دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠١١
حُرّبن یزید ریاحى ، فرمانده بخشى از سپاه عبیداللّه بن زیاد در واقعه كربلا، كه به سبب ندامت از اقدام خود و پیوستن به امام حسین علیهالسلام، نزد شیعیان حرمتى خاص دارد. حرّ بن یزید بن ناجیة بن قَعْنَب بن عَتّاب بن حارث بن عمرو بن هَمّام به بنوریاح بن یربوع بن حَنْظَلَه، از تیرههاى قبیله تمیم*، منتسب است (ابنكلبى، ج ١، ص ٢١٣، ٢١٦؛ دوادارى، ج ٤، ص ٨٧، ٨٩ نام وى را جَریربن یزید، یافعى، ج ١، ص ١٠٨ حارثبن یزید و ابنعماد، ج ١، ص ٦٧ حرثبن یزید ذكر كردهاند كه صحیح نیست) و ازاینرو، وى را ریاحى، یربوعى، حَنظَلى و تمیمى خواندهاند (رجوع کنید به بلاذرى، ج ٢، ص ٤٧٢، ٤٧٦، ٤٨٩؛ دینورى، ص ٢٤٩؛ طبرى، ج ٥، ص ٤٢٢). خاندان حرّ در زمان جاهلیت و در دوره اسلام از بزرگان بودند (رجوع کنید به سماوى، ص ٢٠٣). تاریخ تولد حرّ معلوم نیست؛ اگر گزارشهاى حاكى از حضور پسران وى در واقعه كربلا (رجوع کنید به ادامه مقاله) صحت داشته باشد، وى احتمالاً در سالهاى نخست هجرى به دنیا آمده است.
درباره زندگى حرّ اطلاعات اندكى وجود دارد. وى در سال ٦٠، یكى از شناخته شدهترین جنگاوران كوفه بود (رجوع کنید به طبرى، ج ٥، ص ٣٩٢، ٤٢٧؛ ابنكثیر، ج ٨، ص ١٩٥). در برخى منابع، به اشتباه، از وى با عنوان صاحب شُرطه عبیداللّه بن زیاد، حاكم كوفه، یاد شده است (رجوع کنید به ابن جوزى، ج ٥، ص ٣٣٥؛
ابنوردى، ج ١، ص ٢٣١). با این حال، انتصاب وى به فرماندهى بخشى از سپاه اعزامى عبیداللّه بن زیاد (كه از قبایل تمیم و همْدان بودند) براى مواجهه با امام حسین علیهالسلام (طبرى، ج ٥، ص ٤٢٢) و نیز انضباط نظامى و پایبندیاش به اجراى دقیق فرمانهاى حكومتى (رجوع کنید به بلاذرى، ج ٢، ص ٤٧٣؛
دینورى، ص ٢٥٢؛
طبرى، ج ٥، ص ٤٠٢ـ٤٠٣)، حضور او را به عنوان صاحب منصبى نظامى (نه لزوماً صاحب شرطه) در دستگاه حكومتى ابن زیاد تأیید میكند. این ظن به ویژه از آن رو تقویت میشود كه وى ظاهراً با سیاست میانهاى نداشته و در هیچ منبعى از عقیده حرّ یا موضعگیرى سیاسیاش در اوضاع پرتنش كوفه در سال ٦٠ سخنى به میان نیامده، فقط بلعمى، در روایتى قابل تردید، او را از شیعیانى دانسته است كه تشیع خود را مخفى میكردند (ج ٤، ص ٧٠٤).
چون عبیداللّه بن زیاد از حركت امام حسین به سوى عراق خبر یافت، حُصَین بن تمیم، صاحب شرطه كوفه، را به قادسیه فرستاد. حصین نیز حرّ را با هزار سپاهى، به منزله مقدمه سپاه، از قادسیه روانه كرد. امام حسین در ذی حُسُم با حرّ و سپاهش روبهرو شد (بلاذرى، ج ٢، ص ٤٧٢؛
طبرى، ج ٥، ص٤٠٠؛
قس مفید، ج ٢، ص ٦٩، ٧٨؛
اخطب خوارزم، ج ١، ص ٣٢٧، ٣٣٠). تصریح منابع بر آن است كه حرّ نه براى جنگ بلكه صرفاً براى انتقال امام نزد ابنزیاد اعزام شده بود و ازاینرو با سپاهیانش رو در روى توقفگاه كاروان امام صفآرایى كرد (رجوع کنید به بلاذرى، ج ٢، ص ٤٧٣؛
دینورى، ص ٢٤٩ـ٢٥٠؛
مفید، ج ٢، ص٨٠؛
اخطب خوارزم، ج ١، ص ٣٣٢). بهرغم این صفآرایى خصمانه، واكنش امام صلحآمیز بود، چنان كه به یارانش دستور داد سپاهیان حرّ و اسبانشان را سیراب كنند. چون حرّ ابراز تمایل كرد كه با یارانش در نماز به امام اقتدا كند، امام پذیرفت و متعاقبآ، با یادآورى مكاتبات و درخواستهاى مكرر كوفیان مبنى بر عزیمت امام به كوفه و در درست گرفتن زمام امور، تصریح كرد كه چنانچه كوفیان از خواست خود پشیمان شدهاند، بازمیگردد. حرّ از وجود چنین مكاتباتى اظهار بیاطلاعى كرد و گفت كه او و همراهانش در زمره نویسندگان نامهها نبودهاند و وى مأموریت دارد امام را به كوفه نزد ابنزیاد ببرد. چون امام با یاران خویش عزم بازگشت به مدینه نمود، حرّ ممانعت كرد و پیشنهاد نمود كه امام راهى غیر از راه كوفه و مدینه در پیش گیرد تا وى بتواند از ابنزیاد كسب تكلیف كند. آنگاه امام حسین و یارانش در مسیر عُذیب و قادسیه حركت كردند و حرّ نیز همراه آنان بود (بلاذرى، ج ٢، ص ٤٧٢ـ٤٧٣؛
دینورى، ص ٢٤٩ـ٢٥٠؛
طبرى، ج ٥، ص ٤٠٢ـ٤٠٣؛
مفید، ج ٢، ص ٧٨ـ٨٠).
حرّ اگرچه مأمور جنگ نبود، از همان ابتدا احتمال وقوع درگیرى با امام حسین آزارش میداد و حتى گفتهاند به امام هشدار داد كه اگر بجنگد حتمآ كشته خواهد شد، اما امام پاسخ داد كه از مرگ و شهادت در راه خدا ترسى ندارد. در عذیب چهار تن از یاران امام از كوفه نزد حضرت رسیدند. حرّ قصد دستگیر كردن یا بازگرداندن آنان را داشت، اما امام مانع شد. آنان از وخامت اوضاع كوفه، كشته شدن قَیسبن مُسَهَّر صیداوى (فرستاده امام به كوفه) و آماده شدن سپاهى بزرگ براى جنگ با امام خبر دادند (رجوع کنید به بلاذرى، ج ٢، ص ٤٧٣ـ٤٧٤؛
طبرى، ج ٥، ص ٤٠٣ـ٤٠٦؛
اخطب خوارزم، ج ١، ص ٣٣١ـ٣٣٣). از سوى دیگر، توافق حرّ با امام، در روز دوم محرّم (قس دینورى، ص :٢٥٣ اول محرّم) پایان یافت؛
دو گروه به روستاى نینوا رسیده بودند كه نامه ابنزیاد به دست حرّ رسید مبنى بر آنكه بر امام و یارانش سخت بگیرد و آنان را در زمینى بیآب و علف و بیحصار متوقف كند (دینورى، ص ٢٥١؛
طبرى، ج ٥، ص٤٠٨ـ ٤٠٩؛
مفید، ج ٢، ص ٨١ـ٨٤؛
قس اخطب خوارزم، ج ١، ص ٣٣٤). حرّ، كه در تنگنا قرار گرفته و پیك ابنزیاد به مراقبت و جاسوسى او گماشته شده بود، بهناچار كاروان امام را متوقف كرد و درخواست امام و یارانش را مبنى بر اردو زدن در روستاى نینوا (یا غاضریه یا شُفَیه/ سُقَیه) در همان حوالى نپذیرفت. امام ناگزیر در كربلا (بنابر پارهاى روایات، نزدیك روستاى عَقْر)، در نزدیكى رود فرات، اردو زد (دینورى، ص ٢٥١ـ٢٥٢؛
طبرى، همانجا؛
مفید، ج ٢، ص ٨٤؛
اخطب خوارزم، همانجا).
حرّ اگرچه اقدامى سختگیرانه كرد، اما رفتارش با امام محترمانه بود (حتى یك بار با اشاره به حرمت خاص فاطمه زهرا سلاماللّه علیها از پاسخگویى به امام احتراز كرد رجوع کنید به بلاذرى، ج ٢، ص ٤٧٣؛
طبرى، ج ٥، ص ٤٠٢). وى، كه همچنان به برقرارى صلح امید داشت، با رسیدن لشكر چند هزار نفرى عمربن سعد به كربلا و عزم كوفیان براى جنگ با امام حسین، شگفتزده شد (براى اطلاع از گفتگوى حرّ با عمربن سعد و پاسخ عمربن سعد مبنى بر برپایى جنگى هولناك رجوع کنید به مفید، ج ٢، ص ٩٩؛
اخطب خوارزم، ج ٢، ص ١٢). براى حرّ، كه از شنیدن سخنان امام حسین سخت متأثر و منقلب شده بود (رجوع کنید به اخطب خوارزم، همانجا)، مشاهده عهدشكنى و جنگطلبى كوفیان، بیتوجهى آنان به خطابههاى مكرر امام (از اول تا دهم محرّم) و ممانعتشان از دسترسى امام و یارانش به آب، تردیدى باقى نگذاشت كه دسیسهاى ناگوار در حال شكلگیرى است. ازاینرو، در تغییر جهتى آشكار، در روز دهم محرّم لشكرش را رها كرد و به امام حسین پیوست. گفتهاند كه وى با حالى پریشان با امام مواجه شد و با اذعان به اینكه هرگز گمان نمیكرده است كه كوفیان كار را به جنگ بكشانند، طلب بخشش كرد. امام برایش استغفار نمود و فرمود كه تو در دنیا و آخرت آزادمرد هستى (رجوع کنید به بلاذرى، ج ٢، ص ٤٧٥ـ٤٧٦، ٤٧٩؛
طبرى، ج ٥، ص ٣٩٢، ٤٢٢، ٤٢٧ـ٤٢٨؛
مفید، ج ٢، ص١٠٠ـ١٠١؛
اخطب خوارزم، ج ٢، ص ١٢ـ١٣، قس ص ١٤، كه جمله امام درباره حرّ را پس از كارزار وى میداند).
تغییر موضعِ این فرمانده ارشد سپاه ابنزیاد چنان شگفتآور بود كه برخى در تبیین علت آن، به عواملى چون بشارت سروش غیبى به حرّ یا رؤیاى صادقه او متوسل شدهاند (رجوع کنید به ابنبابویه، ص ٢١٨؛
ابننما، ص ٥٩؛
حائرى خراسانى، ص ٩٦)، كه البته چنین وجهى، صرفنظر از صحت و سقم آن، از ارزش انتخاب حساس و دشوار حرّ نمیكاهد (نیز رجوع کنید به بیضون، ج ١، ص ٦٧٨ـ ٦٧٩، كه تربیت صحیح حرّ را مؤثرترین عامل در تصمیمگیرى او دانسته است). برخى سخنان وى، در آستانه پیوستن به امام، نیز بر انتخابى بودن كار او صحه میگذارد، از جمله اینكه گفته بود خود را میان بهشت و جهنم مخیر میبینم و به خدا اگر پاره پارهام كنند و بسوزانند، چیزى را بر بهشت نمیگزینم (براى اطلاع بیشتر رجوع کنید به بلاذرى، همانجا؛
مفید، ج ٢، ص ٩٩؛
اخطب خوارزم، ج ٢، ص ١٢). زمان توبه حرّ تا شهادت وى چندان به طول نینجامید. بنابر روایتى، حرّ از امام تقاضا كرد كه چون نخستین كسى بوده كه بر امام خروج كرده، امام اجازه دهد كه نخستین مبارز و شهید باشد (رجوع کنید به ابناعثم كوفى، ج ٥، ص ١٠١؛
اخطب خوارزم، ج ٢، ص ١٣). وى بلافاصله پس از پیوستن به امام، راهى میدان نبرد شد و پس از گفتگوى دوباره و بینتیجه با عمربن سعد و ذكر سخنانى در تقبیح رفتار زشت كوفیان، رجزگویان با آنان جنگید و سرانجام، پس از چندین نوبت نبرد، به شهادت رسید (رجوع کنید به بلاذرى، ج ٢، ص ٤٧٦، ٤٨٩، ٤٩٤، ٥١٧؛
طبرى، ج ٥، ص ٤٢٨ـ٤٢٩، ٤٣٤ـ٤٣٥، ٤٣٧، ٤٤٠ـ ٤٤١؛
مفید، ج ٢، ص ١٠٢ـ١٠٤؛
نیز رجوع کنید به كربلا*، واقعه).
بنابر برخى منابعِ متأخر، پسران و برادر و غلام حرّ نیز همزمان با حرّ به امام حسین پیوستند و در واقعه كربلا به شهادت رسیدند (رجوع کنید به اخطب خوارزم، ج ٢، ص ١٣؛
كاشفى، ص٢٨١ـ٢٨٢؛
حائرى خراسانى، ص١٢٠ـ ١٢٧؛
قس شمسالدین، ص ٨٤ـ٨٥)، اما این مطالب، به سبب اشاره نشدن به آنها در منابع متقدم، چندان درخور اعتماد نمینمایند.
درباره اعقاب حرّ نیز اشاراتى در دست است. حمداللّه مستوفى (ص ٨١١ـ٨١٢) بر آن است كه خاندان مستوفیان قزوین، كه وى به آن تعلق دارد، از اعقاب حرّبن یزید ریاحیاند (درباره نسبت خاندان حرّ عاملى به حرّبن یزید رجوع کنید به حرّ عاملى*).
به گفته امین (ج ١، ص ٦١٣)، گروهى از قبیله حرّ، پس از واقعه كربلا، جسد وى را در مكانى دورتر از سایر شهدا به خاك سپردند. در قرن دهم، مزار حرّ شناخته شده بود و گفته شده است كه شاهاسماعیل اول صفوى بقعهاى بر آن بنا نهاد (رجوع کنید به جزایرى، ج ٣، ص ٢٦٥ـ٢٦٦). در دوره قاجار، مادر آقاخان محلاتى اقدام به تعمیر بقعه نمود و نیز صحنى قلعه مانند براى آن بنا نهاد تا، در مقابل خطر راهزنان، مأمنى براى زائران باشد (ادیبالملك، ص ٢١٣). در ١٣٢٥ حسینخان شجاعالسلطنه مرقد حرّ را بازسازى كرد و در ١٣٣٠ سیدعبدالحسین كلیددار، ایوان آرامگاه او را مرمت كرد (حسینى جلالى، ص ٩٧). امروزه این مزار، در چند كیلومترى بارگاه امام حسین (از سمت مغرب)، قرار دارد كه بر آن قبه و بارگاهى برپاست (امین، ج ٤، ص ٦١٤؛
شمسالدین، ص ١٤٢)، اما درباره صحت انتساب این مزار به حرّ تردید وجود دارد. برخى، ضمن رد این انتساب، برآناند كه وى در كنار دیگر شهداى كربلا و در نزدیكى امام حسین مدفون است (رجوع کنید به مفید، ج ٢، ص ١١٤، ١٢٦؛
نورى، ص ١٠٦)، لیكن به نظر سیدمحسن امین (ج ١، ص ٦١٣) شهرت این مزار و تقید مردم به زیارت آن، غیرمستند نیست.
منابع :
(١) ابناعثم كوفى، كتاب الفتوح، چاپ على شیرى، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٢) ابنبابویه، الامالى، قم ١٤١٧؛
(٣) ابنجوزى، المنتظم فى تاریخ الملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٤) ابنطاووس، مقتل الحسین علیهالسلام، المسمى باللهوف فى قتلى الطفوف، قم ( ١٤١٧)؛
(٥) ابنعماد؛
(٦) ابنكثیر، البدایة و النهایة، چاپ على شیرى، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٧) ابن كلبى، جَمْهَرة النسب، ج ١، چاپ ناجى حسن، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٨) ابننما، مُثیرُالاحزان، قم ١٤٠٦؛
(٩) ابنوردى، تاریخ ابنالوردى، نجف ١٣٨٩/١٩٦٩؛
(١٠) موفقبن احمد اخطب خوارزم، مقتل الحسین علیهالسلام للخوارزمى، چاپ محمد سماوى، (قم) ١٣٨١ش؛
(١١) عبدالعلى ادیب الملك، سفرنامه ادیبالملك به عتبات (دلیل الزایرین)، چاپ مسعود گلزارى، تهران ١٣٦٤ش؛
(١٢) امین؛
(١٣) احمدبن یحیى بلاذرى، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوسالعظم، دمشق ١٩٩٦ـ٢٠٠٠؛
(١٤) محمدبن محمد بلعمى، تاریخنامه طبرى، چاپ محمد روشن، تهران ١٣٨٠ش؛
(١٥) لبیب بیضون، موسوعة كربلاء، بیروت ١٤٢٧/٢٠٠٦؛
(١٦) نعمتاللّهبن عبداللّه جزایرى، الانوار النعمانیة، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٧) هادى حائرى خراسانى، القول السدید بشأن الحرّ الشهید، چاپ محمدتقى حسینى جلالى، نجف ١٣٩٤/ ١٩٧٤؛
(١٨) محمدحسین حسینى جلالى، خاك پاكان: تاریخ آرامگاههاى خاندان پیامبر علیهمالسلام و صحابه خاص آن، ترجمه قربانعلى اسماعیلى، مشهد ١٣٨٠ش؛
(١٩) حمداللّه مستوفى، تاریخ گزیده؛
(٢٠) ابوبكربن عبداللّه دوادارى، كنزالدرر و جامعالغرر، ج ٤، چاپ گونهیل گراف و اریكاگلاسن، بیروت ١٤١٥/١٩٩٤؛
(٢١) احمدبن داوود دینورى، الاخبار الطِّوال، چاپ عبدالمنعم عامر، مصر (١٣٧٩/ ١٩٥٩)، چاپ افست بغداد (بیتا.)؛
(٢٢) محمد سماوى، اِبصارالعین فى انصارالحسین علیهالسلام، چاپ محمدجعفر طبسى، (قم) ١٣٧٧ش؛
(٢٣) محمدمهدى شمسالدین، انصار الحسین: دراسة عن شهداء ثورةالحسین، الرجال و الدلالات، (بیروت) ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٤) طبرى، تاریخ (بیروت)؛
(٢٥) حسینبن على كاشفى، روضةالشهداء، چاپ محمد رمضانى، (تهران) ١٣٤١ش؛
(٢٦) مسكویه؛
(٢٧) محمدبن محمد مفید، الارشاد فى معرفة حججاللّه على العباد، قم ١٤١٣؛
(٢٨) حسینبن محمدتقى نورى، لؤلؤ و مرجان: در آداب اهل منبر، تهران ١٣٧٩ش؛
(٢٩) عبداللّه بن اسعد یافعى، مرآةالجنان و عبرةالیقظان، بیروت ١٤١٧/١٩٩٧.
/ سیدهرقیه میرابوالقاسمى /
تصاویر این مدخل:
بقعه منسوب به حربن یزیدریاحی واقع در نزدیکی کربلا (عکس از رضا برجی) منبع: جابرعناصری ، سلطان کربلا ، تهران ١٣٨٢ش ،ص ٢٧ ، تصویر ١٤