دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٧٧٥
حَبِِش ، نام عثمانى ولایتى شامل سواحل افریقایى دریاى سرخ، از جنوب مصر تا خلیج عدن، از جمله سَنجَقِ جدّه. سنجقهاى مهم آن عبارت بودند از: اِبریم، سَواكِن، اَرككِو، مَصَوَّع، زَیلَع و جدّه، تا آنجاكه حدود آن تقریبآ با مناطق ساحلى سودان امروز، اتیوپى، جیبوتى و منطقه زیلع در جمهورى سومالى تطبیق میكند.
این ولایت به منظور اخراج پرتغالیها ایجاد گردید كه از اواخر دوره ممالیك، از پایگاههایشان در طول ساحل دریاى سرخ، سعى میكردند مانع سفر حج و تجارت ادویه شوند. حملات پرتغالیها موجب كاهش درآمد گمركى بندرهایى چون جدّه، سوئز و طور گردید. همچنین پیامدهاى نامطلوبى در سراسر جهان اسلام داشت، زیرا حجاج اخبار این حملات را منتشر میساختند (رجوع کنید به اینالجق، ص ٥٠٣ـ٥٠٥)؛ بنابراین، سلطان عثمانى، كه حامى اماكن مقدّس بود، مجبور به واكنش گردید، اما پس از ناكامى پنج حمله به پرتغالیها (بین سالهاى ٩٣٠ و ٩٦١/ ١٥٢٤ و ١٥٥٤)، دولت عثمانى تصمیم به اشغال دائم این مناطق و تأسیس ولایت مذكور گرفت.
ازاینرو، در ٩٦٢ ازدمیرپاشا* به مقام بیگلربیگى* برگزیده شد (باش وكالت آرشیوى، كپهجى تصنیفى، (بخش) دیوان همایون رئوس قلمى، ش ٢١٢، ٢١٣). او با سپاهى كه در مصر گرد آورد، حملهاى را تا بالاى نیل سامان داد، ولى به سبب موانعى كه در این مسیر ناگزیر بود، عملیات ناكام ماند (رجوع کنید به اورخونلو، ١٩٦١). در دومین نبرد، ازدمیرپاشا نیروهایش را در سوئز بر كشتى نشاند و در سواكن پیاده كرد. او با استفاده از نیروهاى زمینى و دریایى، همه منطقه را، از مصوّع تا زیلع، فتح كرد و سرانجام این ولایت در ٩٦٤/١٥٥٧ شكل گرفت (همو، ١٩٦٢، ص ١ـ٢٤). عثمانیها براى استحكام موقعیتشان، فتوحات خویش را تا ٩٦٦/١٥٥٩، آنگاه كه ازدمیرپاشا درگذشت، در خشكى گسترش دادند. پس از مرگ او، قدرت عثمانى بهسرعت كاهش یافت. مناطق دورتر (بهحال خود) رها شدند یا بهطور مجزا (از عثمانى) اداره گردیدند. بهگفته بروس، در ١٢٠٣ مصوّع تحت حكومت والى عثمانى نبود، بلكه تحت رهبرى قبیلهاى بهنام نائب بود. این كاشفلیك (ولایت)، در نوبه سفلا موروثى شده بود و نوادگان افراد پادگان عثمانى، كه با مردمان محلى وصلت كرده بودند، طبقه نظامى موروثیاى به وجود آوردند.
چون یكى از وظایف بیگلربیگى، حفظ نظم در شهرهاى مقدّس و یمن بود، از ربع آخر قرن دهم تا آغاز قرن سیزدهم، جدّه مركز این ولایت شد (باش وكالت آرشیوى، مهمه دفترى، XXI، ٣١١، XXVII، ٢٣٥، ٦، ٩٢). بهسبب ناآرامیهاى این منطقه در قرن دوازدهم، مدینه موقتاً به مركزیت این ولایت برگزیده شد.
در ١٢٢٩/١٨١٤، هنگامى كه بوركهارتاز سواكن دیدن كرد، اقتدار عثمانى تا حد اعطاى رسمیت به امیرمحلى از سوى والى جدّه و انتصاب مأمور گمرك بندر، كاهش یافته بود. سرانجام در ١٢٤٦ سلطان عثمانى دست از ادعایش در مورد مناطق افریقایى این ولایت برداشت و تمامى آنها را به پاشاى مصر واگذار كرد.
منابع :
(١) اولیا چلبى، ج١٠، ص ٩٣١ به بعد؛
(٢) احمد راشد، تاریخ یمن و صنعا، ج ١، استانبول ١٢٩١؛
(٣) سیدلقمان، زبدةالتواریخ، نسخه خطى؛
(٤) عبدالرحمان شرف، «اوزدمیر ـ اوغلى عثمانپاشا»، در تاریخ عثمانى انجمنى مجموعهسى، استانبول ١٩١٠ـ١٩٢٣، ش ٢١ـ٢٥؛
(٥) James Bruce, Travels to discover the source of the Nile, VI, Edinburgh ١٨٠٥;
(٦) Wallis Budge, A history of Ethiopia, Nubia and Abyssinia, II, London ١٩٢٨;
(٧) J. L. Burckhardt, Travels in Nubia, London ١٨١٩;
(٨) M. Longworth Dames, "The Portuguese and Turks in the Indian Ocean in the sixteenth century", JRAS (١٩٢١), ١-٢٨;
(٩) P. M. Holt, A modern history of the Sudan, London ١٩٦٣, ٢٣-٢٥;
(١٠) H.Indalcâk, in Belleten, XXI/٨٣ (١٩٥٧);
(١١) C. Orhonlu, in Altinci Turk Tarih Kurumu Kongresi tebligleri, Ankara ١٩٦١;
(١٢) idem, "XVI. asrin ilk yarisinda Kizildeniz sahillerinde Osmanlilar", Tarih dergisi, XII/١٦ [١٩٦٢];
(١٣) Rustem Pasha, Tarikh, abridged German translation by L. Forrer, Leipzig ١٩٢٣;
(١٤) G. W. F. Stripling, The Ottoman Turks and the Arabs, ١٥١١-١٥٧٤, Urbana ١٩٤٢, ٩٦-٩٨;
(١٥) J. Spencer Trimingham, Islam in Ethiopia, Oxford ١٩٥٢.
/ ت. ایشیكسال (د. اسلام) /