دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٨٥
حارثبن سعید كذاب ، مدعى نبوت در قرن اول. ابنعساكر (ج ١١، ص ٤٢٧) نام پدرش را عبدالرحمان نیز ذكر كرده است. حارث در شام ادعاى نبوت كرد و پیروانش به حارثیه معروف شدند. او غلام اَبى جُلاس عبدرى قُرَشى، و بنابر نقلى دیگر، غلام مروانبن حَكَم بود (همانجا؛ ذهبى، حوادث و وفیات ٦١ـ٨٠ه ، ص ٣٨٦). گفته شده است كه وى بسیار متعبد و زاهد بود، اما شیطان بر او عارض شد. حارث از پدرش درباره آنچه میترسید اغواى شیطان باشد، راهنمایى خواست، اما پدرش با استناد به آیه ٢٢٢ سوره شعراء (شیاطین بر دروغگوى گناهكار نازل میشوند) و بر مبناى زهد حارث، نگرانى او را بیوجه دانست. از آن پس، حارث مدعى نبوت شد. او نزد اهل مسجد میرفت و با انجام دادن كارهاى شگفتانگیز، آنها را به دین خود دعوت میكرد و به اینترتیب، پیروان بسیارى پیدا كرد (ابنحجر عسقلانى، ج ٢، ص ١٥١).
حارث، قاسمبن مُخَیمره، محدّث كوفى (متوفى ١٠٠)، را نیز به دین خود دعوت كرد. ولى قاسم قول او را نپذیرفت و ابوادریس خُولانى*، قاضیدمشق (متوفى٨٠)، را از ادعاى حارث و احتمال اینكه وى یكى از سى دجالى باشد كه پیامبر اكرم از آنها خبر داده است (رجوع کنید به بخارى، ج ٤، ص ١٧٨، ج ٨، ص ١٠١؛ مسلمبن حجاج، ج ٨، ص ١٨٩)، آگاه ساخت. ابوادریس، قاسم را نكوهش كرد و برخوردش را سبب فرار حارث دانست، لذا قاسم نزد عبدالملكبن مروان، خلیفه اموى، رفت و او را باخبر كرد، اما عبدالملك در دستگیرى حارث ناكام ماند (ابنعساكر، ج ١١، ص ٤٢٨؛ ذهبى، حوادث و وفیات ٦١ـ٨٠ه ، ص ٣٨٧). حارث در بیتالمقدس پنهان شد. فردى از اهل بصره، كه به پیشنهاد یكى از پیروان حارث نزد وى رفته بود، در ظاهر به او ایمان آورد و از نزدیكان او شد، سپس براى دعوت بصریان از حارث كسب اجازه كرد، اما نزد عبدالملك رفت و او را از ماجرا آگاه كرد. خلیفه حكم فرمانروایى بیتالمقدس را به او داد. او نیز حارث را در بیتالمقدس یافت و به عبدالملك تسلیم كرد و عبدالملك فرمان قتل حارث را صادر كرد (ابنعساكر، ج ١١، ص ٤٢٩ـ٤٣٠؛ یاقوت حموى، ج ٢، ص ٣٦٨ـ٣٦٩).
درباره چگونگى قتل حارث ــ ضمن اشاره به امور كرامتگونهاى همچون باز شدن غل و زنجیر از دستها و گردن او به مجرد تلاوت آیاتى از قرآن در عقبههاى بیتالمقدس یا یك بار ناكامى در كشتن او ــ روایتهاى گوناگونى شده است (رجوع کنید به ابنجوزى، ج ٤، ص ٢٠٧؛ ذهبى، حوادث و وفیات ٦١ـ٨٠ه ، ص ٣٨٩ـ٣٩٠؛ صفدى، ج ١١، ص ٢٥٤). حارث در سال ٧٩ (ابنجوزى، ج ٤، ص ٢٠٤؛ ذهبى، حوادث و وفیات ٦١ـ٨٠ه ، ص ٣٨٦؛ ابنكثیر، ج ٩، ص٣٠) و به نقل صفدى (همانجا) در حدود سال ٨٠ كشته شد.
منابع :
(١) ابنجوزى، المنتظم فى تاریخالملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢) ابنحجر عسقلانى، لسانالمیزان، حیدرآباد، دكن ١٣٢٩ـ١٣٣١، چاپ افست بیروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٣) ابنعساكر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ على شیرى، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٤) ابنكثیر، البدایة و النهایة فى التاریخ، (قاهره) ١٣٥١ـ١٣٥٨؛
(٥) محمدبن اسماعیل بخارى، صحیحالبخارى، (چاپ محمد ذهنیافندى)، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٦) محمدبن احمد ذهبى، تاریخالاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، حوادث و وفیات ٦١ـ٨٠ه ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٧) صفدى؛
(٨) مسلمبن حجاج، الجامعالصحیح، بیروت : دارالفكر، (بیتا.)؛
(٩) یاقوت حموى.
/ نجمهسادات توكلى /