دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٧٨٦
حَبّوبى ، محمدسعید، مشهور به حَبّوبى كبیر، فقیه و شاعر امامى و یكى از رهبران جهاد عراق با انگلیسیها. وى در ١٢٦٦ در نجف بهدنیا آمد. نسب پدرش، سیدمحمود، به امام حسن مجتبى علیهالسلام میرسید، اما برخى (براى نمونه رجوع کنید به حبوبى، مقدمه جواهرى، ص ٨) به اشتباه وى را از نسل امام حسین علیهالسلام دانستهاند (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ٢، ص٨٢٠). خاندان حبوبى در نجف معروف بودند. آنان در اصل، اهل حجاز و بیشترشان تاجر بودند. محمدسعید علوم مقدماتى را در نجف خواند (همان، قسم ٢، ص ٨١٤ـ ٨١٥). ادبیات را نزد شیخجعفر شرقى/ شروقى و دایى خود شیخ عباس اَعسم فراگرفت. حبوبى پس از آنكه مدتى در حجاز به تجارت پرداخت، به نجف بازگشت. وى با شركت فعال در انجمنهاى ادبى، كه با حضور شاعران بزرگ نجف، مانند سیدموسى طالقانى و سیدجعفر حلّى، برگزار میشد، استعداد ادبى خود را نشان داد (رجوع کنید به حرزالدین، ج ٢، ص ٢٩٢؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ٢، ص ٨١٥ـ٨١٦؛ خاقانى، ج ٢، ص ٥٦، ج ٩، ص ١٤٧ـ١٤٨).
فصاحت، رسایى و روانى تعابیر، ظرافت معانى و سبك اشعارش، او را از جوانى در زمره ادیبان بزرگ عراق قرار داد (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ٢، ص ٨١٦؛ خاقانى، ج ٩، ص ١٤٨). وى در زمینه شعر و ادبیات، بیش از همه با محمدحسن كبّه (فقیه، ادیب و شاعر) مراوده داشت (آقابزرگ طهرانى،١٤٠٤،قسم ٢، ص ٨١٥ـ ٨١٦) و گاه به اتفاق او شعر میسرود (رجوع کنید به خاقانى، ج ٩، ص ١٩٣ـ١٩٨).
حبوبى از ١٣٠٥ به بعد دیگر شعر نسرود و حتى از گردآورى اشعارش خوددارى كرد (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ٢، ص ٨١٧). به گفته محسن امین (ج ٩، ص ١٨١)، وى پس از آنكه در رثاى محمدباقر ایروانى شعر گفت، از سوى كسانى كه گمان میكردند در شعرش به آنان تعریض دارد، آزار دید و شعر گفتن را كنار گذاشت، ولى این مطلب با آنچه آقابزرگ طهرانى (١٤٠٤، همانجا) از حبوبى نقل كرده است، سازگارى ندارد. محمدرضا شبیبى*، كه از نزدیكان حبوبى بود، اشعار وى را جمعآورى كرد (همانجا؛ خاقانى، ج ٩، ص ١٥٤).
از آن پس حبوبى به فراگیرى و مطالعه علوم دینى، بهویژه فقه و اصول، پرداخت (رجوع کنید به محسن امین، ج ٩، ص ٣٤٤). استادان وى در این دروس، میرزاحبیباللّه رشتى*، محمدحسین كاظمى، شیخمحمد شرابیانى* و حاجآقا رضا همدانى* بودند. او اخلاق و عرفان را نزد ملاحسینقلى همدانى آموخت و از او بسیار تأثیر پذیرفت، ولى بیشتر تحصیلات فقهى خود را نزد شیخ محمد طه نجف گذراند و پس از فوت این استادش در ١٣٢٣، در درس دیگرى شركت نكرد و به تألیف و تدریس فقه و اصول پرداخت. گفتهاند كه شیوه تدریس او مشابه آخوند خراسانى* بود و عالمان بسیارى در درس وى شركت میكردند (رجوع کنید به حرزالدین، همانجا؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ٢، ص ٨١٦ـ٨١٨؛ خاقانى، ج ٩، ص ١٤٨؛ حبوبى، همان مقدمه، ص١٠). وى از محمد طه نجف،ملاحسینقلى همدانى و سیدمرتضى رضوى كشمیرى اجازه روایت گرفت و سیدشهابالدین مرعشى نجفى* از او اجازه روایت داشت (مرعشینجفى، ص ١٨٩ـ١٩٠).
برخى شاگردان حبوبى در ادبیات و علوم دیگر، سیدمحسن حكیم، سیدمحمود حكیم، سیدهاشم حكیم، عدنان غَریفى، جواد شبیبى و صالح حریرى بودند (محسن امین، ج ٤، ص ٢٨٣، ج ٩، ص ٥٦؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٩، قسم ٣، ص ٧٠٨ـ٧٠٩؛ همو، ١٤٠٤، قسم ٢، ص ٨٨١؛ امینى، ج ١، ص ٤٠٨، ٤٢٢ـ٤٢٣، ج ٢، ص ٧١٧).
حبوبى پس از اشغال لیبى از سوى ایتالیا در ١٣٢٩، بههمراه آخوند خراسانى و جمعى دیگر از فقها، با صدور فتوا، مسلمانان را به دفاع از اسلام و جنگ با دشمنان فراخواند (رجوع کنید به جهادیه، ص ٤٥ـ٤٦؛ رسایل و فتاواى جهادى، ص ٢٣٨ـ٢٣٩). وى همچنین نقش مهمى در قیام جهادى مردم عراق در برابر نیروهاى اشغالگر انگلستان در ١٣٣٢/١٩١٤ داشت و در اجتماع بزرگ مردم نجف در مسجدجامع هندى، آنان را به جهاد دعوت نمود و بر وجوب دفع كفار از سرزمینهاى اسلامى تأكید كرد (وردى، ج ٤، ص ١٢٧ـ١٢٨؛ رهیمى، ص ١٦٥، ١٧٣؛ جبورى، ص ٩). با صدور فتواهاى متعددِ مراجع دینى، مبنى بر وجوب جهاد (براى نمونه رجوع کنید به جبورى، ص٦٠ـ٦٤) و آغاز حركت جهادى در شهرهاى مهم عراق، بسیارى از مجتهدان بزرگ به جبههها رفتند (براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به اسدى، ص٩٠ـ٩٢؛ جبورى، ص ١٤ـ٤٦). حبوبى نیز، علاوه بر صدور فتوایى (به همراه سیدمصطفى كاشانى*) مبنى بر وجوب حفظ تمامیت ارضى عراق (رجوع کنید به جهادیه، ص ٦٦؛ رسایل و فتاواى جهادى، ص ٢٨٥)، اولین كسى بود كه با پذیرش رهبرى مجاهدان، آنان را به جبهه گسیل داشت (رهیمى، ص ١٦٥؛ جبورى، ص ١٤) و سپس همراه با چند تن از علما در ذیحجه ١٣٣٢ به سوى ناصریه حركت كرد و براى تشویق عشایر به جهاد، تا محرّم ١٣٣٣ در میان آنان ماند. شمارى از طلاب، را نیز نزد عشایر دوردست فرستاد تا آنان را به شركت در جهاد تشویق كنند (وردى، ج ٤، ص ١٢٩ـ١٣٠؛ جبورى، همانجا).
حبوبى در ربیعالآخر ١٣٣٣، همراه با هزاران تن از عشایرى كه در ناصریه به او پیوسته بودند، به طرف جبهه شعیبة (ناحیهاى در حدود پانزده كیلومترى جنوبشرقى بصره) حركت كرد (وردى، ج ٤، ص١٣٠؛ جبورى، ص ١٤ـ١٦). وى كمكهاى مالى حكومت عثمانى را نپذیرفت و عواید حاصل از رهن املاكش را صرف جهاد نمود (رجوع کنید به وردى، ج ٤، ص ١٣٤؛ خاقانى، ج ٩، ص١٥٠؛ جبورى، ص ٥٢). در نبرد شدیدى كه در شعیبة میان مجاهدان عراقى و ارتش عثمانى از یكسو و نیروهاى انگلیسى از سوى دیگر روى داد، بسیارى از مجاهدان شهید شدند و سپاه آنان به ناصریه عقبنشینى كرد (رهیمى، ص١٧٠ـ١٧١؛ جبورى، ص ٢٠٢ـ٢٠٣).
حبوبى به سبب فشارهاى روحى ناشى از این شكست، در ناصریه بیمار شد و در ١٣٣٣ درگذشت. جنازه او، پس از تشییع باشكوهى تا نجف، در صحن حرم امام على علیهالسلام دفن شد. شاعران در رثاى او اشعار بسیارى سرودند (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم٢، ص٨١٨ـ٨١٩؛ خاقانى، ج ٩، ص١٤٩ـ ١٥١). حكومت عثمانى هم در مراسمى از او تجلیل كرد (رجوع کنید به جبورى، ص ٢١٦).
حبوبى را به تقوا، حسن خلق، خوشرویى، تواضع، هوشمندى و بردبارى ستودهاند (سماوى، ج ٢، ص ٢٤٢؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ٢، ص ٨١٦ـ٨١٧؛ امینى، ج ١، ص ٣٨٧ـ٣٨٨). او در صحن حرم امام على علیهالسلام نماز جماعت اقامه میكرد (حرزالدین، ج ٢، ص ٢٩٢ـ٢٩٣) و اولین كسى بود كه به جواز تأسیس مدارس جدید در بغداد، براى آموزش زبانهاى خارجى، فتوا داد (رهیمى، ص ١٦٥، پانویس ٧). وى در زمان اقامت سیدجمالالدین اسدآبادى* در نجف، با او همفكرى و ارتباط نزدیك داشت (رجوع کنید به وردى، ج ٣، ص ٢٩٧ـ ٢٩٨؛ رهیمى، ص ١٣١).
دیوان اشعار حبوبى به اهتمام فرزندش سیدعلى (رجوع کنید به ادامه مقاله)، با تصحیح عبدالعزیز جواهرى، در ١٣٣١ در بیروت بهچاپ رسید. این چاپ، علاوه بر اشتباهات فراوان، بسیارى از اشعار حبوبى را دربرنداشت. كتاب بار دوم در ١٣٣٤ش/ ١٩٥٥ در لبنان، باز هم با اشتباهات گوناگون، به چاپ رسید (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ٢، ص ٨١٩ـ٨٢٢؛ عواد، ج ٣، ص ١٧٦). خاقانى (ج ٩، ص ١٦٨ـ ١٧٥) نمونههایى از اشعار حبوبى را كه در دیوانش نیامده، ذكر كرده است. محمدحسین كاشفالغطاء، مجتهد نامور نجف، نخست دیوان را تصحیح كرد و بر آن حاشیه نوشت (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ٢، ص ٨٢٢).
دیوان حبوبى در ١٤٠٠، با شرح و تصحیح عبدالغفار حبوبى، در بغداد چاپ شد. گزیدهاى از اشعار حبوبى و نُه تن از مهمترین شعراى شیعه عراق، از جمله سیدحیدر حلّى، همراه با زندگینامه كوتاهى از آنان، بهكوشش محمدرضا شبیبى و دو شاعر لبنانى، سلیمان طاهر و شیخاحمد زین، در كتابى با عنوان العراقیات در ١٣٣١ در صیدا چاپ شده است. مضامین این اشعار، عمدتآ نكوهش استعمار غرب است و سرایندگان، مبارزه جدّى با آن را توصیه كردهاند (همو، ١٤٠٣، ج ١٥، ص ٢٤١؛ رهیمى، ص ١٥٨ـ١٥٩).
شعر حبوبى بیشتر در وصف طبیعت، بیان مضامین اجتماعى، رثاى عالمان و ادیبان (رجوع کنید به محسن امین، ج ٢، ص١٣٠، ٦٢٤، ج ٦، ص ٢٦٩) و نیز در مدح امامان شیعه علیهمالسلام است (رجوع کنید به سماوى، ج٢، ص٢٤٣). حبوبى تألیفاتى نیز در فقه و اصول دارد كه بهچاپ نرسیدهاند (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٤، قسم ٢، ص ٨١٩).
سیدعلى، فرزند حبوبى، نیز خطیب و شاعرى معروف بود. او در ١٢٩٦ در نجف بهدنیا آمد. مقدمات را نزد پدر و شیخشكر بغدادى* فرا گرفت. در جهاد با انگلستان، همراه پدرش بود و شجاعت بسیارى از خود نشان داد. وى پس از وفات پدر، تمام تلاش خود را صرف تحقق بخشیدن به آرمانهاى او و مبارزه با استعمار كرد. وى در ١٣٤١ در نجف وفات یافت و در جوار قبر پدرش دفن شد. دیوان شعرى از او برجا مانده است (خاقانى، ج ٦، ص ٣١٥؛ امینى، ج ١، ص ٣٨٨؛ براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به جبورى، ص ٤٨ـ٥٢).
سیدمحمودبن سیدحسین، برادرزاده حبوبى، معروف به حبوبى صغیر، نیز شاعرى بزرگ و وطندوست بود. او در ١٣٢٣ در نجف به دنیا آمد. مدتى فقه و اصول خواند، اما از ١٣٤٨ تمام توجه خود را به علوم ادبى معطوف كرد و با شركت فعال در انجمنهاى ادبى، در تحكیم و بالندگى جنبش ادبى نجف نقش مهمى داشت. محمود حبوبى مدتى در بغداد اقامت گزید و در ١٣٤٨ش (١٣٨٩) درگذشت (خاقانى، ج ١١، ص٢٠٠؛ امینى، همانجا؛ حسن امین، ج ١، ص ٢١٥). تألیفات وى عبارتاند از : آراء فیالشعر و القصة؛ دُمُوع الشُموع؛ شاعر الحیاة، كه در ١٣٢٦ش/١٩٤٧ در نجف چاپ شد؛ و عالَمٌ جدید (عواد، ج ٣، ص٢٧٠؛ امینى، ج ١، ص ٣٨٨ـ٣٨٩). قدرت او در شاعرى از رباعیات حبوبى كه در ١٣٣٠ش/١٩٥١ در نجف بهچاپ رسید و دیوان حبوبى كه در ١٣٢٧ش/١٩٤٨ در نجف چاپ شد، آشكار است (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج١٠، ص ٦٩؛ عواد، همانجا؛ خاقانى، ج ١١، ص ٢٠٥). از جمله اشعار دیوان او، قصیدهاى طولانى بهنام «الرائیة الایوانیة» است (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٩، قسم ١، ص ٢٢٩، ج١٠، ص ٥٤؛ عواد، همانجا). وى همچنین بعضى اشعار شیخجواد شبیبى* (متوفى ١٣٦٣) را، كه در دیوانش نیامده بود، در یك مجلد تدوین كرد (خاقانى، ج ٩، ص ٥٠٧).
عبدالغنى، برادر سیدمحمود، حقوقدان و شاعر بود. وى در ١٣٤٢ در نجف بهدنیا آمد. پس از تحصیل در نجف و بغداد، در ١٣٧١ به مصر رفت و مدیر گمرك آنجا شد. كتاب دیمقراطیة و سلام (بغداد ١٣٣٨ش/١٩٥٩) و دیوان شعر از او بهجا مانده است (عواد، ج٢، ص٢٩٤؛ خاقانى، ج ٥، ص ٤٨١؛ امینى، ج١، ص٣٨٩؛ براى نمونه اشعار او رجوع کنید به خاقانى، ج ٥، ص ٤٨١ـ٤٨٨).
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذریعة الى تصانیف الشیعة، چاپ علینقى منزوى و احمد منزوى، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلام الشیعة: نقباء البشر فى القرن الرابع عشر، مشهد ١٤٠٤؛
(٣) حسن اسدى، ثورة النجف على الانگلیز، او، الشرارة الاولى لثورة العشرین، بغداد ١٩٧٥؛
(٤) حسن امین، مستدركات اعیان الشیعة، بیروت ١٤٠٨ـ١٤١٦/ ١٩٨٧ـ١٩٩٦؛
(٥) محسن امین؛
(٦) محمدهادى امینى، معجم رجال الفكر و الادب فى النجف خلال الف عام، (نجف) ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٧) كامل سلمان جبورى، النجف الاشرف و حركة الجهاد : عام ١٣٣٢ـ١٣٣٣ه / ١٩١٤م، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٨) جهادیه: فتاوى جهادیه علما و مراجع عظام در جنگ جهانى اول، به كوشش محمدحسن كاووسى عراقى و نصراللّه صالحى، تهران: وزارت امورخارجه، مؤسسه چاپ و انتشارات، ١٣٧٥ش؛
(٩) محمدسعید حبوبى، دیوان، چاپ عبدالعزیز جواهرى، بیروت ١٣٣١، چاپ افست (قم) ١٣٦٩ش؛
(١٠) محمد حرزالدین، معارف الرجال فى تراجم العلماء و الادباء، قم ١٤٠٥؛
(١١) على خاقانى، شعراء الغرى، نجف ١٣٧٣/١٩٥٤، چاپ افست قم ١٤٠٨؛
(١٢) رسایل و فتاواى جهادى، تدوین، تحقیق و تحشیه از محمدحسن رجبى، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، معاونت پژوهشى و آموزشى، ١٣٧٨ش؛
(١٣) عبدالحلیم رهیمى، تاریخ الحركة الاسلامیة فى العراق: الجذور الفكریة و الواقع التاریخى (١٩٠٠ـ ١٩٢٤)، بیروت ١٩٨٥؛
(١٤) محمد سماوى، الطَّلیعة من شعراء الشیعة، چاپ كامل سلمان جبورى، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(١٥) كوركیس عواد، معجم المؤلفین العراقیین فى القرنین التاسع عشر و العشرین، بغداد ١٩٦٩؛
(١٦) شهابالدین مرعشى نجفى، الاجازه الكبیرة، او، الطریق و المَحَجَّة لثمرة المُهجَة، اعداد و تنظیم محمد سمامى حائرى، قم ١٤١٤؛
(١٧) علیوردى، لمحات اجتماعیة من تاریخ العراق الحدیث، بغداد ١٩٦٩ـ١٩٧٩، چاپ افست (قم) ١٣٧١ش.
/ فریده سعیدى /