دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٥٨٦
چورلى ، شهرستان (ایلچه) و شهرى در استان (ایلِ) تكیرداغ* در مغرب تركیه.
١) شهرستان چورلى. در مشرق ولایت تكیرداغ، در منطقه مرمره، در قسمت اروپایى تركیه، واقع است (رجوع کنید به قاسمى، ص ٤). رود چورلى/ چورلیسو، شاخابه رود ارگنه، زمینهاى آن را آبیارى میكند. در این شهرستان بیشهاى با درختان زبان گنجشك، بلوط و توسكا وجود دارد. دامدارى، بهویژه پرورش گوسفند، در آنجا رایج و انواع پنیر آن مشهور است (جواد، ج ١، ص ٣١٢ـ٣١٣؛ نیز رجوع کنید به توفیق، ص ٦٩).
٢) شهر چورلى. مركز شهرستان چورلى. این شهر در ارتفاع حدود ١١٠ مترى و در حدود ١١٠ كیلومترى مغرب شهر استانبول و ١٢٠ كیلومترى مشرق شهرِ اَدِرْنه قرار دارد. رود چورلى در شمال آن جارى است. دماى شهر بین ْ١٢ تا ْ١٦ متغیر و میانگین بارش سالانه آن حدود پانصد میلیمتر است (رجوع کنید به >اطلس جغرافیایى تركیه<، بخش ١، ص ٢٨، ٣٠). راهآهن سراسرى استانبول ـ ادرنه به اروپا از نزدیكى شمال شهر میگذرد. این شهر با راه فرعى به طول حدود پنج كیلومتر به راه اصلى تكیرداغ ـ استانبول و استانبول ـ ادرنه مرتبط میشود. بیشتر اهالى آن مسلماناند (سامى، ذیل مادّه).در سرشمارى ١٣٨٠ش/ ٢٠٠١، جمعیت آن ٤٣١،١٦٤ تن بوده است (سازمان ملل متحد، ص ٢٧٧).
برخى از آثار قدیمى شهر عبارتاند از: مسجدجامع متعلق به دوره سلطان محمد فاتح (حك : ٨٥٥ـ ٨٨٦)؛ مسجدجامع دیگرى متعلق به دوره سلطان سلیمان قانونى (حك : ٩٢٦ـ ٩٧٤)؛ مقبره علوان چلبى، از عرفاى سده هفتم و هشتم؛ آرامگاههاى محییالدین بابا و قراجه احمد سلطان، از معاریف شهر؛ و یك برج قدیمى چوبى (جواد، همانجا؛ توفیق، ص ٧٠؛ هامرـ پورگشتال، ج ١، ص ١٢٧).
نام شهر در منابع دوره عثمانى بیشتر به صورت چورلى (رجوع کنید به عاشق پاشازاده، ص ٥٢؛
شیخى محمد افندى، ج ٢، ص ٤٥١) و گاه چورلو ضبط شده است (رجوع کنید به اولیاچلبى، ج ٣، ص ٢٩٥). واژه «چور» در تركى به معناى اجتماع لشكر است (استرآبادى، ذیل «چور») و شاید نام شهر چورلى از آن گرفته شده باشد. شهر كنونى چورلى در مكان شهر قدیمى «حصار» ــ كه به آن تزرلوممیگفتند ــ قرار دارد (رجوع کنید به هامر ـ پورگشتال، ج ١، ص ١٢٥).
چورلى، به سبب داشتن چراگاههاى مناسب، محلّ توجه شاهان عثمانى بود، تا جایى كه آذوقه و تداركات اردوى شاهان را از این شهر تهیه میكردند (رجوع کنید به همان، ج ٧، ص ٥٤). این شهر، قلعه و شهرهاى اطراف آن مدتها بین عثمانیها و بیزانسیها دست بهدست میگشت و سرانجام، در ٧٥٢ سپاهیان اورخان، سلطان عثمانى، قلعه چورلى را تسخیر كردند (آقْقوندوز، ص ٣٦).
در ٧٥٥، سلیمان پاشا (نوه عثمان اول) چورلى و شهرهاى اطراف آن را غارت كرد (شاو، ج ١، ص ١٦ـ١٧) و سه سال بعد، موفق به تصرف آنها شد (رجوع کنید به هامر ـ پورگشتال، ج ١، ص ١٤٧) و با استحكام بخشیدن به برج و باروى شهر و پیرامون آن، زمینههاى پیشروى قواى ترك به اروپا را مهیا ساخت (رجوع کنید به شاو، همانجا؛
نیز رجوع کنید به یورگا، ج ١، ص ٢٠٢). مراد اول در آخرین روزهاى سلطنت پدرش، اورخان، به چورلى لشكر كشید و اهالى آنجا را مطیع خود ساخت (رجوع کنید به صولاقزاده، ص ٢٨). در نیمه دوم سده نهم، از چورلى به عنوان سَنجَق یاد شده است (یورگا، ج ١، ص ٤١١). در ٨٧٢، سلطان محمد فاتح، در جنگ دوم با آلبانى، قلعه چورلى را ــكه مخفیگاه اسكندربیگ، شاهزاده عثمانى، بودــ ویران كرد (اوزون چارشیلى، ج ٢، ص ٦٩). در سده یازدهم، اولیا چلبى درباره چورلى نوشته كه مركز تجارى پر رونقى است و قلعهاى به نام یانقوبن مادیان (فاتح ادرنه در سال ٧٢٠) و تكایا و چشمه (آبانبار شیردار)هاى فراوان دارد، پرورش گوسفند در آنجا بسیار رایج و پنیر آن مشهور است (ج ٣، ص ٢٩٥ـ٢٩٨). در دوره شاهان عثمانى، مدرسه سلیمانیه و بناهاى بسیارى، مانند مسجد و حمام و مهمانسرا، در شهر احداث شد (رجوع کنید به شیخى محمدافندى، ج ٢، ص ٤٥١؛
جواد، همانجا؛
د. اسلام، چاپ دوم، ذیل"Corlu" ). در سده سیزدهم ٠٠٠، ٥ تن در شهر چورلى و ٠٠٠، ٣٥ تن در ناحیه چورلى سكونت داشتند، بیشتر اهالى ناحیه مسلمان بودند، تعداد كمى یونانى در ناحیه و شهر چورلى و تعدادى ارمنى نیز در چورلى ساكن بودند، و حبوبات و انگور چورلى صادر میشد (سامى، همانجا). در زمان عبدالحمید دوم (حك : ١٢٩٣ـ ١٣٢٧) عثمانیها اشغالگران روس را از چورلى و نواحى اطراف بیرون راندند (رجوع کنید به شكیب ارسلان، ص ٣٠١؛
نیز رجوع کنید به حسون، ص ٢٤١ـ ٢٤٢). در ١٣٣٠/ ١٩١٢، در جریان جنگ بالكان، بلغارها شهر را اشغال كردند (خلج اوغلو، ص ٣٦) و پس از جنگ عدهاى از تركان چورلى به استانبول مهاجرت كردند (همان، ص ٤٩). بعد از پسگرفتن ناحیه از بلغارها در سال بعد، یونانیها در ١٣٣٨/ ١٩٢٠ چورلى را اشغال كردند (میدان لاروس، ج ٣، ص ٢٩٦)، اما در ١٣٠١ش و در پى مقاومت ملى تركها، چورلى به دست قواى ترك افتاد. شهر چورلى در جریان جنگ جهانى دوم از لحاظ نظامى از نقاط مهم به شمار میرفت (همانجا).
از جمله بزرگان چورلى، چورلیلى علیپاشا* (صدراعظم عثمانى) و عاشق چورلو (شاعر و موسیقیدان سده سیزدهم) بودهاند (همانجا).
منابع :
(١) محمدمهدیبن محمدنصیر استرآبادى، سنگلاخ: فرهنگ تركى به فارسى از سده دوازدهم هجرى، چاپ روشن خیاوى، تهران ١٣٧٤ش؛
(٢) اولیا چلبى؛
(٣) على توفیق، ممالك عثمانیه جغرافیاسى، استانبول ١٣١٥؛
(٤) على جواد، ممالك عثمانیه نك تاریخ و جغرافیالغاتى، استانبول ١٣١٣ـ١٣١٧؛
(٥) على حسون، العثمانیون و البلقان، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٦) شمسالدینبن خالد سامى، قاموس الاعلام، چاپ مهران، استانبول ١٣٠٦ـ١٣١٦/١٨٨٩ـ١٨٩٨؛
(٧) شكیب ارسلان، تاریخ الدولة العثمانیة، چاپ حسن سماحى سویدان، دمشق ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(٨) شیخى محمد افندى، وقایع الفضلاء، در شقائق نعمانیه و ذیللرى، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول: دارالدعوة، ١٩٨٩؛
(٩) محمدمهدى صولاقزاده، صولاقزاده تاریخى، استانبول ١٢٩٧؛
(١٠) درویش احمد عاشق پاشازاده، عاشق پاشازاده تاریخى، چاپ عالیبیگ، استانبول ١٣٣٢؛
(١١) صابر قاسمى، تركیه، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسى و بینالمللى، ١٣٧٤ش؛
(١٢) Ahmed Akgunduz, "Osmanli kanunnameleri (dogusu, cesitleri ve tarihi seyri)", in Turkler, ed. Hasan Celal Guzel, Kemal Cicek, and Salim Koca, vol.١٠, Ankara: Yeni Turkiye Yayinlari, ٢٠٠٢;
(١٣) EI٢, s.v. "Corlu" (by V. L. Menage);
(١٤) Ahmet Halacoglu, Balkan harbi sirasinda Rumeli'den Turk gocleri: ١٩١٢-١٩١٣, Ankara ١٩٩٥;
(١٥) Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte des osmanischen Reiches, Graz ١٩٦٣;
(١٦) Nicolae Iorga, Osmanli Imparatorlugu tarihi, tr. Nilufer Epceli, Istanbul ٢٠٠٥;
(١٧) Meydan Larousse: buyuk lugat ve ansiklopedi, Istanbul: Meydan Yayinevi, ١٩٩٠-١٩٩١;
(١٨) Stanford J. Shaw, History of the Ottoman empire and modern Turkey, Cambridge ١٩٨٥;
(١٩) Turkiye cografya atlasi, Istanbul: Dogan Burda Rizzoli, ٢٠٠٤;
(٢٠) Turkiye iller haritasi, scale ١:١'٨٠٠'٠٠٠, Istanbul: Gurbuz Yayinlari Harita ve Ders Araclari, ٢٠٠٥;
(٢١) United Nations, Demographic yearbook, New York ٢٠٠٦;
(٢٢) Ismail Hakki Uzuncarsili, Osmanli tarihi, vol.٢, Ankara ١٩٨٣.
/ صنوبر منصورى /