دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٠
بَحرانی ، علی بن سلیمان بن حسن ، ملقب به زین الدین ، محدّث و فقیه شیعیِ قرن یازدهم . وی نخستین کسی بود که در بحرین مدرسة آموزش حدیث برپا کرد و این علم را رواج داد (یوسف بحرانی ، ص ١٤؛ سلیمان بحرانی ، ص ٧٤؛ علی بحرانی ، ص ١١٩؛ امین ، ج ٨، ص ٢٤٧؛ کحاله ، ج ٧، ص ١٠٣). از تاریخ تولد او اطلاع دقیقی در دست نیست ، امّا می دانیم که در ١٠٦٤ درگذشته و در روستای قَدَم ، از روستاهای بحرین ، به خاک سپرده شده است . در بحرین ، نزد علامه سید ماجد بحرانی * ، شیخ محمدبن حسن بن رجب مُقابی ، فقیه و نخستین امام جمعة بحرین در دورة صفویه ، شیخ جعفربن کمال الدین بحرانی * (سلیمان بحرانی ، همانجا) و سید نورالدین علی بن علی موسوی عاملی جَبعی (متوفّی ١٠٦٨) تحصیل کرد (صدر، ص ٤١٩). سپس به ایران سفر کرد و در اصفهان نزد شیخ بهایی به تحصیل علم حدیث پرداخت (علی بحرانی ، همانجا؛ یوسف بحرانی ، ص ١٤). شیخ بهایی در اجازه ای اجتهاد کاملش را تأیید کرده است (علی بحرانی ، همانجا).
پس از بازگشت بحرانی به زادگاهش ، عدة زیادی در درس او حاضر می شدند، حتی نخستین استادش ، محمدبن حسن بن رجب ، متواضعانه به مراتب فضل و اعلم بودن او اذعان می کرد و خود را به حضور در درس او و استفاده از معلوماتش ملزم می دانست (یوسف بحرانی ، همانجا). در علم حدیث چنان تبحّر داشت که در حوزه های علمی ایران (دیار عجم ) به «ام الحدیث » شهرت یافت (قمی ، ص ٣٠٢). سالها ریاست دینی مردم بحرین و رسیدگی به امور حسبیّه و قضاوت و امامت جمعه و جماعت را برعهده داشت و در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با بدعتها و منکرات کوشا و سختگیر بود. در دورة ریاست او عدالت برقرار و دست ظالمان کوتاه شد (یوسف بحرانی ، همانجا).
از بحرانی سه فرزند برجای ماند: شیخ صلاح الدین که محدث و ادیب و شاعر بود و پس از درگذشت پدر وظایف او را در قضا و درس و امامت جمعه و جماعت به عهده گرفت (یوسف بحرانی ، ص ١٥) و در جوانی در شیراز درگذشت (سلیمان بحرانی ، ص ٧٥)؛ شیخ حاتم که فقیه بود (یوسف بحرانی ، همانجا)؛ شیخ جعفر که پس از مرگ برادرش ، صلاح الدین ، منصب و وظایف او را عهده دار شد. علی ، فرزند شیخ جعفر، نیز مدتی در بحرین امور حسبیه را به عهده داشت
و در امر به معروف و نهی از منکر کوشا بود و خصوصاً با
امرا و بزرگان مداهنه نمی کرد؛ ازینرو برخی از آنان نزد شاه سلیمان صفوی (حک : ١٠٧٧ - ١١٠٥) از او سعایت کردند و در نتیجه ، به دستور شاه ، با غل و زنجیر به ایران اعزام شد، اما وقتی به کازرون رسید، حقیقت امر بر شاه روشن شد و فرمان آزادی اش را صادر کرد. پس از آن ، مدتی طولانی در کازرون اقامت کرد و در ١١٣١، در همانجا درگذشت (یوسف بحرانی ، ص ١٥ـ١٦).
از بحرانی رساله هایی در صلاة و جواز تقلید و طهارة و جمعه و مناسک حج و حواشی بر «التهذیب » و «الاستبصار» و «المختصرالنافع » برجای مانده است (سلیمان بحرانی ، ص ٧٤؛ علی بحرانی ، ص ١٢٠؛ قمی ، همانجا؛ کحاله ، ج ٧، ص ١٠٣).
منابع :
(١) عبداللّه بن عیسی افندی اصفهانی ، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء ، چاپ احمد حسینی ، قم ١٤٠١، ج ٤، ص ١٠٢؛
(٢) محسن امین ، اعیان الشیعة ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣) سلیمان بن عبداللّه بحرانی ، فهرست آل بابویه و علماءالبحرین ، چاپ احمد حسینی ، قم ١٤٠٤؛
(٤) علی بن حسن بحرانی ، انوارالبدرین فی تراجم علماءالقطیف والاحساء والبحرین ، چاپ محمدعلی محمدرضا طبسی ، نجف ١٣٧٧، چاپ افست قم ١٤٠٧؛
(٥) یوسف بن احمد بحرانی ، لولوة البحرین ، چاپ محمد صادق بحرالعلوم ، قم ( بی تا. ) ؛
(٦) عبداللّه جزائری ، الاجازة الکبیرة ، قم ١٤٠٩، ص ٣٢، ٩١، ٢٠٨؛
(٧) محمدبن حسن حرّ عاملی ، امل الا´مل ، چاپ احمد حسینی ، نجف ١٣٨٥/١٩٦٥، ج ٢، ص ١٨٩؛
(٨) حسن صدر، تکملة امل الا´مل ، چاپ احمد حسینی ، قم ١٤٠٦؛
عباس قمی ، فوائدالرضویّه فی احوال علماءالمذهب الجعفریة ، ] بی جا،
(٩) بی تا. [ ؛
عمررضا کحاله ، معجم المؤلفین ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٧٦ ) .
/ محمدرضا انصاری /