دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٧٣٥
حالت ، ابوالقاسم، طنزپرداز، شاعر و مترجم معاصر. وى در ١٢٩٨ش در تهران به دنیا آمد (رجوع کنید به حالت، ١٣٧٩ش، ص ١٣). از دوران مدرسه سرودن شعر را آغاز كرد و رفتهرفته آثارش در روزنامهها منتشر شد و در انجمنهاى ادبى توجهها را جلب كرد. او در همكارى با نشریه فكاهى توفیق* به طنزپردازى روى آورد و تا آخرین شماره این نشریه از نویسندگان آن، و نزدیك به پنج سال هم سردبیر آن بود. او با نشریات امید، تهران مصور، قیام ایران، خبردار و هفتهنامه غیر طنز آیین اسلام نیز همكارى میكرد (همان، ص ١٣ـ ١٦). وى پس از پیروزى انقلاب اسلامى و بعد از مدتى كنارهگیرى از طنزپردازى حرفهاى، از ١٣٦٧ش با خورجین و سپس از نخستین شماره گلآقا در ١٣٦٩ش با آن همكارى جدّى كرد. همكارى او با گلآقا تا آخر عمرش ادامه یافت (صدر، ص ١٧٢، پانویس). عمده آثار حالت، كارهاى طنز او و حاصل همكارى دراز مدتش با نشریات، از توفیق تا گلآقا است (رجوع کنید به ادامه مقاله). هدهد میرزا، خروس لارى، شوخ، و ابوالعینك از معروفترین اسامى مستعار اوست (رجوع کنید به حالت، ١٣٧٩ش، ص ١٦؛ طنزسرایان ایران از مشروطه تا انقلاب، ج ١، ص ٢١٢).
حالت سرودن اشعار غیر طنز را نیز با جدّیت دنبال میكرد و در این زمینه هم توجه اهل ادب را جلب كرده بود، چنانكه در ١٣٢٥ش به نخستین كنگره نویسندگان ایران دعوت شد و رئیس كنگره، محمدتقى بهار*، او را تشویق كرد (حالت، ١٣٧٩ش، ص ١٨؛ برقعى، ج ٢، ص ١٠٥٥؛ نیز رجوع کنید به نخستین كنگره نویسندگان ایران، ص ٧٣ـ٧٦). چاپ دیوان حالت در ١٣٤١ش نیز نقد و نظر مساعد برخى از اهل قلم را به همراه داشت (براى نمونه رجوع کنید به سخن، دوره ١٣، ش١١ و ١٢، ص١٢٣١ـ ١٢٣٢؛ ابوسعیدى، ص ٤٤ـ٤٧؛ نیز رجوع کنید به حالت، ١٣٧٩ش، ص ٢٩ـ٣١).
حالت، ترانه و تصنیف نیز میسرود (رجوع کنید به بخش دوم مقاله) و به ترجمه هم میپرداخت. او بیست ماه در هند به گفتارگردانىِ (دوبله) فیلم به فارسى مشغول بود و در همانجا آشناییاش با زبان انگلیسى را بیشتر كرد و بر این زبان تسلط یافت. همچنین او كه كارمند شركت نفت بود و در آبادان مسئولیت تهیه مطالب ادبى و طنز نشریات این شركت را برعهده داشت، در تقریبآ سه سال ركودى كه پس از ملى شدن صنعت نفت در كار ادارههاى وابسته به این شركت ایجاد شد، عربى هم آموخت و از این زبان هم ترجمه كرد (رجوع کنید به ادامه مقاله). وى پس از سفر به اروپا به زبان فرانسه هم علاقهمند شد و این زبان را نیز آموخت و از آن هم مطلبى براى نشریه تهران مصور ترجمه كرد (رجوع کنید به حالت، ١٣٧٩ش، ص ١٨ـ١٩، ٢١ـ٢٢).
مهمترین آثار حالت طنزهاى اوست، چنانكه كمتر گزیدهاى از طنز معاصر ایران میتوان یافت كه نامى از حالت در آن نباشد (براى نمونه رجوع کنید به طنزآوران امروز ایران، ص ١٨٩ـ١٩٢؛ طنزسرایان ایران از مشروطه تا انقلاب، ج ١، ص ٢١٢ـ٢٢٥؛ كاوشى در طنز ایران، ج ١، ص ١١٥ـ١٢٦). وى بر آن بود كه در روزگار كنونى، مسئله عمده بازگو كردن و برطرف ساختن مفاسد جامعه است و بیان طنزآمیز امكانى است براى بازگو كردن مسائل و مشكلات اجتماعى بدون برانگیختن واكنشهاى تند (رجوع کنید به حالت، ١٣٧٩ش، ص ٨٥ـ٨٦، پانویس). او براساس همین نگرش، در حوزه طنز آثار فراوانى به نظم و نثر پدید آورد كه در میان آنها آثار منظوم او موفقتر بوده و با استقبال بیشترى مواجه شده است. او به سرودن بحر طویل هم میپرداخت و در این زمینه آثار درخور توجهى به وجود آورد. برخى آثار طنز حالت در این مجموعهها گردآمده است: فكاهیات حالت (تهران، بیتا.)، دیوان خروس لارى (تهران ١٣٦٢ش)، دیوان ابوالعینك (تهران ١٣٦٣ش)، دیوان شوخ (تهران ١٣٦٥ش)، بحر طویلهاى هدهد میرزا (تهران ١٣٦٣ش)، رقص كوسه (مشتمل بر بیست داستان، تهران ١٣٣٣ش)، مجموعه آثار طنز ابوالقاسم حالت (تهران ١٣٧٦ش) كه دربردارنده مقالات طنزآمیز او و مشتمل بر هشت كتاب است: «از عصر شتر تا عصر موتور»، «از بیمارستان تا تیمارستان»، «زبالهها و نخالهها»، «پابوسى و چاپلوسى»، «صداى پاى عزرائیل»، «یامفت یامفت»، «دوره خرسوارى» و «آش كشك خالته» (براى اطلاع بیشتر رجوع کنید به همان، ص ٢٦ـ٢٧).
وى تعدادى از اشعار فكاهیاش پس از رفتن رضاشاه، را در جزوه كوچكى با كمك كتابفروشى مروج به چاپ رساند كه، به گفته خود وى، احتمالا گلزار خنده نام داشتهاست (همان، ص٩٢).
اشعار غیر طنز حالت در كتابهاى پروانه و شبنم و پنجاه قصیده دیگر (شامل قصاید اخلاقى و عرفانى، تهران ١٣٣٦ش) و دیوان حالت (تاریخ مقدمه ١٣٤١ش تهران) و كلیات دیوان حالت (تهران ١٣٧١ش) گردآمده است. حالت در بیشتر قالبهاى سنتّى شعر فارسى طبع خود را آزموده است و در اكثر آنها زبان و بیان محكمى دارد و میتوان گفت سخنور و نظمپردازى تواناست، ولى جوهره شعرى و صور خیال آثار او چشمگیر نیست. ویژگى غزلیات او، چنانكه خودش هم تصریح كرده، وحدت مضمون و موضوع آنها از آغاز تا پایان شعر است (رجوع کنید به ١٣٤١ش، ص ج).
حالت در حوزه ادبیات فارسى تحقیقاتى هم كرد، كه حاصل آنها این سه كار است: چاپ كلیات سعدى (با ترجمه اشعار عربى آن به فارسى، تهران، تاریخ مقدمه ١٣٤٥ش)، شاهان شاعر (در شرح احوال و گزیده آثار فرمانروایان سخنور، تهران، تاریخ مقدمه ١٣٤٦ش)، و مشاركت در تصحیح و نوشتن مقدمهاى مفصّل بر دیوان سلمان ساوجى (تهران ١٣٧١ش).
همچنین او كتابى به نام پیروزمندان تاریخ (تهران ١٣٧٠ش) درباره زندگى چهل تن از مشاهیر ایرانى و خارجى تألیف كرده است.
از حالت مقالههایى نیز درباره زبان و ادبیات فارسى، تاریخ و جراید ایرانى در برخى از نشریات تهران از جمله تلاش، آینده و نشر دانش بهچاپ رسیده است.
حالت از زبان انگلیسى آثار گوناگونى به فارسى ترجمه كرده كه از آن جمله است: زندگى بر روى میسیسیپى (تهران ١٣٤٧ش)، زندگى من (تهران ١٣٤٧ش)، هر دو از مارك تواین؛ جادوگر شهر زمرد (تهران ١٣٣٨ش) و بازگشت به شهر زمرد (تهران ١٣٤٩ش)، هر دو از لایمن فرانك باوم؛ و تاریخ فتوحات مغول (تهران ١٣٦٣ش) از ج. ج. ساندرز (براى اطلاع بیشتر رجوع کنید به حالت، ١٣٧٩ش، ص ٢٨؛ نیز مشار، ج ٢، ستون ١٨٨٩، ١٩٣١).
حالت بخش زیادى از الكامل ابناثیر را از عربى به فارسى برگردانده است. همچنین گزیدهاى از سخنان پیامبر اسلام صلیاللّهعلیهوآلهوسلم، على علیهالسلام، و حسینبن على علیهالسلام را به فارسى و انگلیسى ترجمه كرده و آنها را در قالب رباعى به نظم درآورده است. برخى آثار او در این زمینه عبارتاند از: فروغ بینش یا سخنان محمد (تهران، بیتا.)؛ شكوفههاى خرد یا سخنان حضرت على (تهران ١٣٤٢ش)؛ كلمات قصار علیبن ابیطالب (تهران، بیتا.)؛ كلمات قصار حسینبن على علیهالسلام (تهران ١٣٥٠ش؛ رجوع کنید به حالت، ١٣٧٩ش، ص ٢٧).
حالت در سوم آبان ١٣٧١ در تهران درگذشت و در گورستان بهشت زهرا، در مقبرهاى كه مخصوص ادبا و مشاهیر است، در كنار قبر مجتبى مینوى* و مهرداد اوستا* به خاك سپرده شد (فرجیان، ص ٤٣).
منابع :
(١) محمدصالح ابوسعیدى، «(درباره) دیوان حالت: نقد ادبى»، یغما، سال ١٦، ش ١ (فروردین ١٣٤٢)؛
(٢) محمدباقر برقعى، سخنوران نامى معاصر ایران، قم ١٣٧٣ش؛
(٣) ابوالقاسم حالت، ٥٧ سال با ابوالقاسم حالت: زندگینامه خودنوشت و خاطرات، تهران ١٣٧٩ش؛
(٤) همو، دیوان، تهران [?٣٤١ش[؛
(٥) سخن، دوره ١٣، ش ١١ و ١٢ (اسفند ١٣٤١ و فروردین ١٣٤٢)؛
(٦) رویا صدر، بیست سال با طنز، تهران ١٣٨١ش؛
(٧) طنزآوران امروز ایران، (تدوین) بیژن اسدیپور و عمران صلاحى، تهران: مروارید، ١٣٦٥ش؛
(٨) طنزسرایان ایران از مشروطه تا انقلاب، ج ١، به كوشش مرتضى فرجیان و محمدباقر نجفزاده بارفروش، تهران : چاپ و نشر بنیاد، ١٣٧٠ش؛
(٩) احمد عزیزى، باران پروانه، تهران ١٣٧١ش؛
(١٠) مرتضى فرجیان، «یادآر زشمع مرده یادآر: یادى از شادروان استاد ابوالقاسم حالت»، سالنامه گلآقا ١٣٧١، سال ٢ (١٣٧١ش)؛
(١١) كاوشى در طنز ایران: التحقیق فى حقایقالدقیق من بابالهزل و الهجو و الطنز و...، (گردآورى) ابراهیم نبوى، ج ١، تهران: جامعه ایرانیان، ١٣٧٩ش؛
(١٢) خانبابا مشار، فهرست كتابهاى چاپى فارسى، تهران ١٣٣٧ـ١٣٤٢ش؛
(١٣) نخستین كنگره نویسندگان ایران، تیرماه ١٣٢٥، تهران ١٣٢٦ش.
/ محمدمنصور هاشمى /
ترانهسرایى حالت. با فرارسیدن یك دوره آزادى موقت در مطبوعات دهه ١٣٢٠ش، حالت ترانههایى فكاهى با مایههاى انتقادى و اجتماعى سرود. وى در این ترانهها از زبان عوام و طبقه فرودست استفاده كرده و گاه آن را با زبان ادبى رسمى آمیخته، كه از آن جمله ترانه معروف «چاقوكشها» است (رجوع کنید به حالت، ص ١٦ـ١٧).
در اواخر دهه ١٣٢٠ش، او شاعر و ترانهسراى شناخته شدهاى در حوزه موسیقى تهران بود و بیشتر با مهدى خالدى (متوفى ١٣٦٩ش)، آهنگساز معروف آن زمان، همكارى میكرد. از مشهورترین ترانههایى كه حالت بر روى آهنگهاى خالدى سروده، «گل و خار» در آواز ابوعطا و «شیرین» در دستگاه شور است (خالدى، ص (٧٢، ٢٤٠)).
حالت سراینده نخستین سرود جمهورى اسلامى ایران است كه آهنگ آن را محمد بیگلریپور ساخته است و تا ١٣٧٠ش نیز از رسانهها پخش میشد (رجوع کنید به حالت، ص ٢٥). این سرود در گام ماژور است و كلام آن مفصّل و متشكل از دو بند است كه با یكدیگر متفاوتاند، ولى با نغمه واحدى خوانده میشوند. مجموعه ترانهها و سرودهاى حالت تاكنون به صورت مستقل چاپ نشده است.
منابع :
(١٤) علاوه بر اطلاعات شخصى مؤلف؛
(١٥) ابوالقاسم حالت، ٥٧ سال با ابوالقاسم حالت: زندگینامه خودنوشت و خاطرات، تهران ١٣٧٩ش؛
(١٦) مهدى خالدى، مهدى خالدى (مجموعه آهنگها)، گردآورى و تألیف حبیباللّه نصیریفر، (تهران: نگاه)، ١٣٧٠ش.
/ سید علیرضا میرعلینقى /