دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠١٩
حِرزُالدین ، آل، از خاندانهاى علمى نجف در قرن دوازدهم تا چهاردهم. این خاندان به قبیله بنومُسلِم (از قبایل فرات) منسوباند كه نسب آن به شرفالدوله مسلمبن قریش عُقَیلى (از امراى موصل، متوفى ٤٧٨) میرسد؛ از اینرو، به مُسلِمى نیز شهرت دارند (رجوع کنید به آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٦٤؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١٨، ص ٢٦، ج ٢٠، ص ٣٣٠). سرسلسله این خاندان و جد اعلاى آنان، محمود ملقب به حرزالدین بود كه براى تحصیل علوم دینى به نجف رفت و در آنجا اقامت گزید. نوه او، عبداللّهبن حمداللّه، نیز از عالمان دینى بود. شیخ عبداللّه سه فرزند به نامهاى هیكل، على و محمد داشت (آلمحبوبه، همانجا؛ خاقانى، ج ١٠، ص ٥٠٤).
١) هیكل. وى در منطقه صقلاویه، در اطراف بغداد، داراى نوعى ریاست محلى و صاحب املاك كشاورزى بود و سرپرستى امورمالى برادرش، شیخ على، را نیز برعهده داشت. وى را شخصى از خاندان آلبُدَیر، كه از كاركنان او بود، به قتل رساند (حرزالدین، ج ٢، ص ٩٧ـ٩٨، پانویس ٢؛ آلمحبوبه، همانجا).
٢) على. وى در حدود ١١٨٢ در نجف به دنیا آمد. فقه و اصول را نزد موسى كاشفالغطاء، على كاشفالغطاء و صاحب جواهر فراگرفت. او از نزدیكان و خاصان على كاشفالغطاء بهشمار میرفت (حرزالدین، ج ٢، ص ٩٦ـ٩٨). على حرزالدین دوبار پیاده به حج رفت و در آنجا از محضر عالمان دیگر بلاد، از جمله علماى افریقا و مغرب عربى، و نیز از كتابخانههاى مكه بهره برد. وى در طب یونانى، نجوم، هیئت و طلسمات بسیار تبحر داشت. او در ١٢٧٧ وفات كرد و در مقبره آل حرزالدین، در وادیالسلام نجف، به خاك سپرده شد (همان، ج ٢، ص ٩٧، ١٠٠).
برخى از آثار و تألیفات او عبارتاند از: قواعدالطب (كتابالطب) كه فرزندش، محمد، بخشى از آن را شرح كرده است؛ كتاب الشَّمْسَین، در علومطبیعى، كه نگارش آن را در مكه به پایان برده است؛ كتابالخاتمة، شامل سه رساله در علم طب؛ انیسالزائرین، در ادعیه و زیارات؛ رسالههایى در نجوم، هیئت، طلسمات و ادعیه و كتابهایى در فقه و اصول كه تحریرِ تقریرات استادانش بوده است (همان، ج ٢، ص ٩٨ـ٩٩؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١٧، ص ٢٧٧). به گفته فرزندش محمد (ج ٢، ص ٩٩)، وى چند ماه قبل از وفات، نوشتههاى خود درباره علوم غریبه را، به سبب نگرانى از سوء استفاده دیگران از آنها، در رودخانه انداخت. فرزندان او، عبدالحسین، حسن، احمد، كاظم و محمد بودند (همان، ج ٢، ص ١٠٠).
الف) عبدالحسین، بزرگترین فرزند شیخ على، در ١٢٥٠ در نجف به دنیا آمد. مقدمات را از عمویش محمد و سطوح عالى فقه و اصول را از پدرش، شیخ مهدى كاشفالغطاء و ملاعلى تهرانى* فراگرفت (همان، ج ٢، ص ٣١ـ٣٢؛ تمیمى، ج ٣، ص ١٠٤). وى در ادبیات و تاریخ و شعر تبحر داشت. دارایى خود را صرف فقرا و طلاب نیازمند میكرد و از مقبولیت بسیار، بهویژه نزد علما و بزرگان نجف، برخوردار بود. او در ١٢٨١ در نجف وفات كرد (حرزالدین، همانجا). آثارش عبارتاند از : كتابالاَمالى در سه جلد: جلد اول در تاریخ، جلد دوم در امامت و جنگهاى پیامبر صلیاللّهعلیهوآلهو سلم و جلد سوم در ادعیه و طلسمات؛ كتابى در علم نحو و رسالههایى در فقه، اصول، منطق، عروض و بدیع (همان، ج ٢، ص ٣٢؛ آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٦٥).
ب) حسن در ١٢٥٨ در نجف متولد شد. مدت كوتاهى از درس شیخ مرتضى انصارى بهره برد و سپس در مجلس درس محمدحسین كاظمى حاضر شد. وى علاوه بر فقه و اصول، در علم حدیث، به ویژه فهم احادیث منقول، تبحر داشت. او باتقوا و سخاوتمند بود و دارایى خود را صرف فقرا و نیازمندان كرد. وى در ١٣٠٤ در نجف وفات یافت (حرزالدین، ج ١، ص ٢٣١ـ ٢٣٢؛ انصارى، ص ٣٨٠). الجامع در علم حدیث، چندین كتاب فقهىِ استدلالى، كتابى در اصول عملیه، و رسالههایى در علم اصول، كلام، منطق و عروض از آثار اوست (حرزالدین، ج ١، ص ٢٣٢).
ج) احمد در ١٢٦٥ در نجف به دنیا آمد و نزد پدر و برادرش حسن درس خواند. وى در ادبیات و تاریخ تبحر داشت و خانهاش در نجف محفل ادیبان و شاعران بزرگ بود. او در نجف داراى مقبولیت عام و همواره طرف مشورت بزرگان و رؤساى محلى آن شهر بود. وى در ١٣٤٢ وفات كرد و در صحن حرم امام على علیهالسلام به خاك سپرده شد (همان، ج ١، ص ٨٣ـ٨٤).
فرزندش مهدى در ١٢٨٥ در نجف به دنیا آمد. وى نوه دخترى شیخ على خاقانى (رجوع کنید به خاقانى*، آل) بود. فقه و اصول را نزد عمویش محمد و دیگر عالمان آن زمان فراگرفت و در علم نحو و منطق و عروض صاحب نظر شد. او شعر نیز میسرود. وى به علت ابتلا به وبا در ١٣٤٢ در نجف درگذشت. از مهدى حرزالدین كتابها و رسالههایى در فقه، اصول، حدیث، رجال و ادعیه برجاى مانده است (حرزالدین، ج ٣، ص ١٥٥ـ١٥٦).
فرزند دیگر احمد، عبدالحسن حرزالدین بود. پس از آنكه انگلیسیها در ١٣٣٣ بصره را تصرف كردند، وى براى شركت در جهاد به بصره رفت و شهید شد. محمدسعید حَبّوبى* بر جنازه او نماز خواند. وى را در مقبره شهداى بصره به خاك سپردند (همان، ج ١، ص ٨٤).
د) كاظم، فرزند دیگر شیخ على حرزالدین، ادیب بود. وى كه سخت مورد علاقه پدرش بود، در جوانى و پیش از وفات پدرش درگذشت (همان، ج ٢، ص ١٠٠).
ه ) محمد، مشهورترین فرد خاندان حرزالدین، در ١٢٧٣ در نجف متولد شد. در چهار سالگى پدرش را از دست داد و تحت سرپرستى و تربیت برادرانش، عبدالحسین و حسن، قرار گرفت. وى تحصیل علوم دینى را از نوجوانى آغاز كرد و به كمك هوش زیاد و حافظه قوى و پشتكار خود در مدتى كوتاه دروس مقدماتى را به پایان رساند (همان، ج ١، ص ٢٣٢؛ خاقانى، ج ١٠، ص ٥٠٥).
وى نزد استادان متعددى فقه و اصول و كلام و دیگر علوم را فرا گرفت و از عالمان بسیارى اجازه روایت و گواهى اجتهاد دریافت كرد، كه از آن جملهاند: محمدحسین كاظمى، فاضل ایروانى، ابراهیمبن محمد عزّاوى، میرزا حبیباللّه رشتى، حسنبن عیسى فَرطوسى، حاجآقا رضا همدانى، سیدحسینبن مهدى قزوینى، میرزاحسین خلیلى تهرانى*، محمدطه نجف، آخوند خراسانى، سید محمدكاظم طباطبایى یزدى و عبداللّه مامَقانى (رجوع کنید به بحرالعلوم، ج ١، ص ١٤٢؛ حرزالدین، ج ١، ص١٢٨، ٢٤٣، ٢٥٥ـ٢٥٦، ٢٧٤، مقدمه محمدحسین حرزالدین، ص ٦ـ٨، ج ٢، ص ٢٠ـ٢١، ٢٢٢، ٣٢٨، ٣٦١ـ٣٦٤؛ آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٦٧؛ خاقانى، همانجا). به گفته مرعشى نجفى (ص ١٣٤) وى صِحاح سِتّه را نیز از طریق سیدشكرى آلوسى بغدادى روایت میكرد.
شیخ محمد حرزالدین در بسیارى از علوم، از جمله فقه، اصول، حدیث، رجال و تراجم، ادبیات، تاریخ و سِیر، قرائت خط كوفى، طب، هیئت و علوم غریبه، تبحر داشت و شعر نیز میسرود (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٦٦؛ خاقانى، ج ١٠، ص ٥٠٦ـ ٥٠٧؛ براى نمونه اشعار او رجوع کنید به خاقانى، ج ١٠، ص ٥٠٩ـ٥١٣). او حلقه درس مهمى داشت و شاگردان متعددى نزد او تربیت شدند یا از وى اجازه روایت گرفتند، كه شمارى از آنها عبارتاند از: محمدبن جعفرزاهد، جعفربن حسین استرآبادى، میرزاصادق خلیلى، محمدتقى و محمد فرزندان استادش میرزاحسین خلیلى تهرانى، سیدرضا هندى، سید ابوتراب نهاوندى، سیدمهدیبن على غریفى و سید شهابالدین مرعشى نجفى* (رجوع کنید به حرزالدین، ج١، ص٢٨٣، ٣٣٩ـ٣٤٠، ٣٧٢، مقدمه محمدحسین حرزالدین، ص ٨ـ٩، ج ٢، ص ٢٦٩، پانویس ١، ج ٣، ص ٢٣٥؛ خاقانى، ج ١٠، ص ٥٠٦؛ مرعشینجفى، ص ١٣٣).
صراحت لهجه، بیان شیوا و جذاب، حسن خلق، تواضع، احسان به فقرا و نیازمندان، سادهزیستى و زهد و تقوا را از جمله ویژگیهاى او در سلوك علمى و اخلاقیاش برشمردهاند (رجوع کنید به خاقانى، همانجا؛ حرزالدین، ج ١، همان مقدمه، ص ٤ـ٥). محمد حرزالدین در ١٣٦٥ وفات كرد و در كنار خانهاش و مسجدى كه در آن اقامه جماعت میكرد، در محله عماره نجف به خاك سپرده شد (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٦٨؛ خاقانى، ج ١٠، ص ٥٠٧).
شیخ محمد آثار و تألیفات بسیارى در علوم گوناگون داشت كه به گفته نوهاش، محمدحسین حرزالدین (رجوع کنید به حرزالدین، ج ١، مقدمه، ص ٩)، بالغ بر هفتاد اثر است. برخى از آنها عبارتاند از :
كتابالمسائل كه دوره كامل فقه استدلالى است، در سه جلد؛ الطهارة و انواعها، در دو جلد؛ كتاب الصلاة و الصوم و الزكاة و الخمس؛ احكام المَوْتى؛ مفتاحالنجاة؛ مفتاح النجاح و مختصرالمفتاح، كه رساله عملیه مختصر اوست و در ١٣٤٣ در نجف به چاپ رسید؛ القواعدالفقهیة و قواعدالاحكام (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٢١، ص ٣٥٤؛ عواد، ج ٣، ص ١٣٢؛ حرزالدین، ج ١، همان مقدمه، ص ١٠ـ١٢؛ قس آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٢٠، ص ٣٣٠، كه برخى از این آثار را جزئى از كتابالمسائل دانسته است).
آثار اصولىِ مصادرالاصول؛ جامعالاصول و حاشیه بر برخى كتابهاى اصولى، از جمله معالمالاصول حسنبن زینالدین، القوانین میرزاى قمى و الرسائل شیخ مرتضى انصارى (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٢١، ص ٩٦؛ خاقانى، ج ١٠، ص ٥٠٨ـ٥٠٩؛ حرزالدین، همانجا).
آثار كلامىِ الاحتجاج، الاحتجاج على الكتابیینْ (یا علیالیهود و النصارى)، الاسلام و الایمان، الامامة، الغیبة كه در آن به اثبات زنده بودن امام دوازدهم شیعه عجلاللّه تعالى فرجهالشریف پرداخته است و چند تن از علما بر آن تقریظ نگاشتهاند (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١٦، ص ١٧٥، ج ٢٦، ص ٣٠، ٤٦؛ آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٦٧ـ١٦٨؛ حرزالدین، ج ١، همان مقدمه، ص ١٠).
همچنین حرزالدین درباره طب و هیئت و ریاضى قدیم و نیز علوم غریبه كتابها و رسالههایى نگاشته است، از جمله: الطب و اساس العلاج؛ كتابالفوائد در طب یونانى، به فارسى؛ ایضاح التحریر، در هندسه، كه شرحِ كتاب تحریر اصول اقلیدس* خواجه نصیرالدین طوسى است؛ نجاةالداعین و وسیلة الخاطئین، در ادعیه و طلسمات؛ مفاتیح الفوائد؛ شرح الدائرة الهندیة؛ و الاسرار النجفیة (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١١، ص ٦٦، ١٢٤، ج ٢١، ص ٣٠٦، ٣٧٧، ج ٢٤، ص ٥٨؛ خاقانى، ج ١٠، ص ٥٠٨ـ٥٠٩؛ حزرالدین، ج ١، همان مقدمه، ص ١١ـ١٢).
وى در ادبیات نیز آثار متعددى دارد، از جمله المصادر الصرفیة، قواعداللغات، و وَشیالبُرود كه دیوان شعر اوست (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٩، قسم ٣، ص ٩٨٦، ج ٢٥، ص ٩٣؛ خاقانى، ج ١٠، ص ٥٠٩؛ حرزالدین، ج ١، همان مقدمه، ص ١١). همچنین درباره علم رجال و تراجم چند اثر مهم نگاشته است: الفوائد الرجالیة؛ قواعدالرجال و فوائد المقال؛ مراقدالمعارف، كه تحقیقى است درباره مقابر سادات و علما، كه ابتدا در ١٣٩١ در نجف و سپس در ١٤١٢ در قم چاپ شد؛ و از همه مشهورتر، معارفالرجال فى تراجم العلماء و الادباء (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١٠، ص ١٤٦، ج ١٦، ص ٣٣٩، ج ٢٠، ص ٣٠١، ج ٢١، ص ١٩٢؛ خاقانى، همانجا؛ حزرالدین، ج ١، همان مقدمه، ص ١٠).
حزرالدین در معارفالرجال زندگى و شرح حال عالمان معاصر خود را، به ترتیب الفبایى، ذكر كرده است. نواده او، محمدحسین، كتاب را مرتب و منقح كرد و حواشى مفیدى همراه با مقدمه بر آن افزود، كه در ١٣٨٣ در نجف در سه جلد چاپ شد (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٢١، ص ١٩٢؛ همو، ١٣٣٧ش، ستون ٤٥٠؛ امینى، ١٣٨٥، ص ٣٢٦؛ عواد، ج ٣، ص ١٥٠؛ چاپ دیگر آن: قم ١٤٠٥). معارفالرجال از آثار مهم در موضوع تراجم به شمار میرود و در آثار نگاشته شده درباره شرح حال عالمان معاصر حزرالدین بسیار بدان استناد میشود (براى آثار دیگر محمد حرزالدین رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١١، ص ٦٦، ج ١٨، ص ٢٦ـ٢٧، ج ٢٤، ص ٣٤٠؛ خاقانى، ج ١٠، ص ٥٠٨ـ٥٠٩؛ آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٦٨؛ حرزالدین، ج ١، همان مقدمه، ص ١٠ـ١٢). فرزندان محمد حرزالدین، عبدالكریم و على بودند.
عبدالكریم را ادیب دانستهاند (رجوع کنید به آلمحبوبه، همانجا؛ تمیمى، ج ٣، ص ١٠٧). شیخ على از عالمان دینى و فردى فاضل و نیكوسیرت وصف شده است. وى كه از پدرش اجازه روایت داشت، در ١٣٧٢ یا ١٣٧٣ درگذشت (حرزالدین، ج ١، همان مقدمه، ص ٨؛ خاقانى، ج ١٠، ص ٥٠٥؛ تمیمى، همانجا).
محمدحسین حرزالدین، فرزندعلى، نیز عالم دینى بود. وى در ١٣٣٣ متولد شد. علاوه بر پدرش و سیدمحمدباقر احسائى، نزد سید محسن حكیم* و سیدابوالقاسم خویى* درس خواند (آقابزرگ طهرانى، ١٣٣٧ش؛ عواد، همانجاها؛ حرزالدین، ج ٢، ص ٢٠١ـ٢٠٢، پانویس ١؛ قس امینى، ١٤١٣، ج ١، ص ٤٠٧ كه او را متولد ١٣٤٩ دانسته است). وى در ١٤١٩ در نجف وفات كرد (ابوحمزه ثمالى، مقدمه عبدالرزاق حرزالدین، ص ٣). النجف فیالتاریخ اثر اوست. از وى همچنین تقریرات درسهاى فقه و اصول استادانش و تحقیق و حاشیهنویسى بر معارفالرجال جد خود محمد حرزالدین به جامانده است (عواد؛ امینى، همانجاها).
٣) محمد، كوچكترین فرزند عبداللّه حرزالدین، در حدود ١١٩٣ در نجف به دنیا آمد. فقه و اصول را نزد على كاشفالغطاء، صاحب جواهر، سیدمهدى قزوینى و محمدحسین كاظمى فراگرفت. وى در فقه، منطق، ادبیات و عروض تبحر داشت (حرزالدین، ج ٢، ص ٣٤٠، ٣٤٢). ابراهیمبن محمد غَرّاوى، ابراهیمبن عبدالحسین سودانى و برادرزادهاش عبدالحسین حرزالدین از شاگردان او بودند و محمدبن طعمة زریجى از وى اجازه اجتهاد داشت (همان، ج ١، ص ٢٨، ٣٧ـ٣٨، ج ٢، ص ٣٢، ٣٤٣، ٣٤٦).
شیخ محمد حرزالدین براى زیارت مزار امام رضا علیهالسلام به ایران آمد. در بازگشت، به اصفهان رفت و در آنجا مورد تكریم و احترام دوستش، سید اسداللّه اصفهانى (فقیه، متوفى ١٢٩٠، فرزند حجتالاسلام محمدباقر شفتى)، قرار گرفت، ولى تقاضاى وى را براى اقامت و تدریس در آن شهر نپذیرفت. او در مسیر بازگشت به عراق، بیمار شد و در ١٢٧٧ بر اثر همان بیمارى در نجف درگذشت و در مقبره آل حرزالدین به خاك سپرده شد (همان، ج ٢،ص ٣٤١، ٣٤٣). از او آثار متعددى برجاى مانده است كه از آن جملهاند: كتابالحج، كه اثرى مبسوط و استدلالى است؛ كتابهایى در حدیث؛ المصباح، درباره اعمال مساجد چهارگانه و ادعیه و اوراد؛ حاشیه بر شرحالشمسیة، در منطق؛ و آثارى در مراثى، از جمله در مقتل امام حسین علیهالسلام (همان، ج ٢، ص ٣٤٢ـ ٣٤٣؛ نیز براى نمونه اشعار او رجوع کنید به خاقانى، ج ١٠، ص ٥١٥ـ ٥٢١).
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذریعة الى تصانیف الشیعة، چاپ علینقى منزوى و احمد منزوى، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، مصفى المقال فى مصنفى علم الرجال، چاپ احمد منزوى، تهران ١٣٣٧ش؛
(٣) جعفربن باقر آلمحبوبه، ماضى النجف و حاضرها، بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٤) ثابتبن دینار ابوحمزه ثمالى، تفسیر القرآن الكریم، چاپ عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین ، قم ١٣٧٨ش؛
(٥) محمدهادى امینى، معجم المطبوعات النجفیة: منذ دخول الطباعة الى النجف حتى الآن، نجف ١٣٨٥/١٩٦٦؛
(٦) همو، معجم رجال الفكر و الادب فى النجف خلال الف عام، (نجف) ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٧) مرتضیانصارى، زندگانى و شخصیت شیخانصارى قدسسره، قم ١٣٧٣ش؛
(٨) محمدمهدیبن مرتضى بحرالعلوم، رجال السید بحرالعلوم، المعروف بالفوائد الرجالیة، چاپ محمدصاق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ١٣٦٣ش؛
(٩) محمدعلى جعفر تمیمى، مشهد الامام، او، مدینة النجف، نجف ١٣٧٤/١٩٥٥؛
(١٠) محمد حرزالدین، معارف الرجال فى تراجم العلماء و الادباء، قم ١٤٠٥؛
(١١) على خاقانى، شعراء الغرى، او، النجفیات، نجف ١٣٧٣/١٩٥٤، چاپ افست قم ١٤٠٨؛
(١٢) كوركیس عواد، معجم المؤلفین العراقیین فى القرنین التاسع عشر و العشرین، بغداد ١٩٦٩؛
(١٣) شهابالدین مرعشى نجفى، الاجازة الكبیرة، او، الطریق و المَحَجَّة لثمرة المُهْجَة، اعداد و تنظیم محمد سمامى حائرى، قم ١٤١٤.
/ علیرضا سعید /