دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٥٨٧
چورلیلى علیپاشا ، سلاحدار و صدراعظم عثمانى در سده دوازدهم كه به علیپاشا سلاحدار، داماد و شهید نیز معروف است (آیوردى، ص ٤٤٤). وى از پدرى كشاورز یا دلاك، در چورلى* بهدنیا آمد و باتوجه به اینكه هنگام مرگ بیش از چهلسال نداشت، تولدش در ١٠٨١ تخمین زده میشود (اوزون چارشیلى، ج ٤، بخش ٢، ص ٢٨٦؛ شیخى محمد افندى، ج ٢، ص ٤٣٦).
چورلیلى مورد حمایت قرهبیرام آغاى تركمن قپوجیباشى، از رجال دربار سلطاناحمد دوم، قرار گرفت و بهسبب خوشسیمایى و هوشیارى و زیركى (د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «علیپاشا چورلیلى») به عنوان كارآموز وارد مدرسه غلطهسرایى* شد. سپس در مدارس و مؤسسات وابسته به دربار پرورش یافت و به مقام چوخهدار خاصه (از خدمتگزاران خاص پادشاه؛ رجوع کنید به پاكالین، ذیل "Cuha" ,"Cuhadar") رسید (اوزون چارشیلى، همانجا). در شعبان ١١١٠، ركابدارِ* سلطان مصطفى دوم شد (د.ا.د.ترك، ذیل مادّه) و با اعلام مراتب خدمتگزارى به حسینپاشا* عموجهزاده، صدراعظم وقت، منصب سلاحدارى (رجوع کنید به پاكالین، ذیل "Silahdar") را درخواست كرد و در جمادیالاولى ١١١٢ به این مقام منصوب گردید (رفعت، ج ٣، ص ٥٦؛ اوزون چارشیلى، همانجا). او در این دوره، با تدوین نظامنامهاى به منظور تجدید سازماندهى سلسله مراتب دربار و به تصویب رساندن دیدگاههاى خود با صدور «خط همایون»، صلاحیت و اختیارات مقام سلاحدارى را بسیار بالا برد، چنانكه حق نظارت بر كلیه خدمات اندرون همایون به سلاحدار واگذار گردید، از جمله وظیفه برقرارى ارتباط بین سلطان و صدراعظم به وى اختصاص یافت (پاكالین؛ د.ا.د.ترك؛ د.اسلام، همانجاها). چورلیلى در این منصب چندان مورد توجه پادشاه قرار گرفت كه، با استفاده از موقعیت خود، به مداخله در امور دولتى پرداخت. صدراعظم محمد رامیپاشا (صدارت از رمضان ١١١٤) كه مداخلات چورلیلى را در امور دولتى برنمیتافت، شورش جبهچیها (رجوع کنید به پاكالین، ذیل "Cebeci"؛ جُبّادار*) را، كه در اوایل ربیعالاول ١١١٥ در استانبول درگرفت، بهانه قرار داد و سلطانمصطفى را متقاعد كرد كه به چورلیلى رتبه وزارت بدهد و او را مأمور فرونشاندن فتنه مذكور كند. با این تدبیر، چورلیلى موقتآ از دربار دور شد (اوزون چارشیلى، همانجا)، اما شورش یاد شده، كه ظاهرآ خود صدراعظم در به راه انداختن آن دست داشت، در اندك مدتى چنان ابعاد گستردهاى یافت كه به خلع مصطفاى دوم از سلطنت و بركنارى بسیارى از دولتمردان، از جمله صدراعظم و وابستگانش انجامید (دانشمند، ج٣، ص٤٨٧ـ٤٨٩؛ اوزون چارشیلى، ج٤، بخش١، ص ٢٤به بعد؛ یوجل و سویم، ج ٣، ص ٢٤٧ به بعد؛ كونت، ص ٤٣ـ ٤٦؛ چنار،ص ٢٩٦ـ٢٩٧؛ شاو، ج ١، ص ٢٢٧ـ ٢٢٨). در این شورش، كه به واقعه ادرنه (ادرنه وقعهسى) معروف است، علیپاشا كه اقدامى بر ضد شورشیان نكرده بود، جان سالم به در برد و پس از جلوس سلطان احمدسوم، با عنوان وزیر سوم در ادرنه باقى ماند و پس از مدتى یكى از وزراى تحت قبه (رجوع کنید به پاكالین، ذیل "Kubbe alti") شد (شیخى محمد افندى، همانجا؛ هامر ـ پورگشتال، ج ٧، ص ٩٧ـ٩٨). در ١١١٦، احمدپاشا قلایلیقوز، صدراعظم، براى دور كردن چورلیلى از مركز، وى را به عنوان والى به طرابلس شام فرستاد، اما پس از عزل احمدپاشا، چورلیلى به استانبول بازگشت و دوباره وزیر تحت قبه شد (رجوع کنید به اوزون چارشیلى؛ شیخى محمد افندى، همانجاها؛ هامر- پورگشتال، ج ٧، ص ١١٣ـ١١٤). پس از آن هم سنجقِ تكه (در خلیج انطالیه) به عنوان «خاصّ»* به چورلیلى (شیخى محمد افندى، همانجا) واگذار گردید و در محرّم ١١١٨، به جاى محمدپاشا بالطهجى* بر مسند صدارت نشست (دلاورزاده، ص ٧ـ١١). صدارت وى تا اواسط ربیعالآخر ١١٢٢ ادامه یافت (شیخى محمد افندى، همانجا؛ ثریا، ج ٣، ص ٥٢٦؛ دانشمند، ج ٤، ص ٣).
چورلیلى در دوره صدارت خود براى نظم بخشیدن به امور مالى كشور و خزانه، ایجاد توازن بین درآمدها و هزینهها، تحت نظارت و قاعده درآوردن هزینههاى دربار و جلوگیرى از اسراف، اقداماتى كرد (هامر ـ پورگشتال، ج ٧، ص ١٢٩؛ اوزون چارشیلى، ج ٤، بخش ٢، ص ٢٨٩ـ٢٩٠؛ چنار، ص ٢٩٧). شاو (ج ١، ص ٢٢٩)، ضمن اشاره به اصلاحات مالى علیپاشا، او را نخستین اصلاحطلب سنّتى در تاریخ عثمانى میداند كه با شهامت مطرح كرد كه سلطان و اعضاى خاندان سلطنتى نیز باید در این تلاش سهیم باشند. چورلیلى به سازماندهى و تصفیه ینیچرى*، توسعه ناوگان عثمانى و تهیه و ذخیره اسلحه و مهمات همت گماشت (شاو؛ د.ا.د.ترك، همانجاها). وى كه به توسعه كارخانه كشتیسازى اهمیت بسیارى میداد، دستور داد كشتیها، توپها و لنگرهاى تازهاى بسازند. عثمانیها تا آن زمان سلاحهایشان را از انگلیس میخریدند. چورلیلى كارخانه اسلحهسازى تأسیس كرد (هامر ـ پورگشتال، ج ٧، ص١٣٠).
چورلیلى كه توسعهطلبیهاى روسیه را خطرى براى عثمانى میدانست، در جنگ روسیه و سوئد (جنگهاى شمالى)، كه از حدود ١١١٢/ ١٧٠٠ شروع شده بود (كونت، ص ٤٨ـ٤٩)، با وعده یارى به كارل دوازدهم، پادشاه سوئد، او را به ادامه جنگ با روسیه و حمله به آن كشور تشویق كرد (هامر ـ پورگشتال، ج ٧، ص ١٣٧ـ١٣٨؛ یورگا، ج ٤، ص ٢٤٩ به بعد). هدف اصلى چورلیلى، خسته كردن روسیه و نهایتآ غلبه عثمانى بر آن كشور در جنگ احتمالى آینده بود. كارل، با اعتماد به وعدههاى او، به روسیه حمله كرد، اما سلطاناحمد سوم كه از بر هم خوردن قرارداد صلح ١١١١/١٧٠٠ میان روسیه و عثمانى، بیمناك بود (دانشمند، ج ٣، ص ٤٨٥ـ٤٨٦؛ لاموش، ص١٤٤؛ كینراس، ص٣٧٨؛ اوزون چارشیلى، ج ٣، بخش ١، ص٥٩٣؛ یوجل و سویم، ج ٣، ص ٢٣٧)، تاتار*ها را از مداخله در جنگ روسیه و سوئد برحذر داشت، و از اعتمادش به چورلیلى نیز كاسته شد. در این نبرد، كارل دوازدهم شكست خورد (١١٢١/ ١٧٠٩) و به شهر بِندِر*، در قلمرو عثمانى، پناهنده شد (كینراس، ص٣٨٠؛ شاو، ج ١، ص ٢٢٩ به بعد؛ كونت، ص ٤٩؛ د.ا.د.ترك، همانجا). وى با اعزام فرستاده به استانبول، مصرّانه از دولت عثمانى كمك خواست، اما چورلیلى كه از برآوردن درخواست او ناتوان بود، براى اخراج مؤدبانه وى از عثمانى اقداماتى كرد. مخالفت سلطان و تشدید روزافزون فشار و تهدید روسها (رجوع کنید به اوزون چارشیلى، ج ٤، بخش ١، ص ٥٨ به بعد) و سرانجام متهم شدن چورلیلى به رشوه گرفتن از روسها، بهانه لازم را براى برانداختن او در اختیار مخالفانش گذاشت و سرانجام در ١٧ ربیعالآخر ١١٢٢، سلطان او را از صدارت عزل كرد (هامر ـ پورگشتال، ج ٧، ص ١٤١ـ١٤٢، ١٤٥ـ١٤٦؛ دانشمند، ج ٤، ص ٣؛ اوزون چارشیلى، ج ٤، بخش ٢، ص ٢٨٧؛ یالچینقایا، ص ٤٨١ـ٤٨٢). چورلیلى به والیگرى ایالت كفه منصوب شد، اما در راه محل مأموریتش او را بازداشت و به جزیره مدللى تبعید كردند (دلاورزاده، همانجا) و به فرمان پادشاه، در ٢٣ ذیقعده ١١٢٣ در قلعه مدللو اعدام شد (شیخى محمد افندى، ج ٢، ص ٤٣٦؛ رفعت، ج ٣، ص ٥٦). سر او را به استانبول بردند و در جلو بابِ همایون* به نمایش گذاشتند (د.ا.ترك، ذیل «علیپاشا چورلیلى»؛ د.ا.د.ترك، همانجا)، سپس او را در جوار مسجد و مدرسهاى كه در دیوان یولى (مسیرى كه به مجلس وزرا منتهى میشد) بنا كرده بود، دفن كردند (اوزون چارشیلى، ج ٤، بخش ٢، ص ٢٨٨ـ٢٨٩).
مهمترین موقوفات به جا مانده از چورلیلى عبارتاند از : ١)مجموعه علیپاشا چورلیلى، مشتمل بر جامع، مدرسه (دارالحدیث)، خانقاه، كتابخانه و حظیره، واقع در محلى در استانبول كه امروزه چارشیقاپى (دروازه بازار) نامیده میشود (د.ا.د.ترك، ذیل «چورلیلى علیپاشا كلیهسى»). سامحه آیوردى (ص٤٦٠) مجتمع مذكور را از مهمترین آثار معمارى استانبول در دوران سلطاناحمد سوم دانسته است. ٢)جامع و حمامى در تِرسانه* (كشتیسازى) استانبول. ٣)مقبره زكریاى پیغمبر در جامعكبیر حلب. ٤) عمارتى براى محافظت «خرقه شریف» (بُرده منسوببه پیامبر اكرم) در علیپاشاى عتیق استانبول. ٥)مدارس و چشمههایى، از جمله در چورلى (رفعت، ج ٣، ص ٥٦ـ٥٧؛ دلاورزاده، ص١١ـ١٢؛ اوزون چارشیلى، ج٤، بخش٢، ص٢٩٠). چورلیلى با تخلص راسم شعر میسرود (آیوردى، ص ٤٤٤).
منابع :
(١) محمد ثریا، سجل عثمانى، استانبول ١٣٠٨ـ١٣١٥/ ١٨٩٠ـ١٨٩٧، چاپ افست انگلستان ١٩٧١؛
٢- عمرافندى دلاورزاده، حدیقةالوزرا ذیلى، در احمد تائب عثمانزاده، حدیقةالوزرا، استانبول ١٢٧١، چاپ افست فرایبورك ١٩٦٩؛
(٣) احمد رفعت، لغات تاریخیه و جغرافیه، استانبول ١٢٩٩ـ١٣٠٠؛
(٤) شیخیمحمد افندى، وقایعالفضلاء، در شقائق نعمانیه و ذیللرى، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول : دارالدعوة، ١٩٨٩؛
(٥) پاتریك بالفور كینراس، قرون عثمانى (ظهور و سقوط امپراتورى عثمانى)، ترجمه پروانه ستارى، تهران ١٣٧٣ش؛
(٦) لئون لاموش، تاریخ تركیه، ترجمه سعید نفیسى، تهران ١٣١٦ش؛
(٧) Samiha Ayverdi, Turk tarihinde Osmanli asirlari, Istanbul ١٩٩٩;
(٨) Huseyin Cinar, "Osmanlilar ve dunya (١٦٠٠-١٨٠٠)", in Tarih el kitabi: Selµklular'dan bugune, ed. Ahmet Nezihi Turan, Ankara: Grafiker Yayinlari, ٢٠٠٤;
(٩) Ismail Hami Danismend, Izahli Osmanli tarihi kronolojisi, Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢;
(١٠) EI٢, s.v. "Ali Pasha Corlulu" (by H. Bowen);
(١١) Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte des osmanischen Reiches, Graz ١٩٦٣;
(١٢) Nicolae Iorga, Osmanli imparatorlugu tarihi, tr. Nilufer Epceli, Istanbul ٢٠٠٥;
(١٣) IA, s.v. "Ali Pasa Corlulu" (by Resad Ekrem Kocu);
(١٤) Metin Kunt, "Siyasal tarih", in Turkiye tarihi, ed. Sina Aksin, vol.٣, Istanbul: Cem Yayinevi, ١٩٩٠;
(١٥) Mehmet Zeki Pakalin, Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sozlug, Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢;
(١٦) Stanford J. Shaw, History of the Ottoman empire and modern Turkey, Cambridge ١٩٨٥;
(١٧) TDVIA, s.vv. "Corlulu Ali Pasa" (by Munir Aktepe), "Corlulu Ali Pasa Kulliyesi" (by M. Baha Tanman);
(١٨) Ismail Hakki Uzuncarsili, Osmanli tarihi, Ankara, vol. ٣, pt.١, ٢٠٠٣, vol.٤, pt.١, ١٩٩٥, vol.٤, pt.٢, ٢٠٠٣;
(١٩) M. Alaaddin Yalcinkaya, "XVIII. yuzyil: islahat, degisim ve diplomasi donemi (١٧٠٣-١٧٨٩)", in Turkler, ed. Hasan Celal Guzel, Kemal Cicek, and Salim Koca, vol. ١٢, Ankara: Yeni Turkiye Yayinlari, ٢٠٠٢;
(٢٠) Yasar Yucel and Ali Sevim, Turkiye tarihi, Ankara ١٩٩٠-١٩٩٢.
/ ناصر شعاریان /