دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٩٣
حارثى ، مسعودبن احمد، فقیه، محدّث و قاضى حنبلى قرن هفتم و هشتم. در ٦٥٢ یا ٦٥٣ در روستاى حارثیه نزدیك مقبره معروفِ كرخى در غرب بغداد بهدنیا آمد. پدرش تاجرى متمكن بود و در همان روستا اقامت داشت (ذهبى، ١٣٧٦ـ١٣٧٧، ج ٤، ص ١٤٩٥؛ ابنرجب، ج ٢، ص ٣٦٣ـ٣٦٤؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٤، ص ٣٤٧).
حارثى براى تحصیل علم به مصر، اسكندریه و دمشق سفر كرد. در مصر، حدیث را از رضیالدین ابنبرهان، عبداللّهبن علاق، محمدبن عبدالمنعم حمزى مقدسى و شمارى دیگر از شاگردان هبةاللّهبن على بوصیرى (متوفى ٥٩٨) فراگرفت. در اسكندریه از محضر عثمانبن عوف و ابنفرات و در دمشق از احمدبن ابوالخیر و ابنصیرفى بهره برد. همچنین فقه را نزد شمسالدین ابن ابیعمر و كسانى دیگر آموخت (ذهبى، ١٣٧٦ـ١٣٧٧، همانجا؛ ابنرجب، ج ٢، ص ٣٦٣؛ ابنحجر عسقلانى، همانجا).
حارثى در مدارس گوناگونى در دمشق و مصر به تدریس پرداخت، از جمله در مدارس نوریه، صالحیه و منصوریه و جامعطولون (ابنرجب؛ ابنحجر عسقلانى، همانجاها). از جمله شاگردان او ابوحجاج مِزّى*، اسماعیلبن خَبّاز، قاسمبن محمد برزالى*، تقیالدین سبكى*، عزالدین ابنجماعه و شهابالدین ابنالعز بودند (ابنرجب، همانجا؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٤، ص ٣٤٨؛ ابنعماد، ج ٦، ص ٢٩). ذهبى نیز از وى حدیث نقل كرده است (براى نمونه رجوع کنید به ١٣٧٦ـ١٣٧٧، ج ٤، ص ١٤٩٦؛ همو، ١٤١٠، ص ٦١٦).
در ٧٠٩، منصب قضاى مصر از سوى بَیبَرس دوم* به حارثى سپرده شد و او تا پایان عمر در این سمت باقیماند (یافعى، ج ٤، ص ١٨٩؛ ابنكثیر، ج ١٤، ص ٥٠). حارثى در ٧١١ در قاهره فوت كرد و در قرافه، قبرستان مشهور آنجا، به خاك سپرده شد (ابنكثیر، ج ١٤، ص ٦٧؛ ابنرجب، ج ٢، ص ٣٦٤).
شرححالنگاران، حارثى را محدّث و فقیه و مفتى شمردهاند، ولى تبحر او را در حدیث بیش از فقه دانسته و گفتهاند كه وى حافظ قرآن و نیكوسخن بود (رجوع کنید به ذهبى، ١٣٧٦ـ ١٣٧٧، ج ٤، ص ١٤٩٥؛ یافعى، همانجا؛ ابنرجب، ج ٢، ص ٣٦٢ـ ٣٦٣). او قائل به وصف «جهت» (به معناى در فوق بودن) براى خدا بود و این دیدگاه او جنجالهایى پدید آورد و حتى دانشمند معاصرش، ابندقیقالعِید* (متوفى ٧٠٢)، به همین علت از همنشینى با او دورى میجست. گویا همین رفتار منشأ این شایعه شده بود كه حارثى هنگامى كه در منصب قضا بود، پیشنویس بخشهاى پاكنویس نشده كتاب الامام ابندقیقالعید (شرحى ناقص بر الاِمام فى احادیث الاحكام خودش) را از بین برد (رجوع کنید به ابنحجر عسقلانى، ج ٤، ص ٣٤٧).
از جمله آثار علمى اوست: شرح بخشى از سنن ابیداود؛ شرح بخشى از كتاب المقنع موفقالدین ابن قدامه حنبلى، شامل باب «عاریه» تا آخر «وصایا»؛ امالى، شامل مباحثى در حدیث و رجال و تراجم؛ و تخریج احادیث منقول از برخى محدّثان عصر خود، از جمله استادش ابن ابیعمر و احمدبن اسحاق ابرقویى (ابنرجب، ج ٢، ص ٣٦٣؛ ابنحجر عسقلانى، ج ٤، ص ٣٤٧ـ ٣٤٨؛ سیوطى، ج ١، ص ٣٥٨).
منابع :
(١) ابنحجر عسقلانى، الدرر الكامنة فى اعیان المائة الثامنة، بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٢) ابنرجب، كتاب الذیل على طبقات الحنابلة، ج ٢، در ابنابییعلى، طبقاتالحنابلة، ج ٤، بیروت ١٣٧٢/١٩٥٣؛
(٣) ابنعماد؛
(٤) ابنكثیر، البدایة و النهایة، بیروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٥) محمدبن احمد ذهبى، كتاب تذكرةالحفاظ، حیدرآباد، دكن ١٣٧٦ـ١٣٧٧/ ١٩٥٦ـ ١٩٥٨، چاپ افست بیروت (بیتا.)؛
(٦) همو، معجم شیوخ ذهبى، چاپ روحیة عبدالرحمان سیوفى، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٧) عبدالرحمانبن ابیبكر سیوطى، حسن المحاضرة فى تاریخ المصر و القاهرة، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، (قاهره) ١٣٨٧؛
(٨) عبداللّهبن اسعد یافعى، مرآةالجنان و عبرةالیقطان، بیروت ١٤١٧/ ١٩٩٧.
/ آسیه صفرى /