دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٥٧
حَدّاد ، حسن بناحمد، كنیهاش ابوعلى، محدّث و عالم علم قرائت در قرن پنجم و ششم. سبب شهرت او به حدّاد اشتغال پدرش به آهنگرى بوده است (یافعى، ج ٣، ص ١٦١). وى در ٤١٩ در اصفهان متولد شد و اولینبار در پنج سالگى استماع حدیث كرد (ابنجوزى، ج ١٧، ص ١٩٩؛ ذهبى، ١٤٢٤، ج ١١، ص ٢٣٢؛ ابنجزرى، ج ١، ص ٢٠٦). پدرش هر روز او را براى تحصیل و استماع حدیث به مسجد ابونُعَیم اصفهانى میبرد. حدّاد كتابهاى حدیثى متعددى از وى فراگرفت (ذهبى، ١٤٢٤، ج ١١، ص ٢٣٣ـ٢٣٤)؛ ازاینرو، او را مهمترین راوى حدیث از ابونعیمِ اصفهانى* دانستهاند (رجوع کنید به سمعانى، ج ١، ص ١٧٧؛ یافعى، همانجا).
دیگر مشایخ مهم ابوعلى حدّاد، عبداللّهبن محمد عطار، عبدالرحمانبن احمد عِجْلى رازى، عبداللّهبن احمد صفار، هارونبن محمد كاتب، فضلبن محمد قاشانى و احمدبن فضل باطِرقانى بودند (رجوع کنید به ذهبى، ١٤٠٤ب، ج ١، ص ٤٧١؛ همو، ١٤٠٦، ج ١٩، ص ٣٠٤؛ ابن جزرى، همانجا).
دانشپژوهان براى حدّاد منزلتى ویژه قائل بودند و به قصد دیدار او سفر میكردند (سمعانى، همانجا). از جمله شاگردان و راویان حدیث از او، عبداللّهبن احمد خِرَقى، محمدبن اسماعیل طرسوسى، احمدبن محمد لَبان، حسنبن احمد هَمَذانى، عبداللّهبن على طامذى و محمدبن ابینصر مهجوف بودند (ذهبى، ١٤٠٦، ج ١٩، ص ٣٠٤ـ٣٠٥؛ ابنجزرى، همانجا؛ براى دیگر راویان رجوع کنید به ذهبى، ١٤٢٤، ج ١١، ص ٢٣٣، ٨٦٦، ج ١٢، ص ٥٤، ٥٠٧، ٨٣٨، ٨٧٨، ٨٨٢، ١٠١٨، ١٠٤٧).
حدّاد را ثقه، خیر، صالح و پایبند به دین وصف كردهاند (رجوع کنید به سمعانى، همانجا؛ ابنعماد، ج ٤، ص ٤٧). وى قرآن را به چندین روایت قرائت میكرد (همانجاها). برخى مؤلفان او را داراى اسناد عالى روایى دانسته و بر آناند كه اشتغال وى به احادیث و روایات از معاصرانش بیشتر بوده است (رجوع کنید به ذهبى، ١٤٠٤الف، ص ١٥١؛ ابنشاكر كتبى، ج ١٢، ص ١٢٩).
ابوعلى حدّاد در ٥١٥ در اصفهان فوت كرد (سمعانى، ج ١، ص١٧٩؛ ذهبى، ١٣٦٤ـ ١٣٦٥، ج٢، ص٣٠؛ مهدوى، ص٢٥٤) و در همانجا به خاك سپرده شد (ذهبى، ١٤٠٦، ج ١٩، ص ٣٠٧). برادرش، ابوالفضل حمدبن احمد، هم از عالمان قرآنى و حدیثى عصر خود به شمار میرفت (مافَرّوخى،ص ٣٠ـ٣١؛ ذهبى، ١٤٢٤، ج ١٠، ص ٥٥٨). فرزند حدّاد، ابونعیم عبیداللّه، نیز از حافظان و عالمانِ تجوید بود (ابناثیر، ج ١٠، ص ٦١٧؛ ذهبى، ١٤٠٦، ج ١٩، ص ٣٠٤؛ نیز براى شرح حال محمد فرزند عبیداللّه رجوع کنید به سمعانى، ج ٢، ص ١٤٧ـ١٤٨).
منابع :
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنجزرى، غایة لنهایة فى طبقات القرّاء، چاپ برگشترسر، قاهره (بیتا.)؛
(٣) ابنجوزى، المنتظم فى تاریخ الملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٤) ابنشاكر كتبى، عیونالتواریخ، ج ١٢، چاپ فیصل سامر و نبیله عبدالمنعم داود، بغداد ١٣٩٧/١٩٧٧؛
(٥) ابنعماد؛
(٦) محمدبن احمد ذهبى، تاریخالاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(٧) همو، سیراعلام النبلاء، ج ١٩، چاپ شعیب ارنؤوط، بیروت١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٨) همو،كتابالمعین فیطبقات المحدثین، چاپ همام عبدالرحیم سعید، عمان ١٤٠٤الف؛
(٩) همو، كتاب دول الاسلام، حیدرآباد، دكن ١٣٦٤ـ١٣٦٥؛
(١٠) همو، معرفةالقرّاء الكبار على الطبقات و الاعصار، چاپ بشار عواد معروف، شعیب ارنؤوط، و صالح مهدى عباس، بیروت ١٤٠٤ب؛
(١١) عبدالكریمبن محمد سمعانى، التحبیر فیالمعجم الكبیر، چاپ منیره ناجى سالم، بغداد ١٣٩٥/ ١٩٧٥؛
(١٢) مُفَضَّلبن سعد مافَرّوخى، كتاب محاسن اصفهان، چاپ جلالالدین حسینى طهرانى، تهران ١٣١٢ش؛
(١٣) مصلحالدین مهدوى، تذكرةالقبور، یا، دانشمندان و بزرگان اصفهان، اصفهان ١٣٤٨ش؛
(١٤) عبداللّهبن اسعد یافعى، مرآةالجنان و عبرةالیقظان، بیروت ١٤١٧/١٩٩٧.
/ نسترن منوچهرى/