دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٧٩
حاذق ، جنیداللّه مخدوم، شاعر و طبیب نامىِ ماوراءالنهر در قرن سیزدهم. در كَرُّخ، از محلههاى هرات، به دنیا آمد (نمونه ادبیات تاجیك، ص ٢٥٧؛ یاد یار مهربان، ص ٤٦١). پدرش به شیخالاسلام شهرت داشت (رجوع کنید به منزوى، ج ١، ص ٦٧٨). سال تولد حاذق معلوم نیست اما چون امیرحیدر، امیر بخارا، در نامهاى كه در محرّم ١٢١٨ نوشته، از حقوق ماهیانه جنیداللّه حاذق كه در مدرسه عالى بخارا درس میخوانده یاد كرده است (رجوع کنید به ص ١٣)، گمان میرود كه حاذق در آخر قرن دوازدهم یا اوایل قرن سیزدهم به دنیا آمده باشد. او پس از اتمام تحصیلات، مدتى در همان مدرسه بخارا تدریس كرد (رجوع کنید به یاد یار مهربان، همانجا). حاذق نخست به مناسبت مقام ادبى خود به دربار امیربخارا راه یافت و از مقربان امیر شد، اما بر اثر بدخواهى دیگر شاعران دربار، از خدمت دربار كناره گرفت. پس از چندى به فرغانه رفت و به انجمن ادبى امیرعمرخان، حاكم فرغانه، پیوست (همانجا). فضلى نمنگانى، از تذكرهنویسان دربار امیرفرغانه، در تذكره خود (ص ١٢٣، ١٤٤) حاذق را ستوده است. حاذق در فرغانه، در ١٢٣٧ یا ١٢٤٠، مثنوى یوسف و زلیخا را سرود. بعد از درگذشت امیرعمرخان، حوزه ادبى فرغانه دچار انحطاط شد و حاذق به خوارزم رفت و از ١٢٤١ تا ١٢٤٤ در خیوه، مركز خوارزم، بهسر برد. در خوارزم ترجمه تركى روضةالصفا* اثر میرخواند را ــكه پیش از او مونس خوارزمى (متوفى ١٢٤٤)، از شاعران خوارزم، آغاز كرده و به علت ضعف و پیرى ناتمام گذاشته بودــ به انجام رساند و از ماجراى خالدبن ولید تا پایان كتاب را به تركى برگرداند (آمیز گولوف، ص ١٤). وى در ١٢٤٤ به بخارا برگشت (حاجى حكیمخان، ص ١٤).
در ١٢٥٨ امیرنصراللّه، امیر بخارا، خان فرغانه را در جنگ شكست داد و او را با خانوادهاش به دار كشید (رجوع کنید به ظفرنامه خسروى، ص ١٨٩؛ امیرعالمخان، ص ٣٩). حاذق كه از این كشتار آزرده شده بود، شعرى در مذمت امیرنصراللّه سرود و امیر از گستاخى او غضبناك شد (نمونه ادبیات تاجیك، همانجا). حاذق به شهر سبز گریخت، اما در آنجا هم از تعقیب عمال امیر رهایى نیافت و سرانجام در ٢٥ ذیحجه ١٢٥٩ او را با شكنجه بسیار در خانهاش به قتل رساندند و سرش را نزد امیرنصراللّه بردند (حاجیحكیمخان، ص ٣٣٦؛ نمونه ادبیات تاجیك؛ یاد یار مهربان، همانجاها).
عمده آثار حاذق به این قرارند :
١) دیوان اشعار، مشتمل بر قصاید، غزلیات، مقطّعات، رباعیات، و مخمسات. دیوان او به چاپ نرسیده است. یكى از نسخههاى خطى آن (به شمارههاى ١/١٥٩ و ٣/١٠٦٤) در كتابخانه فرهنگستان علوم ازبكستان در تاشكند نگهدارى میشود (>فهرست نسخههاى خطى شرقى آكادمى علوم جمهورى سوسیالیستى ازبكستان<، ج ٢، ص ٣٤٢).
٢) مثنوى یوسف و زلیخا، در ٤٤٩٦ بیت و شصت باب، كه از آثار خوب و مشهور ادبیات فارسى ماوراءالنهر در قرن سیزدهم محسوب میشود. این مثنوى در ١٣٢٣/ ١٩٠٥ در تاشكند چاپ سنگى شد. نسخههاى خطى بسیارى نیز از آن باقى است (براى نمونه نسخهها رجوع کنید به همانجا؛ فهرست نسخ خطى فارسى انستیتوى شرقشناسى ابوریحان بیرونى، ج ١، ص ٢٣٩).
٣) تحقیقالقواعد، شرح رساله قانونچه محمودبن محمد چغمینى* (متوفى ٧٤٥) در طب. حاذق این شرح را در ١٢٥٩ به نام امیرنصراللّه نوشت. نسخههاى خطى آن در كتابخانههاى آسیاى میانه، شبهقاره هند و ایران موجود است (رجوع کنید به منزوى، ج ١، ص ٦٧٧ـ٦٧٨؛ فهرست نسخ خطى فارسى انستیتوى شرقشناسى ابوریحان بیرونى، ج ١، ص ١٢٩؛ صدرایى خویى، ص ٦٩).
٤) واقعات اسلامى، رسالهاى تاریخى و حسبحال حاذق است. نسخه منحصر به فرد آن در كتابخانه شخصى ایگرش على شادیف، استاد دانشگاه خجند، محفوظ است.
منابع :
(١) امیرحیدر، مكتوبات امیرحیدر، نسخه خطى گنجینه انستیتوى شرقشناسى آكادمى علوم جمهورى ازبكستان، ش ١٩٦١؛
(٢) امیرعالمخانبن امیرعبدالاحد، خاطرههاى امیرعالمخان (تاریخ حزنالملل بخارا)، پیشگفتار و توضیحات از احرار مختاروف، تهران ١٣٧٣ش؛
(٣) حاجى حكیمخان، منتخبالتواریخ، چاپ عبدالمنان فطرالدیناف و احرار مختاروف، دوشنبه ١٩٨٢؛
(٤) على صدرایى خویى، فهرست نسخههاى خطى فارسى انستیتو نسخههاى خطى تركمنستان ـ عشقآباد، قم ١٣٨٣ش؛
(٥) ظفرنامه خسروى: شرح حكمروایى سیدامیرنصراللّه بهادر سلطانبن حیدر (١٢٧٧ـ١٢٤٢ه .ق) در بخارا و سمرقند، از مؤلفى ناشناخته، چاپ منوچهر ستوده، تهران: دفتر نشر میراث مكتوب، ١٣٧٧ش؛
(٦) فضلى نمنگانى، مجموعه شاعران، تاشكند ١٩١٤؛
(٧) فهرست نسخ خطى فارسى انستیتوى شرقشناسى ابوریحان بیرونى فرهنگستان علوم ازبكستان، ج ١، زیرنظر على موجانى و دیگران، قم : كتابخانه آیتاللّه مرعشى نجفى، ١٣٧٨ش؛
(٨) احمد منزوى، فهرست مشترك نسخههاى خطى فارسى پاكستان، اسلامآباد ١٣٦٢ـ ١٣٧٠ش؛
(٩) نمونه ادبیات تاجیك: ٣٠٠ـ ١٢٠٠ هجرى، جمعكننده : صدرالدین عینى، سمرقند ١٩٢٥؛
(١٠) یاد یار مهربان: مرزهاى شرقى شعر پارسى از ورارودان تا هند، از سده ١٠ تا اوایل سده ١٤ هجرى، بهكوشش میرزاملااحمد، تهران: توس، ١٣٨٠ش؛
(١١) S. Amizgulov, Hozig va dostoni u Yusuf va Zulaykho, Dushanbe ١٩٦٧;
(١٢) Catalogue of Oriental manuscripts in Soviet Socialist Republic of Uzbek Academy of Sciences, vol. ٢, ed. A. A. Seminov, Tashkent: Uzbek Academy of Sciences, ١٩٥٤.
/ عبدالمنان نصرالدین خجندى /