دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠
بابلسر ، شهرستان و شهری در استان مازندران .
١) شهرستان بابلسر. از شمال به دریای خزر، از مشرق به شهرستان قائم شهر، از جنوب به شهرستان بابل ، و از مغرب به شهرستان آمل محدود است . مشتمل بر بخشهای مرکزی (حومه )، فریدون کنار، و چهار دهستان است ؛ و آبادیهای آن در دشت قرار دارد. رود بابل و شعبه های رود هراز مانند کاری ، سرخ رود و نماز رود اراضی آن را مشروب می کند.
محصول عمدة شهرستان بابلسر برنج ، غلات ، پنبه و کنف است . باغ میوه (مرکبات ، هلو و آلوچه ) فراوان دارد و ازگیل و انار جنگلی آن معروف است . شیلات در آنجا تأسیساتی دارد و شکار مرغابی در فریدون کنار صورت می گیرد. بازارهای هفتگی روستایی پنجشنبه بازار در بِهْ نَمیر، سه شنبه بازار یا میربازار در کَلِه بَسْت و سه شنبه بازار در پازْوار برپا می شود.
علاوه بر راه اصلی کناره که از آن می گذرد، دارای راههای فرعی است . پل معلق آهنی در فریدون کنار و پل معلق سرخ رود با بتون مسلح در بخش فریدون کنار و پلهای بتونی و معلق در شهر بابلسر احداث شده است . بابلسر از مراکز مهم ایرانگردی شمرده می شود، و در کرانه های دریای خزر استراحتگاهها و تفرجگاههای تابستانی دایر است .
در ١٣١٦ ش ، طبق قانون تقسیمات کشوری ، بخش بابلسر در شهرستان ساری در استان یکم تشکیل شد. در ١٣٢٢ ش بخش بابل به شهرستان تبدیل شد و بابلسر یکی از بخشهای آن بود. بعدها شهرستان بابل با بخش بابلسر از استان یکم جدا و به استان دوم ملحق شد. در ١٣٦٨ش بخش بابلسر به شهرستان تبدیل شد.
٢) شهر بابلسر (جمعیت طبق سرشماری ١٣٦٥ ش ، ٥٨٩ ، ٢٨ تن ). مرکز شهرستان بابلسر، در پسکرانه دریای خزر در دو سوی رود بابل واقع است . این شهر ٢١ متر پایینتر از سطح دریای آزاد، در ٢٠ کیلومتری شمال شهر بابل و ٢٣١ کیلومتری شمال شرقی شهر تهران ، قرار دارد. نام سابق آن مشهدسر(پیش بندر بابل ) بوده است . شیب شهر از جنوب به شمال و از مغرب به مشرق است . رود موسی شازده (در مشرق بابلسر) و رود بابل اراضی شهری آن را زهکشی می کند. شهر فریدون کنار در ١٢ کیلومتری مغرب آن و شهر امیرکُلا میان دو شهر بابل و بابلسر در ١٥ کیلومتری جنوب آن واقع شده است . میانگین دمای آن ٨ر١٦ درجه است و گاهی گرمترین دمای آن به ٤٢ درجه و سردترین دمای آن به ٧- درجه می رسد. میزان بارندگی سالیانة آن حدود ٨٨٦ میلیمتر است . بادهای متفاوتی دارد و گاهی دفعات وزش بادهای شمال شرقی و شمال غربی آن بیشتر از جهات دیگر است .
در این شهر بر روی رود بابل ، دو پل احداث شده که قسمتهای مختلف آن را به هم متصل می کند: یکی پل بتونی به طول ٨٠ متر، عرض ٢ متر و ارتفاع ٦ متر؛ دیگری پل معلّق به طول ٨٠ متر، عرض ٨ متر و ارتفاع ٦ متر که به فاصلة ٥٠٠ متر از هم قرار دارد (شایان ، ص ١١٤-١١٥).
بابلسر سیزده مسجد و امامزاده دارد. دانشگاه مازندران در این شهر است ، شیلات در آن تأسیساتی دارد و از کارگاههای مهم آن کارگاه تصفیة روغن نباتی است .
منابع :
(١) ایران . وزارت راه و ترابری ، دفترچه مسافات راههای کشور ، تهران ?( ١٣٦٦ ش ) ؛
(٢) ایران . وزارت کشور، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبانماه ١٣١٦ ، تهران ١٣١٦ ش ؛
(٣) ایران . وزارت کشور. حوزه معاونت برنامه ریزی و خدمات مدیریت دفتر تقسیمات کشوری ، اجرای قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٤) جغرافیای کامل ایران ، تهران ١٣٦٦ ش ، ج ٢؛
(٥) علی خلیلی ، سهراب حجام ، و پرویز ایران نژاد، طرح جامع آب کشور: شناخت اقلیمی ایران ، ج ٤ : تقسیمات آب و هوا ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٦) راهنمای مازندران ، تهران ( ١٣٤٥ ش ) ؛
(٧) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران (آبادیها) ، ج ٣ : استان دوم (مازندران ) ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٨) سازمان جغرافیائی کشور، نقشه عملیات مشترک زمینی ساری ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٩) سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٢٨: ساری ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٠) سازمان هواشناسی کشور. اداره کل اطلاعات و خدمات ماشینی ، سالنامه آماری هواشناسی : ١٣٥٩ـ١٣٥٨ ، تهران ١٣٦٥ش ؛
(١١) عباس شایان ، مازندران ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(١٢) سیروس شریفائی ، «پنجشنبه بازار بهنمیر»، پایان نامه لیسانس جامعه شناسی ، دانشکده علوم اجتماعی و تعاون ، دانشگاه تهران ، ١٣٥٤ ش ؛
(١٣) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن مهرماه ١٣٦٥، فرهنگ آبادیهای کشور: شهرستان بابل ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٤) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن مهرماه ١٣٦٥: نتایج تفصیلی شهرستان بابل ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(١٥) همو، نقشه تقسیمات کشوری سال ١٣٧٠: استان مازندران ، تهران ( بی تا. ) .
/خسروخسروی /
پیشینه . بابلسر ابتدا مشهدسر نام داشت . چون شهر بارفروش تغییر نام پیدا کرد و به مناسبت رود بابل به بابل موسوم گردید، مشهدسر نیز به جهت اینکه در مصبّ رودخانة بابل قرار دارد بابلسر نامیده شد. تاریخ این تغییر نام ظاهراً در حدود ١٣١٠ ش مقارن تغییر نام بارفروش به بابل صورت گرفته است .
اطلاق نام مشهدسر به این شهر به اعتبار زیارتگاهی است منسوب به امامزاده ابراهیم ابوجواب که پیش از احداث شهر و بندر در آنجا بوده است . این معنی از تاریخ کتیبه هایی که در امامزاده هست نیز برمی آید، زیرا قدیمترین اطّلاعاتی که در کتب تاریخ از شهر مشهدسر موجود است متأخر برتاریخ کتیبه های امامزاده است . ظاهراً ناصرالدین شاه نخستین کسی است که از این کتیبه ها یاد کرده است . او که در ١٢٩٢ به مازندران سفر کرده و در مشهدسر به زیارت امامزاده رفته است ، دربارة آن چنین می نویسد: «بنای این گنبد خیلی قدیم است ، چهار پنج درِ بزرگ و کوچک که از حیث نجاری و منبت کاری کمال امتیاز را داشت دیده شد». ناصرالدین شاه اضافه می کند که تاریخ درها به خط تعلیق خوب بود و به امین الملک دستور داده است که آن کتیبه ها را بخواند ( روزنامة سفر مازندران ، ص ١٣١).
قدیمترین تاریخی که از کتیبة درِشرقی امامزاده نقل شده سال ٧٥٠ است . ولی این تاریخ را اشتباه خوانده اند، زیرا این دربه دستور بی بی فضه خاتون ، دختر امیر ساعد (یا صاعد)، زن امیر شمس الدین ساخته شده است . امیر شمس الدین پسر امیر کمال الدین حسینی یا سید کمال الدین است که پس از مرگ برادرش سید زین العابدین ، در ٨٩٤، به سلطنت رسید (مرعشی ، ص ٢٣ـ٢٥). بنا به کتیبه ای که بر صندوق قبر امیر شمس الدین بن امیر کمال الدین در امامزاده زین العابدین ساری (یعنی قبر سید زین العابدین مذکور) بوده و رابینو (در مازندران و استرآباد، ص ٢٦٥) به دست داده است ، وفات او در ٢٥ جمادی الثانیه مطابق با ١٤ خرداد بوده است . بنابراین بی بی فضه خاتون دستور بنای آن را نداده است . رابینو این تاریخ را ٩٠٥ می خواند و به قرینة کتیبه های موجود دیگر همین تاریخ درست است . ستوده این در و این کتیبه را ندیده و آن را از قول رابینو نقل کرده است (ستوده ، ج ٤، ص ٢٦٤)، و گویا این در اکنون وجود ندارد.
از بی بی فضه ، زن امیرشمس الدین ، کتیبة دیگری در مشهدسر موجود است و آن کتیبة در ورودی مسجد امامزاده ابراهیم است که ستوده نقل کرده است و تاریخ آن محرم ٩٠٦ است که از امیر شمس الدین با جملة دعایی «طاب ثراه » یاد کرده است (همان ، ج ٤، ص ٢٦٥) و مؤیّد مطلبی است که از کتیبة قبر او نقل شد، یعنی سال وفاتش ٩٠٥ بوده است .
اما قدیمترین تاریخ در این امامزاده ، بنا به نقل ستوده ، تاریخ کتیبة صندوق چوبی حرم یعنی رمضان ٨٣٥ است . صندوق به دستور سید مرتضی پسر سید شمس الدین کیا و به دست استاد فخرالدین و برادرش محمدبن علی نجّار آملی رازی ساخته شده است . از عبارت «ببابلکان » که پس از نام سید مرتضی بر روی صندوق حک شده است می توان استنباط کرد که ناحیة مشهدسر در آن زمان به بابلکان موسوم بوده است و سادات بابلکانی ، که ذکرشان در تاریخ ظهیرالدین و میرتیمور بسیار می آید، از این ناحیه بوده اند (ظهیرالدین مرعشی ، ص ٢٤، موطن و مسکن سادات بابلکانی را ده «کوسان » می داند ولی شاید ده مذکور را والیان مازندران به تصرف ایشان داده بوده اند). کلمة بابلکان و اینکه بانیان امامزادة مشهدسر بیشتر سادات بابلکانی بوده اند و عبارت «ببابلکان » (یعنی در بابلکان ) در قبر مذکور قراین قوی هستند بر تسمیة آن محل به بابلکان به مناسبت اینکه در مصبّ رود بابل قرار داشته است .
پس از آن ، به ترتیب زمانی ، دری است که به گفتة ستوده (ص ٢٦٥) «به صحن حرم » گشوده می شود. بانی آن سید عزیزبن سیدشمس الدین بابلکان و سازندة آن استاد محمدبن استادعلی نجار رازی و تاریخش محرم ٨٤١ است . درِشمالی (مورخ جمادی الاولی ٨٥٨) و درِ غربی (مورخ ذوالحجة ٨٥٩) به دستور سید شمس الدین بن سید عبدالعزیز بابلکان توسط همان استاد محمدبن علی نجار ساخته شده است .
از سید مرتضی پسر سیدشمس الدین بابلکان آگاهی نداریم ، اما از سید عزیز بابلکان که ظاهراً برادر او بوده است آگاهی داریم و می دانیم که او در حدود سالهای ٨٥٦ و ٨٥٧ در آن سوی «تیجنه رود» سپهسالار بود و در جنگ سیدعبدالکریم با ابوالقاسم بابر کشته شد (ظهیرالدین مرعشی ، ص ٥٢٥). سیدعزیز به احتمال قوی همان است که در ٨٤١ دستور ساختن «دری را که به صحن حرم گشوده می شود» داده است . نام پسر او سید شمس الدین نیز که منصب پدر را گرفته بود در تاریخ مذکور آمده است (ص ٥٢٦) و همان بانی درهای مورخ ٨٥٨ ـ٨٥٩ است . بنابراین ، کتیبه های موجود امامزاده به ترتیب قدمت چنین است : ١)کتیبة صندوق چوبی از ٨٣٥ ؛
٢)کتیبة درِ صحن از محرم ٨٤١؛
٣)کتیبة درِ شمالی حرم مورخ جمادی الاولی ٨٥٦؛
٤)کتیبة درِ غربی مورخ ذیحجة ٨٥٩؛
٥) کتیبة عمارت مسجد امامزاده از محرم ٩٠٦.
آنچه توجه را برمی انگیزد این است که در هیچیک از این کتیبه ها نامی از خودِ امامزادة مدفون در این بقعه و نیز نامی از محل امامزاده برده نشده است و چنان می نماید که نام امامزاده را به هنگام ساختن بقعه و ضریح و درها نمی دانسته اند وگرنه دست کم نام او را بر صندوق چوبی مقبره حک می کردند.
نخستین بار که نامی از شخص مدفون در این بقعه برده شد در کتاب تاریخ خاندان مرعشی مازندران تألیف میرتیمور مرعشی است . مرعشی در ضمن افسانه ای مجعول به سید عزیز بابلکانی به عنوان بانی بقعة مشهدسر اشاره کرده است و می گوید که گویا در زمان شاه اسماعیل صفوی (ح ٩١٠) بر اثر حادثه ای آن بقعه را ساخته است . چنانکه گفتیم ، براساس کتیبة درِ صحن امامزاده ، سید عزیز پسر سید شمس الدین بابلکان دستور ساختمان آن در را در ٨٤١ داده است و پسر او سید شمس الدین در سالهای ٨٥٨ و ٨٥٩ نیز درهای دیگری را برای امامزاده ساخته است ؛
پس چگونه نخستین بنای آن در زمان شاه اسماعیل اول صفوی (متوفی ٩٣٠) می تواند باشد؟ تاریخ زمان سید عزیز بابلکان و پسرش سید شمس الدین ، چنانکه از تاریخ ظهیرالدین نقل کردیم ، همان حدود سالهای اواسط قرن نهم هجری است . میرتیمور، مؤلّف تاریخ خاندان مرعشی ، که در ١٠٧٣ این داستان مجعول رانوشته است ظاهراً از دهان مردم آن را نقل کرده است چنانکه خود او هم می گوید: «نقل است ...» (ص ٧٣). باری در این داستان مجعول نام امامزاده «ابراهیم ابوجواب » آمده و از نسب او ذکری نشده است .
محمدحسن خان اعتمادالسلطنه (ج ١، ص ١٥٩) در این باره می گوید که این محل را مشهدسر از آن رو می گویند که سرمبارک امامزاده ابراهیم ، پسر امام موسی کاظم علیه السلام ، در آنجا مدفون است و لقب «ابوجواب » از آن روبه این امامزاده داده شده است که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم از مرقد مطهر خود به او جواب داده است .
احتمالاً مشهد «امام دادرس » مذکور در تاریخ طبرستان و رویان ... (ظهیرالدین مرعشی ، ص ٥٣٩) همین مشهد امامزاده ابراهیم است . دو لقب «دادرس » و «ابوجواب » یکدیگر را تداعی می کنند، اما قراین قویتری نیز بر این ادعا هست از جمله آنکه ظهیرالدین می نویسد که گرداگرد امامزاده دادرس را آب فرا گرفته است و هرکه بخواهد به زیارت آن آستانه برود باید با کشتی برود. در مواضع دیگر آمل و بارفروش (که داستان آستانة امام دادرس راجع به آن است ) آستانه ای که در وسط آب قرار داشته باشد وجود ندارد و این محل فقط با مشهدسر می تواند منطبق باشد، زیرا مشهدسر در مصب رود بابل قرار دارد و به گفتة مورگان (ج ١، ص ٢٢٨ـ٢٢٩): «مصب بابل رود مانند مصب همة رودهای مازندران تغییر جا می دهد... تاکنون سه مغازة از کمپانی قفقازی مرکور خراب شده است ... اگر از روی تپه های شنی ساحلی قضاوت شود این جابه جایی در حدود ٥٠٠ ، ١ تا ٨٠٠ ، ١ متراست . در جنوب تپه ها باتلاقهایی که منطقه را بسیار ناسالم می سازد وجود دارد... وقتی که هوا خشک است جاده های بین مشهدسر و کوهستان دایماً گلی است . وقتی که تازه باران آمده باشد آنها تبدیل به مردابهای واقعی می شود و حمل و نقل سه برابر تابستان قیمت می یابد». بنابراین باید گفت که به احتمال زیاد امامزاده دادرس مذکور در ظهیرالدین همین مشهدسر بوده است و امامزاده در وسط مردابها بنا شده بوده و رفت و آمد به آن به وسیلة قایق صورت می گرفته است یا آنکه مشهدسر در آن زمان در وسط مصب رود بابل قرار داشته و این مصب بعدها تغییر مسیر داده است .
از سفرنامة ناصرالدین شاه به مازندران و دیدار او از مشهدسر نیز چنین امری مستفاد می شود: «محاذی امامزاده راه کم عرضی بلندتر از زمین ساخته اند زیرا که تا امامزاده طرفین راه باتلاق است و این راه را از قدیم به جهت عبور و مرور به بقعة امامزاده که دو میدان اسب طول آن است ساخته اند» (ص ١٣٠). بنابراین ابتدا راهی نبوده است و ناچار با قایق به امامزاده می رفته اند و بعد این راه را ساخته اند.
از آنچه گذشت معلوم می شود که به امامزادة مدفون در مشهدسر یا بابلکان از قدیم توجه می شده است و بعدها به هنگام تسلط سادات مرعشی برمازندران در اواسط قرن نهم بر آن بقعه و بنایی ساخته اند بی آنکه نام آن را بدانند و آن را با القاب «دادرس » و «ابوجواب » یاد کرده اند و بتدریج نام و نسب نامه برای آن درست کرده اند و در زمان اعتمادالسلطنه به جهت شهرت آن محل به «مشهدسر» چنین پنداشته اند که در بقعة مذکور سرِ امامزاده مدفون است و این مطلب ، چنانکه ستوده بدرستی بیان کرده است (ج ٤، ص ٢٥٦)، درست نتواند بود و «مشهدسر» مانند «سخت سر» و «رودسر» و «گچسر» است و معنی آن «مکان و محل مشهد» است نه مشهد و بقعة «سر».
توجه به دو نکتة مهم ضروری است : ١)میر تیمور در تاریخ خاندان مرعشی (ص ٦٩) تاریخ وفات میرشمس الدین خان ، پسر میرکمال الدین خان را ٩٠٩ ذکر کرده است که اشتباه است و چنانکه از کتیبة قبر اونقل کردیم تاریخ وفات او روز دوشنبه ٢٥ جمادی الثانیة ٩٠٥ بوده است و نیز چنانکه نوشتیم زن او بی بی فضه در کتیبة درِ امامزاده در محرم ٩٠٦ از او به «طاب ثراه » یاد کرده است ؛
٢) چنانکه گفتیم ، قبر سید زین العابدین بن امیر کمال الدین و برادرش امیر شمس الدین (شوهر بی بی فضه بانی در و کتیبة امامزادة مشهدسر) در شهر ساری است و به نام امامزاده زین العابدین معروف است . به گفتة ستوده ، رابینو سه کتیبه از این امامزاده را رونویسی کرده که ستوده هرسه را نقل کرده است (ج ٤، ص ٥٣٩،٥٤٠). این سه کتیبه بسیار مهم اند و یکی از آنها سال وفات امیر زین العابدین و یکی دیگر سال وفات امیر شمس الدین را دارد (اولی ٨٩٤ است که اگرچه تصریح نشده به قرینة مطابقت آن با تاریخ میرتیمور همان سال وفات امیر زین العابدین است ). کتیبة سال وفات امیر شمس الدین که بر صندوق امامزاده است ، سال وفات امیر شمس الدین را، چنانکه قبلاً گفته ایم ، روز دوشنبه ٢٥ جمادی الثانیة ٩٠٥ ذکر کرده است و این نیز به قرینة مطابقت با کتیبة درِ امامزادة مشهدسر درست است . ظاهراً این سه کتیبه امروز وجود ندارند. ستوده می نویسد مطالب بدنة شمالی صندوق امیرشمس الدین از فرسودگی خوانده نشد و بدنة جنوبی آن نیز نوسازی شده بود. ستوده کتیبه ای را بربدنة شرقی صندوق خوانده است که در آن تاریخ وفات امیر شمس الدین روز دوشنبه ٢٥ جمادی الثّانیة (١٧ خرداد) ٨٥٩ نوشته شده است . این تاریخ با آنچه رابینو خوانده است در روز و ماه یکی است و فقط رابینو رابع عشر خرداد و ستوده سابع عشر خرداد خوانده است که احتمال اشتباه «رابع » با «سابع » در نوشته های پیچیدة کتیبه ها می رود. اما سال ٨٥٩ که ستوده خوانده است مسلماً اشتباه است و باحقایق تاریخی وفق نمی دهد و همچنین است کتیبة دیگری که از فهرست بناها و اماکن باستانی ایران ، صفحه ١٣٨ (در ج ٤، ص ٥٤١) نقل کرده است و تاریخ آن دوشنبه ٢٥ جمادی الاخری و ١٤ خرداد ٨٠٩ است (که البته تاریخ کتیبة صندوق امیرشمس الدین است ) و برای درک اینکه این اشتباه چگونه پیش آمده است باید به محل رفت و بدقت آن را بررسی کرد. فقط همین اندازه می گوییم که قرائت رابینو به جهت انطباق آن با واقعیت تاریخی درست و مسلم است . اما قرائت ستوده اگر درست باشد باید از یک مبدأ تاریخی باشد که در مازندران معمول بوده است و اکنون بر ما مجهول است ؛
زیرا آن رقم با تواریخ یزدگردی نیز تطبیق نمی کند.
در تاریخ خاندان مرعشی میرتیمور، که دربارة وقایع قرن دهم و یازدهم مازندران است ، چند بار ذکر مشهدسر به میان می آید، و گفته می شود که رستمداریان مشهدسر را خراب کردند و حتی امامزاده را به این گمان که مالی در آنجا پنهان کرده اند کندند (ص ٣٠٩)، و از بنای قلعه ای نیز در مشهدسر سخن می رود (ص ٣٣٠). ملاشیخعلی گیلانی در تاریخ مازندران (ص ١٠٤) از اجارة «تمغای فُرْضة مشهدسر» سخن می گوید. این می رساند که در آغاز قرن یازدهم مالیات حاصل از بازرگانی بندر مشهدسر آن اندازه مهم بوده است که آن را به اجاره می داده اند. شاه عباس اول در ١٠١٦ هجری به مازندران سفر کرد و پس از رفتن به بارفروش ده و طرح باغ و خانه ها در میان استخر آنجا از راه پازوار به مشهدسر رفت . ملاجلال منجم که در این سفر همراه شاه عباس بود در تعریف مشهدسر می گوید: «عجب جایی منزّه و با صفا و کنار دریا و چمنهای سبز...» و نیز می گوید: «کشتیها از کوچک و بزرگ در میان دریا ورودخانه بسیار بود و انتظار موسم می کشیدند...». ظاهراً یعنی در انتظار باد مناسب برای حرکت بودند (منجم یزدی ، ص ٣٣٤). این می رساند که مشهدسر در آن زمان بندرگاه بازرگانی معتبری بوده است . پیش از آن شاه عباس در ١٠٠٦ نیز در سفر مازندران به مشهدسر رفته و در آنجا یازده روز به سیر وشکار پرداخته بود (همان ، ص ١٩١).
شهر مشهدسر از غارتها و کشتارهای استنکا رازین (مقتول ١٠٨٢/١٦٧١)، رهبر قزاقهای شورشی و کشاورزان دُن و ولگا، در امان نماند. رازین ، که نام دیگرش استپان تیموفیویچ بود، در ١٠٧٩/١٦٦٨ پس از تصرف شهر یایک در کنار رودِ اورال از راه دریای خزر به شهرهای دربند و باکو و رشت حمله کرد و به شهرهای ساحلی گیلان و مازندران نیز هجوم برد و قتل و غارت بسیار کرد و، به طوری که ملگونف (ص ١٥٨) می نویسد، قلعة مشهدسر را که ذکر آن پیش از این گذشت ، ویران کرد. ما از تفاصیل این فاجعة عظیم که در زمان شاه عباس دوم بر شهرهای گیلان ومازندران روی داد خبرنداریم و اشارة مختصری به آن در عباسنامة محمد طاهر وحید قزوینی (ص ٣٢٦) آمده است . اسناد مفصل راجع به استنکا رازین را آکادمی علوم شوروی در ١٣٣٣ ش /١٩٥٤ منتشر کرده است ( بریتانیکا ، ذیلِ «رازین »).
ژوبر، دیپلمات فرانسوی ، که در حدود ١٢٢٣/اکتبر١٨٠٨ در مازندران بوده است مشهدسر را «بندر کوچکی در چهار فرسخی شمال بارفروش » می داند (ژوبر، ص ٣٥٤). به گفتة او، مشهدسر دهکده ای است که تقریباً دویست خانه دارد و در دوسوی رود بابل ساخته شده و پیرامون آن را باتلاق فرا گرفته است ، و روی رود حدود چهارده قایق با سه کشتی کوچک و در دریا نیز یک کشتی روسی را دیده که به سوی استراباد می رفته است . او می گوید دوعراده توپ نیز به تازگی به آنجا فرستاده بوده اند. از این گفتار ژوبر معلوم می شود که به رغم نابسامانیهای اواخر دولت افشار و زمان دولت زند و آشفتگیهای اوایل قاجار، مشهدسر حالت شهری تجاری را همچنان حفظ کرده بود. توپها هم شاید برای حفظ آنجا از حملات ترکمانان یا کشتیهای جنگی روس بوده است . ژوبر از فراوانی شکر (مقصود کشت نیشکر است ) در آنجا سخن می گوید و می افزاید که در آنجا نمی توانند شکر را خوب تصفیه کنند و شاید روسها بتوانند بهرة فراوانی از نیشکر مازندران ببرند. این سخن ژوبر حاکی از نفوذ زیاد روسها در زمانی است که هنوز جنگهای ایران و روس در قفقاز شروع نشده بود.
جیمز بیلی فریزر که در زمستان ١٢٤٩/١٨٣٣ به ایران سفر کرده است در ٢٥ اوت ١٨٣٤ مشهدسر را بندر کشتیرانی بارفروش می خواند. او نیز مشهدسر را «روستای پرتی در کنار مرداب رود بابل » (فریزر، ص ٥٤٦) می داند و این قول نیز مانند گفتة ژوبر این مطلب را تأیید می کند که امامزادة مشهدسر ابتدا درمیان آب و باتلاقهای رود بابل قرار داشته و «امام دادرس » مذکور در ظهیرالدین همین امامزاده است .
میجردارسی تاد که در ١٢٥٣/١٨٣٧ به ایران سفر کرده و سفرنامه اش را در ١٨٣٨ در لندن منتشر ساخته است «از میزان تجارت و خوبی بازار بارفروش و مشهدسر که در آن عهد محل ورود کالاهای روس به ایران بوده است » سخن می گوید (طاهری ، ص ٤٧) و راه مواصلاتی میان مشهدسر و بارفروش را رضایت بخش می داند و می گوید که گاریها و کالسکه های چرخی بخوبی می توانند در این جاده آمدوشد کنند.
ناصرالدین شاه در سفرنامة ١٢٩٤ خود به مازندران دربارة مشهدسر و کتیبه های امامزادة آن سخن گفته است و می گوید که پل چوبی بسیار طویلی بر روی رود بابل در مشهدسر بسته اند و او از روی آن گذشته است . او از کاروانسرایی سخن می راند که به دستور وی در آنجا ساخته بودند و می گوید که بعضی از تجار روس در کاروانسرا منزل دارند که با ساری و بارفروش و شاهرود تجارت می کنند.
محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در مرآت البلدان (ص ١٥٥) نام این شهر را «مشهدسر» می نویسد و می گوید که با دویست خانوار دارد و اطرافش باتلاق است و شکر زیادی در اطراف شهر به عمل می آید.
ملگونف که در ١٢٧٧/١٨٦٠ از شهرهای گیلان و مازندران دیدن کرده است می گوید که مشهدسر در غرب بابل رود واقع است و ٢٣٠ خانوار جمعیت دارد... گمرکخانة مشهدسر در ٢٥٠ قدمی رود بابل است و این گمرکخانه با شیلات هر سال ٠٠٠ ، ١٢ تومان اجاره داده می شود (ص ١٥٨).
رابینو (ص ٨٤) می گوید: میان مشهدسر و دریا در طرف راست رودخانة بابل یک رشته تپه های شنی هست که بر آنها فانوس دریایی ساخته اند؛
از برج بزرگی که گملین سیاحِ روسی ذکر کرده است و در زمان حملة قزاقهای روسی به فرماندهی استنکا رازین به این سواحل ساخته شده بود اثری دیده نمی شود. به گفتة رابینو در مشهدسر بقعة بی بی سکینه نیز هست که تاریخ کتیبة آن ٨٧٣ هجری است و حاکی از آن است که این بنا برروی قبر بی بی سکینه ، دختر امام موسی کاظم علیه السلام ساخته شده است و درِ این حرم منسوب است به سید خجسته ، فرزند سید فخرالدین بابلکانی ، و سازندة آن شمس الدین نجار، پسر استاد احمد است . رابینو از کتیبة درِ دیگر این بقعه نیز سخن می گوید و می افزاید که موفق به خواندن آن نشده است . ملگونف این تاریخ را ٨٩٣ خوانده است . به گفتة ستوده (ج ٤، ص ٢٧٠) درِ ورودی شمالی این بقعه که اکنون بقعة بی بی رقیّه خوانده می شود کنده کاریهای ظریفی داشته که به علت بارندگی فرسوده شده است و مطالب آن درست خوانده نمی شود.
میرزا ابراهیم نامی که در سواحل جنوبی دریای خزر سفر کرده و آن را در ١٢٧٦ یا ١٢٧٧ به پایان رسانیده است ، شرح مفصلی دربارة مشهدسر دارد (ص ١١١). او نیز مشهدسر را در وسط مرداب وصف می کند و می گوید طرف راست (رودبابل ) مردابی است که سابقاً گمرکخانه و بندر مشهدسر بوده و اکنون مسدود است وطرف چپ هم مرداب است که در آن مرغابی صید می شود. به گفتة میرزا ابراهیم ، اجارة گمرکخانه ٠٠٠ ، ١٢ تومان است و اجارة رودخانه از بابت صیدماهی حلال ٢٠٠ تومان و ازبابت ماهی حرام متعلق به مباشر کل است .
میرزا ابراهیم پس از آنکه از آستانة سید ابراهیم ابوجواب و خواهرش که در «بازار محله » است سخن می گوید به ذکر جمعیت و کشاورزی و اقتصاد مشهدسر می پردازد. جمعیت را ٢٢٠ خانوار و محصولش را کتان و کدو غلیانی و باقلا و نیشکر می گوید و محصول ابریشم آن را ده تا دوازده من ذکر می کند؛
مشهدسر محصول برنج ندارد؛
عده ای در مشهدسر کَرَجی دارند که به بندرانزلی و لنگرود و آشوراده و سایر جاها برای داد و ستد می روند؛
کرجیها از ٥٠ الی ١٠٠ خروار شتری بار می کنند و در هر سال ١٠٠ فروند کشتی و کرجی برای خرید به این بندر می آیند؛
هرکشتی ٠٠٠ ، ٥ تا ٠٠٠ ، ١٢ پوط بارحمل می کند. مطالب سفرنامة استراباد و مازندران از رونق تجارت و حمل ونقل در این بندر مازندران در اواخر قرن سیزدهم هجری حکایت می کند.
مشهدسر تا انقلاب اکتبر روسیه همچنان از بنادر بازرگانی میان مازندران و روسیه بود. پس از آن بتدریج بندر بازرگانی دریای خزر در ایران با شوروی منحصر به بندر انزلی شد و مشهدسر اهمیت تجاری سابق خود را از دست داد. اما با آمدن وسایل حمل ونقل جدید میان مرکز ایران و مازندران و گشوده شدن راه هراز فاصلة میان تهران و آمل و بابل و بابلسرکاهش یافت و جادة هراز کوتاهترین راه تهران به شمال شد.
منابع :
(١٦) رابرت استودارت ، سفرنامة استودارت ، ترجمة احمدتوکلی ، فرهنگ ایران زمین ، ج ٨ (١٣٣٩ ش )؛
(١٧) محمدحسن بن علی اعتماد السلطنه ، مرآت البلدان ، چاپ سنگی تهران ١٢٩٣ـ١٢٩٦؛
(١٨) یاسنت لویی رابینو، مازندران واستراباد ، ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(١٩) پیرامده امیلین پروب ژوبر، مسافرت در ارمنستان و ایران ، به انضمام جزوه ای دربارة گیلان و مازندران ، ترجمة علیقلی اعتماد مقدم ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(٢٠) منوچهر ستوده ، از آستارا تا استارباد ، تهران ١٣٤٩ـ١٣٦٦ ش ؛
(٢١) شیخعلی گیلانی ، تاریخ مازندران ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(٢٢) ابوالقاسم طاهری ، جغرافیای تاریخی گیلان و مازندران و آذربایجان از نظر جهانگردان ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(٢٣) جیمز بیلی فریزر، سفرنامة جیمز فریزر: معروف به سفرنامة زمستانی ، ترجمة منوچهر امیری ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢٤) ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ، چاپ برنهارد دارن ، سن پطرزبورگ ١٨٥٠، چاپ افست تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٥) میرتیمور مرعشی ، تاریخ خاندان مرعشی مازندران ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٢٦) گ .و. ملگونف ، سفرنامة نواحی شمال ایران ، ترجمة پطرس ، در سفرنامة ایران و روسیه ، چاپ محمد گلبن و فرامرز طالبی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٧) جلال الدین محمد منجم یزدی ، تاریخ عباسی ، یا، روزنامة ملاجلال ، چاپ سیف اللّه وحیدنیا، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٢٨) ژاک ژان ماری دومورگان ، هیئت علمی فرانسه در ایران : مطالعات جغرافیایی ، ترجمه و توضیح کاظم ودیعی ، تبریز ١٣٣٨ ش ؛
(٢٩) میرزا ابراهیم ، سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان ، چاپ مسعود گلزاری ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٣٠) ناصرالدین قاجار، شاه ایران ، روزنامة سفرمازندران ، چاپ سنگی ، تهران ١٢٩٤، چاپ افست تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٣١) محمد طاهربن حسین وحید قزوینی ، عباسنامه ، چاپ ابراهیم دهگان ، اراک ١٣٢٩ ش ؛
(٣٢) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago ١٩٨٥, s.v. "Razin".
/عباس زریاب /
تصاویر این مدخل:
دانشگاه مازندران دربابلسر منبع:اداره میراث فرهنگی مازندران
امامزاده ابراهیم در بابلسر منبع:اداره میراث فرهنگی مازندران
ساختمان گمرک در بابلسر منبع:اداره میراث فرهنگی مازندران