دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٦٥
حدس/ حدسیات. اصطلاحى در منطق و فلسفه. حدس در لغت بهمعناى ظن ، گمان، توهم در معانىِ كلام و امور، سرعت در سیر، هدف قراردادن و تیراندازى كردن است (خلیلبن احمد؛ ازهرى؛ ابنفارس، ذیل واژه).
درباره پیشینه بحث در باب حدس در اندیشه سقراط و افلاطون عبارات روشن و صریحى نمیتوان یافت. اما شاید به نظریه شهود عقلى نزد آنها بتوان اشاره كرد. به این معنى كه حدس را با نوعى از شهود (ادراك بیواسطه و مستقیم) نزد ایشان منطبق بدانیم. با رجوع به گفتههاى ارسطو، در نظر سقراط، در جریان استقرار، ذهن پس از بررسى تعداد كافى از نمونههاى جزئى، میتواند نتیجه كلى را شهود عقلى كند (ارسطو، ١٩٩٣، مابعدالطبیعه، ١٠٧٨ب ٢٨ـ٢٩؛ گاترى، ج ٣، ص ٤٢٥ـ٤٢٨؛ نوسبام، ص ٤٣، پانویس ١٩).
حدس، بنابه تعریف ارسطو (١٩٩٣، برهان، ٨٩ب ١٠ـ ٢٠)، گونهاى استعداد است براى دریافت بیدرنگ حد وسط، مثلا كسى با دیدن اینكه همواره روى درخشان ماه به سوى خورشید است، بهسرعت دریابد كه این امر به دلیل آن است كه ماه درخشندگى خود را از خورشید میگیرد یا علت دوستى میان دو نفر را بدینسان دریابد كه هر دو، دشمن شخص سومى هستند. در این موارد با دیدن حد اصغر و حد اكبر، بیدرنگ حد وسط یا علت را درمییابد (نیز رجوع کنید به ارسطو، ١٩٨٠، ج ٢، ص ٤٢٦، ترجمه متیبن یونس كه عبارت ارسطو را به «ذكاء یعنى حُسنِ حَدس» ترجمه كرده است).
فارابى (ص ٦١) ذكاء را حُسن حدس درباره چیزى تعریف كرده است كه به سرعت و بدون طى هیچ زمانى یا آنكه در زمان كوتاهى انجام میشود (نیز رجوع کنید به ابنسینا، ١٤٠٤الف، ج ٢، فن ٦، ص ٢٥٩؛ نصیرالدین طوسى، ص ٣٠٤؛ صدرالدین شیرازى، سفر١، ج ٣، ص ٥١٦، كه ذكاء را همچون فارابى شدت و قوّت و كمال و بلوغ حدس دانستهاند).
ابنسینا در آثار خود، تعریف حدس را با تعبیرات مختلف بیان كرده است. در بیان او (١٤٠٣، ج ٣، ص ٣٥٨؛ همو، ١٣٧١ش، ص ١٠٧؛ همو، ١٣٧٩ش، ص ١٦٩، ٣٤٠؛ همو، ١٤٠٤ب، ج ٣، فن ٥، ص ٢٥٩) حدس عبارت است از ظهور و تمثل یكباره و دفعى حد وسط در ذهن، بدون قصد و اختیار، در پى شوق و طلب و بدون حركت یا بدون هیچ شوق و طلب و هیچ حركتى، بهطورى كه نفس یكباره بر مطلوب و مجهول عالم گردد و حد وسط و نتیجه باهم در ذهن حاصل شوند. وى این ظهور دفعى حد وسط را در ذهن گاه با «سرعت انتقال ذهن از معلوم به مجهول» و گاه با «حركت خوب ذهن براى به دست آوردن بلاواسطه حد وسط» نیز تعبیر كرده است.
به گفته ابنسینا (١٣٧٩ش، ص٣٤٠؛ همو، ١٤٠٤الف، ج ٢، فن ٦، ص ٢١٩ـ٢٢٠) دستیابى به حد وسط اساس اكتساب امور معقول است و تا حد وسط قیاس در ذهن حاصل نشود، نمیتوان امر معقولى را تعقل كرد. این حد وسط از دو طریق براى ذهن حاصل میشود: به وسیله حدس، یا از طریق تعلیم. مبادى تعلیم هم حدس است، زیرا ادراك اشیا به حدسهایى منتهى میشود كه ارباب حدس آنها را استنباط كرده و به متعلمان انتقال دادهاند. بنابراین، ممكن است براى انسانى، به خودى خود، حدسى حاصل شود و بدون استفاده از معلم، قیاسى در ذهن او منعقد گردد. به عقیده او ( ١٤٠٤الف، ج ٢، فن ٦، ص ٢١٩) استعداد متعلمان در آموختن علوم یكسان نیست، بلكه قوه ادراك برخى قویتر و برخى دیگر ضعیفتر است. پس هر متعلمى كه به ذات خود از حقایق مطّلع شود، استعدادش قویتر است و این استعداد قوى، حدس خوانده میشود. به نظر ابنسینا (١٤٠٣، ج ٢، ص ٣٥٣) نفس در مرتبه عقل بالملكه (رجوع کنید به عقل*) از راه فكر (رجوع کنید به فكر/ تفكر*) یا حدس به معقولات دوم (غیراولى و غیربدیهى؛ رجوع کنید به معقولات*) دست مییابد. به گفته او (١٤٠٣، ج ٢، ص ٣٥٨، نیز رجوع کنید به ص ٣٥٨ـ ٣٥٩، شرح نصیرالدین طوسى) فكر حركت از مجهول به مبادى و مقدماتى است كه در خیال و ذاكره ذخیره شده است و در این حركت، ذهن به جستجوى حد وسط مناسب، یا آنچه در حكم حد وسط و موجب كشف مجهول میشود، میپردازد و سپس از مقدمات به سوى مقصود و كشف مجهول حركت میكند (براى اطلاع از نظر منطقدانان در باب مراحل و تعداد حركتها در فكر رجوع کنید به فكر/ تفكر*). اما در حدس، ذهن بدون حركت، به حد وسط و مطالب عالم میگردد.
باتوجه به تعریف ابنسینا از فكر و حدس، كه دو وسیله شناخت مجهولات تصورى و تصدیقى است، این تفاوتها را میان آن دو میتوان بیان كرد :
الف) در فكر دو حركت هست، در حالیكه در حدس هیچ حركتى نیست.
ب) فكر بیشتر در جزئیات است و از این لحاظ نیز حدس متفاوت با فكر است.
ج) فكر گاه از دستیابى به مجهول ناتوان است و ممكن است به نتیجه نرسد، برخلاف حدس كه این احتمال در آن راه ندارد.
د) از آنجایى كه فكر داراى دو حركت است، تحقق آن در ظرف زمان است، در حالیكه حدس یكباره در ذهن پدید میآید و ظرف تحققش «آن» است.
ه ) در فكر شدت و ضعف كیفى بیشتر است و در حدس شدت و ضعف كمّى (رجوع کنید به ابنسینا، ١٤٠٣، ج ٢، ص ٣٥٨، نیز رجوع کنید به ص٣٥٨ـ٣٥٩، شرح نصیرالدین طوسى؛ مظفر، ج ١، ص١٩ـ ٢٠؛ ملكشاهى، ج ٢، ص ٦٤٦ـ٦٤٧؛ نیز رجوع کنید به فكر/ تفكر*).
به گفته ابنسینا (١٤٠٣، ج ٢، ص ٣٥٩ـ٣٦٠) دستیابى به مطلوب، خواه به وسیله فكر خواه به وسیله حدس، در همه افراد یكسان نیست و انسانها در داشتن فكر و حدس براى رسیدن به مطلوب داراى مراتب كمّى و كیفى متفاوتى هستند. اختلاف كیفى بدینصورت است كه گاهى رسیدن به مطلوب به سرعت انجام میگیرد و گاه به كندى و ازاینرو برخى افراد زودتر به مطلوب دست مییابند و زمان كمترى لازم دارند. اختلاف بهحسب كم نیز بدینگونه است كه مجهولاتِ به دست آمده از معلومات بهوسیله فكر یا حدس، نسبت به اشخاص از لحاظ عدد و شماره متفاوت است و چنان كه گذشت شدت و ضعف كمّى در حدس بیشتر است. ازاینرو برخى به كلى از حدس بیبهره یا كمبهرهاند و برخى همه یا بیشتر مجهولات خود را از طریق حدس، بدون فكر یا تعلیم نزد كسى، بهدست میآورند و ممكن است فردى از جهت شدت صفا و اتصال به مبادى عقلى همیشه از حدس استفاده كند و صورى كه در عقل فعال است، در نفس او مرتسم شود و دیگر براى تعلیم احتیاجى به اتصال با عقل فعال نداشته باشد، گویى هر چیزى را از جانب خود مییابد و میشناسد. برخلاف تعلیم از راه غیرحدس كه در آن متعلم، هر وقت بخواهد صورت معلوم و معقول را نزد خود حاضر كند، باید به عقل فعال اتصال یابد و معقول را نزد او بیابد و عقل فعال، برحسب طلب نفس، صورتى را پس از صورت دیگر بر او افاضه میكند و با اعراض نفس از عقل فعال، فیض نیز منقطع میگردد (نیز رجوع کنید به همو، ١٣٧٩ش، ص ٣٤٠ـ ٣٤١؛ همو، ١٤٠٤ب، ج ٣، فن ٥، ص ٢١٨ـ٢٢٠).
ابنسینا (١٤٠٣، ج ٢، ص ٣٠٩؛ همو، ١٤٠٤الف، ج ٢، فن ٦، ص٢٢٠) شدیدترین مرتبه حدس را عقل قدسى و آن را بالاترین و برترین مراتب قواى نفس بشرى و مرتبه مخصوص انبیا دانسته است.
ابنسینا در الاشارات و التنبیهات (ج ٢، ص ٣٥٣ـ٣٥٤، نیز رجوع کنید به ص ٣٥٤ـ ٣٥٧، شرح نصیرالدین طوسى) مراتب چهارگانه عقل نظرى، فكر، حدس و قوه قدسى را با مُفاد آیه نور (نور : ٣٥) تطبیق داده است. او عقل بالملكه را «زجاجه» دانسته، چون بالذات شفاف و استعدادش براى قبول «نور» بیشتر است، و چون حدس قویتر از فكر است، به این جهت «درخت زیتون» در آیه نور را اشاره به فكر و «روغن زیتون» (زَیت) را اشاره به حدس دانسته است، زیرا فكر پس از حركت و مشقت مستعد است كه بالذات پذیراى نورگردد، اما زیت مستعدتر و نزدیكتر از شجره زیتون براى نورانى شدن است. نفسى كه از طریق حدس به مقام قوه قدسیه نایل گردد، «یكادُ زَیتُها یضىءُ وَ لَو لَمْ تَمسَسْهُ نارٌ» (نزدیك است كه روغنش ــ هرچند بدان آتشى نرسیده باشد ــ روشنى بخشد) است، زیرا این قوه چنان به فعلیت نزدیك است كه گویا در مقام تعقل به چیزى كه او را از قوه به فعل خارج كند، نیاز ندارد.
منطقدانان مسلمان پس از ابنسینا، در باب حدس نكته جدید یا متفاوتى اظهار نكردهاند و آنچه گفتهاند پیرو آموزههاى او بوده است (رجوع کنید به ابنسهلان ساوى، ص ٢٧٦؛ بهمنیاربن مرزبان، ص ٢٦٤؛ كاتبى قزوینى، ص ١٦٦ـ١٦٧، شرح قطبالدین رازى؛ فخررازى، ١٤١٠، ج ١، ص ٤٧٣ـ٤٧٤؛ نصیرالدین طوسى، ص ٣٠٤؛ علامه حلّى، ١٤١٧، ص ٣٩٦؛ قطبالدین شیرازى، بخش ١، ص ٧١٩)، جز اینكه صدرالدین شیرازى (سفر١، ج ٣، ص ٣٨٤ـ٣٨٦) در باب اثبات قوه قدسیه درباره وجوه تفاوت قوه قدسى با نفوس دیگر، علاوه بر آنچه ابنسینا مطرح كرده، گفته است كه این قوه، امور عقلى صرف را، نه از حیث مفهوم و ماهیات عام آنها، بلكه از حیث انّیات و هویاتشان ادراك میكند. به عبارت دیگر، علم قوه قدسى، به امور عقلى صرفِ علم حضورى است، نه حصولى و كسى كه به مرتبه عقل قدسى نرسیده، چنین علمى برایش حاصل نمیشود. همچنین به گفته او (سفر١، ج ٣، ص ٣٨٤) براى كسى كه استعدادش در دریافت علوم و حقایق تام و داراى قوه قدسیه است، تفاوتى میان افاضه اولیات و امور ثانى بر او یا ادراك اولیات و ادراك امور ثانوى نیست، گویى حد وسط در ادراك نظریات و امور ثانوى، براى او بدون سبب و بلاواسطه حاصل میشود.
حدسیات. در اصطلاح منطقدانان، حدسیات عبارتاند از قضایایى بدیهى و یقینى، از اقسام ضروریات و «القضایا الواجب قبولها»، كه قسیم اولیات، مجربات، مشاهَدات، متواترات و فطریاتاند. به همین دلیل حدسیات نیز به عنوان مبادى برهان و مقدمه در قیاسهاى برهانى بهكار میروند (قس سهروردى، ١٣٨٠ش، ج ٢، حكمةالاشراق، ص٤٠ـ٤١، كه حدسیات را قسیم اولیات و مشاهدات و این سه را از قضایا و مقدمات یقینى برهان دانسته و مجربات و متواترات را از اصناف حدسیات ذكر كرده است).
حدسیات قضایایى هستند كه از مجموع عقل و حس به دست میآیند. مبدأ حكم در این قضایا، حدس قوى است، بهطوریكه شك را زایل كرده نفس به مضمون آن اذعان میكند. مثل حكم به اینكه «نور ماه از خورشید است» كه منشأ این حكم، مشاهده اختلاف تشكلات ماه (اهلّه قمر) به حسب قرب و بُعد نسبت به خورشید است.
حدسیات در تكرار مشاهده و مقارنت با قیاسى خفى مانند مجربات هستند. مثلاً در باب قضیه مذكور، گفته میشود كه این اختلاف مشاهده شده در نور ماه اگر اتفاقى یا معلول امرى غیر از خورشید بود، در طول زمان بهنحو یكنواخت استمرار نداشت، اما چون این اختلاف یكسان و یكنواخت است، ذهن حدس میزند كه سبب آن انعكاس نور خورشید است. بدینترتیب در این قیاس، حد وسط به وسیله حدس معلوم میشود (براى اطلاع از ایراد فخررازى بر این مثال رجوع کنید به فخررازى، ١٣٧٣ش، ج ١، ص ٢٠٦ـ٢٠٧؛ همو، ١٣٨١ش، ص ٣٤٤؛ همو، ١٩٨٦، ص ٥٤ـ ٥٥).
تفاوت حدسیات و مجربات آن است كه در مجربات تنها علیت علت در صدور حكم مشخص و معلوم است و ماهیت آن علت معین نیست، اما در حدسیات ماهیت علت نیز معین است. ازاینرو در حدسیات، ماهیت قیاس حدسى، با اختلاف علل تغییر میكند، اما در مجربات هیچگاه قیاس تغییر نمیكند. همچنین در حدسیات، یقین یكباره و بدون تكرار حاصل میشود اما در تجربیات با تكرار و بهتدریج. وجه اشتراك حدسیات، تجربیات و متواترات نیز در این است كه این قضایا براى دیگران حجت نیستند و نمیتوان این قضایا را از طریق آموزش یا تلقین براى دیگران اثبات كرد و صاحب حدس یا تجربه، یا كسى كه از طریق تواتر یقین به خبرى پیدا كرده، نمیتواند دیگران را در حدس یا تجربه خود یا علم حاصل از تواتر شریك كند، مگر اینكه آنان را به راهى كه خود پیموده است، هدایت كند. به همین جهت، اگرچه این قضایا از اقسام بدیهیاتاند، در آنها اختلاف حاصل میشود.
بر حدسیات نمیتوان برهانى اقامه كرد و شك در آنها هم ممكن نیست (ابنسینا، ١٤٠٣، ج ١، ص ٢١٨؛ ابنسهلان ساوى، ص ٢٢١ـ٢٢٢؛ غزالى، ص ١٨٢؛ سهروردى، ١٣٣٤ش، ص ٧٠؛ نصیرالدین طوسى، ص ٢٦٣؛ كاتبیقزوینى، ص ١٦٦؛ قطبالدین شیرازى، بخش ١، ص ٤٧٧؛ علامه حلّى، ١٣٦٣ش، ص ٢٠١؛ قطبالدین رازى، ص ٢٣٣؛ سبزوارى، ج ١، ص ٣٢٦ـ ٣٢٧؛ مظفر، ج ٣، ص ٢٩٦ـ ٢٩٨).
منابع :
(١) ابنسهلان ساوى، البصائر النصیریة فى علم المنطق، بهامشه تعلیقات و شرح محمد عبده، چاپ رفیق العجم، بیروت ١٩٩٣؛
(٢) ابنسینا، الاشارات و التنبیهات، معالشرح لنصیرالدین طوسى و شرحالشرح لقطبلدین رازى، تهران ١٤٠٣؛
(٣) همو، الشفاء، الطبیعیات، ج ٢، الفن السادس: النفس، چاپ ابراهیم مدكور، جورج قنواتى، و سعید زاید، قاهره ١٣٩٥/ ١٩٧٥، چاپ افست قم ١٤٠٤الف؛
(٤) همو، الشفاء، المنطق، ج ٣، الفن الخامس: البرهان، چاپ ابراهیم مدكور و ابوالعلا عفیفى، قاهره ١٣٧٥/ ١٩٥٦، چاپ افست قم ١٤٠٤ب؛
(٥) همو، المباحثات، چاپ محسن بیدارفر، قم ١٣٧١ش؛
(٦) همو، النجاة من الغرق فى بحر الضلالات، چاپ محمدتقى دانشپژوه، تهران ١٣٧٩ش؛
(٧) ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، چاپ عبدالسلام محمدهارون، قم ١٤٠٤؛
(٨) ارسطو، منطق ارسطو، چاپ عبدالرحمان بدوى، بیروت ١٩٨٠؛
(٩) محمدبن احمد ازهرى، تهذیباللغة، ج ٤، چاپ عبدالكریم عزباوى، قاهره (بیتا.)؛
(١٠) بهمنیاربن مرزبان، التحصیل، چاپ مرتضى مطهرى، تهران ١٣٧٥ش؛
(١١) خلیلبن احمد، كتاب العین، چاپ مهدى مخزومى و ابراهیم سامرائى، قم ١٤٠٩؛
(١٢) هادیبن مهدى سبزوارى، شرح المنظومة، چاپ حسن حسنزاده آملى، تهران ١٤١٦ـ١٤٢٢؛
(١٣) یحییبن حبش سهروردى، مجموعه مصنّفات شیخاشراق، ج ٢، چاپ هانرى كوربن، تهران ١٣٨٠ش؛
(١٤) همو، منطق التلویحات، چاپ علیاكبر فیاض، تهران ١٣٣٤ش؛
(١٥) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازى، الحكمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة، بیروت ١٩٨١؛
(١٦) حسنبن یوسف علامه حلّى، الجوهر النضید فى شرح منطق التجرید، (قم) ١٣٦٣ش؛
(١٧) همو، القواعد الجلیة فى شرح الرسالة الشمسیة، چاپ فارس حسون تبریزیان، قم ١٤١٧؛
(١٨) محمدبن محمد غزالى، معیار العلم فى المنطق، چاپ احمد شمسالدین، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٩) محمدبن محمد فارابى، فصول منتزعة، چاپ فوزى مترى نجّار، (تهران) ١٤٠٥؛
(٢٠) محمدبن عمر فخررازى، شرح عیون الحكمة، چاپ احمد حجازى احمد سقا، تهران ١٣٧٣ش؛
(٢١) همو، لبابالاشارات و التنبیهات، چاپ احمد حجازى احمد سقا، قاهره ١٩٨٦؛
(٢٢) همو، المباحث المشرقیة فى علم الالهیات و الطبیعیات، چاپ محمد معتصم بالله بغدادى، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٢٣) همو، منطق الملخص، چاپ احد فرامرز قراملكى و آدینه اصغرینژاد، تهران ١٣٨١ش؛
(٢٤) محمدبن محمد قطبالدین رازى، شرح المطالع فى المنطق، چاپ سنگى (تبریز) ١٢٩٤، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(٢٥) محمودبن مسعود قطبالدین شیرازى، درةالتاج، بخش ١، چاپ محمد مشكوة، تهران ١٣٦٩ش؛
(٢٦) علیبن عمر كاتبى قزوینى، الرسالة الشمسیة، ضمن تحریرالقواعد المنطقیة، تألیف محمدبن محمد قطبالدین رازى، قاهره (بیتا.)؛
(٢٧) چاپ افست قم ١٣٦٣ش؛
(٢٨) محمدرضا مظفر، المنطق، قم ١٣٧٨ش؛
(٢٩) حسن ملكشاهى، ترجمه و شرح اشارات و تنبیهات ابنسینا، تهران ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش؛
(٣٠) محمدبن محمد نصیرالدین طوسى، اساس الاقتباس، در عبداللّه انوار، تعلیقه براساس الاقتباس خواجهنصیر طوسى، ج ١، تهران ١٣٧٥ش؛
(٣١) مارتا كریون نوسبام، ارسطو، ترجمه عزتاللّه فولادوند، تهران ١٣٨٠ش؛
(٣٢) Aristoteles, The works of Aristotle, vol.١, in Great books of the Western world, vol.٧, ed. Mortimer J.Adler, Chicago: Encyclopaedia Britanica, ١٩٩٣;
(٣٣) W. K. C. Guthrie, A history of Greek philosophy, vol.٣, Cambridge ١٩٦٩.
/ انسیه برخواه /