت گرفت و نهادهاى تمدنى جدید و قشرى از افراد ادارى تحصیلكرده آشنا با فرهنگ و تمدن غربى پدید آمدند (لوئیس، ص ١٥٠ـ١٥١). حقوق و آزادیهایى به رسمیت شناخته شد، چنان كه برخى روزنامههاى غیردولتى امكان انتشار یافتند (رجوع کنید به جراید*، بخش :٣ قلمرو عثمانى). غربگرایى دولتمردان تنظیمات، چون عالیپاشا* و فؤادپاشا*، بهویژه اعطاى امتیاز به اتباع غیرمسلمان قلمرو عثمانى با صدور فرمان اصلاحات در ١٢٧٢ در پى فشار دولتهاى غربى (دانشمند، ج ٤، ص ١٧٤ـ١٧٧)، در بین مسلمانانِ این منطقه واكنشهاى منفى گوناگونى برانگیخت (آقشین، ١٩٩٠، ص ١٣٣؛ >دایرةالمعارف جهان اسلام آكسفورد<، ذیل "Young Ottomans") از جمله واقعه قوللى، كه جمعیت فدائیان (فدائیلر جمعیتى) طراحى كرده بود و پیش از وارد شدن به مرحله اجرا (كه عبارت بود از قتل سلطان عبدالمجید و برخى از دولتمردان و به سلطنت رساندن عبدالعزیز)، كشف و با بازداشت و محكوم و زندانى كردن متهمان خنثى گردید (رجوع کنید به جودتپاشا، ج ٢، ص ٨٢ به بعد؛ دانشمند، ج٤، ص١٨٨ـ١٩٠؛ لوئیس، ص ١٥١ـ١٥٢؛ رئیسنیا، ج ٣، ص ٥٣ـ ٥٥). برخى مورخان این واقعه را نهضتى آزادیخواهانه و نخستین كوشش براى برقراریحكومت مشروطه دانستهاند، اما برخى دیگر، چون اولوغ ایغدمیر، آن را
یك توطئه بیاهمیت ارتجاعى ارزیابى كردهاند (لوئیس، همانجا: كارال، ج ٦، ص ٩٧ـ٩٩؛ یتكین، ج ٢، ص ١٨٨ـ١٨٩). اما چتین یتكین (ج ٢، ص ١٨٦) جمعیت فدائیان را نخستین انجمن سیاسى ضد تنظیمات دانسته و انورضیاء كارال (ج ٦، ص ٩٥) هم گفته كه اصول حاكم بر جمعیت فدائیان مشابه اصول جمعیتهاى انقلابى سرّى در كشورهاى اروپایى، بهویژه ایتالیا، است؛ امرى كه در مورد سازماندهى جمعیت «اتفاق و حریت» بر آن تأكید شده است (رجوع کنید به ادامه مقاله).
شش جوان تحصیل كرده جمعیت اتفاق و حریت را در ١٢٨٢ در استانبول تشكیل دادند. این جمعیت به سرعت توسعه یافت و بزرگترین تشكیلات سیاسى آزادیخواه و مشروطهطلب پیش از مشروطیت اول شد و آرمانها و برنامههایش در شكلگیرى جنبش مشروطیت* اول عثمانى و تدوین قانون اساسى و تشكیل نخستین مجلس مبعوثان (١٢٩٣ـ ١٢٩٥) و جنبشها و احزاب سیاسى دهههاى بعدى آن كشور مؤثر افتاد (رجوع کنید به >دایرةالمعارف جهان اسلام آكسفورد<، همانجا). عامل اتحاد این جوانان براى تأسیس جمعیت، آگاهى نسبى از فرهنگ و تمدن جدید اروپا، به سبب آشنایى با زبان فرانسه، و نگرانى از فروپاشى حكومت عثمانى و درك ضرورت ایجاد نظام مشروطه بود (ماردین، ص ١٧ـ ٢١، ٢٨ـ٢٩).
جمعیت اتفاق و حریت ــ كه دو سال پس از تأسیس، در نتیجه تبعید و فرار فعالانش به پاریس، در آنجا تجدید سـازمان یافت ــ از آن پـس نوعثمـانیـان (ینى عثمـانلیلار) نامیده شد و به فعالیتهاى تبلیغى خود ادامه داد (همان، ص ٥٢ به بعد). این جمعیت به اصلاحات دوره تنظیمات ــ به سبب رعایت نكردن شریعت و تضاد آنها با مبانى معنوى حكومت عثمانى و وسیله اعمال استبداد شدن اصلاحات مذكورــ معترض و در عین حال خواهان استقرار نظام مشروطه بود (كارپات، ص ٣٥ـ٣٦). انور ضیاء كارال (ج ٧، ص ٣١٣) نوعثمانیان را نخستین حزب مخالف نظام حاكم به مفهوم جدید آن به شمار آورده و كمال كارپات (ص ٣٥) آن را نخستین تشكل سیاسى بزرگ مشروطهطلب در میان عثمانیان دانسته است.
جمعیت اتفاق و حریت را میتوان سرسلسله جمعیتها و احزاب مختلف یا جنبش و جریانى سیاسى دانست كه با نامهایى چون «ینیعثمانلیلار»، «گنج عثمانلیلار» (عثمانیان جوان)، «ژؤن تركلر» (تركهاى جوان)، «اتحاد عثمانى»، «اتفاق و ترقى»، و «اتحاد و ترقى»، تا پایان جنگ جهانى اول ادامه یافت (رجوع کنید به تركهان جوان*). پس از برگزارى آخرین كنگره حزب اتحاد و ترقى در اواخر محرّم و اوایل صفر ١٣٣٧، حزب اتحاد و ترقى منحل گردید، ولى در همان كنگره مقرر شد حزب «تجدد»، كه ادامه حزب اتحاد و ترقى بود، تأسیس شود، اما هفت ماه پس از تأسیس، دولت فریدپاشا آن را نیز منحل كرد و بدین ترتیب به موجودیت حزب اتحاد و ترقى پایان داده شد (تونایا، ج ٢، ص ١١٢ به بعد، ج ٣، ص ٥٥٢ـ ٥٥٤؛ نیز رجوع کنید به اتحاد و ترقى*، حزب). با این همه، اتحادیون در واپسین مجلس عثمانى و «مجلس ملى كبیر تركیه» دوره جمهوریت حضور داشتند (همان، ج ٢، ص ١٢٢) و سرانجام با محاكمه شمارى از آنان، به اتهام شركت در توطئه سوءقصد به جان مصطفى كمالپاشا، بقایاى حزب از بین برده شد (رجوع کنید به جاوید*، محمد).
برخى احزاب و گروهها و جمعیتها به حزب اتحاد و ترقى پیوستند، برخى نیز از آن زاده شدند یا در برابر آن پدید آمدند، چنان كه وقتى به منظور متحد كردن گروههاى پراكنده تركهاى جوان (ژؤنترك) در قالب یك حزب، همایشى در شوال ١٣١٩/ فوریه ١٩٠٢ در پاریس برگزار شد (شاو، ج ٢، ص ٢٥٨)، شاهزاده صباحالدین* و هوادارانش با تشكیل جمعیت حرّیتپروران عثمانى (عثمانلى حریتپروران جمعیتى)، از جمعیت اصلى جدا شدند و تشكیلات اصلى مدتى بعد جمعیت ترقى و اتحاد عثمانى (عثمانلى ترقى و اتحاد جمعیتى) نامیده شد. همین جمعیت بعدها با جمعیت حریت عثمانى (عثمانلى حریت جمعیتى)، كه در ١٣٢٤/ ١٩٠٦ در سلانیك تشكیل شده بود، متحد شد و سازمان نوپدید، جمعیت اتحاد و ترقى عثمانى (عثمانلى اتحاد و ترقى جمعیتى) و به طور خلاصه «اتحاد و ترقى» نامیده شد (د. ا. د. ترك، ج ٢٣، ص ٤٧٨ـ٤٨٠؛ كارپات، ص ٣٧؛ رمسائور، ص ١٢٢). با «اعلان حریت» در ٢٣ جمادیالآخره ١٣٢٦، به دوره سى ساله استبداد سلطان عبدالحمید خاتمه داده شد و جمعیتها و احزاب بسیارى در عثمانى شكل گرفتند. در دوره جدید، حزب اتحاد و ترقى در واداشتن سلطان عبدالحمید دوم به احیاى قانون اساسى نقش عمده داشت (رجوع کنید به آقشین، ١٩٨٧، ص ٧١ به بعد) و از همان آغاز متنفذترین حزب دوران مشروطیت دوم شد (رجوع کنید به تونچاى، ص ٣٠ـ٣٣). این حزب، كه در نیمه دوم ١٣٣٠ از قدرت كنار زده شد (رجوع کنید به احمد، ص ٩٢ به بعد)، از اوایل ١٣٣١ تا اوایل ١٣٣٧ تنها حزب حاكم عثمانى گردید (تونچاى، ص ٣٥ به بعد؛ آقشین، ١٩٨٧، ص ٢٥١ به بعد؛ احمد، ص ١٢١ به بعد).
احزاب عمده دیگر، كه مخالف اتحاد و ترقى بودند، عبارت بودند از: ١)حزب احرار عثمانى (عثمانلى احرار فرقهسى)، كه یك ماه و اندى پس از اعلان حریت تشكیل گردید و ادامه حزب «تشبث شخصى و عدم مركزیت» شاهزاده صباحالدین و از محركان «٣١ مارت وقعه سى» (واقعه ٣١ مارت ١٣٢٥ مالى/ ٢٢ ربیعالاول ١٣٢٧/ ١٣ آوریل ١٩٠٩) برضد اتحاد و ترقى بود كه به سركوبى احزاب مخالف و خلع سلطان عبدالحمید از سلطنت انجامید (رجوع کنید به آقشین، ١٩٨٧، ص ١٢١ به بعد؛ زورخر، ص ١٠٠ به بعد؛ تونایا، ج ١، ص ١٤٢ به بعد).
٢)حزب دموكرات عثمانى (عثمانلى دموقرات فرقه سى)، كه «فرقه عباد» نیز نامیده میشد و مؤسسان آن عبداللّه جودت* و ابراهیم تمو (متوفى ١٣٢٤ش) بودند، كه هر دو از بنیانگذاران «اتحاد عثمانى جمعیتى» (جمعیت اتحاد عثمانى) در ١٣٠٦ به شمار آمدهاند (لوئیس، ص ١٩٦ـ١٩٧؛ میدان لاروس، ذیل "Ibrahim Temo")؛ این حزب بعدها به حزب حریت و ائتلاف (حریت و ائتلاف فرقه سى) پیوست (رجوع کنید به تونایا، ج ١، ص ١٧١ به بعد؛ نیز رجوع کنید به حریت و ائتلاف*، حزب). ٣) احزاب «معتدل حریتپروران»، «اصلاحات اساسیه عثمانى» و «اهالى» نیز بعدها به حزب حریت و ائتلاف پیوستند. مؤسسان حزب اهالى، نمایندگان انشعاب كرده از حزب اتحاد و ترقى بودند (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٢٠٨ به بعد، ٢١٩ به بعد، ٢٣٤). ٤)حزب مشروطیت ملى (ملى مشروطیت فرقه سى) هم ــكه مؤسسانش از اتحادیون قدیمى بودندــ نخستین حزب ملیگرا در برابر احزاب غالباً عثمانیگرا و عدم مركزیتطلب (فدرالیست) بود. این حزب اندكى پس از تشكیل، در شعبان ١٣٣٠/ ژوئیه ١٩١٢ از فعالیت بازماند (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٣٥١ به بعد). ٥)حزب سوسیالیست عثمانى (عثمانلى سوسیالیست فرقه سى؛ رجوع کنید به چپ/ چپگرایى*، بخش :٣ در تركیه) و حزب اتحاد محمدى (اتحاد محمدى فرقه سى) یا «فرقه محمدیه»، حزب مشروعهطلب مخالف حزب اتحاد و ترقى (رجوع کنید به اتحاد محمدى*، حزب)، هم از جمله این احزاب بودند. انجمنها و جمعیتهاى گوناگونى نیز از تشكلهاى سیاسى این دوره بودند، از جمله محفلهاى فراماسونى؛ انجمنهاى ملیگرا و تركگرا؛ و جمعیتهاى ملىِ تجزیهطلب اقوام و ملل مختلف عثمانى، چون یونانیان، بلغارها، آلبانیاییها، صربها، ارمنیان، یهودیان، عربها، و كُردها (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٣٦٧ به بعد).
پس از شكست حكومت اتحاد و ترقى در جنگ جهانى اول، سلطه دولتهاى متفق بر مناطق گوناگون عثمانى از ١٣٣٧ تا ١٣٤١ (مشهور به دوره «متاركه») آغاز شد. احزاب و جمعیتهاى سیاسى گوناگونى نیز در دوره اخیر فعالیت داشتند كه عبارت بودند از: حزب «تجدد»، كه ادامه حزب اتحاد و ترقى بود (رجوع کنید به د.ا. د. ترك، ج ٢٣، ص ٤٨٣)؛ حریتپرور عوام عثمانى (عثمانلى حریتپرور عوام)؛ «رادیكال عوام»؛ «سلامت عثمانیه»؛ «صلح و سلامت عثمانیه»؛ «حریت و ائتلاف»؛ مساعى عثمانى (عثمانلى مساعى)؛ احرار ملى (ملیاحرار)؛ ترك ملى (ملى تورك)؛ احزاب چپ «سوسیال دموكرات»؛ سوسیالیست تركیه (تركیه سوسیالیست)؛ سوسیالیستِ كارگر و دهقان تركیه (تركیه ایشچى و چیفتچى سوسیالیست)؛ «عمله»؛ و سوسیالیستِ مستقل (مستقل سوسیالیست؛ رجوع کنید به تونایا، ج ٢، ص ٩١ـ١١٢، ١٧٥ـ١٩٧، ٢٣٧ـ ٣٤٠، ٣٩٧ـ٤٢٨).
منابع :
(١) رحیمرئیسنیا، ایران و عثمانى در آستانه قرن بیستم، تبریز ١٣٧٤ش؛
(٢) Feroz Ahmad, The Young Turks, Oxford ١٩٦٩;
(٣) Sina Aksin, Jon Turkler ve Ittihat ve Terakki, Istanbul ١٩٨٧;
(٤) idem, "Siyasal tarih" in Turkiye tarihi, ed. Sina Aksin, vol.٣, Istanbul ١٩٩٠;
(٥) Ahmed Cevdet Pasa, Tazakir, ed. Cavid Baysun, Ankara ١٩٩١;
(٦) Ismail Hami Danismend, Izahli Osmanli tarihi kronolojisi, Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢;
(٧) Enver Ziya Karal, Osmanli tarihi, Ankara, vol.٦, ٢٠٠٠, vol.٧, ٢٠٠٣;
(٨) Kemal H. Karpat, Turk demokrasi tarihi: sosyal, ekonomik, kulturel temeller, Istanbul ١٩٩٦;
(٩) Bernard Lewis, The emergence of modern Turkey, NewYork ٢٠٠٢;
(١٠) Serif Mardin, Yeni Osmanli dusucesinin dogusu, Istanbul ٢٠٠٣;
(١١) Meydan Larousse: buyuk lugat ve ansiklopedi, Istanbul: Meydan Yayinevi, ١٩٩٠-١٩٩١;
(١٢) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world, ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Young Ottomans" (by ìerif Mardin);
(١٣) Ernest Edmondson Ramsaur, The Young Turks: Prelude to the revolution of ١٩٠٨, Princeton, N. J. ١٩٥٧;
(١٤) Stanford J. Shaw, History of the Ottoman empire and modern Turkey, Cambridge ١٩٨٥;
(١٥) Tarik Zafer Tunaya, Turkiye'de siyasal partiler, Istanbul, vol.١, ١٩٨٨, vol.٢, ٢٠٠٣, vol.٣, ١٩٨٩;
(١٦) Mete Tuncay, "Siyasal tarih (١٩٠٨-١٩٢٣)", in Turkiye tarihi, ed. Sina Aksin, vol.٤, Istanbul ١٩٩٠;
(١٧) TDVIA, s.v. "Ittihat ve Terakki Cemiyeti" (by M. Sukru Hanioglu);
(١٨) Cetin Yetkin, Turk halk hareketleri ve devrimler, Istanbul ١٩٧٤;
(١٩) Erik Jan Zurcher, Turkey: a modern history, London ١٩٩٨.
/ رحیم رئیسنیا /