دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٤١٩
چراغعلیخان نوایی ، از رجال سیاسی و شاعر اوایل دوره قاجار. از تاریخ تولد و آغاز زندگی وی اطلاعی در دست نیست. نام پدرش صادقخان نوایی بود. خاندان نوایی ــ كه از بزرگان قریه نوا در آمل مازندران بودند ــ در دوره قاجار مناصبی داشتند (رجوع کنید به سپهر، ج ١، ص ١٤٥؛ ساروی، توضیحات طباطبائیمجد، ص٣٥٠).
نخستین منصب چراغعلیخان، قوریساولباشی (رئیس تفنگداران خاصه) بود (بامداد، ج ١، ص ٣٠١؛ نیز رجوع کنید به خاوری شیرازی، ج ١، ص ٧٤؛ فسائی، ج ١، ص ٦٧٦). وی یكی از زنان مطلقه فتحعلیشاه را به عقد خود در آورد (احمدمیرزا قاجار، ص ٢٥). در ١٢١٢، هنگامی كه محمودمیرزا و فیروزمیرزا، شاهزادگان افغان، به ایران پناه آوردند، چراغعلیخان به امر شاه، مصاحب و همنشین آنان گردید (مفتون دنبلی، ص ٣٢ـ٣٣؛ هدایت، ١٣٣٩ ش، ج ٩، ص ٣٢٢). در ١٣١٣، او از طرف فتحعلیشاه مأمور حمل درِ مزین آستان حضرت معصومه علیهاالسلام به قم و نظارت بر نصب و تعمیر و تذهیب آن گردید (مفتون دنبلی، ص ٤٦ـ٤٧).
در ١٣١٤، چراغعلیخان به وزارت فارس منصوب شد و همراه حسینعلیمیرزا فرمانفرما*، حاكم یازده ساله فارس، به آنجا رفت (همان، ص ٦٢؛ سپهر، ج ١، ص ١٠٦؛ خورموجی، ص ٤٢٩). حكومت فارس عملاً در دست چراغعلیخان بود و وی برای ایجاد امنیت، هشتصد تفنگچی از محال نور مازندران با خود به شیراز برد و آنان را در محله موردستان، كه بعد از دوره زندیه ویران شده بود، اسكان داد و سبب رونق دوباره این بخش از شهر شد (هدایت، ١٣٣٩ ش، ج ٩، ص ٣٦١؛ فسائی، همانجا). چراغعلیخان از سرجانملكم، در نخستین سفرش به شیراز در سالهای ١٢١٤ و ١٢١٥، استقبال كرد و او را در باغ جهاننمای شیراز سكنا داد (هدایت، ١٣٣٩ ش، ج ٩، ص ٣٦٥؛ ملكم، ج ٢، ص ٣٥٤، پانویس). چراغعلیخان در اداره امور فارس مدبر و صاحب رأی استوار بود و حتی وقتی فرمانفرما بزرگتر شد، اجازه مداخله در امور حكومتی را به وی نمیداد (خورموجی، همانجا). چراغعلیخان در ١٢١٦ در شیراز به بازسازی اساسی كاروانسرای امامیه، كه در دوره صفوی احداث شده بود، پرداخت و از آن پس این بنا به كاروانسرای چراغعلیخان شهرت یافت. او درآمد حاصل از كاروانسرا را صرف مخارج مدرسه امامیه آن شهر كرد. اكنون كاروانسرا باقی نمانده است (فسائی، ج ١، ص ٤٨٩؛ افسر، ص ١٦٣ـ١٦٤).
چراغعلیخان در ١٢٢١ از وزارت فرمانفرما عزل شد و به جای وی، نصراللّهخان قراگزلو بدین منصب رسید (خورموجی، ص٤٢٩ـ٤٣٠؛ فسائی، ج٢، ص١٤٢٧). علت عزل چراغعلی خان آن بود كه وی در ١٢١٥ بیشتر كارگزاران و حاكمان شهرها و بخشهای فارس، از جمله دو برادر به نامهای محمدتقیخان و آقاسعید مشهور به آقاجانی قیری، را بركنار كرد. آقاجانی قیری به تهران آمد و بارها به دربار فتحعلیشاه شكایت كرد، اما به سبب نفوذ رضاقلیخان نوایی، صاحب دیوان رسائل و پدرزن و پسرعموی چراغعلیخان، شكایتهای او به گوش شاه نمیرسید. سرانجام در ١٢٢٠، هنگامی كه به فرمان شاه لباس هر طایفه تعیین شد، آقاجانی و گروهی از شیرازیان مقیم تهران فقط با كلاه و كفش و عبا به دیوانخانه سلطنتی رفتند. هنگامی كه شاه به دیوانخانه رفت، آنان یكباره عباها را به زمین انداختند و چنین وانمود كردند كه این لباس را چراغعلیخان تعیین كرده است. بدینترتیب، چراغعلیخان از وزارت عزل شد (فسائی، ج ١، ص٦٩١ـ٦٩٢،ج٢، ص١٤٢٦ـ١٤٢٧). اندكی بعد، چراغعلیخان به تهران آمد و در همانجا درگذشت. در منابع به تاریخ فوت او اشارهای نشده است (رجوع کنید به بسمل شیرازی، ص ٢٥٦؛
هدایت، ١٣٣٦ـ١٣٤٠ ش، ج ٢، بخش ٢، ص ٨٢٩).
چراغعلیخان از رجال سخندان و ادیب دوره فتحعلیشاه بود و شعر نیز میسرود و«فطرت» تخلص میكرد. سجع مُهر فتحعلیشاه (گرفت خاتمشاهی زقدرت ازلی/ قرار در كف شاه زمان فتحعلی) سروده او بود (بسمل شیرازی؛
هدایت، ١٣٣٦ـ١٣٤٠ ش؛
بامداد، همانجاها).
منابع:
(١) احمد میرزا قاجار، تاریخ عضدی، چاپ عبدالحسین نوایی، تهران ١٣٧٦ ش؛
(٢) كرامت اللّه افسر، تاریخ بافت قدیمی شیراز، تهران ١٣٧٤ ش؛
(٣) مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران در قرن ١٢ و ١٣ و ١٤ هجری، تهران١٣٥٧ ش؛
(٤) علیاكبربن آقاعلی بسمل شیرازی، تذكره دلگشا ، چاپ منصور رستگار فسائی، شیراز ١٣٧١ ش؛
(٥) فضلاللّهبن عبدالنبی خاوری شیرازی، تاریخ ذوالقرنین، چاپ ناصر افشارفر، تهران ١٣٨٠ ش؛
(٦) محمدجعفربن محمدعلی خورموجی، نزهتالاخبار: تاریخ و جغرافیای فارس، چاپ علی آلداود، تهران ١٣٨٠ ش؛
(٧) محمد فتحاللّهبن محمدتقی ساروی، تاریخ محمدی ( احسنالتواریخ )، چاپ غلامرضا طباطبائیمجد، تهران ١٣٧١ ش؛
(٨) محمدتقیبن محمدعلی سپهر، ناسخالتواریخ: تاریخ قاجاریه، چاپ جمشید كیانفر، تهران ١٣٧٧ ش؛
(٩) حسنبن حسن فسائی، فارسنامه ناصری، چاپ منصور رستگار فسائی، تهران ١٣٦٧ ش؛
(١٠) عبدالرزاقبن نجفقلی مفتون دنبلی، مآثر سلطانیه: تاریخ جنگهای ایران و روس، تبریز ١٢٤١، چاپ غلامحسین صدری افشار، چاپ افست تهران ١٣٥١ ش؛
(١١) رضاقلیبن محمد هادی هدایت، مجمعالفصحا، چاپ مظاهر مصفا، تهران ١٣٣٦ـ١٣٤٠ ش؛
(١٢) همو، ملحقات تاریخ روضه الصفای ناصری، در میرخواند، ج ٨ ـ١٠، ١٣٣٩ ش؛
(١٣) John Malcolm, The history of Persia: from the most early period to the present time , London ١٨٢٩.
/ سپهرداد مجدزاده /