دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٦٦
شاه شجاع كرمانى ، از صوفيان قرن سوم. در برخى منابع او را شاهِ شجاع كرمانى ناميدهاند (عطار، ص ٣٧٧؛
جامى، ص ٨٤). وى به ابوالفوارس ملقب بود كه احتمالا نشانهاى از بزرگزادگى يا مهارت او در اسب سوارى بوده است (هجويرى، ص ٢١١؛
همان، تعليقات عابدى، ص ٧٥٢). گفتهاند او ملكزادهاى بود كه بعدها زهد پيشه كرد (ابونعيم، ج ١٠، ص ٢٣٧؛
ابنجوزى، ج ٤، ص ٦٧). مؤلف مزارات كرمان (خطيب، ص ١٩٠)، روايات افسانه گونهاى درباره پادشاهى و توبه او نقل كرده است.
سلمى (ص ١٩٢) و انصارى (ص ٢٣٦) او را اهل فتوت دانستهاند؛
اما چون وى با برخى از ملامتيه، مانند ابوحفص حداد و يحييبن معاذ، مصاحبت و مكاتبه داشته (سراج، ص ٢٣٨؛
عطار، ص ٣٧٩) و نيز مانند ملامتيه از پوشيدن خرقه صوفيه و عباى زاهدان خوددارى ميكرده و قباى عامه را ميپوشيده است، ميتوان او را واسطهاى ميان اهل فتوت و اهل ملامت دانست (جامى، همانجا؛
زرينكوب، ١٣٥٧ش، ص ٣٥٠).
شاه با مشايخى همچون ابوتراب نَخَشْبى و ابوعبيد بُسْرى نيز مصاحبت داشت (سلمى؛
جامى، همانجاها). برخى او را مريد ابوحفص حداد دانستهاند (شيروانى، ص ٥٣٧؛
لاهورى، ج ٢، ص ١٥٨)، حال آنكه از ماجراى سفر او به نيشابور و صحبتها و مكاتبات اين دو، بيشتر مناسبات دوستانه استنباط ميشود تا رابطه مريدى و مرادى (رجوع کنید به هجويرى، ص ٢٠٤؛
عطار، ص ٣٧٩، ٤٧٧). اما مشرب عرفانى آنها چندان به هم نزديك بوده است كه وقتى شاه شجاع به همراه شاگردش، ابوعثمان حِيرى، براى ديدار ابوحفص به نيشابور سفر كرد، ابوعثمان را براى شاگردى نزد ابوحفص حداد باقى گذاشت (هجويرى، همانجا؛
عطار، ص ٤٧٦ـ٤٧٧).
از زندگى شاه شجاع حكاياتى نقل شده كه نشاندهندۀ بياعتنايى وى به جمع ظاهرى طاعات و عبادات و توجه به باطن و حقايق معنوى آن است. از جمله گفته شده است كه پنجاه حج خود را، در ازاى نان دادن به درويشى، فروخت (انصارى، ص ٢٣٧؛
جامى، ص ٨٥). روزبهان بقلى (ص ١٥٦ـ١٥٧) اين حكايت را جزو شطحيات وى آورده و در توضيح آن گفته كه آن چهل حج پياده، حجاب رؤيت حق بوده و با توجه به اينكه اصل عبادت، اخلاص است و التفات بر عبادت، شرك؛
لذا فروختن چهل حج به دو نان، به قصد از بين بردن شرك بوده است.
شاه توجه و ديدن مقامات عرفانى را، به عنوان اهداف غايى، مخالف كمال ميدانست. از سخنان اوست كه اهل فضل صاحب فضل باشند تا آنگاه كه فضل خود نبينند، چون بديدند، ديگر فضل باقينماند، و اهل ولايت را همچنين ولايت تا آنگاه است كه ولايت خود نبينند (ابونعيم، ج ١٠، ص ٢٣٨؛
سلمى، ص ١٩٣؛
ابنجوزى، ج ٤، ص ٦٨). از ديگر ويژگيهاى تصوف او اهميت دادن به خوف در مقابل رجا (رجوع کنید به هجويرى، ص ٢٠٣ـ٢٠٤؛
عطار، ص ٤٧٦) و تفضيل فقر و درويشى بر توانگرى است (رجوع کنید به جامى، ص ٨٤؛
شيروانى، ص ٥٣٨). گفتهاند وى در رد يحييبن معاذ رازى، كه رسالهاى در تفضيل توانگرى بر درويشى داشته، رسالهاى در تفضيل فقر و درويشى بر توانگرى نوشته است (جامى؛
شيروانى، همانجاها).
از حوادث زندگى او، كه در تذكرهها بسيار از آن ياد شده، رياضتها و شب زندهداريهاى چهل سالۀ اوست. گفتهاند كه وى در يكى از شب زندهداريهايش ناگهان خوابش برد و چون شهودى در آن خواب به او دست داد، پس از آن همواره به دنبال آن بود كه بخوابد تا شايد آن شهود تكرار شود. در همين مورد از او شعرى نيز نقل شده است (هجويرى، ص ٢١١؛
قشيرى، ص ٣٦٧؛
ابنملقن، ص ٣٦١).
وى بعد از ٢٧٠ يا قبل از سال ٣٠٠ درگذشت (ابنجوزى، ج ٤، همانجا؛
جامى، ص ٨٤؛
سلمى، ص ١٨٣). مزارش احتمالا در كنار مزار خواجه على سيرجانى، در روستاى نصرآباد در مغرب سيرجان بوده است (پورمختار، ص ٢٢٦؛
نيز رجوع کنید به عطار، ص ٣٨١).
گفتهاند كه شاه رسالههاى بسيارى در تصوف داشته است، ولى فقط از مرآةالحكماى او نام بردهاند (سلمى، ص ١٩٢؛
انصارى، ص ٢٣٦؛
هجويرى، ص ٢١١). از شاه كرمانى تأويلهايى نيز از آيات قرآن نقل شده است (رجوع کنید به ابو نصر سراج، ص ٩١؛
زرينكوب، ١٣٦٩، ص ١٢٢).
منابع :
(١) ابنملقن، طبقات الاولياء، چاپ نورالدين شربيه، مصر ١٤٠٦/١٩٨٦ ؛
(٢) ابونصر سراج، اللمع فى التصوف، چاپ رنلود الن نيكلسون، ليدن ١٩١٤؛
(٣) ابونعيم، احمدبن عبداللّه، حليه الاولياء و طبقات الاصفياء، بيروت (بيتا)؛
(٤) خواجه عبداللّه انصارى، طبقات الصوفيه، تهران ١٣٦٢ش؛
(٥) محسن پورمختار، «بياض وسواد سيرجانى متنى كهن از اقوال مشاهير صوفيه تا اوايل سده پنجم» در نامه بهارستان، سال ششم، شماره اول ـ دوم، دفتر ١١، زمستان ١٣٨٥ش؛
(٦) عبدالحسين زرينكوب، جستجو در تصوف ايران، تهران ١٣٥٧ش؛
(٧) همو، ارزش ميراث صوفيه، تهران ١٣٦٩ش؛
(٨) سعيد خطيب، تذكره الاولياء محرابى كرمانى يا مزارات كرمان، چاپ حسين كوهى كرمانى، انتشارات مركز كرمانشناسى (بيتا.)؛
(٩) ابوعبدالرحمان سلمى، طبقات الصوفيه، چاپ نورالدين شريبه، حلب ١٤٠٦/١٩٨٦ ؛
(١٠) زينالعابدين شيروانى، رياضالسياحه، چاپ اصغر حامد ربانى، تهران (بيتا.)؛
(١١) نورالدين عبدالرحمان جامى، نفحات الانس، تهران ١٣٨٦ش؛
(١٢) جمالالدين ابيالفرج عبدالرحمنبن عليبن الجوزى، صفهالصفوه، چاپ محمود فاخورى، حلب بيروت ١٣٩٣/١٩٧٣ ؛
(١٣) روزبهان بقلى شيرازى، شرح شطحيات، چاپ هنرى كربين، تهران ١٣٦٠ش/١٩٨١م؛
(١٤) فريدالدين عطار نيشابورى، تذكرةالاولياء، چاپ محمد استعلامى، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٥) ابوالقاسم عبدالكريمبن هوازن قشيرى، رسالۀ قشيريه، چاپ معروف زريق و على عبدالحميد بلطهچى، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨ ؛
(١٦) غلام سرور لاهورى، خزينهالاصفيا، كانپور ١٩٢٩؛
(١٧) عليبن عثمان جلابى هجويرى، كشفالمحجوب، چاپ دكتر محمود عابدى، تهران ١٣٨٣ش.
/ خديجه روزگرد /
تاریخ انتشار اینترنتی:
٢٧/٠٣/١٣٨٨