دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٤٨٠
قوامالدوله ، ميرزاعباسخان تفرشى، از وزراى دورۀ ناصرالدين شاه قاجار. از سال تولد و آغاز زندگى وى اطلاعى در دست نيست. پدرش اصلا افغانى بود. ميرزاعباس در تفرش فَرّاش بود و در دورۀ حكومت محمدشاه قاجار به تهران رفت. در آنجا ابتدا، در خدمت مستوفيان بود و سپس به خدمت وزارت امورخارجه درآمد. در ١٢٦٧ لقب خانى گرفت و در همان سال، براى آگاه كردن امپراتور روسيه از رفتار خارج از توافق سفيرانش به پترزبورگ فرستاده شد (رجوع کنید به سپهر، ج ٣، ص ١١٧٥ـ١١٧٦؛ ممتحنالدوله، ص ٦٨). وى در راه روسيه بيمار شد و شش ماه بعد پس از انجام دادن مأموريت خود، به ايران بازگشت (سپهر، ج ٣، ص ١١٧٦؛ قس ممتحنالدوله، ص ٦٩). ميرزا عباسخان در ١٢٧٣ به نيابت وزارت امورخارجه منصوب شد (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ١٧٩٧؛ قس سپهر، ج ٣، ص ١٣٦٠). وى در ١٢٧٥، معاون وزير امورخارجه شد و لقب معاونالملك گرفت و سپس به كارگزارى آذربايجان منصوب گرديد (ممتحنالدوله، همانجا؛ بامداد، ج ٢، ص ٢١١)، اما در ١٢٧٨، در پى انتخاب ميرزا محمد نورى (صديقالملك) به وزارت امورخارجه، ميرزاعباسخان كه از اطاعت از وى ناخشنود بود، در خدمت ميرزا يوسف مستوفيالممالك، مشغول تحرير و استيفاى تهران و بيوتات شد (ممتحنالدوله، همانجا). در ١٢٩٠ با فوت ميرزا محمد قوامالدوله از مستوفيان و رجال قاجار، لقب وى (قوامالدوله) به ميرزا عباسخان داده شد (اعتمادالسلطنه، ١٣٦٧ش، ج ٣، ص ١٩٣٨؛ بامداد، ج ٢، ص ٢١١). در ١٢٩٧ پس از بركنارى صدراعظم ميرزا حسينخان سپهسالار*، قوامالدوله و برخى ديگر از رجال حكومتى برضد وى متفق شدند و قوامالدوله متعهد شد محاسبات مالياتى مناطقى كه در ادارۀ سپهسالار بود را بررسى و موارد اختلاف را گزارش بدهد (رجوع کنید به عباسميرزاملكآرا، ص ١٥١ـ١٥٢). در ١٣٠١، قوامالدوله از جانب شاه مأمور نظارت بر بروات نظاميان گرديد (اعتمادالسلطنه، ١٣٥٠ش، ص ٢٧٢). او در رجب ١٣٠٣ به وزارت داخله رسيد (همان، ص ٤٢٧) و در ١٣٠٤ پس از عزل ميرزا يحييخان مشيرالدوله از وزارت امورخارجه، قوامالدوله اسمآ وزير امورخارجه شد، اما به دليل بيكفايتى، مسئوليت اين مقام به عهدۀ ميرزا نصراللّهخان مشيرالملك نائينى بود (ممتحنالدوله، ص ٤٦، ٦٩؛ نيز رجوع کنید به اعتمادالسلطنه، ١٣٥٠ش، ص ٥١٣ـ٥١٤). قوامالدوله در همين مقام، در محرّم ١٣١٣ (عينالسلطنه، ج ١، ص ٧٩٣) يا ١٣١٤ (صديقالممالك، ص ٣٢١؛ قس ممتحنالدوله، ص ٦٩) درگذشت.
قوامالدوله فردى درستكار، بسيار ثروتمند، خشن، و در مقام وزارت امورخارجه بيكفايت بود، چنان كه مناسبات ايران با كشورهاى ديگر كاملا در اختيار شاه و نخستوزير بود (ممتحنالدوله، ص ٧٠؛ كرزن، ج ١، ص ٤٢٨ـ٤٢٩؛ نيز رجوع کنید به اعتمادالسلطنه، ١٣٥٠ش، ص ٥٢١، ٩١٦) و ظاهرآ به همين دليل، شاه و صدراعظم و حتى سفيران كشورهاى اروپايى نيز با قوامالدوله برخورد خوبى نداشتند و در بياحترامى و بياعتنايى به وى تعمد داشتند (رجوع کنید به اعتمادالسلطنه، ١٣٥٠ش، ص ٥١٤، ٥٢٢، ٧١٦).
منابع :
(١) محمدحسن اعتمادالسلطنه، تاريخ منتظم ناصرى، چاپ محمداسماعيل رضوانى، تهران ١٣٦٧ش؛
(٢) همو، روزنامه خاطرات، چاپ ايرج افشار، تهران ١٣٥٠ش؛
(٣) مهدى بامداد، شرححال رجال ايران در قرن ١٢ و ١٣ و ١٤ هجرى، تهران ١٣٥٧ش؛
(٤) محمدتقى سپهر، ناسخالتواريخ، چاپ جمشيد كيانفر، تهران ١٣٧٧ش؛
(٥) ابراهيمبن اسداللّه صديقالممالك، منتخبالتواريخ، تهران ١٣٦٦ش؛
(٦) عباسميرزا ملك آرا، شرح حال عباس ميرزا ملكآرا، چاپ عبدالحسين نوائى، با مقدمهاى از عباس اقبال، تهران ١٣٦١ش؛
(٧) قهرمان ميرزا عينالسلطنه، روزنامه خاطرات عينالسلطنه، چاپ مسعود سالدرو ايرج افشار، تهران ١٣٧٤ش؛
(٨) مهدى ممتحنالدوله، رجال وزارت خارجه در عصر ناصرى و مظفرى، چاپ ايرج افشار، تهران ١٣٦٥ش؛
George N. Curzon, Persia and the Persian Question, Londen ١٨٩٢
/ فهيمه عليبيگى /
تاریخ انتشار اینترنتی: ٢٥/ ١٠/ ١٣٨٧