دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٥٩٣
چهاراویماق (چاراویماق) ، اتحادیهاى از چهار قبیله بزرگ در ناحیه هراتِ افغانستان. این اتحادیه متشكل از تایمنیها، هزاره*ها، تیمورى*ها و زوریهاست. دو گروه از تایمنیها (به نامهاى قپچاق* و درزى) و دو گروه از هزارهها (به نامهاى جمشیدى و فیروزكوهى) از مهمترین و پرجمعیتترین دستههاى چهاراویماق بودهاند كه در متون تاریخى اشارات بسیارى به آنها شده است (سپهر، جاهاى متعدد؛ الفینستون، ج ٢، ص ٢٠٥؛ فیضمحمد، ص ١٤٢). سرزمین اتحادیه چهاراویماق در مغرب و جنوبغربى منطقه هزارهجات* افغانستان قرار دارد (فیضمحمد، همانجا). یكى از طوایف فیروزكوهى به نام كرائى در جنوب ناحیه مشهد سكونت گزیدهاند (همانجا). تنها اطلاع از تقسیمات داخلى قبایل چهاراویماق مربوط به تیرههاى طایفه جمشیدى است. معروفترین این طوایف عبارتاند از: خوكرود/خوكر، گالكندى، قاقچى، زینگر، زلفى، امفلیدى، جوالى، خیر، قرك و دایزبرى (همانجا؛ فرخ، ص ٧٩؛ الفینستون، همانجا).
جمشیدیها در مغرب و شمال هزارهجات و اطراف رودخانه مرغاب و نواحى بالامرغاب و ماروچاق و كوشك و تنور سنگى، تایمنیها در كوه سیاه بندر غور (از نواحى جنوبى ولایت هرات) و تیموریها در اطراف هرات و همچنین خراسان و زوریها در اسفزار در جنوب غور سكونت دارند و تا حدى از دیگر قبایل چهاراویماق دور افتادهاند (همانجاها). گروههایى از جمشیدیها در ناحیه پنجده، در جنوبغربى مرو، سكونت داشتند، ولى بر اثر حملات تركمنهاى سالور، ناگزیر از آنجا رفتند (تفصیل احوال تراكمه، ص ١٦٥).
تایمنیها به فارسى سخن میگویند (فیض محمد، ص ٨٢). هزارهها شیعه و بقیه سنّیاند (فرخ، همانجا). از تعداد جمعیت قبایل چهاراویماق اطلاعى در دست نیست. مهدى فرخ ــكه در سالهاى نیمه اول سلطنت پهلوى اول (١٣٠٤ـ١٣٢٠ش) وزیر مختار ایران در افغانستان بودــ جمعیت آنان را حدود ٥٠٠، ٥٧ خانوار نوشته است (همانجا). این آمار با آنچه سپهر در وقایع ١٢٥٤، درباره تعداد خانوار جمشیدى و فیروزكوهى (هزارهها)، نوشته (رجوع کنید به ج٢، ص٦٨٧) تا حدودى مطابق است. چهاراویماقها چادرنشین بودند و به پرورش گوسفند و نوعى اسب كوچك و چابك اشتغال داشتند (الفینستون، ج ٢، ص ٢٠٥ـ٢٠٦).
هریك از قبایل چهاراویماق، حاكم یا خان مستقل و سرزمینهایى جداگانه داشتند. حاكمان آنها صاحباختیار جان و مال اتباعشان بودند، در قلاع مستحكم میزیستند و اداره تمام امور، اعم از مالى و قضائى، را در اختیار داشتند (همان، ج ٢، ص٢٠٥). حاكمان چهاراویماق معمولا عنوان میر داشتند و قبایل این اتحادیه از دوران صفوى (ح ٩٠٦ـ١١٣٥)جزو نیروهاى معتبر ولایت هرات به شمار میآمدند. آنان در بیشتر جنگهایى كه در منطقه رخ میداد نقش داشتند و غالبآ بر ضد قواى ایران میجنگیدند و گاهى نیز جزو سپاه ایران بودند و میران آنها به حكومت ولایات منصوب میشدند (رجوع کنید به اسكندرمنشى، ج ٢، ص ٥٧٣؛ همان، ج ٣، ص ١٠٨٧). در ١١٤٣، سه هزار نفر از تایمنیها و دیگر قبایل چهاراویماق به اردوى نادرشاه افشار پیوستند و در جنگ هرات شركت كردند (استرآبادى، ص ١٥١). پس از این جنگ، دلاورخان تایمنى حاكمِ اوبه و شاقلان و غور و ساغر شد (همان، ص ٢٧٧). شورش و اسارت او سبب شد كه بسیارى از تایمنیها همراه فرزندان و خانواده او به غَرجستان* بگریزند و حدود هزار خانوار از آنان بهدستور نادر به منطقه قوچان تبعید شوند. تمام تایمنیها پس از آزادى او و با موافقت نادر، از قوچان و هرات به غرجستان عزیمت كردند (همانجا). در این میان آقا میرزا و نیكقدم، پسر و غلام دلاورخان، عاملان سوء قصد به جان نادرشاه بودند (همان، ص٣٧٠ـ٣٧١). در ١٢٢٢ گروههایى از تایمنیها و جمشیدیها و فیروزكوهیها در قیام صوفیاسلام (یكى از صوفیان جهریه بخارا) برضد دولت قاجار شركت داشتند و بعضى سران آنها در این جنگها كشته شدند (سپهر، ج ١، ص ١٦٢ـ١٦٣). فیروزكوهیها، جمشیدیها و درزیها در ١٢٣١ و ١٢٣٣ در جنگهاى فیروز میرزاافغان، حاكم هرات، برضد دولت ایران دخیل بودند (همان، ج ١، ص ٢٧٤، ٢٩٧). در ١٢٣٢ هزارهها و تیموریها و جمشیدیها به اردوى شجاعالسلطنه، پسر فتحعلیشاه قاجار و فرمانده سپاه ایران، پیوستند (همان، ج ١، ص٢٨٤). در ١٢٥٤ در حملات قواى محمد شاه قاجار به هرات، گروه كثیرى از هزارهها و تایمنیها و جمشیدیها، كه به مقابله برخاسته بودند، كشته شدند (همان، ج ٢، ص ٦٨٣ـ ٦٨٤). در ١٢٥٤، در جریان مقابله آصفالدوله با لشكر خوارزم، هزارهها و جمشیدیها و فیروزكوهیها و قپچاقها نیز به نفع خوارزم شركت داشتند (همان، ج ٢، ص ٦٨٥). بر اثر حملات محمدشاه، نزدیك به ٠٠٠، ٣٧ خانوار از جمشیدیها و فیروزكوهیها از رود مرو گذشتند و در بالامرغاب استقرار یافتند (همان ج ٢، ص ٦٨٧).
پس از جنگهاى هرات قریب دو هزار خانوار از جمشیدیها به سرپرستى اللهیارخان به خراسان انتقال یافتند و در ناحیه سرجام مستقر شدند. چند سال بعد، اللهیارخان با گروهى از اتباعش به هرات بازگشت و بقیه به ناحیه قوشخانه در قوچان كوچ داده شدند. اللهیارخان بار دیگر به ایران آمد و دوباره سركرده جمشیدیهاى خراسان شد. در این زمان، جمعیت آنان بر اثر قحطى ١٢٨٨، به ١٥٠ خانوار تقلیل یافته بود. پس از او پسرش، ذوالفقارخان، سركرده جمشیدیها شد. تعداد جمشیدیها در ١٣٠٣ به هشتاد خانوار رسید. ذوالفقارخان در حدود ١٣٠٧ به قلمرو دولت روسیه گریخت و ریاست جمشیدیها به برادرش، محمدعظیمخان، رسید. مدتى بعد ذوالفقارخان به ایران و به طایفه خود بازگشت و جمشیدیها در شوریجه و پسكمر در كنار كشف رود مستقر شدند (ییت، ص ٣٣ـ٣٤).
منابع :
(١) محمدمهدیبن محمد نصیراسترآبادى، جهانگشاى نادرى، چاپ عبداللّه انوار، تهران ١٣٤١ش؛
(٢) اسكندر منشى؛
(٣) تفصیل احوال تراكمه، در گرگاننامه، به كوشش مسیح ذبیحى، چاپ ایرج افشار، تهران: بابك، ١٣٦٣ش؛
(٤) محمدتقیبن محمدعلى سپهر، ناسخالتواریخ : تاریخ قاجاریه، چاپ جمشید كیانفر، تهران ١٣٧٧ش؛
(٥) مهدى فرخ، تاریخ سیاسى افغانستان، قم ١٣٧١ش؛
(٦) فیض محمد، نژادنامه افغان، مقدمه، تحشیه و تعلیقه از كاظم یزدانى، چاپ عزیزاللّه رحیمى، قم ١٣٧٢ش؛
(٧) چارلز ادوارد ییت، سفرنامه خراسان وسیستان، ترجمه قدرتاللّه روشنى زعفرانلو و مهرداد رهبرى، تهران ١٣٦٥ش؛
(٨) Mountstuart Elphinstone, An account of the kingdom of Caubul, Karachi ١٩٧٢.
/ على پورصفر قصابینژاد /