دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٩٥
حَراز ، ناحیهاى وسیع و كوهستانى در كشور یمن. این ناحیه در مغرب صنعا* و میان صنعا و حُدیده* قرار دارد و چون از بلندترین نواحى یمن به شمار میآید، در گذشته پناهگاه گروههاى مختلف، بهویژه اسماعیلیان، بوده است. ساختمان این ناحیه منشأ آتشفشانى دارد و از مواد بازالت و گرانیت تشكیل شده و بنابر جدیدترین تقسیمبندى سیاسى كشور یمن، در شهرستان (مدیریه)هاى بنیمَطَر، حَیمه داخلیه، حَیمه خارجیه، مَناخه و صَعْفان، در استان (محافظه)هاى صنعا و حدیده، گسترده است (رجوع کنید به مقحفى، ذیل مادّه؛ ثور، ص ٢١؛ اكوع، قسم ١، ص ٩٧ـ ٩٨؛ نیز رجوع کنید به اطلس الجمهوریة الیمنیة و العالم، ص ٢٤).
این ناحیه از شمال به وادى سُرْدُد، از جنوب به وادى سِهام، از مشرق به ناحیه حیمه* و از مغرب به ناحیه بنیسعد محدود است و از مجموعهاى ارتفاعات مانند صعفان، مَسار، بَیح، شبام، بنیاسماعیل و حراز (میانگین ارتفاع كوهها: سههزار متر) تشكیل شده است (ترسیسى، ص٤٤٠؛ ثور، ص٤١٠؛ نیز رجوع کنید به هلفریتس، ص١٩٠ـ١٩٢). حراز نسبتآ مرطوب است و این رطوبت و بارش، از بادهاى جنوبشرقى تأثیر میپذیرد. آب و هوا و خاك مناسب، آنجا را ناحیهاى حاصلخیز ساخته است. در آن قهوه، گندم، جو، حبوبات و انواع میوه كشت میشود. پرورش دام و منابع سرشار زیرزمینى، مانند طلا، موجب شكوفایى اقتصادى آنجا شده است (رجوع کنید به ثور، ص ٤١١؛
زكریا، ص ١٣٥ـ ١٣٦، ١٦٩؛
هلفریتس، همانجا؛
سیاغى، ص ١٢٢). قرارگرفتن ناحیه حراز میان صنعا و حدیده و برقرارى ارتباط میان این دو شهر مهم، اهمیت سوقالجیشى به آن بخشیده است (ثور، ص٤١٠؛
زكریا، ص ١٦٦ـ١٦٧).
مناخه از قدیم مقر حكومتى و مهمترین شهر ناحیه حراز بوده است. شهرهاى مهم ناحیه، مسار، عطاره، حمید، مِتْوَح، شبام، لَكَمه، موزه، اَسِل، بِرار، اِمْقَه یا قُصَیبَه و حَجَیلَه، و
وادیهاى مهم آن حار، اِدْروب، حِجان، حمام، دایان، قصیه، حجیله و مفحقاند (ثور، ص ٤١٠ ـ ٤١١؛
د. اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه). از جمعیت ناحیه در سالهاى اخیر اطلاع دقیقى در دست نیست. به گفته مَقْحَفى در ١٣٦٣ش/١٩٨٤، جمعیت ناحیه حدود ٠٠٠، ٨٧ تن بوده است (همانجا).
از پیشینه حراز در دوران باستان اطلاع چندانى نیست. نام هَوْزَن كه در كتیبهاى باستانى آمده است، بر ناحیه حراز دلالت میكند (د. اسلام، همانجا). در سدههاى اولیه اسلامى، حراز یكى از مِخلافهاى یمن بود كه در كنار هوزن قرار داشت (یعقوبى، تاریخ، ج ١، ص ٢٠١؛
همو، البلدان، ص ٣١٨؛
نیز رجوع کنید به یاقوت حموى، ذیل مادّه). به گفته ابنخرداذبه (ص ١٤٢)، حراز و هوزن باهم یك مخلاف* را تشكیل میدادند. این نظر را مقدسى نیز در سده چهارم (ص ٩١ـ ٩٢) تأیید كرده است. دقیقتر از آنها، ابنحائك همدانى، مؤلف سده سوم (ص ١٢٢ـ ١٢٣، ٢٠٩)، گفته است كه سرزمین حراز هفت ناحیه به نامهاى هوزن، كرار، صَعْفان، مسار، لهاب، مجِّیع و حراز، و مُسْتَحْرِزَه دارد و گاهى حراز و هوزن نامیده میشود. این سرزمین، بسیار حاصلخیز و داراى دژهاى استوارى چون شبام، مسار، حراز، مستحرزه، مسجدى بر بالاى كوه شبام و بازار میوه بود (همان، ص ١٢٢، ٢٠٩، ٢٣٨). حراز و هوزن فرزندان عوفبن عدى بودند و نسبشان به حِمْیربن سَبَأ (حمیر بزرگ) میرسید. حناتله، لُعف و نَشْق از تیرههاى ساكن ناحیه حراز به شمار میآمدند كه به عربىِ نه چندان فصیح سخن میگفتند (ابنكلبى، ج ٢، ص ٥٣٤ـ ٥٣٩؛
ابنحائك، ص٢٠٩، ٢٤٨؛
ابنحزم، ص ٤٣٢ـ ٤٣٥؛
حازمى همدانى، ص ٧٥ـ٧٦).
در ١٧٩، در حراز شورشى نافرجام برضد خلافت هارونالرشید و نمایندگان وى در یمن درگرفت (رجوع کنید به یعقوبى، تاریخ، ج ٢، ص ٤١٢). در ٢٩٧، امام هادى الیالحق، از امامان زیدى، با سپاهى به حراز رفت و بسیارى از اسماعیلیان را كشت (عباسى علوى، ص ٣٩٥). در ٣٤٥، اسمربن یوسفبن ابیالفتوح خولانى، در مخالفت با آلیعفر، به حراز لشكر كشید، اما شكست خورد (ابنقاسم، قسم ١، ص ٢٢٢).
در سده پنجم، صُلَیحیان در ناحیه حراز قدرت یافتند. مؤسس این سلسله، علیبن محمد صلیحى بود كه در ٤٣٩ در كوه مَسار قلعهاى ساخت و حراز را مركز دعوت خود قرار داد (حمادى، ص ٨١ـ٨٢؛
ابنمجاور، ص ٢٣٦ـ٢٣٧؛
همدانى و جهنى، ص ٧٥ـ٧٦؛
نیز رجوع کنید به صلیحیان*). در ٤٦٠ گروهى از قبایل حراز، كه در صدد تصرف قلعه مسار بودند، به اطاعت دولت صلیحى درآمدند (ابنقاسم، قسم ١، ص ٢٥٨؛
همدانى و جهنى، ص ١١٨ـ١١٩). با پایان یافتن حكومت صلیحیان در ٥٣٢، اهالى حراز به اسماعیلیه حافظى پیوستند و علیبن حاتم،
پیشواى دعوت حافظى، حراز را ضمیمه قلمرو خود ساخت (دفترى، ص ٢٧٦،٢٨٠ـ٢٨١). از ٥٦١ تا ٥٦٤، درگیریهاى متعددى میان اسماعیلیان حافظى و طیبى یمن روى داد، كه در نهایت علی بنحاتم بر حاتمبنابراهیم حامدى، پیشواى اسماعیلیه طیبى، غلبه كرد. حاتمبن ابراهیم به حراز رفت و چند قلعه را تسخیر و سپس آنها را مستحكم كرد و با انتخاب قلعه حُطَیب به عنوان مركز دعوت خود، عدهاى از ساكنان حافظى حراز را پیرو اسماعیلیان طیبى ساخت (همدانى و جهنى، ص ٢٧٥ـ ٢٧٨؛
دفترى، ص ٢٨٧ـ٢٨٨). با مرگ حاتم در ٥٦٩، فرزندش على به جاى وى نشست و در پى مخالفتهاى محلى با ادامه دعوت طیبى، على مركز خود را از حراز به صنعا منتقل ساخت و با استقبال هَمْدانیهاى شهر روبهرو شد (همدانى و جهنى، ص٢٨٣؛
دفترى، ص ٢٨٨). از این زمان تا اواسط سده نهم كه حراز دوباره مركز دعوت طیبى گردید، چند واقعه مهم در حراز روى داد، از جمله شورشهاى گسترده در سالهاى ٧٣١ تا ٧٤٦، لشكركشى نافرجام امام صلاحالدین به حراز در ٧٩٠، و تسخیر قسمت عمده حراز و قلاع آن از سوى علیبن صلاحالدین در ٨٠٤ (رجوع کنید به ابنقاسم، قسم ٢، ص ٥٣٤، ٥٥٩؛
دفترى، ص ٢٨٨ـ ٢٨٩).
سلطه عثمانیها بر یمن از اواسط سده دهم آغاز شد. در این زمان، حراز قضائى در سنجق صنعا در ولایت یمن به شمار میرفت (سامى، ذیل مادّه). در ٩٤٤، امام شرفالدینبن شمسالدین بسیارى از قسمتهاى ناحیه حراز و دو سال بعد قلعه مسار را تصرف كرد (ابنقاسم، قسم ٢، ص ٦٨٣؛
بافقیه، ص ٢٦٧ـ ٢٦٨). چندى بعد، حاكم حراز در درگیرى میان شرفالدین و فرزندش، مطهر، جانب امام را نگه داشت (ابنقاسم، قسم ٢، ص ٦٩٢ـ٦٩٣). در ٩٧٣، رضوانپاشا (والى عثمانى یمن و فرزند مصطفى شاهین)، پس از سركوبى اسماعیلیان، قلعه مَسار را تصرف كرد، اما طولى نكشید كه مطهر در ٩٧٤ با همراهى برادرزادهاش، محمدبن شمسالدین، حراز را از سلطه عثمانیها خارج ساخت و با پیمان صلحى كه میان مطهر و رضوان منعقد گردید، حراز در اختیار مطهر باقى ماند (نهروالى، ص١٧٠ـ١٧١؛
ابنقاسم، قسم ٢، ص ٧٢٤ـ ٧٢٦). در ٩٧٧، سنانپاشا (والى عثمانى یمن) با لشكركشى چند قلعه حراز را به عثمانیها بازگرداند و در ١٠١٣ قلعه مسار را كه در اختیار علیبن یوسف حماطى قرار داشت و در حَیمه شورشى برپا كرده بود، تصرف كرد (رجوع کنید به نهروالى، ص ٣٤٩ـ٣٥٣؛
ابنقاسم، قسم٢، ص٧٣٦، ٧٨٢، ٧٨٦). در زمان كشمكشهاى میان زیدیان و داعیان سلیمانىِ مَكرمى یمن در سده دوازدهم، منصوربن متوكل (امام زیدى) حراز را، به عنوان پاداش سركوب شورشیان، به هبةاللّهبن ابراهیمِ مكرمى واگذار كرد، اما این اقدام از منازعات دو گروه نكاست (رجوع کنید به دفترى، ص ٣١٩). در ١٢٥٦، قبیله اسماعیلى یام، حراز را تصرف كرد (نعمى حسنى، ص ١٣١). دو سال بعد، امام زیدى، علیبن مهدى (ملقب به هادى و امام صنعا) به حراز لشكر كشید و مناخه را تصرف كرد، اما با تطمیع امراى سپاه هادى، مكرمیها مناخه را پس گرفتند (واسعى یمانى، ص ٨٥). در ١٢٨٩ مختارپاشا به حراز حمله كرد و مكرمیها را از آنجا بیرون راند (رجوع کنید به عرشى، ص ٧٦ـ ٧٧؛
دفترى، ص٣٢٠).
امروزه حراز شش مخلاف به نامهاى بنیاسماعیل، ثِلْث، لَهاب، بنیمُقاتل، مسار و هوزن دارد (اكوع، قسم١، ص٧٥) و گروههایى از سلیمانیها (بیشتر در لَهاب، هوزن و دامنههاى كوه مغاربه)، داودیها (بیشتر در بنی مُقاتل و دامنههاى كوه صعفان) و عدهاى از شافعیها (بیشتر در مناخه) در آن زندگى میكنند (رجوع کنید به دفترى، ص ٣١٤، ٣٢١؛
د. اسلام، همانجا). در ناحیه حراز، آثار قلعههاى بسیارى برجاى مانده كه مهمترین آنها قلاع مسار، شبام، بیح، عِرّ و صعفان است (مقحفى، همانجا؛
سیاغى، ص٧٧). از دوره عثمانى نیز آثارى در حراز بهجا مانده است (رجوع کنید به زكریا، ص ١٦٩).
از جمله بزرگان حراز، ابوالعباس احمدبن محمد ابیبكر معروف به یمانى (فقیه) و عبداللّه بن ابیالفتوح حرازى (شاعر) بودهاند (عمادالدین كاتب، ج ١٠، قسم شعراءالشام، جزء٣، ص ٢٧٣؛
خزرجى، ج ٢، ص ٤٥؛
براى دیگر بزرگان حراز رجوع کنید به سمعانى، ج ٢، ص ١٩٣؛
ابنحجر عسقلانى، ج ١، ص ٢٧٨؛
بریهى، ص ٢٦، ٤٥، ١٢٦).
منابع :
(١) ابنحائك، صفة جزیرةالعرب، چاپ محمدبن على أكوع، بغداد ١٩٨٩؛
(٢) ابنحجر عسقلانى، الدرر الكامنة فى اعیان المائة الثامنة، ج ١، حیدرآباد، دكن ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(٣) ابنحزم، جمهرة انسابالعرب، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٤) ابنخرداذبه؛
(٥) ابنقاسم، غایةالامانى فى اخبار القطر الیمانى، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(٦) ابنكلبى، نسب مَعَدّ و الیمنالكبیر، چاپ ناجى حسن، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٧) ابنمجاور، صفة بلادالیمن و مكة و بعضالحجاز، المسماة تاریخ المستبصر، چاپ اسكار لوفگرن، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٨) اطلس الجمهوریة الیمنیة و العالم، بیروت: جیوپروجكتس، ٢٠٠٣؛
(٩) اسماعیل اكوع، مخالیفالیمن، قسم ١، ابوظبى ١٤٢٣ / ٢٠٠٢؛
(١٠) محمدبن عمر طیب بافقیه، تاریخ الشَحْر و اخبارالقرن العاشر، چاپ عبداللّه حبشى، بیروت ١٤١٩/١٩٩٩؛
(١١) عبدالوهاببن عبدالرحمان بریهى، طبقات صلحاء الیمن، المعروف بتاریخ البریهى، چاپ عبداللّه محمد حبشى، صنعا ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٢) عدنان ترسیسى، بلاد سبأ و حضارات العرب الاولى، الیمن (العربیة السعیدة)، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٣) عبداللّه ثور، هذه هى الیمن: الارض و الانسان و التاریخ، بیروت ١٩٨٥؛
(١٤) محمدبن موسى حازمى همدانى، عجالة المبتدئ و فضالة المنتهى فیالنسب، چاپ محمد زینهم عزب، عائشه تهامى، و مدیحه شرقاوى، قاهره ١٩٩٨؛
(١٥) محمد بن مالك حمادى، كشف اسرار الباطنیة و اخبار القرامطة، چاپ محمد زینهم عزب، قاهره ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٦) علیبن حسن خزرجى، العقود اللؤلؤیة فى تاریخالدولة الرسولیة، ج ٢، چاپ محمد بن على اكوع، صنعا ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٧) احمد وصفى زكریا، رحلتى الیالیمن، دمشق ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٨) شمسالدینبن خالد سامى، قاموسالاعلام، چاپ مهران، استانبول ١٣٠٦ـ١٣١٦/١٨٨٩ـ١٨٩٨؛
(١٩) سمعانى؛
(٢٠) حسین احمد سیاغى، معالم الآثار الیمنیة، صنعا ١٩٨٠؛
(٢١) علیبن محمد عباسى علوى، سیرةالهادى الى الحق یحییبن الحسین علیه و آلهالسلام، چاپ سهیل زكار، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٢) حسینبن احمد عرشى، كتاب بلوغالمرام، فى شرح مسك الختام فى من تولّى ملك الیمن من ملك و امام، چاپ انستاس مارى كرملى، (قاهره? ١٩٣٩)، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٢٣) محمدبن محمد عمادالدین كاتب، خریدةالقصر و جریدةالعصر، ج ١٠، قسم شعراءالشام، جزء٣، چاپ شكرى فیصل، دمشق ١٣٨٣/١٩٦٤؛
(٢٤) ابراهیم احمد مقحفى، معجمالمدن و القبائل الیمنیة، صنعا ١٩٨٥؛
(٢٥) مقدسى؛
(٢٦) احمدبن احمد نعمى حسنى، حولیات النعمى التهامیة من تاریخالیمن الحدیث: ١٢١٥ـ ١٢٥٨ه / ١٨٠٠ـ١٨٤٢م، چاپ حسین عمرى، دمشق ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٢٧) محمدبن احمد نهروالى، البرق الیمانى فیالفتح العثمانى، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٢٨) عبدالواسعبن یحیى واسعى یمانى، تاریخ الیمن، المسمّى فرجةالهموم و الحزن فى حوادث و تاریخالیمن، صنعا ١٩٩١؛
(٢٩) هانس هلفریتس، الیمن منالباب الخلفى، تعریب خیرى حمّاد، (بیروت? ١٩٦١)؛
(٣٠) حسینبن فیضاللّه همدانى و حسن سلیمان محمود جهنى، الصُّلیحیون و الحركة الفاطمیة فى الیمن، قاهره [? ١٩٥٥[؛
(٣١) یاقوت حموى؛
(٣٢) یعقوبى، البلدان؛
(٣٣) همو، تاریخ؛
(٣٤) Farhad Daftary, The Ismails: their history and doctrines, Cambridge ١٩٩٢;
(٣٥) EI٢, s.v. "Haraz" (by A. K. Irvine).
/ احمد آریننیا /