دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٣٣
چیویزاده ، از خاندانهاى مشهور و صاحبمناصب قضایى دوران عثمانى از سده نهم تا دوازدهم. الیاس، بزرگ این خاندان، خطاط و ملقب به چیوى بود و به همین سبب، عنوان چیویزاده با نام اولاد و احفادش همراه شده است (د.ا.د.ترك، ذیل «چیویزادهلر»). خاندان چیویزاده حنفیمذهب بودند. پسران الیاس، محییالدین محمد و عبدى بودند.
١) محییالدین محمد. وى در ٨٩٦ در ولایت مَنْتَشا (در جنوبغربى آناطولى) بهدنیا آمد (طاشكوپری زاده، ١٩٨٩، ص٤٤٦؛ د.ا.د.ترك، ذیل «چیویزاده محییالدین محمدافندى»). لكنوى (ص ٢١٢)، نام پدرش را محمدبن الیاس ذكر كرده است كه مدرّس علوم دینى و نخستین استاد محییالدین بود، اما در بیشتر منابع (براى نمونه رجوع کنید به غزّى، ج ٢، ص ٢٨؛
طاشكوپریزاده، ١٣٩٥، ص ٢٦٥)، نام وى محییالدین محمد و نام پدرش الیاس ذكر شده است. محییالدین در خردسالى پدرش را از دست داد و تحت حمایت عمویش، مصطفى افندى، كه با مادر او ازدواج كرده بود، قرار گرفت و همراه او به استانبول رفت (د.ا.د.ترك، ذیل «چیویزادهلر»). وى در آنجا نزد سعدى چلپیافندى، محییالدین افندى فناریزاده، محمدپاشا و قرهبالى درس خواند و مُعید درس قرهبالى شد. پس از آن، در مدارس شهرهاى اَدِرنه، بورسه، چورلى و استانبول به تدریس پرداخت (طاشكوپریزاده، ١٣٩٥، ص ٢٦٥ـ٢٦٦؛
د.ا.د.ترك، ذیل «چیویزاده محیالدین محمدافندى»). سپس در امتحان مدرّسى یكى از مدارس ثَمان (مدارس هشتگانهاى كه سلطان محمدفاتح در استانبول بنا كرد و مركز تحصیلات عالى بود) شركت نمود و رسالهاش ممتاز شناخته شد، اما چون در این رساله بر كتاب تغییرالتَّنقیح (در اصول فقه)، تألیف شیخالاسلام كمال پاشازاده*، ایراداتى گرفته بود، مورد غضب او قرار گرفت و از تدریس در مدارس ثمان محروم گردید؛
از اینرو، در مدرسهاى در مجاورت ادرنه به تدریس پرداخت و پس از مدتى، مدرّس مدارس ثمان شد (رجوع کنید به طاشكوپریزاده، ١٣٩٥، ص ٣٩٦ـ٣٩٧؛
همو، ١٩٨٩، ص ٤٤٧ـ٤٤٨). محمدبن عبدالوهاببن عبدالكریم، شاهمحمدبن حزم، شیخمحرّمبن محمد، پرویز عبداللّه و احمد شمسالدین افندى قاضیزاده از شاگردان او بودند (همو، ١٣٩٥، ص ٣٨٤، ٤٠٠، ٤٧٨، ٤٩٧؛
>تاریخ منابع نجوم در دوره عثمانى<، ج ١، ص ١٨٩).
چیویزاده در ٩٣٤ قاضى مصر و در ٩٤٤ قاضى عسكر آناطولى (بخش آسیایى حكومت عثمانى) شد (د.ا.د.ترك، همانجا). او در زمان سلطان سلیمان قانونى در ٩٤٥، بهمنصب شیخالاسلامى رسید و در ٩٤٨ یا ٩٤٩ به فرمان سلطان از این سمت عزل گردید (غَزّى؛
د.ا.د.ترك، همانجاها). به گزارش كیدو (ص ٤٦)، وى نخستین شیخالاسلام حكومت عثمانى بود كه از سمت خود عزل شد. بعضى سبب عزل او را انتقاد بسیار او از بزرگان تصوف، مانند جلالالدین رومى و محییالدین ابنعربى، دانستهاند، اما به نظر برخى دیگر، فتواهاى نامتعارف او از نظر فقه حنفى (مانند مخالفت با جواز وقفِ نُقود و نیز مسح از روى پاپوش؛
رجوع کنید به ادامه مقاله)، سبب اختلاف نظر وى با دیگر علما و در رأس آنان ابوالسعود افندى شد و مجادلات بسیارى پدید آورد؛
از اینرو، سلطان سلیمان از گروهى از علما خواست تا فتواهاى چیویزاده را بررسى كنند و پس از حكم آنان به خطاى او در فتواهایش، وى را بركنار كرد (غزّى؛
د.ا.د.ترك، همانجاها؛
كیدو، ص ٤٦ـ٤٧).
محییالدین محمد پس از عزل، به حج رفت و پس از بازگشت از این سفر، به تدریس در یكى از مدارس ثمان پرداخت. وى در ٩٥٠ به جاى ابوالسعود افندى ــكه شیخالاسلام شده بودــ قاضى عسكر رومایلى (بخش اروپایى حكومت عثمانى) شد. محییالدین در ٩٥٤ وفات كرد و در مقبره منسوب به ابوایوب انصارى در استانبول به خاك سپرده شد (طاشكوپریزاده، ١٣٩٥، ص ٢٦٦؛
همو، ١٩٨٩، ص ٤٤٦، ٤٤٨؛
د.ا.د.ترك، همانجا). طاشكوپریزاده (١٣٩٥، همانجا) وى را فردى متواضع و نیكوسیرت، حافظ قرآن و مسلط بر علم فقه و حدیث و تفسیر معرفى كرده است.
آثار چیوی زاده عبارتاند از: مجموعة الفتاوى كه فتواهاى او به زبان تركى و عربى است، الایثار لحلّ المختار فى فروع الحنفیة (المختار اثر ابنبلدحى موصلى، فقیه حنفى، متوفى ٦٨٣)، حُسْن القارى فى التجوید، میزانُ المُدَّعیین فى اِقامَةِ البَینَتَین (بغدادى، ایضاحالمكنون، ج ٢، ستون ٤٣٩؛
همو، هدیةالعارفین، ج ٢، ستون ٢٤٢؛
بروكلمان، ج ٩، ص ٣٣١؛
براى نسخ خطى بعضى از این آثار رجوع کنید به بروكلمان، همانجا؛
خیمى، ج ٢، ص ١٥، ٢٣٤ـ٢٣٥)، رسالةٌ فى وقف الدَّراهم و الدنانیر على رسالة ابیالسعود، رسالةٌ فى المسح على الخُفَّین، رسالةٌ فى حَقِّ الدَّوَران (درباره سماع صوفیان) و رسالةٌ فى الحدود والتعزیر (د.ا.د.ترك، همانجا؛
قس بروكلمان، ج ٩، ص ٣٤١، كه رسالة فیالمسح على الخُفین را از آثار محمد فرزند محییالدین محمد دانسته است). زركلى (ج ٦، ص٤٠) رسالةٌ فى تحریر دعویالملك، در علم فقه، را نیز از تألیفات او برشمرده است. به گفته طاشكوپریزاده (١٣٩٥، همانجا)، وى بر چند كتاب حاشیه نوشته است كه مشهور نیستند. داماد چیوی زاده، حامد افندى*، از عالمان مشهور بود كه به منصب شیخالاسلامى رسید.
٢) محمد چیویزاده، پسر محییالدین محمد. وى در ٩٣٧ در استانبول به دنیا آمد. در ٩٥٠ همراه با پدرش به حج رفت و در اثناى سفر، برخى متون فقهى را از حفظ كرد. وى علاوه بر پدرش، نزد احمدبن مصطفى طاشكوپریزاده* و پرویزافندى درس خواند (عطائى، ص ٢٩٢؛
د.ا.د.ترك، ذیل «چیویزاده محمدافندى») و فقه و حدیث و تفسیر را از بدرالدین محمدبن محمد غَزّى آموخت و از او اجازه دریافت داشت (غزّى، ج ٣، ص ٢٧). از ٩٦٤ به تدریس پرداخت و در ٩٧١ مدرّس یكى از مدارس سلیمانیه (مجموعه مدارسى كه به دستور سلطان سلیمان قانونى بنا شد و مقام مدارس ثمان را گرفت) در استانبول شد (عطائى؛
د.ا.د.ترك، همانجاها). وى در محرّم ٩٧٧ قاضى شام و در پایان همان سال از سمت خود عزل شد. در این مدت، به سبب نحوه سلوك خود در قضاوت و رفتار با مردم، محبوبیت بسیارى كسب كرد (ابنطولون، ص٣٣٠ـ ٣٣١؛
غزّى، ج ٣، ص ٢٨). چیویزاده از ٩٧٨ تا ٩٨٣ قضاوت مصر، بورسه، ادرنه و استانبول را برعهده داشت. وى در ٩٨٣ قاضیعسكر آناطولى و در ٩٨٥ قاضى عسكر رومایلى شد، اما در ٩٨٧، بهسبب منازعهاى كه بین او و صدراعظم محمدپاشا رخ داد، عزل شد. وى در ٩٨٩ به سمت پیشین خود (قاضى عسكرى رومایلى) بازگشت و در همان سال، همزمان با سلطنت مراد سوم شیخالاسلام گردید (عطائى، ص ٢٩٢ـ٢٩٣؛
د.ا.د.ترك، همانجا؛
شقیرات، ج ١، ص ٤٢٢).
در زمان شیخالاسلامى محمد چیویزاده، براى نخستین بار و برخلاف روال پیشین، صدراعظم وقت به درخواست سلطان براى تبریكگویى اعیاد و جشنها به دیدار او رفت و از آن پس این كار مرسوم شد (كیدو، ص٧٠). منصب شیخالاسلامىِ چیویزاده تا زمان وفاتش در ٩٩٥، تداوم یافت. وى در جوار پدرش دفن شد (غزّى، ج ٣، ص ٢٩؛
عطائى، ج ١، ص ٢٩٣).
محمد چیوی زاده را فردى متشرع، پاكدامن، میانهرو و تأثیرگذار در رویدادهاى سیاسى و اجتماعى زمان خود و حامى ستمدیدگان دانستهاند. وى خطى بسیار نیكو داشت و مسجد و مدرسهاى در استانبول بنا كرد (رجوع کنید به عطائى، ص ٢٩٣ـ٢٩٤؛
د.ا.د.ترك، همانجا). این مسجد (جامع چیویزاده) در ١٣٦٥ش/١٩٨٦ تجدید بنا شد (شقیرات، ج ١، ص ٤٢٣).
محمد چیویزاده حاشیهاى بر الاشباه و النظائر ابننُجَیم* (فقیه حنفى، متوفى ٩٧٠) نگاشت (حاجیخلیفه، ج ١، ستون ٩٨ـ٩٩). بروكلمان (ج ٩، ص ٣٤١) نسخهاى خطى به نام مجموعةالفتاوى را نیز از آثار او دانسته، اما مقابله آن با كتابى به همین نام از آثار پدرش، بیانگر آن است كه این اثر، نسخهاى ناقص از كتاب پدر اوست (د.ا.د.ترك، همانجا). همچنین محمدبن مصطفى صوفى، مسائلِ كتاب الفتاوى اثر قاضیخان* (فقیه مشهور حنفى، متوفى ٥٩٢) را به درخواست محمد چیویزاده تنظیم كرد (حاجیخلیفه، ج ٢، ستون ١٢٢٧).
محمد، پسر محمد چیوی زاده، شاگرد و داماد شیخالاسلام صنعاللّه افندى بود. وى از ١٠١٢ به تدریس پرداخت و در ١٠١٩ مدرّس یكى از مدارس سلیمانیه شد. در فاصله سالهاى ١٠١٩ تا ١٠٤٣ به قضاوت شام، قاهره، غَلَطه (گالاتا)، بورسه، ادرنه و استانبول رسید. محمد چیویزاده در ١٠٤٩ و ١٠٥٦، هر بار به مدت چند ماه، قاضى عسكر آناطولى و در ١٠٥٧ قاضى عسكر رومایلى شد. وى در ١٠٥٨ از این سمت بركنار گردید. او در ١٠٦٠ یا ١٠٦١ درگذشت (شیخیمحمد افندى، ج ١، ص ١٩٥ـ ١٩٦؛
ثریا، ج ٤، ص ١٦٤ـ١٦٥). پسران او عبداللّه و عطاءاللّه بودند.
عبداللّه، كه مدرّس یكى از مدارس سلیمانیه بود، در ١١٠٣ به مقام قضاوت رسید و قاضیقدس، شام، ادرنه و مكه و سپس قاضى عسكر آناطولى و رومایلى شد. وى در ١١٣٧ درگذشت (د.ا.د.ترك، ذیل «چیویزادهلر»).
عطاءاللّه چیوی زاده در ١٠٤٨ بهدنیا آمد. وى از شاگردان شیخالاسلام عبدالعزیز افندى قره چلبیزاده* بود. عطاءاللّه در مدارس گوناگونى تدریس نمود و در ١١٠٢ مدرّس یكى از مدارس سلیمانیه شد. وى از ١١٠٣ تا ١١١٩ قاضى ولایات گوناگون، از جمله قدس، شام و ادرنه بود و در ١١١٩ مفتى مكه شد. وى از ١١٢١ تا ١١٢٣ قاضى مكه و از ١١٢٤ تا ١١٢٥ قاضى استانبول و در فاصله سالهاى ١١٢٩ تا ١١٣٧ دوبار قاضى عسكر آناطولى و یك بار قاضیعسكر رومایلى گردید. او از ١١٣٧ در جوار قبر ابوایوب انصارى عزلت گزید و در ١١٣٨ درگذشت و همانجا به خاك سپرده شد (شیخى محمدافندى، ج ٣، ص٦٠٠ـ٦٠٢؛
ثریا، ج ٣، ص ٤٧٦).
٣) عبدى چلپى. وى در ٩٥٤ به مقام باش دفتردارى (سرپرستى كل امور مالى) حكومت عثمانى رسید و سالها صاحب این مقام بود. او در ٩٦٠ درگذشت (ثریا، ج ٣، ص ٤٠٧). فرزندان او مصطفى، محمود و على بودند.
مصطفى افندى از مریدان عموى خود، محییالدین محمد چیویزاده، بود و در مدرسه «چوپان مصطفیپاشا» تدریس میكرد. وى در جوانى درگذشت و در جوار مزار عمویش به خاك سپرده شد (د.ا.د.ترك، همانجا).
محمودپاشا از مدرّسان مدرسهاى دینى در طرابلس بود و سپس قاضى شام شد. او بعدها متولى اوقاف چندین مجموعه بزرگ، دفتردارِ (مسئول محاسبه درآمدها و هزینهها) رومایلى، والى ولایات آیدین و رودس و امین مطبخِ (خوانسالار) دربار گردید. وى در ٩٧٨ درگذشت (ثریا، ج ٤، ص ٣١٣).
على افندى در ٩٣٠ یا ٩٣٨ به دنیا آمد. در ٩٨١ مفتى ولایت رودِس شد و از ٩٨٣ تا ٩٨٩ در مدارس گوناگونى تدریس كرد. وى، كه از ٩٩٣ تا ٩٩٩ قاضى بورسه و استانبول بود، در ٩٩٩ گوشهنشینى اختیار كرد و به عبادت و علمآموزى پرداخت. على افندى در سال ١٠٠٠ درگذشت و در صحن مسجد مادرش، شریفه خاتون، به خاك سپرده شد (عطائى، ج ١، ص ٣١٧ـ٣١٨؛
ثریا، ج ٣، ص ٥٠٣؛
قس د.ا.د.ترك، همانجا، كه مدفن او را حظیره مسجد بیتلیجه ــكه مؤسس آن همسرش فاطمه خاتون بودــ دانسته است).
فرزند على، عبداللّه، در ٩٧٧ به دنیا آمد. وى در مدارس گوناگونى، از جمله دارالحدیث سلیمان و مدرسه سلیمانیه، تدریس كرد و سپس به قضاوت مناطقى از جمله بورسه، مصر، مكه، ادرنه و استانبول گمارده شد و در ١٠٣٤ و ١٠٣٧، و هربار در حدود یك سال، قاضى عسكر آناطولى شد. او در ١٠٣٩ وفات یافت و در جوار پدرش به خاك سپرده شد (عطائى، ج ٢، ص ٧٢٥ـ٧٢٦؛
ثریا، همانجا).
على، فرزند عبداللّه، نیز از مدرّسان علوم دینى (از جمله در یكى از مدارس سلیمانیه) بود و سپس قاضى ولایت فِلِبه شد. وى شعر میسرود و «نظمى» تخلص میكرد. على چیویزاده در ١٠٤٤ درگذشت و در حظیره مسجد بیتلیجه به خاك سپرده شد (د.ا.د.ترك، همانجا).
فرزند او، محمد، كه در مدرسه سلیمانیه تدریس میكرد، در ١٠٧٣ قاضى مكه شد و در پایان همان سال وفات كرد (همانجا).
از قرن دوازدهم به بعد اشخاص سرشناسى از خاندان چیویزاده شناخته نشدهاند (همانجا).
منابع :
(١) ابنطولون، قضاة دمشق، چاپ صلاحالدین منجّد، دمشق ١٩٥٦؛
(٢) كارل بروكلمان، تاریخ الادب العربى، ج ٩، نقله الى العربیة عمر صابر عبدالجلیل، (قاهره) ١٩٩٥؛
(٣) اسماعیل بغدادى، ایضاح المكنون، ج ٢، در حاجیخلیفه، ج ٤؛
(٤) همو، هدیةالعارفین، ج ٢، در حاجیخلیفه، ج ٦؛
(٥) محمد ثریا، سجل عثمانى، استانبول ١٣٠٨ـ١٣١٥/ ١٨٩٠ـ١٨٩٧، چاپ افست انگلستان ١٩٧١؛
(٦) حاجیخلیفه؛
(٧) صلاحالدین محمد خیمى، فهرس مخطوطات دارالكتب الظاهریة: الفقه الحنفى، دمشق ١٩٨٠ـ١٩٨١؛
(٨) خیرالدین زركلى، الاعلام، بیروت ١٩٩٩؛
(٩) احمد صدقى على شقیرات، تاریخ مؤسسة شیوخ الاسلام فى العهد العثمانى: ٨٢٨ـ١٣٤١ه = ١٤٢٥ـ١٩٢٢م، اربد، اردن ١٤٢٣/٢٠٠٢؛
(١٠) شیخى محمدافندى، وقایع الفضلاء، در شقائق نعمانیه و ذیللرى، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول: دارالدعوة، ١٩٨٩؛
(١١) احمدبن مصطفى طاشكوپریزاده، حدائق الشقائق (ترجمه شقائق نعمانیه)، ترجمه مجدى محمدافندى، در همان؛
(١٢) همو، الشقائق النعمانیة فى علماء الدولة العثمانیة، بیروت ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(١٣) محمدبن یحیى عطائى، حدائق الحقائق فى تكملة الشقائق، در شقائق نعمانیه و ذیللرى، همان؛
(١٤) نجمالدین محمدبن محمد غزّى، الكواكب السائرة باعیان المئة العاشرة، چاپ جبرائیل سلیمان جبور، بیروت ١٩٧٩؛
(١٥) اكرم كیدو، مؤسسة شیخ الاسلام فى الدولة العثمانیة، ترجمة هاشم ایوبى، طرابلس ١٤١٣/١٩٩٢؛
(١٦) عبدالحیبن عبدالحلیم لكنوى، الفوائد البهیة فى تراجم الحنفیة، كراچى ١٣٩٣؛
(١٧) Osmanli astronomi literatu rutarihi = History of astronomy literature during the Ottoman Period, Compiled by Ekmeleddin Ihsanoglu et al., ed. Ekmeleddin Ihsanoglu, Istanbul: Islam Tarih, Sanat ve Kultur Arastirma Merkezi, ١٩٩٧;
(١٨) TDVIA, s.vv. "Civizade Mehmed Efendi", Civizade Muhyiddin Mehmed Efendi", Civizadeler (by Mehmet Ipsirli).
/ فریده سعیدى /