دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٣٥
حَرَم ، محدودهاى پیرامون اماكن مقدّس اسلامى، به ویژه كعبه. واژه حرم، از ریشه ح رم (به معناى ممنوع بودن)، گاهى به معناى اهل و عیال یك شخص یا محل اقامتشان است، كه آنها را از تعرض دیگران حفظ میكند (رجوع کنید به ابناثیر، ذیل «دعمص»؛ ابنمنظور، ذیل واژه؛ جبرتى، ج ٢، ص ١٤٣؛ نیز رجوع کنید به حرمسرا*). در متون اسلامى، این واژه بیشتر در مورد مكانى گرداگرد اماكن مقدّس به كار میرود كه ورود و حضور در آنها آداب ویژهاى دارد. مثلا واژگان حرم یا حرماللّه یا حرم مكّى معمولا به منطقهاى در حریم خانه كعبه تا محدودهاى معین اطلاق میشود (رجوع کنید به جوهرى؛ زبیدى، ذیل واژه). برخى حرم نامیدن محدوده این اماكن را به دلیل محترم بودن آنها یا حرمت انجام دادن برخى كارها در آنها دانستهاند (رجوع کنید به كردى، ج ١، جزء١، ص ١٠١؛ بروجردى، ج ٨، ص ٤٢٣).
تعابیر حرمالرسول یا حرم نبوى درباره حرم پیامبر صلیاللّهعلیهوآلهوسلم در مدینه بهكار میرود. همچنین، تركیب حرمین شریفین براى اشاره به دو حرم مكه و مدینه یا دو حرم نجف و كربلا یا دو حرم بیتالمقدّس و الخلیل بسیار كاربرد دارد. گفتنى است در متون دینى، گاهى واژه حرم در معنایى مضیقتر یعنى درخصوص مسجدالحرام* یا مسجدالنبى، یا در مفهومى وسیعتر یعنى سرزمینى كه مكه یا مدینه را دربرگرفته است، بهكار میرود. همچنین اطلاق واژه حرم بر مدفن امامان شیعه (مشاهد مشرّفه) بسیار شایع است، مانند حرم حسینى (یا حائر حسینى*) درباره مرقد امام حسین علیهالسلام و حرم رضوى درباره مرقد امام رضا علیهالسلام (رجوع کنید به منهاجى اسیوطى، ج ٢، ص ٤٧٤؛ بحرانى، ج ٧، ص ٣١٧ـ٣١٨، ج ١١، ص ٤٥٥؛ زبیدى، همانجا؛ بغدادى، ج ٢، ستون ٥٤١؛ آقابزرگ طهرانى، ج ٦، ص ١٩٤، ج ٨، ص ٢٢٤، ج ٢١، ص ٢٩٩).
حرم مكّى مهمترین و شاخصترین مصداق حرم است. به شخص منسوب به این حرم، حِرْمى (اهل حرم) و به كسى كه وارد منطقه حرم میشود و احرام میبندد، مُحرِم گفته میشود. محدوده بیرونِ حرم را حِلّ نامیدهاند (رجوع کنید به خلیلبن احمد؛ ابناثیر؛ ابنمنظور، ذیل واژه). حرمت و قداستِ حرم مكه قدمتى طولانى دارد. بنابر حدیثى منقول از پیامبر اكرم صلیاللّهعلیهوآلهوسلم، این منطقه از زمان خلقت آسمانها و زمین حرم شده و بر پایه حدیثى دیگر، دَحْوُالارض* (گسترش زمین) از حرم مكّى صورت گرفته است (رجوع کنید به فاكهى، ج ٢، ص ٢٧٠؛ ابنبابویه، ١٤٠٤، ج ٢، ص ٢٤١؛ حرّعاملى، ج ١٣، ص ٢٤١ـ ٢٤٢؛ براى احادیث دیگر درباره منشأ و مراد از حرم بودن مكه رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ١٢٧؛ فاكهى، ج ٢، ص ٢٧٤ـ ٢٧٦؛ كلینى، ج ٤، ص ١٩٥ـ١٩٧؛ حرّعاملى، ج ١٣، ص ٢٢١، ٢٢٤).
برخى مفسران ــبه استناد حدیثى از پیامبر اكرم كه در آن حرم شدن مكه را به حضرت ابراهیم نسبت دادهاست ــ بر آناند كه پیش از حضرت ابراهیم، مكه مانند سایر سرزمینها بود و پس از رسالت آن حضرت و دعاى او براى آنكه مكه سرزمینى امن باشد (بقره: ١٢٦؛ ابراهیم: ٣٥)، حرمت و قداست یافت.برخى دیگر گفتهاند كه دعاى ابراهیم تنها براى در امان بودن این سرزمین از حوادثى مانند خشكسالى و قحطى و زلزله بود و پیش از آن نیز آنجا محترم و مقدّس بود (محمدبنجریر طبرى، ج ١، ص ٥٤٢؛ طوسى، التبیان، ج ١، ص ٤٥٦؛ طبرسى، ج ١، ص ٣٨٧). شمارى نیز احتمال دادهاند كه با دعاى حضرت ابراهیم، حرمت حرم پس از مدتى مهجور بودن، احیا شده یا پس از رسالت وى، رعایت كردن حرمت حرم واجب شده است (رجوع کنید به محمدبنجریر طبرى، همانجا؛ فاسى، ج ١، ص ١٣٩؛ اسدى مكى، ص ١٨٣).
پیش از اسلام، مردم عرب با محدوده حرم آشنا بودند و با خوددارى از جنگ و خونریزى و قصاص قاتلان در محدوده حرم، به پیروى از سنّت حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام، حرمت آن را نگاه میداشتند و ازاینرو مكه را بَكّة (جایى كه گردن ستمگران را میشكند)، بَسّاسة (جایى كه فاسقان و كافران را از خود میراند) و صِلاح (محل امن) نیز مینامیدند (ابنهشام، قسم ١، ص ١١٤؛ ماوردى، ص ٢٤٦ـ ٢٤٨؛ طوسى، التبیان، ج ٤، ص ٣٢؛ ابنجوزى، ج ٢، ص ٣٢١). برخى اعراب هنگام ورود به حرم مكّى با این استدلال كه در لباس خود مرتكب گناه شدهاند، آن را درمیآوردند و برخى از یهودیان كفشهاى خود را به احترام حرم برمیكندند. حواریان مسیح علیهالسلام نیز هنگام رسیدن به حرم، براى تكریم و بزرگداشت آن، پیاده راه پیمودند (رجوع کنید به فاكهى، ج ٢، ص ٢٦٧؛ یاقوت حموى، ذیل «الأَنواط»؛ احمدبن عبداللّه طبرى، ص ١٦٩؛ فاسى، ج ١، ص١٤٠). قداست منطقه حرم پس از اسلام نیز تداوم یافت. مثلاً صحابیان پیامبر از ارتكاب گناه در حرم پرهیز و یكدیگر را از آزار دادن و مزاحمت دیگران منع میكردند و حتى به علت هراس از شكسته شدن حرمت حرم، از اقامت در آن خوددارى میكردند (فاكهى، ج ٢، ص ٢٥٩، ٣٠٥).
واژه حرم در چند آیه قرآن ذكر شده است كه مفسران مراد از آن را در بیشتر موارد، حرم مكّى شمردهاند (رجوع کنید به طوسى، التبیان، ج ٨، ص ١٦٥؛ قرطبى، ج ١٣، ص ٣٦٤؛ طباطبائى، ج ٦، ص ٢٧١). شمارى از مفسران مراد از مسجدالحرام و مقام ابراهیم و كعبه و مكه را در برخى آیات، محدوده حرم دانستهاند (رجوع کنید به جصاص، ج ١، ص ٨٨، ج ٣، ص ٢٥٣، ٣١٧؛ شریف رضى، ص ١٨٠؛ طوسى، التبیان، ج ٦، ص ٤٤٦، ج ٨، ص ١٦٥؛ زركشى، ١٤٠٨، ج ٢، ص ٢٦٦؛ طباطبائى، ج ٣، ص ٣١).
در آیات متعدد (از جمله قصص: ٥٧؛ عنكبوت: ٦٧)، سرزمین یا حرم مكه امن خوانده شده است (حَرَمآ آمِناً). در شمارى از آیات، دعاى حضرت ابراهیم علیهالسلام براى اینكه خداوند سرزمین مكه را امن قرار دهد، ذكر شده است (رجوع کنید به بقره : ١٢٦؛ ابراهیم: ٣٥). در آیه ١٢٥ سوره بقره، وصف امن براى «البَیت» آمده كه برخى مفسران مراد از آن را حرم مكه دانستهاند. درباره آنكه مراد از امنیت حرم در قرآن چیست، در احادیث و تفاسیر آراى گوناگونى مطرح شده است. برخى مفسران این تعبیر را از باب اخبار و حاكى از واقعیتى دانستهاند كه در منطقه حرم وجود دارد. به بیان دیگر، مراد از آن را امنیت تكوینى ذكر كردهاند، یعنى در امان بودن منطقه حرم از حوادث ناگوار و عذاب دنیوى و اخروى (رجوع کنید به شریف رضى، ص ١٨٢، ١٩٠؛ طبرسى، ج ٢، ص ٧٩٩؛ قرطبى، ج ٤، ص ١٤١ـ ١٤٢). در برخى احادیث نیز مراد از امنیت حرم، در امان بودن حیوانات آن از صدمه دیدن و شكار شدن به وسیله حیوانات دیگر و نیز كسانى كه وارد آنجا میشوند، امنیت اهل حرم از قتل و غارت و مصونیت آنان از عذاب الهى در دنیا و آخرت و مانند اینها ذكر شده است (رجوع کنید به فاكهى، ج ٢، ص ٢٥٢؛ كلینى، ج ٤، ص ٢٢٦، ٥٢٨ـ ٥٣٠؛ اسدیمكى، همانجا؛ حرّعاملى، ج ١٣، ص ٣٥).
برخى مفسران مراد از امنیت حرم را امنیت تشریعى و آن را حاكى از فرمان الهى به رعایت كردن قداست حرم و احكام مربوط به آن دانستهاند، زیرا وقوع حوادثِ مخلّ امنیت، از قبیل جنگ و سیل و زلزله، در این منطقه انكارناپذیر است. البته به نظر آنان، شمارى از آیات مزبور ناظر به تشریعِ احكامِ مربوط به محدودیتهاى حرم در شرایع پیشین، از جمله شریعت حضرت ابراهیم علیهالسلام، است (رجوع کنید به جصاص، ج ١، ص ٨٨ـ ٨٩، ج ٢، ص ٢٧؛ شریف رضى، ص٦٥، ١٩٢؛ قرطبى، ج ٤، ص ١٤٠؛ طباطبائى، ج ٦، ص ٢٧١، ج ١٢، ص ٦٩). در برخى احادیث، مراد از امنیت حرم، مصادیقى از امنیت تشریعى و احكام مربوط به آن دانسته شده، مانند حرمت شكار حیوانات و سلب امنیت از آنان و حرمت اجراى حدود و قصاص بر جنایتكارى كه در خارج از منطقه حرم مرتكب جنایتى شده است (رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ١٣٨ـ١٣٩؛ كلینى، ج ٤، ص ٢٢٦ـ ٢٢٧؛ ابنبابویه، ١٤٠٤، ج ٢، ص ٢٦٢؛ حرّعاملى، ج ١٣، ص ٧٥، ٢٢٦). برخى مفسران مُفاد آیه ٩٧ سوره آلعمران را مربوط به ایمن بودن پناهندگان به حرم در زمان پیش از اسلام دانستهاند كه در اسلام منسوخ شده است (محمدبنجریر طبرى، ج٤، ص١١ـ١٢؛ شریفرضى، ص ١٨٧؛ قرطبى، ج٢، ص١١١، ج ٤، ص١٤٠ـ١٤١). بنابر آیه ٥٧ سوره قصص، نیز خداوند ثمرات تمام سرزمینها را در مكه فراهم آورده است (رجوع کنید به طوسى، التبیان، ج ٨، ص ١٦٥؛ قرطبى، ج ١٣، ص ٣٠٠).
در احادیث، علاوه بر احكام مربوط به حرم، به ویژگیهایش و آداب حضور در آن اشاره شده است. طبق احادیث، محدوده حرم تا فراز آسمانهاى هفتگانه و تا فرود زمینهاى هفتگانه است و تا روز قیامت حرم باقى میماند (رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ١٢٤؛ جصاص، ج ١، ص ٨٩؛ ابنبابویه، ١٤٠٤، ج ٢، ص ٢٤٥ـ ٢٤٦). شكستن حرمت حرم، موجب نفرین خدا و تمام پیامبران است (رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ١٢٥). بنابر حدیثى، پیامبراكرم شفاعت خود را براى حجگزارندهاى كه در حرم بمیرد، تضمین كرده است (رجوع کنید به كلینى، ج ٤، ص ٢٥٦؛ هیثمى، ١٤٠٨، ج ٢، ص ٣١٩؛ سیوطى، ج ٢، ص ٢٥٨).
حدود منطقه حرم از دیرباز معهود بوده است؛ از این رو، درباره تعیین محدوده آن احادیث اندكى وجود دارد. طبق یكى از این احادیث، طول و عرض حرم یك برید* (چهار فرسخ) است و مسجدالحرام در مركز آن قرار دارد (رجوع کنید به حرّعاملى، ج ١٢، ص٥٥٥). بر پایه گزارشهاى تاریخى، نخست حضرت ابراهیم علیهالسلام طبق وحى و با راهنمایى جبرئیل، محدوده حرم را علامتگذاشت (رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ١٢٨؛ فاكهى، ج ٢، ص ٢٧٣، ٢٧٥؛ كلینى، ج ٤، ص ١٩٥ـ ١٩٧؛ احمدبن عبداللّه طبرى، ص ٦٥٢ـ ٦٥٣). در متون حدیثى و تاریخى، به نشانههایى كه محدوده حرم مكه را مشخص میكنند، اَعلام، اَنصاب، مَنار، مَعالم، اَزلام و اَمْیالِ حرم گفته شده است (رجوع کنید به طوسى، التبیان، ج ٢، ص ١٧٣ـ ١٧٤؛ ابناثیر، ذیل «علم»، «نور»؛ ابنمنظور، ذیل «علم»؛ زبیدى، ذیل «نصب»، «حرم»).
پس از حضرت ابراهیم، اسماعیل علیهالسلام نشانههاى حرم را بازسازى كرد. در عصر جاهلیت، عدنانبن اُدَد و قُصَىّبن كِلاب به این كار مبادرت كردند. قریش نیز در آغاز بعثت پیامبر نشانههاى حرم را بازسازى كردند. پس از فتح مكه در سال هشتم، تمیمبن اسد خزاعى و اسودبن خلف قرشى زُهرى، به دستور پیامبراكرم، نشانههاى حرم را تعمیر و بازسازى نمودند. در ادوار بعد نیز كسانى به دستور برخى خلفا ــاز جمله عمربن خطّاب (سال ١٧)، عثمانبن عفان (سال ٢٦)، معاویةبن ابیسفیان (حك: ٤١ـ٦٠)، عبدالملكبن مروان (حك : ٦٥ـ ٨٦) و مهـدى عبـاسى (حك : ١٥٨ـ١٦٩)ــ نشانههاى حرم را بازسازى و تكمیل كردند (رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ١٢٨ـ١٣٠؛ فاكهى، ج ٢، ص ٢٧٣ـ ٢٧٦؛ فاسى، ج ١، ١٠٦ـ١٠٧؛ ابنحجر عسقلانى، ج ١، ص ٧٢، ٣٦٧، ج ٦، ص٥٠؛ مطر، ص ١٩). پس از دوره مهدى عباسى، نشانههایى كه بر روى كوهها بودند بازسازى نشدند و تنها آنها كه در راههاى ورودىِ مكه (یعنى مسیرهاى مدینه، یمن، عراق، طائف، جعرانه و جده) قرار داشتند، مرمت شدند (عبدالملكبن عبداللّهبن دِهیش، ص ٥١ـ٥٢).
در ادوار بعد نیز كسانى به بازسازى یا ساختن نشانههاى حرم اقدام كردند، از جمله راضى عباسى در ٣٢٥؛ مظفربن ابوبكر، پادشاه ایوبى، در ٦١٦؛ ملك مظفر یوسفبن عمر، حاكم یمن، در ٦٨٣؛ قایتباى محمودى، از پادشاهان چركسهاى مصر، در ٨٧٤؛ سلطان احمدخان اول عثمانى در حدود ١٠٢٣؛ شریفزیدبن محسن، امیر مكه، در ١٠٧٣؛ و سلطان عبدالمجید اول عثمانى در ١٢٦٢ (فاسى، ج ١، ص ١٠٧؛ ابنفهد، ج ٢، ص ٣٨٦، ج ٣، ص ١١٧؛ عبدالملكبن عبداللّهبن دهیش، ص ٥٢ـ٥٥).
بازسازى نشانهها در دوران آلسعود نیز ادامه یافت. عبدالعزیز، مؤسس سلطنت سعودى، در ١٣٤٣ دو نشانه موجود در مسیر جده و پس از او، پسرش سعود در ١٣٧٦/ ١٣٣٦ش دو نشانه در منطقه شمیسى، در ١٣٧٧/ ١٣٣٧ش دو نشانه در مسیر طائف و در ١٣٨٣/ ١٣٤٢ش نشانههایى را در سمت عرفه بازسازى یا بنا كردند. همچنین خالدبن عبدالعزیز دو نشانه در مسیر طائف و دو نشانه در مسیر قدیمى جده ساخت و فهدبن عبدالعزیز در ١٤٠٤/ ١٣٦٢ش دو نشانه جدید در وادى تنعیم بنا كرد (كردى، ج ١، جزء٢، ص١٠٠ـ١٠١؛ عبدالملكبن عبداللّهبن دهیش، ص ٥٦ـ٦٢). در سالهاى ١٣٨٠/١٣٣٩ش، ١٣٨٤/١٣٤٣ش و ١٤٠٠/ ١٣٥٩ش گروههایى از صاحبنظران برخى نشانههاى حرم را بررسى كردند (عبدالملكبن عبداللّهبن دهیش، ص ٦٣).
برخى مورخان متقدم درباره محدوده حرم مكه به بحث و بررسى پرداختهاند، از جمله محمدبن عبداللّه اَزرقى (متوفى ح ٢٥٠) در أخبار مكّة و ما جاء فیها مِنَ الآثار، محمدبن اسحاق فاكهى (متوفى ٢٧٢) در أَخبارُ مكّة فى قَدیم الدَّهر وَ حَدیثِه و نیز مورخان دورههاى بعد، مانند احمدبن عبداللّه طبرى (متوفى ٦٩٤) در القِرى لِقاصِدِ اُمِّ القُرى، محمدبن احمد فاسى مكّى (متوفى ٨٣٢) در شِفاءُ الغَرام بِاَخْبارِ الْبَلَدِ الحَرام، و ابراهیم رفعتباشا (متوفى ١٣٥٣) در مِرْآةُ الْحَرَمَین. اما كاملترین اثر مكتوب درباره نشانههاى حرم مكّى، كتابِ مصورِ الحرمُ المكّىُ الشَریف و الاَعْلامُ المُحیطَةُ بِه، تألیف عبدالملكبن عبداللّهبن دهیش در ١٤١٥ است.
در منابع مربوط به نشانههاى حرم، تنها به فواصل نشانهها در راههاى اصلى مكه پرداخته شده و میزان آنها، به میل یا ذراع، ذكر شده است (رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص١٣٠ـ١٣١؛
فاسى، ج ١، ص ١٢٥؛
رفعتباشا، ج ١، ص ٢٢٥؛
عبدالملكبن عبداللّهبن دهیش، ص ٣٠١). فاسى (ج ١، ص ١١١ـ١٢٥) اقوال مختلف را در این باره ذكر كرده و علت اختلاف اقوال را امور گوناگونى دانسته است، از جمله اختلافنظر درباره مبدأ اندازهگیرىِ فواصل (كه به نظر برخى درهاى مسجدالحرام بوده است و به نظر شمارى دیگر دروازه مكه، مانند بابُ الشَبیكه)، اختلاف نظر درباره طول دقیق هر میل و زراع، و دقتكردن یا نكردن در اندازهگیرى با طناب و در نظر گرفتن پستى و بلندى زمین.
عبدالملكبن عبداللّهبن دهیش (ص ٣٠١ـ٣٠٤) نشانههاى حرم را ٩٣٤ عدد تخمین زده است. بیشتر این نشانهها بر ٤٥كوهى كه مكه را احاطه كرده است قرار دارد، زیرا علاوه بر اینكه مشاهده اَعلام موجود در بلندیها آسانتر است، ساختن آنها در زمینهاى هموار، به دلایلى از جمله شنى بودن زمین، آنان را در معرض تخریب قرار میدهد. فاصله نشانهها از یكدیگر پنجاه تا دویست متر است. عبدالملكبن عبداللّهبن دهیش (ص ٨٤) فاصله آنها را تا مسجدالحرام با واحد متر محاسبه كرده است. مصالح بهكار رفته در نشانههاى نوساز، سنگ مرمر و سیمان و در نشانههاى قدیمى، سنگ و گچ است. طبق محاسبات او (همانجا)، مساحتِ حرم مكه ٣٠٠،٥٥٠ مترمربع است (براى آگاهى از مكان نشانهها و مشخصات تفصیلى آنها رجوع کنید به همان، ص ٩١ـ ٢٩٨).
در فقه براى حرم مكّى احكام خاصى مقرر شده كه گاه خَصائصالحرم نامیده شده و برخى منابع احكامى را كه از نوع ممنوعیت است، مَحْظُورتالحرم نامیدهاند (رجوع کنید به ماوردى، ص ٢٥٩؛
كاسانى، ج ٢، ص ٤٤٦؛
ابنظهیره، ص ١٦٩؛
نراقى، ج ١٣، ص ٢٩٧)؛
البته بیشتر فقها این احكام را به طور پراكنده در بخشهایى مانند نماز، حج، حدود و كفارات مطرح كردهاند.
برخى از مهمترین احكام خاص حرم مكّى عبارتاند از: ١) جایز نبودن سكونت غیرمسلمانان در حرم طبق نظر تمامى فقها، و نیز حرمت ورود آنان به منطقه حرم به نظر همه فقها به جز ابوحنیفه (رجوع کنید به طوسى، التبیان، ج ٥، ص٢٠٠؛
زحیلى، ج ٣، ص ٣٢٩). ٢) وجوب احرام بستن براى مسلمانانى كه در هر موقع از سال قصد ورود به مكه را دارند در یكى از میقاتها، مگر براى كسانى كه بهطور مكرر به این منطقه تردد دارند، مانند رانندگان. شافعیان احرام را مستحب دانستهاند (رجوع کنید به طوسى، ١٣٨٧، ج ١، ص ٣٥٥؛
احمدبن عبداللّه طبرى، ص ٦٤١؛
خطیب شربینى، ج ١، ص ٤٧٦؛
زحیلى، ج ٣، ص ٣٢٧؛
نیز رجوع کنید به اِحْرام*). ٣) حرمت كشتن حیوانات، به جز حیوانات اهلى (مانند شتر و گاو و گوسفند) و جانوران آزار رساننده (مانند عقرب و مار و افعى) در منطقه حرم (رجوع کنید به شریفرضى، ص ١٨٢؛
علامه حلّى، ١٤١٤، ج ٧، ص ٢٧٢ـ٢٧٣، ٢٧٧ـ ٢٧٨؛
زحیلى، ج ٣، ص ٣٢٨ـ٣٢٩). ٤) ممنوع بودن شكار جانوران زمینى یا راهنمایى شكارچیان و آسیب رساندن به گیاهان در محدوده حرم، به استناد آیات (از جمله مائده: ٩٦) و احادیث (رجوع کنید به حرّعاملى، ج ١٢، ص ٥٥٢ـ٥٥٧)؛
البته فقهاى مذاهب مختلف مواردى را استثنا كردهاند، از جمله میوه درخت خرما، انواع سبزى، گیاه اِذْخِر (كاه مكه) و هر چیزى كه انسان میكارد و پرورش میدهد (رجوع کنید به كاسانى، ج ٢، ص ٤٤٦، ٤٥٠ـ٤٥٢؛
نووى، ج ٧، ٤٩٤ـ٤٩٥؛
علامه حلّى، ١٤١٤، ج ٧، ص ٢٧١، ٢٨٢، ٣٦٤ـ٣٦٩، ج ٨، ص ٢٥؛
زحیلى، ج ٣، ص ٣٢٨؛
نیز رجوع کنید به صید*). ٥) حرمتِ خوردن گوشت حیوانى كه بهگونهاى نامشروع در محدوده حرم شكار شده است (رجوع کنید به علامه حلّى، ١٤١٤، ج٧، ص٢٩٠؛
دسوقى، ج ٢، ص٧٨). ٦) حرمتِ جنگ و خونریزى در منطقه حرم (رجوع کنید به ماوردى، ص ٢٦٠؛
طوسى، ١٣٨٧، ج ٢، ص ٣) و نیز ممنوع بودن حمل اسلحه به نظر برخى فقها (رجوع کنید به نووى، ج ٧، ص ٤٧١؛
كاشفالغطاء، ج ٢، ص ٤٥٦). هنگام فتح مكه (سال هشتم هجرت)، خداوند به پیامبراكرم تنها براى ساعتى اجازه نبرد داد. طبق احادیث و نیز گزارشهاى تاریخى، تصمیم قطعى امام حسین علیهالسلام براى خروج از مكه و حركت به سوى كوفه، در روز هشتم ذیحجه ــكه آغاز موسم حج است ــ پیشگیرى از ریخته شدن خون ایشان در منطقه حرم و شكستن حریم آن به دست مأموران خلیفه اموى بود، كه دستور داشتند در یك غائله و با استفاده از ازدحام حاجیان امام را به قتل برسانند (رجوع کنید به یعقوبى، ج ٢، ص ٢٤٩؛
ازرقى، ج ٢، ص ١٢٣ـ١٢٦؛
فاكهى، ج ٢، ص٢٦٠ـ ٢٦١، ٢٦٥، ٢٦٧؛
احمدبن عبداللّه طبرى، ص ٦٣٥؛
مجلسى، ج ٤٤، ص ١٨٥). ٧)ممنوع بودن خارج كردن ریگ و سنگ از محدوده حرم به نظر برخى فقهاى شیعه و اهل سنّت (رجوع کنید به كاسانى، ج ٢، ص ٤٥٣؛
شهیداول، ج ١، ص ٤٧٣). بیشتر شافعیان وارد كردن سنگ و خاك را از منطقه حِلّ به حرم نیز مكروه شمردهاند (فاسى، ج ١، ص ١٣٨). ٨) حرمت یا كراهت برداشتن اشیاى گمشده در محدوده حرم (رجوع کنید به علامه حلّى، ١٤١٤، ج ٨، ص ٤٤٢؛
حرّعاملى، ج ١٣، ص ٢٥٩ـ٢٦٢؛
زحیلى، ج ٣، ص ٣٢٩). ٩) ممنوعیت اجراى حد و قصاص در مورد كسى كه در خارج از حرم مرتكب جنایت شده و به حرم پناه آورده است (به استناد قرآن رجوع کنید به آلعمران: ٩٧) و اِعمال برخى محدودیتها درباره او به نظر فقهاى برخى مذاهب اسلامى، از جمله غذا ندادن به وى و خوددارى از معامله با او، به منظور وادار كردنش به خروج از حرم و اجراى حد الهى در خارج از حرم. به نظر حنفیان و فقهاى شیعه، جنایتكار در حرم، به سبب شكستن حرمت آن، از این مصونیت برخوردار نیست (رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ١٣٩؛
علامه حلّى، ١٤١٤، ج ٨، ص ٤٤١ـ ٤٤٢؛
ابنعابدین، ج ٢، ص ٢٥٦؛
خویى، ص ١٨٤ـ١٨٥؛
قس زحیلى، ج ٣، ص ٣٣٠). ١٠) افزایش دیه در قتل عمد یا غیرعمد كه در حرم صورت گرفته باشد، به میزان یك سومِ دیه كامل (كلینى، ج ٤، ص ١٣٩؛
جصاص، ج٢، ص ٢٩٦؛
طوسى، ١٤٠٧ـ ١٤١٧، ج ٥، ص٢٢٣؛
زحیلى، ج ٣، ص ٣٢٩). ١١) حرمت دفن مشركان در منطقه حرم. شافعیان خارج كردن جسد مشرك را از حرم نیز لازم دانستهاند (رجوع کنید به شافعى، ج ٤، ص ١٨٨؛
علامه حلّى، ١٤١٤، ج ٩، ص ٣٣٧؛
زحیلى، ج ٣، ص ٣٣٠). ١٢) حرمت خرید و فروش یا اجاره خانههاى حرم مكّى به طور كلى یا در موسم حج، به نظر برخى فقها، به استناد آیه ٢٥ سوره حج و احادیث (رجوع کنید به ابنقدامه، ج ٤، ص ١٩ـ٢٠؛
حَطّاب، ج ٧، ص ٥٤٦؛
ابنعابدین، ج ٦، ص ٧١١؛
قس نووى، ج ٩، ص ٢٥٠؛
مقدس اردبیلى، زبدةالبیان، ص ٢٢١).
بیشتر فقها، با استناد به احادیث، ارتكاب برخى محرّماتِ حرم را موجب پرداختن كفاره دانستهاند، هرچند درباره میزان آن اختلافنظر وجود دارد (رجوع کنید به نووى، ج ٧، ص٤٩٠ـ٤٩١، ٤٩٦؛
علامه حلّى، ١٤١٤، ج ٧، ص ٢٦٦ـ٢٦٧، ٣٦٧، ٣٧٧ـ٣٧٨، ج ٨، ص ٢٥، ٦٢؛
حرّعاملى، ج ١٣، ص ١٣ـ١٧). شمارى از فقهاى اهل سنّت تنها به حرمتِ تكلیفى قائل شده و ثبوت كفاره را نپذیرفتهاند (ابنرشد، ج ١، ص ٦١٢، ٦١٦، ٦٢٢). علاوه بر ممنوعیتهاى شرعى كه بر حضور در حرم مترتب است، ممنوعیتها و الزاماتى نیز براى كسانى كه براى حج یا عمره احرام میبندند، مقرر شده است (رجوع کنید به احرام*).
بر پایه احادیث، به سبب قداست ویژه حرم مكّى، كیفر گناهان و پاداش كارهاى نیك در آن مضاعف است. حتى نیت انجام دادن گناه در حرم موجب مؤاخذه الهى است. در مقابل، بر انجام دادن برخى كارهاى خیر و عبادات (مانند تلاوت قرآن، نماز خواندن و روزه گرفتن) در منطقه حرم تأكید شده و بنابر حدیثى، ثواب آن صد هزار برابر اماكن دیگر است (رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ١٣٢؛
فاكهى، ج ٢، ص ٢٦٦؛
فاسى، ج ١، ص ١٣١ـ ١٣٢). فقها، به استناد احادیث، ورود به حرم با پاى پیاده و بدون كفش، غسل كردن و وضو گرفتن پیش از ورود به حرم و پس از خروج از حرم، خوشبو ساختن دهان و خواندن دعاهاى خاص را مستحب دانستهاند (رجوع کنید به علامه حلّى، ١٤١٤، ج ٨، ص ٧٩؛
خطیب شربینى، ج ١، ص ٤٧٩؛
حرّعاملى، ج ١٣، ص ١٩٥ـ ١٩٨؛
خلخالى، ج ٥، ص ٤٧٧ـ ٤٧٨). دفن مردگان در حرم نیز مستحب به شمار رفته است (رجوع کنید به حرّعاملى، ج ١٣، ص ٢٨٧).
به نظر بیشتر فقهاى امامى و مالكى و حنفى، سكونت و مجاورت در مكه، به سبب ضعف ایمان مردم و قصور آنها در بهجا آوردن احكام حرم، كراهت دارد. شافعیان و حنبلیان مجاورت را براى كسى كه احتمال ارتكاب كارهاى ممنوع در مورد او نمیرود، مستحب دانستهاند (علامه حلّى، ١٤١٤، ج ٨، ص ٤٤٢، ٤٤٧؛
ابنعابدین، ج ٢، ص ١٨٧؛
زحیلى، ج ٣، ص ٣٢٢ـ٣٢٣). این اَعمال از جمله كارهاى مكروه در حرم مكّى است: طلب كردن بدهى از مدیون، مگر آنكه مدیون بودن در داخل حرم واقع شده باشد؛
درخواست كردن چیزى از مردم در حرم؛
خواندن شعر؛
و ضرب و شتم خدمتكار (رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ١٣٧؛
ابنبابویه، ١٤١٥، ص ٣٦٩ـ٣٧٠؛
حرّعاملى، ج ١٢، ص ٥٦٤ـ٥٦٥، ج ١٣، ص ٢٦٥، ٥٥٥).
حرم نبوى. این مكان، حرم مهم دیگرى است كه بر پایه احادیث و فتاواى فقهى، آداب و احكام خاصى دارد. بنابر حدیثى، پیامبراكرم شفاعت اهل مدینه را در روز قیامت برعهده گرفته است (رجوع کنید به ابن حنبل، ج ٦، ص٣٧٠؛
مسلمبن حجاج، ج ٤، ص ١١٣). حنفیان به وجود حرم براى مدینه، به گونهاى كه احكام خاصى داشته باشد، قائل نیستند (ابنعابدین، ج ٢، ص ٢٥٦؛
رفعتباشا، ج ١، ص ٤٤٧). برخى فقهاى معاصر شیعه نیز در حرم بودن مدینه، به گونهاى كه در مورد مكه تعریف شده است، تردید دارند و این حدیث مشهور پیامبر اكرم را كه حرم مدینه به شخص ایشان و حرم مكه به حضرت ابراهیم منتسب است (رجوع کنید به بخارى، ج ٥، ص٤٠؛
مسلمبن حجاج، همانجا)، به معناى لزوم حفظ حرمت نسبى این شهر یا حرمت مرقد مطهر آن حضرت تفسیر كردهاند. این فقها، براى احتیاط، برخى احكامِ حرم را براى مدینه قائل شدهاند (رجوع کنید به حكیم، دلیل الناسك، ص ٤٩٣؛
خلخالى، ج ٥، ص ٥١٣). برخى مالكیان و شافعیان، از جمله مالكبن انس، با استناد به احادیث مذكور و نیز از آنرو كه مدینه موطن مهاجران و محل استقرار صحابیان بوده است، حرم نبوى را از حرم مكّى برتر شمردهاند (رجوع کنید به ابنعابدین، ج ٢، ص ٦٨٨)، ولى بیشتر فقها، جز مرقد حضرت رسول كه برترین بقعه عالم معرفى شده است، حرم مكّى را برتر شمردهاند (رجوع کنید به طوسى، ١٤٠٧ـ١٤١٧، ج ٢، ص ٤٥١ـ ٤٥٢؛
ابنعابدین، ج ٢، ص ٢٥٦؛
زحیلى، ج ٣، ص ٣٢٣؛
نیز رجوع کنید به مكه*؛
مدینه*).
در برخى احادیث، حدود حرم نبوى به اندازه یك بَرید از هر چهار طرف معرفى شده است (رجوع کنید به طوسى، ١٣٧٦ش، ج ٦، ص ١٣؛
نووى، ج ٧، ص ٤٨٩؛
هیثمى، ١٤٠٤، ج ٢، ص ٥٤). طبق حدیثى دیگر ــكه هم شیعه و هم اهل سنّت نقل كردهاند ــ حرم نبوى میان دو زمینِ پوشیده از سنگ سیاه (ما بَینَ لابَتَیها)، در مشرق و مغرب مدینه، قرار دارد (رجوع کنید به كلینى، ج ٤، ص ٥٦٤؛
نووى، ج ٧، ص ٤٨٧؛
احمدبن عبداللّه طبرى، ص٦٧٠ـ٦٧١). فقهاى شیعه حدود حرم نبوى را طبق احادیث، از كوه عَیر (یا عایر) تا كوه وَعیر دانستهاند (رجوع کنید به ابنادریس حلّى، ج ١، ص ٦٥١؛
بحرانى، ج ١١، ص ٣٠٢؛
نجفى، ج٢٠، ص ٧٥ـ٧٦؛
خلخالى، ج ٥، ص ٥١٢)، اما برخى از فقهاى اهل سنّت، به استنادِ احادیثى دیگر، مرز این حرم را از كوه عیر تا كوه ثور، كه دوازده میل میشود، معرفى كردهاند. آنان عیر را در میقات و ثور را در پشت كوه اُحد دانستهاند (رجوع کنید به ابنقدامه، ج ٣، ص ٣٧٦؛
خطیب شربینى، ج ١، ص ٥٢٩؛
بهوتى حنبلى، ج ٢، ص ٥٥١). برخى دیگر، با توجه به وجود كوه ثور در مكه، به توجیه احادیث مذكور پرداخته و از جمله احتمال دادهاند كه راویان به اشتباه به جاى اُحد، ثور را ذكر كردهاند یا نام پیشین احد، ثور بوده است (رجوع کنید به نووى، ج ٧، ص ٤٨٦؛
خطیب شربینى، همانجا). همچنین ممكن است مراد پیامبر اكرم فاصلهاى معادل فاصله دو كوه عیر و ثور در مكه بوده یا خود حضرت مجازآ دو كوه موجود در مدینه را عیر و ثور نامیده است (رجوع کنید به ابنقدامه، ج ٣، ص ٣٧٠).
مهمترین آداب و احكام حرم نبوى عبارتاند از: استحباب ورود با غسل به حرم نبوى؛
استحباب مجاورت در مدینه؛
استحباب روزه گرفتن در برخى ایام هفته؛
حرمت آسیب رساندن به گیاهان و قطع درختان، بهویژه نهال درختان، مگر براى تغذیه چهارپایان؛
و حرمت شكار كردن حیوانات (رجوع کنید به ابنادریس حلّى، ج ١، ص ٦٥١ـ٦٥٢؛
زركشى، ١٤١٠، ص ٢٤٣ـ٢٤٥، ٢٦١؛
گلپایگانى، ص١٨٧، ٢١٠؛
زحیلى، ج ٣، ص ٣٣٥ـ ٣٣٦). برخى فقهاى متقدم اهل سنّت براى ارتكاب پارهاى از محرّمات حرم نبوى مجازات ذكر كردهاند (رجوع کنید به ابنقدامه، همانجا؛
احمدبن عبداللّه طبرى، ص ٦٧٥ـ٦٧٦).
حرم امام حسین علیهالسلام (حائر حسینى) نزد شیعیان بسیار مقدّس است. فقها درباره محدوده این حرم ــ كه داراى احكام فقهى خاصى نیز هست (رجوع کنید به ادامه مقاله)ــ آراى گوناگونى دارند، از جمله محدوده مدفن آن حضرت و خاندان و یاران او جز حضرت عباس علیهالسلام (رجوع کنید به مفید، ص ١٢٦؛
ابنادریس حلّى، ج ١، ص ٣٤٢)، تمام شهر كربلا (ابن سعید، ص ٩٣)، و روضه مقدّس امام حسین (بحرانى، ج ١١، ص ٤٦٣؛
نراقى، ج ٨، ص ٣١٦؛
حكیم، مستمسك، ج ٨، ص ١٨٨؛
براى اقوال دیگر رجوع کنید به مجلسى، ج ٩٨، ص ١١٧؛
بحرانى، ج ١١، ص ٤٦٤؛
كلیدار، ص ٢٧؛
نیز رجوع کنید به حائر حسینى*) را جزو این محدوده دانستهاند.
در حدیثى منقول از حضرت على علیهالسلام، كوفه حرم او خوانده شده است (رجوع کنید به كلینى، ج ٤، ص ٥٦٣؛
نیز براى نظر فقها درباره حرم بودن تمام شهر یا فقط مسجد كوفه رجوع کنید به بروجردى، ج ٨، ص ٤١٦ـ٤١٧؛
روحانى، ج ٦، ص ٤٢٨).
از احكام اختصاصى حرم مكّى، حرم نبوى، مسجد كوفه و حائر حسینى به نظر مشهور فقهاى شیعه، جواز و حتى استحبابِ خواندن نماز به صورت كامل (اِتمام) براى مسافر است، هرچند كه خواندن نماز شكسته (قَصر) نیز براى او جایز است (رجوع کنید به طوسى، ١٤٠٠، ص ١٢٤؛
علامه حلّى، ١٤٢٠ـ ١٤٢١، ج ١، ص ٣٣٣؛
شهیدثانى، ج ١، ص٧٨٧ـ ٧٨٨؛
حسینى مرعشى، ج ١، ص ٤٥٣). فقها این اقوال را حاصل جمع احادیثى میدانند كه بر تخییر میان قصر و اتمام در مكانهاى چهارگانه دلالت دارند و احادیثى كه دالّ بر مطلوب بودن اتمام نمازند (براى نمونه رجوع کنید به كلینى، ج ٤، ص ٥٢٤؛
طوسى، ١٣٧٦ش، ج ٥، ص ٤٧٠ـ٤٧٥). در احادیث مذكور، تعبیراتى مانند «حرمین شریفین»، «مكه و مدینه» و «مسجدَین» آمده است (رجوع کنید به بحرانى، ج ١١، ص ٤٥٦ـ ٤٥٩) و از اینرو، برخى فقها تنها در خود مسجدالحرام و مسجدالنبى حكم مذكور را جارى میدانند، نه در تمام قلمرو حرم مكّى و حرم نبوى (رجوع کنید به ابنادریس حلّى، همانجا؛
علامه حلّى، ١٤١٢ـ ١٤٢٠، ج ٣، ص ١٣٢؛
شهیدثانى، ج ١، ص ٧٨٧؛
بروجردى، ج ٨، ص ٤١١ـ٤١٤).
ابنبابویه (١٤١٥، ص ٢٦٢) به وجوب قصر در این اماكن قائل شده و آنها را واجد هیچ امتیازى ندانسته است. ظاهرآ این نظر مستند به ادله عامِ وجوب قصر نماز براى مسافر و نیز احادیثى است كه در اماكن چهارگانه نماز قصر را واجب شمرده است (نراقى، ج ٨، ص ٣٠٩)، ولى سایر فقها با حمل این احادیث بر تقیه (رجوع کنید به بحرانى، ج ٢، ص ٤٤١، ٤٤٨، ٤٥٢؛
نراقى، ج ٨، ص٣١٠؛
بروجردى، ج ٨، ص ٤٠٦ـ ٤١٠) و با استناد بر ادله دیگر این نظر را نپذیرفتهاند (رجوع کنید به ابنبابویه، ١٤١٥، همانجا؛
مقدس اردبیلى، مجمع الفائدة و البرهان، ج ٣، ص ٤٢٤ـ٤٢٥؛
بحرانى، ج ١١، ص ٤٤٠ـ٤٤٢؛
نجفى، ج ١٤، ص ٣٣٦). شمارى از فقها نیز، از باب احتیاط، به شكسته خواندن نماز در این چهار حرم نظر دادهاند (رجوع کنید به موسوى عاملى، ج ٤، ص ٤٦٨؛
میرزاى قمى، ج ١، ص ٧٣؛
نجفى، ج ١٤، ص ٣٣٧؛
بهجت، ص ٥٩٩).
برخى فقهاى متقدم، از جمله ابنجنید اسكافى (ص ٨٩ـ ٩٠) و علمالهدى (ج ٣، ص ٤٧)، به وجوب خواندن نماز تمام براى مسافر در این چهار مكان و حتى حرم همه امامان شیعه علیهمالسلام نظر دادهاند (درباره شمول حكم مذكور به مَشاهد امامان شیعه رجوع کنید به بحرانى، ج ١١، ص ٤٣٨، ٤٦٥؛
بروجردى، ج ٨، ص٤٢٠ـ٤٢١). ابنادریس حلّى (همانجا)، علاوه بر حرم مكه و مدینه، تنها در حائر حسینى قائل به شمول این حكم شده است. فقهاى شیعه این بحث را نیز مطرح كردهاند كه آیا حكم تخییرى مذكور تنها مسجد كوفه و حائر حسینى را دربرمیگیرد یا شامل تمام شهر كوفه و كربلا میشود (رجوع کنید به بروجردى، ج ٨، ص ٤١٤ـ٤٢٠؛
روحانى، ج ٦، ص ٤٢٧ـ٤٢٨؛
نیز براى سایر احكام رجوع کنید به بروجردى، ج ٨، ص ٤٢١ـ ٤٢٦). حنفیان ــكه مانند فقهاى امامى به وجوب شكسته خواندن نماز به هنگام مسافرت قائلاندــ خواندن نماز كامل را در حرم مكّى پیروى از پیامبر اكرم شمرده و بهسبب مضاعف بودن پاداش كارها در حرم، آن را بهتر از خواندن نماز شكسته دانستهاند (براى نمونه رجوع کنید به كاسانى، ج ١، ص ٩١ـ٩٢؛
ابنقدامه، ج ٢، ص ١٠٧).
احكام و آداب دیگرى نیز در منابع فقهى شیعه براى این حرمها و حرم امامان شیعه (مشاهد مشرّفه) ذكر شده است، مانند حرمت ورود جُنُب و حائض به این مكانها (رجوع کنید به موسوى عاملى، ج ١، ص ٢٨٢؛
قس نراقى، ج ٢، ص ٢٩٢)، حرمت نجس كردن آنها و وجوب رفع نجاست از آنها (رجوع کنید به طباطبائى یزدى، ج ١، ص ٨٩ـ٩٠)، استحباب غسل پیش از ورود به این اماكن، مكروه بودن انتقال مردگان براى دفن به سرزمین دیگر، مگر به این مكانها (رجوع کنید به موسوى عاملى، ج ٢، ص ١٥٢؛
طباطبائى یزدى، ج ١، ص ٤٤٧)، و ممنوع بودن اجراى حد و قصاص در این حرمها (ابنادریس حلّى، ج ٣، ص ٣٦٣ـ٣٦٤؛
قس خویى، ج ٢، ص ١٨٤ـ١٨٥).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن؛
(٢) آقابزرگ طهرانى؛
(٣) ابناثیر، النهایة فى غریبالحدیث والاثر، چاپ محمود محمد طناحى و طاهر احمد زاوى، بیروت ١٣٨٣/١٩٦٣، چاپ افست قم ١٣٦٤ش؛
(٤) ابنادریس حلّى، كتاب السرائرالحاوى لتحریر الفتاوى، قم ١٤١٠ـ١٤١١؛
(٥) ابنبابویه، كتاب مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ علیاكبر غفارى، قم ١٤٠٤؛
(٦) همو، المقنع، قم ١٤١٥؛
(٧) ابنجنید اسكافى، مجموعة فتاوى ابنالجنید، تألیف على پناه اشتهاردى، قم ١٤١٦؛
(٨) ابنجوزى، المنتظم فى تاریخ الملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٩) ابنحجر عسقلانى، الاصابة فى تمییزالصحابة، چاپ علیمحمد بجاوى، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١٠) ابنحنبل، مسند احمدبن حنبل، استانبول ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(١١) ابنرشد، بدایةالمجتهد و نهایة المقتصد، چاپ طه عبدالرؤوف سعد، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(١٢) ابنسعید، الجامعللشرائع، قم ١٤٠٥؛
(١٣) ابنظهیره، الجامعاللطیف فى فضل مكة و اهلها و بناءالبیت الشریف، مكه ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(١٤) ابنعابدین، ردّالمحتار على الدرّالمختار، چاپ سنگى مصر ١٢٧١ـ١٢٧٢، چاپ افست بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٥) ابنفهد، اتحاف الورى باخبار امالقرى، چاپ فهیم محمد شلتوت، مكه (١٩٨٣ـ? ١٩٨٤)؛
(١٦) ابنقدامه، المغنى، بیروت: دارالكتاب العربى، (بیتا.)؛
(١٧) ابنمنظور؛
(١٨) ابنهشام، السیرةالنبویة ، چاپ مصطفى سقا، ابراهیم ابیارى، و عبدالحفیظ شلبى، (بیروت): دارابن كثیر، (بیتا.)؛
(١٩) محمدبن عبداللّه ازرقى، اخبار مكة و ما جاء فیها منالآثار، چاپ رشدى صالح ملحس، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣، چاپ افست قم ١٣٦٩ش؛
(٢٠) احمدبن محمد اسدى مكى، اخبار الكرام باخبار المسجد الحرام، چاپ حافظ غلام مصطفى، بنارس ١٣٩٦/١٩٧٦؛
(٢١) یوسفبن احمد بحرانى، الحدائق الناضرة فى احكام العترةالطاهرة، قم ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش؛
(٢٢) محمدبن اسماعیل بخارى، صحیحالبخارى، (چاپ محمد ذهنیافندى)، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٣) مرتضى بروجردى، مستندالعروة الوثقى، تقریرات درس آیتاللّه خویى، ج ٨، (قم) ١٣٦٧ش؛
(٢٤) اسماعیل بغدادى، هدیةالعارفین، ج ٢، در حاجیخلیفه، ج ٦؛
(٢٥) محمدتقى بهجت، جامعالمسائل، قم ١٣٧٨ش؛
(٢٦) منصوربن یونس بهوتى حنبلى، كشّاف القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعى، بیروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(٢٧) عبدالرحمان جبرتى، تاریخ عجائب الآثار فى التراجم و الاخبار، بیروت: دارالجیل، (بیتا.)؛
(٢٨) احمدبن على جصاص، احكامالقرآن، چاپ عبدالسلام محمدعلى شاهین، بیروت ١٤١٥/ ١٩٩٤؛
(٢٩) اسماعیلبن حماد جوهرى، الصحاح : تاجاللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت (بیتا.)، چاپ افست تهران ١٣٦٨ ش؛
(٣٠) حرّعاملى؛
(٣١) اسماعیل حسینى مرعشى، اِجماعیات فقهالشیعة و اَحْوَطُ الاَقوال من احكام الشریعة، ج ١، (قم) ١٤١٩؛
(٣٢) محمدبن محمد حَطّاب، مواهبالجلیل لشرح مختصر خلیل، چاپ زكریا عمیرات، بیروت ١٤١٦/١٩٩٥؛
(٣٣) محسن حكیم، دلیل الناسك، چاپ محمد قاضى طباطبایى، (بیجا) : مؤسسةالمنار، (بیتا.)؛
(٣٤) همو، مستمسك العروة الوثقى، چاپ افست قم ١٤٠٤؛
(٣٥) محمدبن احمد خطیب شربینى، مغنى المحتاج الى معرفة معانى الفاظالمنهاج، مع تعلیقات جوبلیبن ابراهیم شافعى، بیروت : دارالفكر، (بیتا.)؛
(٣٦) رضاخلخالى، معتمد العروة الوثقى، محاضرات آیتاللّه خویى، قم ١٤٠٥ـ١٤١٠؛
(٣٧) خلیلبن احمد، كتابالعین، چاپ مهدى مخزومى و ابراهیم سامرائى، قم ١٤٠٥؛
(٣٨) ابوالقاسم خویى، مبانى تكملةالمنهاج، قم ١٣٩٦؛
(٣٩) محمدبن احمد دسوقى، حاشیة الدسوقى على الشرحالكبیر، (بیروت): داراحیاء الكتب العربیة، (بیتا.)؛
(٤٠) ابراهیم رفعتباشا، مرآةالحرمین، او، الرحلات الحجازیة و الحج و مشاعره الدینیة، بیروت: دارالمعرفة، (بیتا.)؛
(٤١) محمدصادق روحانى، فقهالصادق، قم ١٤١٢ـ١٤١٤؛
(٤٢) محمدبن محمد زبیدى، تاجالعروس من جواهرالقاموس، چاپ علیشیرى، بیروت ١٤١٤/ ١٩٩٤؛
(٤٣) وهبه مصطفى زحیلى، الفقهالاسلامى و ادلّته، دمشق ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(٤٤) محمدبن بهادر زركشى، اعلامالساجد باحكام المساجد، چاپ ابوالوفا مصطفى مراغى، قاهره ١٤١٠/١٩٨٩؛
(٤٥) همو، البرهان فى علومالقرآن، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٤٦) سیوطى؛
(٤٧) محمدبن ادریس شافعى، الاُمّ، چاپ محمد زهرى نجار، بیروت (بیتا.)؛
(٤٨) محمدبن حسین شریف رضى، حقائق التأویل فى متشابه التنزیل، چاپ محمدرضا آل كاشفالغطاء، بیروت (بیتا.)، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(٤٩) محمدبن مكى شهید اول، الدروس الشرعیة فى فقهالامامیة، قم ١٤١٢ـ١٤١٤؛
(٥٠) زینالدینبن على شهیدثانى، الروضةالبهیة فى شرح اللمعة الدمشقیة، چاپ محمد كلانتر، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٥١) طباطبائى؛
(٥٢) محمدكاظمبن عبدالعظیم طباطبائى یزدى، العروة الوثقى، بیروت ١٤٠٩؛
(٥٣) طبرسى؛
(٥٤) احمدبن عبداللّه طبرى، القرى لقاصد امالقرى، چاپ مصطفى سقا، بیروت (بیتا.)؛
(٥٥) محمدبن جریر طبرى، جامع؛
(٥٦) محمدبن حسن طوسى، التبیان فى تفسیرالقرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملى، بیروت (بیتا.)؛
(٥٧) همو، تهذیب الاحكام، چاپ علیاكبر غفارى، تهران ١٣٧٦ش؛
(٥٨) همو، كتاب الخلاف، قم ١٤٠٧ـ١٤١٧؛
(٥٩) همو، المبسوط فى فقهالامامیة، ج ١ـ٢، چاپ محمدتقى كشفى، تهران ١٣٨٧؛
(٦٠) همو، النهایة فى مجردالفقه و الفتاوى، بیروت ١٤٠٠/ ١٩٨٠؛
(٦١) عبدالملكبن عبداللّهبن دهیش، الحرمالمكى الشریف و الاعلام المحیطة به، مكه ١٤١٥/ ١٩٩٥؛
(٦٢) حسنبن یوسف علامه حلّى، تحریرالاحكام الشرعیة على مذهب الامامیة، چاپ ابراهیم بهادرى، قم ١٤٢٠ـ١٤٢٢؛
(٦٣) همو، تذكرةالفقهاء، قم ١٤١٤ـ؛
(٦٤) همو، مختلفالشیعة فى احكام الشریعة، قم ١٤١٢ـ١٤٢٠؛
(٦٥) علیبن حسین علمالهدى، رسائل الشریف المرتضى، چاپ مهدى رجائى، رساله :٣٠ جملالعلم و العمل، قم ١٤٠٥ـ١٤١٠؛
(٦٦) محمدبن احمد فاسى، شِفاءالغَرام باخبار البلد الحرام، چاپ ایمن فؤاد سید و مصطفى محمد ذهبى، مكه ١٩٩٩؛
(٦٧) محمدبن اسحاق فاكهى، اخبار مكة فى قدیم الدهر و حدیثه، چاپ عبدالملكبن عبداللّهبن دهیش، بیروت ١٤١٩/ ١٩٩٨؛
(٦٨) محمدبن احمد قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، بیروت: دارالفكر، (بیتا.)؛
(٦٩) ابوبكربن مسعود كاسانى، بدائعالصنائع فى ترتیب الشرائع، چاپ محمد عدنانبن یاسین درویش، بیروت ١٤١٩/١٩٩٨؛
(٧٠) جعفربن خضر كاشفالغطاء، كشفالغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، اصفهان: انتشارات مهدوى، (بیتا.)؛
(٧١) محمدطاهر كردى، التاریخالقویم لمكة و بیتاللّه الكریم، بیروت ١٤٢٠/٢٠٠٠؛
(٧٢) عبدالحسین كلیدار، بغیةالنبلاء فى تاریخ كربلاء، چاپ عادل كلیدار، بغداد ١٩٦٦؛
(٧٣) كلینى؛
(٧٤) محمدرضا گلپایگانى، مناسكالحج، قم ١٤١٣؛
(٧٥) علیبن محمد ماوردى، الاحكام السلطانیة و الولایات الدینیة، بغداد ١٤٠٩/ ١٩٨٩؛
(٧٦) مجلسى؛
(٧٧) مسلمبن حجاج، صحیح مسلم، چاپ محمد فؤاد عبدالباقى، استانبول ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٧٨) فوزیه حسین مطر، تاریخ عمارةالحرم المكى الشریف الى نهایة العصر العباسى الاول، جده ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٧٩) محمدبن محمدمفید، المُقْنِعَة، قم ١٤١٠؛
(٨٠) احمدبن محمد مقدس اردبیلى، زبدةالبیان فى احكام القرآن، چاپ محمدباقر بهبودى، تهران (بیتا.)؛
(٨١) همو، مجمعالفائدة و البرهان فى شرح ارشادالاذهان، چاپ مجتبى عراقى، على پناه اشتهاردى، و حسین یزدى اصفهانى، ج ٣، قم ١٣٦٢ش؛
(٨٢) محمدبن احمد منهاجى اسیوطى، جواهرالعقود و معین القضاة و المُوَقِعین و الشهود، چاپ مسعد عبدالحمید محمد سعدنى، بیروت ١٤١٧/ ١٩٩٦؛
(٨٣) محمدبن على موسوى عاملى، مدارك الاحكام فى شرح شرائع الاسلام، قم ١٤١٠؛
(٨٤) ابوالقاسمبن محمدحسن میرزاى قمى، جامعالشتات، چاپ مرتضى رضوى، تهران ١٣٧١ش؛
(٨٥) محمدحسنبن باقر نجفى، جواهرالكلام فى شرح شرائع الاسلام، بیروت ١٩٨١؛
(٨٦) احمدبن محمدمهدى نراقى، مستند الشیعة فى احكام الشریعة، قم، ج ٢، ١٤١٥، ج ٨، ١٤١٦، ج ١٣، ١٤١٧؛
(٨٧) یحییبن شرف نووى، المجموع: شرح المُهَذّب، بیروت: دارالفكر، (بیتا.)؛
(٨٨) علیبن ابوبكر هیثمى، كشفالاستار عن زوائد البزار علیالكتب الستة، ج ٢، چاپ حبیب الرحمان اعظمى، بیروت ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(٨٩) همو، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٩٠) یاقوت حموى؛
(٩١) یعقوبى، تاریخ.
/ مریم حسینیآهق /
تصاویر این مدخل:
معاونت آموزش و پژوهش ، بعثه مقام معظم زهبری
معاونت آموزش و پژوهش ،بعثه مقام معظم رهبری
نمونه ای از نشانه های حرم مکی ، حدیبیه (شمیسی) عکس از : فتح الله محمودی ، اردیبهشت ١٣٨٦