دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٢٥
حجاز/ حجازى ، از ادوار دوازدهگانه اصلى موسیقى كهن ایران و جهان اسلام و گوشهاى در موسیقى دستگاهى ایران و از مقامهاى متداول در بسیارى از سرزمینهاى اسلامى. حجازى، به عنوان دورى مهم، در رسالات موسیقى قرن هفتم به بعد بسیار مطرح شده است. حجازى یكى از دورهاى دوازدهگانه مشهورى است كه بهنوشته حسن كاشى (ص١٠٣)، صفیالدین ارموى (قرن هفتم) آنها را دستهبندى كرده است. صفیالدین ارموى (ص ٣٣، ٤٣ـ٤٤) در جدول دورهاى بالقوه هشتاد و چهارگانه ــكه دورهاى دوازدهگانه مشهور از میان آنها انتخاب میشوندــ حجازى را دور پنجاه و چهارم و نغمههاى آن را به ترتیب «ا ج ه ح ى یج یه یح» ذكر كرده و گفته است برخى این درجات را مربوط به دور عراق* و حجازى را دور شصت و چهارم با نغمههاى «ا ج و ح یا یج یه یح» میدانند؛ اما عبدالقادربن غیبى مراغى (ص ١١٢ـ١١٣) این نظر را رد كرده و حجازى را همان دور پنجاه و چهارم دانسته است. نام حجازى یا حجاز تا اوایل قرن دوازدهم در رسالات موسیقى همچنان به عنوان یكى از دورهاى دوازدهگانه مطرح بود، مانند رسالات سده نهم و دهم، ازجمله رساله در موسیقى بنائى (ص ٦٦)، رساله نسیم طرب نسیمى (ص ٧٤)، رساله موسیقى بهجت الروح در سده یازدهم(؟) از عبدالمؤمنبن صفیالدین (ص ٤٣) و رساله موسیقى امیرخان گرجى در اوایل قرن دوازدهم (رجوع کنید به خضرائى، ١٣٨٥ش، ص ١٥٣). مُدهایى هم هستند كه نام حجاز را در خود دارند، از جمله حجاز بزرگ، حجاز عراق، حجازِ مخالف (رجوع کنید به عبدالمؤمنبن صفیالدین، ص ٩٣)، حجاز ترك و حجاز اصل (رجوع کنید به فرصت شیرازى، ص ١٦). شعبههایى نیز، به اختلاف، براى دور حجازى ذكر شده است، از جمله عُزّال و نهفت (نسیمى، همانجا) و سه گاه و حصار (عبدالمؤمنبن صفیالدین، ص ٩١).
ظاهراً از اوایل قرن دوازدهم به بعد، بهتدریج در موسیقى ایران از اهمیت حجاز/ حجازى ــبه عنوان یك دور* یا مقام* اصلى ــ كاسته شده، گرچه به دلیل كمبود منابع و رسالات موسیقى، بهویژه در دوره افشاریان و زندیان، اظهارنظر در اینباره دشوار است. حجاز در ساختار شَدّ*هاى چهارگانه ــكه احتمالا در اواخر قرن یازدهم شكل گرفتهاندــ مُد* چندان مهمى بهنظر نمیرسد (رجوع کنید به خضرائى، ١٣٨٦ش، ص ٥٦). در فهرست نام دستگاههاى دوازدهگانه ــكه در اوایل دوره قاجار تدوین شده و در رساله كلیات یوسفى از آن سخن رفته ــ نیز از حجاز/ حجازى به عنوان دستگاه یاد نشده است (معارف، ص ١١٧). در نظام موسیقى هفت دستگاه و پنج آواز، كه از دوران قاجار تاكنون رایج است، نیز نام حجاز به عنوان دستگاه یا آواز مطرح نشده است.
امروزه حجاز نام یكى از مهمترین گوشههاى موسیقى دستگاهى است كه در آواز ابوعطا اجرا میشود و طولانیترین گوشه این آواز است (كریمى، ص ٩١). حجاز چون از نظر صوتى در منطقهاى بالاتر از درآمد ابوعطا قرار میگیرد، معمولا بعد از درآمد خوانده میشود و اهمیت آن از درآمد ابوعطا كمتر نیست. همچنین بهسبب داشتن دامنه صوتى وسیع و شخصیت مستقل به تنهایى قابل اجراست و گوشههاى متعددى چون چهارباغ و گبرى را در زیر مجموعه خود دارد (رجوع کنید به فرهت، ص ٦٧ـ٦٨). بسیارى از مناجاتهاى مذهبى و برخى تلاوتهاى قرآن نیز در مایه حجاز است، زیرا حجاز، در اصل، لحن مخصوص عربها بوده كه بهتدریج به موسیقى ایرانى راه یافته است (خالقى، ص ٢٧١).
حجاز در موسیقى بخشهاى وسیعى از جهان اسلام یكى از مقامهاى مهم و شناخته شده است، از جمله مقام حجاز و حجاز كاركوردى (حجاز كاركُردى)، حجاز كار و حجاز بوسلیك كه در تركیه متداول است (حلو، ص ١٣٤ـ١٣٥). همچنین حجاز یكى از هجده طبع (مقام) رایج در تونس (ارلانژه، ص ٢٥٤) و دو نوبت (الحجازالكبیر و الحجازالمشرقى) از نوبات اندلسى است (عبدالعزیزبن عبدالجلیل، ص ١٥٢).
منابع :
(١) رودولف وان ارلانژه، «المقامات»، در كتاب مؤتمر الموسیقى العربیة، قاهره ١٣٥٠/ ١٩٣٢، قاهره: وزارة المعارف العمومیة، ١٣٥٢/١٩٣٣؛
(٢) كمالالدینبن محمد بنائى، رساله در موسیقى، چاپ عكسى از نسخه خطى مورخ سال ٨٨٨ ه .ق. به خط مؤلف، موجود در كتابخانه شخصى یوسف نیرى، تهران ١٣٦٨ش؛
(٣) حسن كاشى، كنز التحف، در سه رساله فارسى در موسیقى، چاپ تقى بینش، تهران : مركز نشر دانشگاهى، ١٣٧١ش؛
(٤) سلیم حلو، تاریخ الموسیقى الشرقیة، بیروت ١٤٢٨/٢٠٠٧؛
(٥) روحاللّه خالقى، نظرى به موسیقى، تهران ١٣٧٠ش؛
(٦) بابك خضرائى، «رساله موسیقى امیرخان گرجى»، گلستان هنر، سال ٢، ش ٣ (پاییز ١٣٨٥)؛
(٧) همو، «سایهاى از تفكر دستگاهى در رساله امیرخان گرجى: تلاش براى تحلیل باب سیزدهم رساله امیرخان (در بیان شَدّ)»، در كتاب سال شیدا: مجموعه مقالات موسیقى، ش ٨ و ٩، گردآورنده: محسن حجاریان، تهران: سراى اهل هنر، ١٣٨٦ش؛
(٨) عبدالمؤمنبن یوسف صفیالدین ارموى، كتاب الأدوار فى الموسیقى، ترجمه فارسى به انضمام متن عربى آن، از مترجمى ناشناخته، چاپ آریو رستمى، تهران ١٣٨٠ش؛
(٩) عبدالعزیزبن عبدالجلیل، مدخل الى تاریخ الموسیقا المغربیة، كویت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٠) عبدالمؤمنبن صفیالدین، رساله موسیقى بهجت الروح، با مقابله و مقدمه و تعلیقات یاسنت لویى رابینو، تهران ١٣٤٦ش؛
(١١) محمدنصیربن جعفر فرصت شیرازى، بحور الالحان در علم موسیقى و نسبت آن با عروض، (تهران) ١٣٤٥ش؛
(١٢) هرمز فرهت، دستگاه در موسیقى ایرانى، ترجمه مهدى پورمحمد، تهران ١٣٨٠ش؛
(١٣) محمود كریمى، ردیف آوازى موسیقى سنتى ایران به روایت محمود كریمى، (آوانویس): محمدتقى مسعودیه، كتاب ١، تهران ١٣٧٦ش؛
(١٤) عبدالقادربن غیبى مراغى، جامعالالحان، چاپ تقى بینش، تهران ١٣٦٦ش؛
(١٥) عباس معارف، شرح ادوار صفیالدین ارموى با مقدمهاى در تاریخ موسیقى ایران، ویرایش و حواشى عبدالرضا موسوى، تهران ١٣٨٣ش؛
(١٦) نسیمى، نسیم طرب، چاپ امیرحسین پورجوادى، تهران ١٣٨٥ش.
/ بابك خضرائى /