دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٣٩
حجّت علیشاه ، صوفى، مفسر، و مورخ سلسله نعمتاللهیه. نام او عبدالحجت بلاغى بود. وى در ١٣٢٢ در نائین بهدنیا آمد (بلاغى، ١٣٢٧ـ١٣٣١ش، ج ٢، ص ٥٩٥؛ مدرسى چهاردهى، ص ١٤٣ـ١٤٤). پدرش، سیدحسن (متوفى ١٣١٢ش)، از علماى نائین و صاحب آثارى از جمله رئوس الشیاطین، ردیهاى بر بابیه و بهاییه، بود (بلاغى، ١٣٦٩، ج ١، ص ٩٨ـ٩٩، ج ٣، ص ٧٧). نسب بلاغى، از طریق علیبن جعفر عُرَیضى به امام جعفر صادق علیهالسلام میرسد (رجوع کنید به همان، ج ١، ص٦٠). نامخانوادگى او در اصل حسینى عُرَیضى نائینى بود (رجوع کنید به صدوقیسها، ص ٨٧)، اما به مناسبت ساختن دارالتبلیغ در اصفهان، به بلاغى معروف شد (بلاغى، ١٣٤٥ش، مقدمه، ج ١، ص ٨). بلاغى از هشت تن از علما، از جمله محمدتقى خوانسارى، شیخ محمدحسین كاشفالغطاء، آقابزرگ طهرانى و سید شهابالدین مرعشى نجفى، اجازه روایت داشت و صورت اجازه آنها را نیز به چاپ رسانده بود (رجوع کنید به همان، مقدمه، ج ١، ص ١٢ـ ٢٠؛ همو، ١٣٢٧ـ١٣٣١ش، ج ٢، ص ٥).
وى در ١٣٠٨ش به سلسله نعمتاللهیه* وارد و مرید شمسالعرفا* شد و خود را حجت علیشاه نامید (همو، ١٣٢٧ـ ١٣٣١ش، ج ٢، ص ٥٩٥؛ مدرسیچهاردهى، ص ١٤٥). او خود را در شش سلسله مجاز و مرجع میدانست (رجوع کنید به بلاغى، ١٣٢٧ـ ١٣٣١ش، ج ٢، ص ٧، ١١، ٥٢٤).
پس از درگذشت شمسالعرفا، حجت علیشاه مدعى جانشینى وى شد و بعدها نیز مدعى بود كه هم از شمسالعرفا و هم از ذوالریاستین اجازه دستگیرى دارد (صدوقیسها، ص ٨٧ـ ٨٨). با وجود این، پس از درگذشت ذوالریاستین، جواد نوربخش رسمآ جانشینى را از آن خود كرد (رجوع کنید به مدرسى چهاردهى، ص ٢١٣؛ نیز رجوع کنید به ذوالریاستین*، میرزا عبدالحسین).
به اعتقاد حجت علیشاه، قطب باید شیعه و سید باشد و تعدد اقطاب در یك زمان جایز است. او قطب را به صامت و ناطق تقسیم كرد و خود را قطب صامت در زمانِ ذوالریاستین و قطب ناطق بعد از وى معرفى كرد (١٣٢٧ـ١٣٣١ش، ج ٢، ص١٠، ١٣٧؛ نیز رجوع کنید به مدرسی چهاردهى، همانجا). او محمدتقى موحدى قمى را به جانشینى خود برگزید و در ١٣٥٥ش درگذشت (مدرسیچهاردهى، ص ١٤٤؛ صدوقیسها، ص ٨٨).
حجت علیشاه علاوه بر اینكه كتاب مونس السالكین ذوالریاستین را به چاپ رساند (مدرسی چهاردهى، ص ١٤٥)، آثارى هم از خود بهجاى گذاشت كه بیشتر آنها تاریخى است. برخى از آثار مهم او عبارتاند از :
١) حجةالتفـاسیـر و بلاغ الاكسیـر، یـا، مَن لایحَضُرُه المفسر و التفسیر (قم ١٣٤٥ش)، كه تفسیر قرآن است در ده جلد (شش مجلد) كه دو مجلد اول آن مقدمه است. ٢) كتاب مقالات الحنفاء فى مقامات شمسالعرفاء (تهران ١٣٢٧ـ١٣٣١ش) در دو جلد. ٣) شطرنج العرفاء (تهران ١٣٦٩) در پنج جلد (مشار، ج ٣، ستون ٧١٧). ٤) تاریخ نجف اشرف و حیره (تهران ١٣٦٨). ٥) تاریخ نائین (تهران ١٣٦٩)، در سه جلد، كه فرهنگ تاریخ نائین جلد سوم آن را تشكیل میدهد. این سه جلد در یك مجلد چاپ شده است. ٦) تاریخ تهران (قم ١٣٥٠ش)، در دو جلد كه به سبب وسعت و تنوع اطلاعاتى كه در آن عرضه شده بود، توجه اهل تحقیق را به خود جلب كرد. گزیدهاى از این تاریخ نیز در ١٣٨٦ش در تهران منتشر شد. ٧) اعلاط الروضات (قم ١٣٦٨/١٣٢٧ش)، كه تعلیقات او بر روضاتالجنات خوانسارى است. ٨) یعسوب: از هر چمنگلى (تهران ١٣٥٠ش). كشكول مانندى است كه در آن حجت علیشاه به خط خود برخى رسالههاى مهم را بازنویسى كرده و نیز مجموعهاى از نمونه خط علما و عرفاى اسلامى، تصویر برخى مكانهاى تاریخى و نامههاى بعضى دانشمندان ایرانى و خارجى را، كه در مسائل علمى از وى كمك خواسته بودند، از جمله سیدحسین نصر، در پایان كتاب گنجانده است (براى اطلاعات بیشتر درباره آثار بلاغى رجوع کنید به مشار، ج ٣، ستون ٧١٦ـ٧١٧). علاوه بر این، چند بیت شعر به لهجه نائینى از وى باقى است (رجوع کنید به بلاغى، ١٣٦٩، ج ١، ص ٦٣ـ٦٦).
حجت علیشاه برادرى به نام محمدتقى و مشهور به صدرالدین داشت كه در ادب و وعظ و خطابه مبرِّز بود. از او آثارى به جامانده است، از جمله ترجمه صحیفه سجادیه (تهران)، سخنرانیهاى بلاغى در رادیو و قصص قرآن، یا، فرهنگ قصص (مهدوى، ص ٩١؛ مشار، ج ٣، ستون ٥٣٤).
منابع :
(١) عبدالحجت بلاغى، حجةالتفاسیر و بلاغ الاكسیر، یا، مَن لایحضُرُه المفسر و التفسیر، قم ١٣٤٥ش؛
(٢) همو، كتاب تاریخ نائین، و كتاب فرهنگ تاریخ نائین، تهران ١٣٦٩؛
(٣) همو، كتاب مقالات الحنفاء فى مقامات شمسالعرفاء، تهران ١٣٢٧ـ [ ? ١٣٣١ش[؛
(٤) منوچهر صدوقی سها، تاریخ انشعابات متأخره سلسله نعمتاللهیه، در دو رساله در تاریخ جدید تصوف ایران، تهران: پاژنگ، ١٣٧٠ش؛
(٥) نورالدین مدرسیچهاردهى، سلسلههاى صوفیه ایران، تهران ١٣٨٢ ش ؛
(٦) خانبابا مشار، مؤلفین كتب چاپى فارسى و عربى، تهران ١٣٤٠ـ١٣٤٤ش؛
(٧) مصلحالدین مهدوى، تذكره شعراى معاصر اصفهان، اصفهان ١٣٣٤ش.
/ سعید كریمى /