دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٤٧
حِجْرِ اسماعیل ، فضاى بین كعبه و دیوارى نیمدایره كه از یال شمالىِ كعبه (ركن عراقى) تا یال غربى آن (ركن شامى) امتداد دارد. حِجر، مصدر ریشه ح ج ر، در لغت به معناى منع و بازداشتن، نگاهدارى و حمایت كردن، حرام و جز اینها بهكار رفته است. از این ریشه، حَجْر و حُجْر نیز در بیشتر این معانى بهكار میروند (جوهرى؛ ابنمنظور؛ فیومى، ذیل واژه). محدوده بین دیوار نیمدایره و خانه كعبه در فاصله میان ركن عراقى و شامى را بدان سبب حِجر نامیدهاند كه این دیوار حائل بین طوافكنندگان و كعبه است (شمسالائمه سرخسى، ج ٤، ص ١١؛ مشكینى، ص ١٩٩).
به گزارش پارهاى منابع، پس از آنكه ابراهیم علیهالسلام و هاجر و فرزند شیرخوارشان اسماعیل به وادى مكه رسیدند، با راهنمایى جبرئیل در جایگاه كنونى حجر مستقر شدند. سپس هاجر و اسماعیل، همراه با گوسفندانشان، در همین مكان و در سایبانى كه با چوب درخت ساختند، سكونت گزیدند (رجوع کنید به ازرقى، ج ١، ص ٥٤؛
كلینى، ج ٤، ص ٢٠١؛
حرّعاملى، ج ١٣، ص ٣٥٥)؛
ازاینرو، در برخى احادیث (رجوع کنید به كلینى، ج ٤، ص٢١٠؛
حرّعاملى، ج ١٣، ص ٣٥٤) از این مكان با عنوان بیت اسماعیل یاد شده است.
بنابر احادیث و منابع تاریخى، هاجر پس از وفات، در این مكان دفن شد. اسماعیل علیهالسلام براى آنكه قبر مادرش زیرپاى مردم قرار نگیرد، آن را بالا آورد و اطرافش را محصور كرد (رجوع کنید به ابنهشام، ج ١، ص ٦؛
ابنسعد، ج ١، ص ٥٢؛
كلینى، همانجا؛
حرّعاملى، ج ١٣، ص ٣٥٤ـ ٣٥٥). حضرت اسماعیل نیز، پس از وفات، در همین مكان به خاك سپرده شد (ابنهشام؛
كلینى، همانجاها؛
ابنبابویه، ج ١، ص ٣٨؛
نیز براى آگاهى بیشتر رجوع کنید به ازرقى، ج ١، ص ٣١٢، ٣١٧؛
ابنجبیر، ص ٥٨؛
محمدطاهر كردى، ج ٢، جزء٣، ص ٨ـ١١). همچنین بر طبق روایات، تنى چند از دختران اسماعیل علیهالسلام و نیز شمارى از انبیا در این مكان مدفوناند (رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ٦٦؛
كلینى؛
حرّعاملى، همانجاها).
به گزارش برخى منابع، پنج سال پیش از بعثت پیامبر صلیاللّهعلیهوآلهوسلم و پس از ویران شدن كعبه، قریش هنگام بازسازى آن شرط كردند كه در این كار فقط از مال حلال بهره گیرند، اما بهعلت ناتوانى مالى در بازسازى كامل، مقدارى از ابعاد كعبه را كاستند و تقریباً شش ذراع (حدود سه متر) را در سمت حجر ضمیمه حجر اسماعیل كردند (رجوع کنید به ازرقى، ج ١، ص ١٥٩ـ١٦٠، ١٦٣؛
فاسى، ج ١، ص ١٨٢ـ١٨٣)، همچنین گرداگرد حجر را سنگچین كردند تا طوافكنندگان از پشت آن كعبه را طواف كنند (ازرقى، ج ١، ص ٢٨٨ـ٢٨٩).
در سال ٦٤، عبداللّهبن زبیر هنگام تجدید بناى كعبه ــكه سپاه یزید آن را در محاصره مكه ویران كرده بودندــ با استناد به حدیثى از عایشه به نقل از پیامبر اكرم، مقدار افزوده شده به حجر اسماعیل را دوباره به كعبه ملحق كرد (ازرقى، ج ١، ص ٢٠٦؛
بیهقى، ج ٥، ص ٨٩). حَجّاجبن یوسف ثقفى* پس از بازپسگیرى مكه از عبداللّهبن زبیر، در سال ٧٤ به دستور خلیفه عبدالملكبن مروان بناى كعبه و حجر اسماعیل را به وضع پیشین بازگرداند و آن را همانند بناى قریش ساخت. عبدالملك بعدها ــپس از آگاهى از روایت عایشه ــ از دستور خود پشیمان شد (ازرقى، ج ١، ص٢١٠ـ٢١١؛
فاسى، ج ١، ص ١٨٩ـ١٩٠). تغییرات صورت گرفته در بناى كعبه و حجر اسماعیل، سبب بروز اختلافنظر فقیهان در مورد پارهاى از احكام آن شده و این مسئله را پیش آورده كه آیا تمام حجر اسماعیل جزئى از كعبه است یا بخشى از آن (رجوع کنید به ادامه مقاله).
دیوار حجر اسماعیل تا زمان خلافت منصور عباسى (حك: ١٣٦ـ١٥٨) از سنگهاى عادىِ بیابان بود. در ١٤٠ منصور هنگام مناسك حج، به حاكم مكه دستور داد كه دیوار آن را با سنگ مرمر(رُخام) بپوشاند (ازرقى، ج ١، ص ٣١٣؛
فاسى، ج ١، ص ٤٠٨ـ٤٠٩). از آن زمان تاكنون حجر اسماعیل بارها، به سبب فرسودگى یا تخریب بر اثر سیل، بازسازى شده و سنگهاى مرمر دیوار و كف آن نیز به دفعات ترمیم یا تعویض شده است (رجوع کنید به ازرقى، ج ١، ص ٣١٣ـ٣١٤، ٣١٧، ٣٢١؛
فاسى، ج ١، ص ٤٠٩ـ ٤١٠؛
حسین عبداللّه باسلامه، ص ١٣٢ـ١٣٣؛
محمدطاهر كردى، ج ٢، جزء٣، ص ٦ـ٧)، از جمله در ٩١٧ سلطان قانصوه غورى (پادشاه مصر) حجر را دوبار تجدید بنا كرد. نخستین بار آن را با سنگهایى از «جَبَلُ الكعبه» ساخت، كه سنگهاى بناى كعبه نیز از آن بود، اما بار دوم در بناى آن از سنگ مرمر سفید استفاده كرد و بر بالاى دیوار حجر بر مرمر سفید نام افرادى را كه تا آن زمان به بازسازى و مرمت حجر اقدام كرده بودند، حك نمود (حسین عبداللّه باسلامه، ص ١٣٢ـ١٣٣، ١٣٤ـ١٣٥). ابراهیم رفعتپاشا (متوفى ١٣١٣ش) در سفرنامه خود (ج ١، ص ٣٠٧ـ٣٠٨) تعدادى از اشعار و تاریخ نوشتههاىِ روى دیوار حجر اسماعیل را نقل كرده است.
در ١٣٣١، شریفحسین، حاكم حجاز، دیوارهاى فرسوده حجر را بازسازى كرد (محمدطاهر كردى، همانجا). در ١٣٣٤ش/ ١٣٧٥ چراغهاى برقى با پایههاى مسى جانشین شمعدانهاى روى دیوار حجر شد (ابكر، ص٣٣). در ١٣٧٥ش/ ١٤١٧، سنگهاى نماى دیوار حجر اسماعیل و كف آن با سنگهاى جدیدى تعویض گردید. براى دو ورودى حجر نیز نردههایى از طناب گذاشته شد تا هنگام ضرورت بتوان حجر را بست (عبیداللّه كردى، ص ١٣١، ١٤٢).
فاصله دیوار شمالى كعبه تا وسط دیوار حجر حدود ٤٤ر ٨ متر و ارتفاع تقریبى دیوار حجر، ٣١ر١ متر و فاصله تقریبى دو ورودى شرقى و غربى حجر از یكدیگر، هشت متر است. ورودى شرقى حجر اسماعیل تا شاذَروان (پیشآمدگى اطراف دیوارهاى خانه كعبه) حدود ٣٠ر٢ متر و ورودى غربى آن تا شاذروان تقریباً ٢٣ر٢ متر فاصله دارد (رفعتپاشا، ج ١، ص ٢٦٦؛
براى تفصیل رجوع کنید به ازرقى، ج ١، ص٣٢٠ـ٣٢٢؛
فاسى، ج ١، ص ٤١١ـ٤١٢). احتمالاً اختلافنظر مؤلفان درباره اندازه فواصل و ابعاد حجر اسماعیل، ناشى از تغییراتى است كه در طول زمان در بناى آن صورت گرفته است (رجوع کنید به حسین عبداللّه باسلامه، ص ١٢٢ـ ١٢٣، ١٣٨ـ١٣٩). ناودان كعبه رو به حجر است و آب باران از بام كعبه به داخل حجر اسماعیل میریزد.
در ٨٥٢ ملك ظاهر چَقْمَق* همراه با جامه كعبه، براى نخستین بار جامهاى از ابریشم سیاه براى حجر اسماعیل فرستاد. این جامه یك سال در كعبه نگاهدارى شد و در موسم حج ٨٥٣ بر روى دیوار بیرونى حجر انداخته شد. وى جامه دیگرى نیز براى دیوار داخلى حجر اسماعیل فرستاد (محمدطاهر كردى، ج ١، جزء٢، ص ٥٧٨). در منابع تاریخى از ارسال جامههاى دیگر براى دیوار حجر، یاد نشده است.
حجر اسماعیل از دوران پیش از اسلام مورداحترام و تقدیس بود. عبدالمطلب، بزرگ مكه و جد پیامبر صلیاللّهعلیهوآلهوسلم، در حجر مكانى ویژه داشت كه تنها براى وى فرش میشد و كس دیگرى بر آن نمینشست (ازرقى، ج ١، ص ٣١٤ـ ٣١٥). گفته شده است كه او چندین رؤیاى صادق خود (لزوم حفر مجدد چاه زمزم، بهدنیا آمدن محمد صلیاللّهعلیهوآلهو سلم و عالمگیر شدن نبوت ایشان) را در حجر اسماعیل دید (ابنهشام، ج ١، ص ٩٢ـ ٩٤؛
مجلسى، ج ١٥، ص ٢٥٤ـ٢٥٥).بنابر روایات، حضرت ابوطالب نیز خواب خود را درباره بشارت تولد امام على علیهالسلام و آینده درخشان ایشان در حجر دید (رجوع کنید به ابنشهر آشوب، ج ٢، ص ٢٥٤ـ ٢٥٥؛
مجلسى، ج ٣٨، ص ٤٧ـ٤٨).
پیامبر اكرم نیز، پس از بعثت، در حجر اسماعیل مینشست و علاوه بر عبادت و تلاوت قرآن، به سؤالات مردم پاسخ میداد (رجوع کنید به علمالهدى، ص ٧٩ـ٨١؛
ابنشهرآشوب، ج ١، ص ٧٦ـ٧٧؛
حویزى، ج ٥، ص ٤٥٥) و در همین جا بود كه برخى افراد قریش از ایشان معجزه شَقُّ القَمَر را درخواست كردند (رجوع کنید به قطب راوندى، ج ١، ص ١٤١ـ١٤٢). همچنین بنابر احادیث (رجوع کنید به ابنطاووس، ص ١٩٥ـ١٩٦؛
ابنحجر عسقلانى، ج ٧، ص ١٥٥؛
مجلسى، ج ١٨، ص ٣١٧، ٣٩٠)، مبدأ معراج ایشان از مسجدالحرام، حجر اسماعیل بوده است. امامان شیعه علیهمالسلام نیز در حجر اسماعیل به دعا و عبادت میپرداختند یا در آنجا مینشستند و به سؤالات مردم پاسخ میدادند (رجوع کنید به حمیرى، ص ٣١٦؛
عیاشى، ج ٣، ص ١٠٦ـ١٠٧؛
كلینى، ج ٤، ص١٨٧ـ١٨٨؛
ابنبابویه، ج ٢، ص ٤٤٨؛
نورى، ج ٩، ص٤٢٧). از گزارشهاى ابنفهد (متوفى ٩٥٤؛
ج ١، ص٣١٦ـ ٣١٧، ٤٤٨، ج ٢، ص ٦٥٣، ٦٥٨) برمیآید كه در زمان او خواندن خطبه عقد ازدواج در حجر اسماعیل، متداول بوده است.
عبارت حجر اسماعیل در قرآن ذكر نشده، اما به نظر عیاشى (ج ١، ص ٣٢٦)، با استناد به حدیثى از امام صادق علیهالسلام (رجوع کنید به كلینى، ج ٤، ص ٢٢٣)، یكى از مصادیق «آیات بَینات» (نشانههاى آشكار) ــكه بنابر آیه ٩٧ سوره آلعمران در مسجدالحرام قرار داردــ حجر اسماعیل است.
در احادیث از حجر اسماعیل معمولاً با تعبیر حِجر یاد گردیده ولى گاهى جَدْر (دیوار رجوع کنید به دارمى، ج ٢، ص ٥٤؛
بخارى، ج ٢، ص ١٥٦) و حَطیم (رجوع کنید به حرّعاملى، ج ١٣، ص ٣٥٥) نیز خوانده شده است. فقها درباره محدوده حطیم ــكه بر طبق روایات، نماز خواندن و دعا در آن فضیلت بسیار دارد (رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ٢٤؛
كلینى، ج ٤، ص ٥٢٥ـ٥٢٦؛
حرّعاملى، ج ٥، ص ٢٧٣، ٢٧٥)ــ اختلافنظر دارند و شمارى از فقهاى اهل سنّت (براى نمونه رجوع کنید به شمسالائمه سرخسى، ج ٤، ص ١١؛
طورى، ج ٨، ص ١٤١) آن را همان حجر اسماعیل دانستهاند (براى آراى دیگر درباره حطیم رجوع کنید به ازرقى، ج ٢، ص ٢٣؛
ابنبابویه، ج ٢، ص٤٠٠؛
حَطّاب، ج ٤، ص ٥٢٣؛
حرّعاملى، ج ٥، ص ٢٧٣ـ٢٧٤). برخى فقها (براى نمونه رجوع کنید به ابننجیم، ج ٢، ص ٥٧٤؛
ابنعابدین، ج ٢، ص ٥٤٥) حجر اسماعیل را حَظیرة (حصار، محوطه) هم خواندهاند.
از جمله مباحث مهم فقهى درباره حجر اسماعیل این است كه آیا حجر بخشى از كعبه بهشمار میرود یا نه. گروهى از اهلسنّت (رجوع کنید به ابنقدامه، ج ٣، ص ٣٩٧؛
نووى، المجموع، ج ٨، ص ٢٥) تمامى حجر را جزء كعبه دانسته و به احادیثى استناد كردهاند كه از پیامبر اكرم از طریق عایشه نقل شده است (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٦، ص ٩٢ـ٩٣؛
بخارى، ج ٢، ص ١٥٦). در مقابل، برخى دیگر (رجوع کنید به نووى، همانجا؛
حطّاب، ج٤، ص١٠٠؛
ابننجیم، همانجا) فقط بخشیاز حجراسماعیل را از كعبه دانستهاند. مستند این قول، احادیث منقول از پیامبر اكرم است كه در آنها به الحاق جزئى از كعبه به حجر توسط قریش، در ماجراى بازسازى كعبه، اشاره شده است (رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٦، ص ١٧٩ـ١٨٠؛
بیهقى، ج ٥، ص ٨٩). درباره طول بخش الحاق شده، فقهاى مزبور، به تَبَع احادیث، آراى گوناگونى مطرح كردهاند، ولى غالباً آن را شش ذراع نوشتهاند (رجوع کنید به بیهقى، همانجا؛
نووى، المجموع، ج ٨، ص ٢٥؛
همو، صحیح مسلم بشرح النووى، ج ٩، ص ٩٠ـ ٩١؛
ابنحجر عسقلانى، ج ٣، ص ٣٥٢ـ ٣٥٣، ٣٥٦ـ٣٥٧).
به نظر مشهور فقهاى امامى، به استناد احادیث معتبر، حجر اسماعیل جزء كعبه نیست (رجوع کنید به كلینى، ج ٤، ص٢١٠؛
موسوى عاملى، ج ٨، ص ١٢٨ـ١٢٩؛
حرّعاملى، ج ٥، ص ٢٧٦، ج ١٣، ص ٣٥٣، ٣٥٥؛
نجفى، ج ١٩، ص ٢٩٣). مستند دیگر این نظر را مدفون بودن هاجر و اسماعیل و بعضى از پیامبران در این مكان دانستهاند، زیرا باتوجه به قداست كعبه، بعید است كسى در آن دفن شده باشد (رجوع کنید به حسنزاده آملى، ص ٥١٧ـ ٥١٩). اما برخى فقهاى امامى حجر اسماعیل را بخشى از كعبه دانستهاند (رجوع کنید به علامه حلّى، ١٣١٦ـ١٣٣٣ ، ج٢، ص٦٩١؛
همو، ١٤١٤، ج ٣، ص ٢٢؛
كركى، ج٢، ص٦٨)، حتى شهیداول (١٤١٢ـ ١٤١٤، ج ١، ص ٣٩٤) آن را به عنوان نظر مشهور مطرح كرده است. مستند این دیدگاه، شاید احادیثى بوده است كه طواف را خارج از حجر لازم میداند و نیز حدیث منقول از پیامبر اكرم درباره الحاق بخشى از خانه كعبه به حجر اسماعیل (رجوع کنید به بحرانى، ج١٦، ص١٠٤ـ١٠٥ ، ١٠٨؛
نجفى، ج١٩، ص٢٩٢ـ٢٩٤).
بهرغم این اختلافنظرها، دیدگاه غالب در فقه امامى و اهل سنّت این است كه طوافكننده باید حجر اسماعیل را در محدوده طواف خود قرار دهد؛
یعنى، از بیرون حجر اسماعیل طواف كند وگرنه طوافش ــ حتى اگر بر روى دیوار حركت كرده باشد ــ باطل و به نظر فقهاى تمامى مذاهب اسلامى، جز حنفیان، اعاده آن واجب است. حنفیان در صورت خروج طوافكننده از مكه، اعاده این طواف را واجب ندانسته و قربانى كردن گوسفند را كافى شمردهاند (رجوع کنید به سحنون، ج ١، ص ٣٩٧، ٤٠٦؛
كاسانى، ج ٢، ص ١٣١ـ١٣٢؛
نووى، المجموع، ج ٨، ص ٢٥ـ٢٦؛
حرّعاملى، ج ١٣، ص ٣٥٦ـ٣٥٧؛
زحیلى، ج ٣، ص ١٥٣ـ ١٥٨، ١٦٠؛
امام خمینى، ص ٢٤٤ـ٢٤٦؛
براى تفصیل مباحث رجوع کنید به حطّاب، ج ٤، ص١٠٠ـ١٠٣؛
ابوالبركات، ج ٢، ص ٣١؛
نجفى، ج ١٩، ص ٢٩٤، ٢٩٩).
دلیل فقهاى اهل سنّت بر حكم مذكور، پیروى از پیامبر صلیاللّهعلیهوآلهوسلم است كه هنگام طواف وارد حجر نشدند (رجوع کنید به شافعى، ج ٢، ص ١٩٢ـ١٩٣؛
ابنقدامه، ج ٣، ص ٣٩٧ـ ٣٩٨؛
نووى، المجموع، ج ٨، ص ٢٥). دلیل دیگر آنها آیه ٢٩ سوره حج است (وَلْیطَّوَّفُوا بِالْبَیتِ الْعَتیق) كه برطبق آن، حجگزار باید طواف را بر گرد خانه كعبه به جا آورد و چون تمام یا بخشى از حجر اسماعیل جزء كعبه است، براى طوافِ كعبه باید تمام حجر یا بخشى كه جزو خانه خدا به شمار میرود، در محدوده طواف باشد (ابنقدامه، ج ٣، ص ٣٩٧؛
حطّاب، ج ٤، ص ١٠٠ـ ١٠١؛
خطیب شربینى، ج ١، ص ٤٨٦). فقهاى امامى علاوه بر استناد به سیره نبوى، به احادیث متعددى از امامان علیهمالسلام و اجماع نیز استناد كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به طوسى، ج ٢، ص ٣٢٤؛
شهیدثانى، ج ٢، ص ٢٤٩ـ٢٥٠؛
حرّعاملى، ج ١٣، ص ٣٥٦ـ ٣٥٧؛
نجفى، ج ١٩، ص ٢٩٢).
بر پایه نظر مشهور در فقه امامى، كه محدوده طواف را بین دیوار كعبه و مقام ابراهیم میدانند (رجوع کنید به نجفى، ج ١٩، ص ٢٩٥ـ٢٩٦)، این سؤال مطرح شده است كه آیا ابتداى محدوده طواف در سمت حجر اسماعیل، از دیوار كعبه محاسبه میشود یا از دیوار حجر؟ بیشتر فقها بر آناند كه مبدأ طواف، دیوار كعبه است و فاصلهاى كه طوافكننده میتواند از دیوار حجر داشته باشد، شش ذراع و نیم (یعنى حدود سه متر) است و وى نباید بیش از این از دیوار حجر فاصله بگیرد (براى نمونه رجوع کنید به سبزوارى، ص ٦٢٨؛
بحرانى، ج ١٦، ص١١٣ـ ١١٤؛
امام خمینى، ص ٢٤٦، ٢٤٨ـ٢٤٩)، اما به نظر برخى دیگر هرچند حجر اسماعیل جزء كعبه نیست، فاصله مزبور از دیوار حجر حساب میشود (براى نمونه رجوع کنید به شهیدثانى، ج ٢، ص ٢٤٩؛
جوادى آملى، ج ٣، ص ٤٣٨؛
مقدس نجفى، ج ٢، ص ٧٠ـ٧١).
از جمله احكام مورد بحث میان فقهاى اهل سنّت، صحیح بودن یا نبودن نمازى است كه در مسجدالحرام رو به حجر اسماعیل اقامه شود به گونهاى كه رو به كعبه نباشد. حنفیان و برخى از مالكیان و شافعیان آن را صحیح نمیدانند، بدین استناد كه وجوب رو به كعبه بودنِ نماز، نص قرآن است (رجوع کنید به بقره : ١٤٤)، ولى جزء كعبه بودنِ حجر با خبر واحد ثابت شده كه علم آفرین نیست و دلیل قطعى بر اماره ظنى مقدّم است (رجوع کنید به شمسالائمه سرخسى، ج ٤، ص ١٢؛
كاسانى، ج ١، ص ١٣١ـ ١٣٢؛
نووى، المجموع، ج ٣، ص ١٩٢ـ١٩٣؛
حطّاب، ج ٢، ص ٢٠١ـ٢٠٣). در برابر، شمارى از شافعیان و مالكیان، با استناد به احادیثى كه در آنها حجر اسماعیل از كعبه دانسته شده است، به صحت نماز حكم كردهاند (رجوع کنید به نووى؛
حطّاب، همانجاها). به نظر فقهاى حنبلى نیز چنانچه نماز رو به آن بخش از حجر كه جزء كعبه بهشمار میرود، به جا آورده شود، صحیح است (رجوع کنید به بهوتى حنبلى، ج ١، ص ٣٥٩).
برخى از فقهاى امامى نماز به سوى حجر را صحیح دانستهاند (رجوع کنید به علامه حلّى، ١٤١٠، ج ١، ص ٣٩٢، ٣٩٧؛
همو، ١٤١٤، ج ٣، ص ٢٢؛
محقق كركى، ج ٢، ص ٦٨)، اما به نظر برخى دیگر، این نماز صحیح نیست، زیرا با توجه به احادیثى كه جزء كعبه بودنِ حجر را نفى كرده است و نیز برطبق آراى بیشتر عالمان امامى، نمیتوان از جزء كعبه بودن حجر اطمینان حاصل كرد و این ظن را بر یقین خود مبنى بر وجوب رو به كعبه بودن در نماز، ترجیح داد (رجوع کنید به شهید اول، ١٤١٩، ج٣،ص١٦٩ـ١٧٠؛
نجفى، ج٧، ص٣٢٦ ـ ٣٢٩؛
حسنزاده آملى، ص ٥٢٠ـ ٥٢١).
برخى كارهاى مستحب در حجر اسماعیل عبارت است از : به جا آوردن نماز؛
دعا و نیایش كردن، كه بر طبق احادیث و سیره پیامبر اكرم و ائمه علیهمالسلام بهترین مكان براى نماز و دعا در حجر، زیر ناودان است (رجوع کنید به كلینى، ج ٤، ص ٢١٤، ٥٢٥، ٥٢٦؛
الفقه المنسوب للامام الرضا علیهالسلام، ص ٢٢٢؛
فاسى، ج ١، ص٤١٢ـ٤١٣؛
حرّعاملى، ج٥، ص ٢٧٤ـ٢٧٦، ج ١٣، ص ٣٣٤ـ ٣٣٥، ٤٢٥؛
مجلسى، ج٩٠، ص ٣٤٩؛
براى آراى فقهاى اهل سنّت درباره حكم نماز در داخل حجر اسماعیل رجوع کنید به الموسوعة الفقهیة، ج ٤، ص ٦٥ـ ٦٦)؛
مُحرم شدن حاجى در حج تمتع از محل حجر یا مقام ابراهیم و خواندن دو ركعت نماز پیش از احرام در آنجا (رجوع کنید به محقق كركى، ج ٣، ص ٢١٥ـ٢١٦؛
حرّعاملى، ج ١١، ص ٣٣٩؛
نجفى، ج ١٩، ص ٢ـ٣).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن؛
(٢) عبداللّه محمد ابكر، صورمن تراث مكة المكرمة فى القرن الرابع عشر الهجرى، بیروت ١٤٢٥/ ٢٠٠٤؛
(٣) ابنبابویه، عللالشرایع، نجف ١٣٨٥ـ ١٣٨٦، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(٤) ابنجبیر، رحلة ابنجبیر، بیروت ١٩٨٦؛
(٥) ابنحجر عسقلانى، فتحالبارى: شرح صحیح البخارى، بولاق ١٣٠٠ـ١٣٠١، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٦) ابنحنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت : دارصادر، (بیتا.)؛
(٧) ابنسعد (بیروت)؛
(٨) ابنشهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم (بیتا.)؛
(٩) ابنطاووس، سعدالسعود للنفوس، قم ١٣٨٠ش؛
(١٠) ابنعابدین، حاشیة ردّ المحتار على الدّر المختار: شرح تنویر الابصار، چاپ افست بیروت ١٣٩٩/ ١٩٧٩؛
(١١) ابنفهد، كتاب نیل المُنى بذیل بلوغ القِرى لتكملة اتحافِ الوَرى: تاریخ مكة المكرمة من سنة ٩٢٢ه الى ٩٤٦ه ، چاپ محمد حبیب هیله، (لندن) ١٤٢٠/٢٠٠٠؛
(١٢) ابنقدامه، المغنى، بیروت: عالم الكتب، (بیتا.)؛
(١٣) ابنمنظور؛
(١٤) ابننجیم، البحر الرائق شرح كنز الدقائق، بیروت ١٤١٨/ ١٩٩٧؛
(١٥) ابنهشام، السیرة النبویة، چاپ مصطفى سقا، ابراهیم ابیارى، و عبدالحفیظ شلبى، بیروت: داراحیاء التراث العربى، (بیتا.)؛
(١٦) احمد دردیر ابوالبركات، الشرح الكبیر، بیروت: داراحیاء الكتب العربیة، (بیتا.)؛
(١٧) محمدبن عبداللّه ازرقى، اخبار مكة و ماجاء فیها من الآثار، چاپ رشدى صالح ملحس، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣، چاپ افست قم ١٣٦٩ش؛
(١٨) امام خمینى، مناسك حج: مطابق با فتاواى حضرت آیةاللّه العظمى امام خمینى سلاماللّه علیه، با حواشى مراجع معظم تقلید، تهران ١٣٨٤ش؛
(١٩) یوسفبن احمد بحرانى، الحدائق الناضرة فى احكام العترة الطاهرة، قم ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش؛
(٢٠) محمدبن اسماعیل بخارى ، صحیح البخارى، (چاپ محمد ذهنیافندى)، استانبول ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٢١) منصوربن یونس بهوتى حنبلى، كشّاف القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعى، بیروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(٢٢) احمدبن حسین بیهقى، السنن الكبرى، بیروت: دارالفكر، (بیتا.)؛
(٢٣) عبداللّه جوادى آملى، كتاب الحج، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ١٤٠١؛
(٢٤) اسماعیلبن حماد جوهرى، الصحاح: تاجاللغة و صحاح العربیة، چاپ احمدبن عبدالغفور عطار، قاهره ١٣٧٦، چاپ افست بیروت ١٤٠٧؛
(٢٥) حرّعاملى؛
(٢٦) حسن حسنزاده آملى، دروس معرفة الوقت و القبلة، قم ١٤١٦؛
(٢٧) حسین عبداللّه باسلامه، تاریخ الكعبة المعظمة: عمارتها و كسوتها و سدانتها، چاپ یحیى حمزه وزنه، (قاهره) ١٤٢٠/ ٢٠٠٠؛
(٢٨) محمدبن محمد حَطّاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، چاپ زكریا عمیرات، بیروت ١٤١٦/١٩٩٥؛
(٢٩) عبداللّهبن جعفر حمیرى، قرب الاسناد، قم ١٤١٣؛
(٣٠) عبدعلیبن جمعه حویزى، تفسیر نورالثقلین، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم ١٣٧٠ش؛
(٣١) محمدبن احمد خطیب شربینى، مغنیالمحتاج، (بیجا): دارالفكر، (بیتا.)؛
(٣٢) عبداللّهبن عبدالرحمان دارمى، سنن الدارمى، چاپ محمد احمد دهمان، دمشق: مكتبةالاعتدال، (بیتا.)؛
(٣٣) ابراهیم رفعتپاشا، مرآة الحرمین، او، الرحلات الحجازیة و الحج و مشاعره الدینیة، بیروت: دارالمعرفة، (بیتا.)؛
(٣٤) وهبه مصطفى زحیلى، الفقه الاسلامى و ادّلته، دمشق ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٣٥) محمدباقربن محمد مؤمن سبزوارى، ذخیرةالمعاد فى شرح الارشاد، چاپ سنگى تهران ١٢٧٣ـ١٢٧٤، چاپ افست قم (بیتا.)؛
(٣٦) عبدالسلامبن سعید سحنون، المُدَوَّنة الكبرى، التى رواها سحنونبن سعید تنوخى عن عبدالرحمانبن قاسم عتقى عن مالكبن انس، قاهره ١٣٢٣، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٣٧) محمدبن ادریس شافعى، الامّ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣٨) محمدبن احمد شمسالائمه سرخسى، كتاب المبسوط، قاهره ١٣٢٤ـ١٣٣١، چاپ افست استانبول ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣٩) محمدبن مكى شهیداول، الدروس الشرعیة فى فقه الامامیة، قم ١٤١٢ـ١٤١٤؛
(٤٠) همو، ذكرى الشیعة فى احكام الشریعة، قم ١٤١٩؛
(٤١) زینالدینبن على شهیدثانى، الروضة البهیة فى شرح اللمعة الدمشقیة، چاپ محمد كلانتر، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٤٢) محمدبن على طورى، تكملة البحر الرّائق شرح كنزالدقائق، در ابننجیم، البحر الرائق، ج ٧ـ٩، بیروت ١٤١٨/ ١٩٩٧؛
(٤٣) محمدبن حسن طوسى، كتاب الخلاف، قم ١٤٠٧ـ١٤١٧؛
(٤٤) حسنبن یوسف علامه حلّى، تذكرة الفقها، قم ١٤١٤ـ؛
(٤٥) همو، كتاب منتهیالمطلب، چاپ سنگى تبریز ( ١٣١٦)ـ١٣٣٣، چاپ افست (بیجا، بیتا.)؛
(٤٦) همو، نهایة الاحكام فى معرفة الاحكام، چاپ مهدى رجائى، قم ١٤١٠؛
(٤٧) علیبن حسین علمالهدى، رسالة المحكم و المتشابه، المعروف بتفسیر النعمانى، قم: دارالشبسترى للمطبوعات، (بیتا.)؛
(٤٨) محمدبن مسعود عیاشى، التفسیر، قم ١٤٢١؛
(٤٩) محمدبن احمد فاسى، شِفاء الغَرام بأخبار البلد الحرام، چاپ ایمن فؤاد سید و مصطفى محمد ذهبى، مكه ١٩٩٩؛
(٥٠) الفقه المنسوب للامام الرضا علیهالسلام، و المشتهر ب فقه الرضا، مشهد : مؤسسه آلالبیت، ١٤٠٦؛
(٥١) احمدبن محمد فیومى، المصباح المنیر فى غریب الشرح الكبیر للرافعى، (بیروت): دارالفكر، (بیتا.)؛
(٥٢) سعیدبن هبةاللّه قطب راوندى، الخرائج و الجرائح، قم ١٤٠٩؛
(٥٣) ابوبكربن مسعود كاسانى، كتاب بدائع الصنائع فى ترتیب الشرائع، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٥٤) عبیداللّه محمد امین كردى، «آخرین توسعه و مرمت كعبه»، (ترجمه) حسین صابرى، میقات حج، ش ٣٦ (تابستان ١٣٨٠)؛
(٥٥) محمد طاهر كردى، التاریخ القویم لمكة و بیتاللّه الكریم، بیروت ١٤٢٠/٢٠٠٠؛
(٥٦) كلینى؛
(٥٧) مجلسى؛
(٥٨) علیبن حسین محقق كركى، جامع المقاصد فى شرح القواعد، قم ١٤٠٨ـ١٤١٥؛
(٥٩) على مشكینى، مصطلحات الفقه، قم ١٣٧٧ش؛
(٦٠) محمدهادى مقدس نجفى، كتاب الحج، تقریرات درس آیةاللّه موسوى گلپایگانى، (تحریر از روى نسخه خطى)، قم: مركز معجم فقهى، ١٣٧٩ش (لوح فشرده)؛
(٦١) الموسوعة الفقهیة، ج ٤، كویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٦٢) محمدبن على موسوى عاملى، مدارك الاحكام فى شرح شرائع الاسلام، قم ١٤١٠؛
(٦٣) محمدحسنبن باقر نجفى، جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام، بیروت ١٩٨١؛
(٦٤) حسینبن محمدتقى نورى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، قم ١٤٠٧ـ ١٤٠٨؛
(٦٥) یحییبن شرف نووى، صحیح مسلم بشرح النووى، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(٦٦) همو، المجموع : شرح المهذّب، بیروت: دارالفكر، (بیتا.).
/ علیرضا سعید و فریده سعیدى/