دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٩٧
خورموجى، محمدجعفر ، ملقب به حقايقنگار، مورخ عصر ناصرالدين شاه قاجار. او در ١٢٢٥ در شيراز متولد شد (خورموجى، ١٣٨٠ب، ص ٦٣). پدرش، ميرزامحمدعلى، و اجداد او اهل خورموج، از قراى دشتستان فارس، بودند و ضابطى و كلانترى خورموج را به عهده داشتند. ميرزا محمدجعفر نيز شغل پدران خود را پيشه كرد. وى تا ١٢٥٨ در اين شغل بود و در اين سال ميرزا محمدخان دشتى معروف به حاجيخان، حكمران دشتى، به خورموج حمله كرد و آن ناحيه را از اختيار محمدجعفرخان بيرون آورد. وى در ١٢٦٠ به شيراز رفت (خورموجى، ١٣٨٠الف، ص ٧٧؛ همو، ١٣٦٣ش، مقدمه خديوجم، ص بيست، مقدمه افشار، ص بيستوپنج). در ١٢٦٢، به امارت ديوانخانه عدليه منصوب شد. او در مدت اقامت خود در شيراز، به مطالعه و تحقيقات تاريخى درباره ايالت فارس پرداخت و نخستين اثر خود، آثار جعفرى، را در اين خصوص تأليف كرد كه در ١٢٧٦ چاپ شد (خورموجى، ١٣٨٠الف، ص ٧٧؛ همو، ١٣٨٠ب، ص ٦٤؛ مقدمه آلداوود، ص ٢٩).
خورموجى در همان سال از شيراز به تهران رفت. ناصرالدين شاه نسخهاى از آثار جعفرى را مطالعه كرد و محمدجعفرخان را مأمور نوشتن تاريخ سلطنت خويش، به دور از تكلف و تملق، كرد. خورموجى در ١٢٧٧ به حقايقنگار ملقب گرديد (خورموجى، ١٣٦٣ش، ج ١، ص ١ـ٢، ج ٢، ص ٢٦٧)، ولى پس از تأليف، كتاب مقبول شاه واقع نشد. پس از اين ماجرا، در ١٢٨٣ حسامالسلطنه*، والى فارس، از ميرزا جعفر به شاه شكايت برد زيرا وصول اقساط ديوانى و بلوك آنجا موقوف به مراجعت ميرزا به شيراز بود. حقايقنگار به همراه پنج سوار به فارس بازگردانده شد. اين ماجرا با وساطت مستوفيالممالك، فرخخان امينالدوله و عزيزخان مكرى، پايان گرفت، اما خورموجى از آن پس طرف توجه نبود و كتابش نيز در توقيف ماند (خورموجى، ١٣٨٠ب، مقدمه آلداوود، ص ٣٠ـ٣١). ميرزا پس از اين واقعه آثار ديگرى تأليف كرد. در اواخر عمر به عتبات مهاجرت كرد و در ١٣٠١ در بغداد درگذشت (وقايع اتفاقيه، ص ٢٠٦).
خورموجى از جمله نخستين مورخان ايران است كه در تاريخنويسى از تملقات منشيانه دورى جست ولى مانند نويسندگان اين دوره صنايع ادبى زيادى به كار برده است و مطالب كتاب در مواردى اطناب دارد (خورموجى، ١٣٦٣ش، مقدمه خديوجم، ص بيست). وى از جمله نخستين مورخان خردگراى ايران به شمار ميرود (همو، ١٣٨٠ب، مقدمه آلداوود، ص ٣١). آثار شناختهشده او بدين ترتيباند: آثار جعفرى، از جمله فارسنامههاى مهم است كه آن را در ١٢٧٦ در تهران به چاپ رساند. آثار جعفرى دو بخش دارد. بخش اول در تاريخ و جغرافيا و زندگينامۀ بزرگان فارس است و بخش دوم كه موجزتر است دربارۀ جغرافياى جهان است (خورموجى، ١٣٨٠الف، مقدمه شعبانى، ص ٨). از نكات مهم اين كتاب پرداختن به خليجالعجم (فارس) و جزاير واقع در آن است كه جزو ايران بود (خورموجى، ١٣٨٠الف، ص ١٠٠ـ١٠٨).
حقايقالاخبار ناصرى مهمترين كتاب خورموجى دربارۀ تاريخ قاجار است. وى كتاب را به دستور ناصرالدين شاه (خورموجى، ١٣٦٣ش، ص ٢) در دو جلد تأليف كرد. در اين كتاب، نظم و توالى زمانى حفظ شده است و كتاب به صورت سالشمار با نام شاهان يا نام رجال منظم شده است. جلد اول، شامل تاريخچه مختصر ايل قاجار و سرگذشت شاهان قاجار تا پايان دورۀ محمدشاه است. در اين جلد، شرح وقايع بيست سال سلطنت ناصرالدين شاه، از چگونگى به تخت نشستن وى تا ١٢٨٤، مفصّلتر ذكر شده است. امتياز اين كتاب نسبت به ديگر تاريخهاى دورۀ ناصرى اين است كه در آن جزئيات قتل اميركبير به صراحت و درستى بيان شده است (خورموجى، ١٣٦٣ش، ص ١٠٣ـ١٠٥). جلد دوم كتاب، از وقايع ١٢٧٨ آغاز ميشود و شامل وقايع پراكندهاى است چون تغيير و تبديل حكام و فرمانروايان دنيا (خورموجى، ١٣٦٣ش، ج ٢، ص ٢٧٧ـ٢٨٠)، تعيين وليعهد ناصرالدين شاه (همان، ج ٢، ص ٢٩٠ـ٢٩٢) و نيز وقايع فارس و مختصرى از احوال مؤلف از ١٢٨٠ تا ١٢٨٤ (همان، ج ٢، ص ٣٠٤ـ٣١٦). حقايقالاخبار در ١٢٨٤ چاپ سنگى شد، اما بلافاصله به دليل ناخشنودى شاه و دربايان از مطالب آن، جمعآورى گرديد. اين كتاب در ١٣٤٤ش با تصحيح حسين خديوجم به چاپ رسيد (همان، مقدمه خديوجم، ص ده، بيستودو).
حقايقالمصيبة كتاب ديگر خورموجى در ذكر وقايع كربلاست. در اين كتاب، مؤلف شيوۀ استدلالى دارد و ازاينرو مورد قبول عامه واقع نشد و طرح اين سؤال كه چرا حضرت مسلم سلاماللّه عليه به تنهايى به كوفه رفت، سبب شد تا ميرزااحمد نقيب شيرازى در هجو خورموجى قصيدهاى بسرايد (خورموجى، ١٣٨٠ب، مقدمه آلداوود، ص٤٠؛ ديوان بيگى، ج ٣، ص ١٩١٧ـ١٩١٨). اين كتاب در تهران چاپ سنگى شد.
تحفةالمعتمديه، از تأليفات ادبى خورموجى است. وى اين كتاب را در ١٢٩٢ براى يحييخان قزوينى معتمدالملك، برادر ميرزاحسينخان سپهسالار حاكم فارس، نوشت. خورموجى، تحفةالمعتمديه را در يك مقدمه دربارۀ معتمدالملك و چهار باب دربارۀ قصه و امثال عرب، شاعران پارسيزبان و نثرنويسان پارسينويس و آثار آنان نوشته است (خورموجى، ١٣٨٠ب، مقدمه آلداوود، ص ٤١).
نزهةالاخبار، در تاريخ و جغرافيا و زندگينامۀ رجال و دانشمندان و شاعران فارس است. اين كتاب منبع مورد استفادۀ فارسنامه فسايى و آثارالعجم بوده است و شكل گسترده و تكميل يافتۀ آثار جعفرى است. بخشى از كتاب تكرار حقايقالاخبار است. چون در اين دوره، خورموجى از ديوان و دربار جدا شده بود، با آزادى فكرى بيشترى تأليف كرده است (خورموجى، ١٣٨٠ب، مقدمه آلداوود، ص ٤٣).
آئينه مظفرى، مؤلف جلد دوم نزهةالاخبار را به اين نام خوانده و آن را در ١٢٩٦ به نام مظفرالدين* ميرزا تأليف كرده است. اين دو كتاب در يك مجلد تدوين شدهاند، اما موضوع آئينه مظفرى متفاوت است و تاريخ و جغرافياى مختصر همۀ كشورهاى جهان از جمله ايران را در برميگيرد و براساس قارهها تقسيم شده است. مؤلف برخى مطالب اين كتاب را از آثار جعفرى اقتباس كرده ولى اطلاعات آن تازهتر است. همچنين از منابع خارجى نيز اقتباس كرده است (خورموجى، ١٣٨٠ب، مقدمه آلداوود، ص ٥٠ـ٥١).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانى، الذريعة الى تصانيف شيعه، چاپ سيداحمد حسينى، مشهد ١٤٠٥؛
(٢) اعتمادالسلطنه، مرآةالبلدان، چاپ عبدالحسين نوايى ـ ميرهاشم محدث ١٣٦٨ش؛
(٣) ايرج افشار، «هجو جعفر خورموجى مؤلف حقايق الاخبار»، مجلۀ راهنماى كتاب، سال ٢٠، ش ٣ـ٤، (خرداد و تير ١٣٥٦)؛
(٤) محمدجعفر خورموجى، آثار جعفرى پيرامون تاريخ و جغرافياى فارس، چاپ احمد شعبانى، اصفهان ١٣٨٠ش؛
(٥) همو، حقايقالاخبار ناصرى، چاپ خديوجم، تهران ١٣٦٣ش؛
(٦) همو، نزهة الاخبار، تاريخ و جغرافياى فارس، چاپ سيدعلى آل داود، تهران ١٣٨٠ش؛
(٧) ديوانبيگى شيرازى، حديقةالشعراء، چاپ عبدالحسين نوايى، تهران ١٣٦٦ش؛
(٨) ركنزاده آدميت، دانشمندان و سخنسرايان فارس، تهران ١٣٣٨ش؛
(٩) فضلاللّه زهرايى، حاج ميرزا جعفرخان حقايق نگار خورموجى، مجلۀ یغما، سال ١٧، ش ٩٥، (آذر ١٣٤٣)؛
(١٠) سيدمحمد نصير حسينى، فرصتالدوله، آثارالعجم در تاريخ و جغرافياى مشروع بلاد و اماكن فارس، چاپ على دهباشى، تهران ١٣٦٢ش؛
(١١) حاج ميرزا حسن حسينى فسايى، فارسنامهناصرى، چاپ منصور رستگار فسائى، تهران ١٣٨٢ش؛
(١٢) محمدعلى مدرس تبريزى، ريحانة الادب، تهران ١٣٦٩ش، مصطفوى، اقليم پارس، تهران ١٣٧٥ش؛
(١٣) وقايع اتفاقيه: مجموعه گزارشهاى خفيهنويسان انگليس، چاپ علياكبر سعيدى سيرجانى، تهران، ١٣٦١ش؛
(١٤) خانبابا مشار، مؤلفين كتب چاپى، تهران، ١٣٤٠ش.
/ منيژه ربيعى /
تاریخ انتشار اینترنتی:
١٧/٠٨/١٣٨٨