دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٩٧
چپ و چپگرایی در جنوبشرق آسیا ، ورود و گسترش افكار و جنبشهای چپگرا در جنوبشرق آسیا، تحت عوامل متعدد درونی و بیرونی شكل گرفت. مهاجران چینی، بهویژه در مراكز شهری این منطقه، در اقتصاد و آموزش كشورهای جنوبشرق آسیا و انتقال تفكرات و حوادث داخلی چین به این مناطق، نقش عمدهای ایفا میكردند. همچنین گسترش افكار و آرای سوسیالیستی و ماركسیستی در اروپا، پس از جنگ جهانی اول مستعمرههای آنها در جنوبشرق آسیا را نیز تحت تأثیر قرار داد و بهتدریج با جریانهای ملیگرایانه و استقلالطلبانه در این مناطق پیوند یافت ( < در جستجوی جنوبشرق آسیا >، ص ٢٥٢ـ٢٥٣).
اندونزی. نخستین جنبشهای چپگرا در اندونزی تحتتأثیر سوسیالیستهای هلند (كشوری كه سالها بر اندونزی سلطه استعماری داشت) در دهههای نخست سده چهاردهم/ بیستم شكل گرفت. اسنیولیت، از اعضای سابق حزب كارگران سوسیال دموكراتیك هلند، در ١٣٣٢/١٩١٤ انجمن سوسیال دموكراتیك جنوبشرق آسیا را بنیانگذاشت (كراتوسكا و باتسون، ص ٢٦٤ـ٢٦٥؛ ساردسای، ص ١٦٩). اكثر اعضای این حزب را هلندیها تشكیل میدادند؛ ازاینرو، اسنیولیت كوشید با برقراری رابطه نزدیكتر با سركتاسلام *(از سازمانهای اسلامی فعال در آن زمان)، پایگاه مردمی مناسبی برای حزب خود فراهم آورد. اگرچه خود وی در ١٣٣٦/١٩١٨ از جنوب شرق آسیا اخراج شد،اما این حزب تحت رهبری برخی اندونزیاییها، بهویژه سمائون، دارسونو و تانمالاكا به فعالیت خود در چارچوب سركت اسلام ادامه داد و توانست افراد بسیاری را جذب كند (ریكلفس، ص ١٦٣ـ١٦٤؛ كراتوسكا و باتسون، ص ٢٦٥؛ ساردسای، همانجا).
افزایش نیروی كار در مناطق شهری اندونزی، بهویژه جاوه، در جنگ جهانی اول و شكلگیری اتحادیههای تجاری در صنایع كلیدی (مانند راهآهن، پست و تلگراف) به تشویق سوسیالیستهای هلندی، موجب شد احزاب سیاسی نیز توجه خود را بر مجامع كارگری متمركز نمایند. در این زمان شاخههای محلی سركت اسلام، كه دارای تمایلات چپ بودند، به شاخه مركزی فشار بیشتری وارد ساختند تا اصول اسلامگرایانه و نوگرایانه خود را با آموزههای ماركسیسم منطبق سازد و مشی انقلابیتری را دنبال نماید. تقبیح نظام سرمایهداری از سوی سركت اسلام در برخی نشستهای آن،تا اندازهای متأثر از همین فشارها بود(كاهن،ص ٧٢؛ دیك، ص ٦١؛ كراتوسكا و باتسون، همانجا).
انجمن سوسیال دموكراتیك، بهویژه در شهر سمارانگ ، نفوذ و قدرت بسیاری داشت و سمائون و دارسونو، كه شاخه سركت اسلام را در این شهر رهبری میكردند، درصدد به كارگیری برنامههای انقلابیتر بودند. با بالا گرفتن اختلافات انجمن سوسیال دموكراتیك و سركت اسلام بر سر اتخاذ مواضع تندتر، سران انجمن در رمضان ١٣٣٨/مه ١٩٢٠ نام آن را به سازمان كمونیستی جنوبشرق آسیا تغییر دادند.این سازمان فعالیت خود را در دفتر سمارانگ سركت اسلام آغاز نمود و سمائون به ریاست آن انتخاب شد. وی مناسبات تنگاتنگی با كمینترن برقرار نمود و در همایشهای مختلف آن شركت میكرد. در این زمان بیشتر اعضای انجمن، اندونزیایی بودند و كنارهگیری رهبران هلندی از این انجمن، با توجه به دید منفی مردم به آنان، اقبال عمومی بیشتری را برای سازمان كمونیستی جنوبشرق آسیا به همراه داشت. این سازمان در ١٣٠٣ ش/ ١٩٢٤ به حزب كمونیست اندونزی تغییر نام یافت (كاهن، ص ٧٤؛ ریكلفس، ص ١٦٦).
در ششمین همایش سركت اسلام، كه در ١٣٠٠ ش/١٩٢١ برگزار شد، سران سركت صریحاً در مقابل چپگرایان قرار گرفتند و طبق مصوبهای، عضویت اعضای خود را در دیگر سازمانها و احزاب ممنوع ساختند و كمونیستها را از سركت اسلام طرد كردند (ساردسای؛ كراتوسكا و باتسون؛ ریكلفس، همانجاها).
سیاستهای اقتصادی دولت هلند در اوایل دهه ١٣٠٠ ش/ ١٩٢٠، منجر به افزایش مالیات و ایجاد تبعیض بین هلندیها و بومیان اندونزی شد. در این هنگام، اعضای حزب كمونیست اندونزی عمدتاً متشكل بودند از كارگران، تحصیلكردههای بیكار و افراد با درآمد متوسط كه فشار مالیاتی زیادی را تحمل میكردند. حزب كمونیست با بهرهگیری از این اوضاع، اعتصابات بزرگی را در صنایع گوناگون به راه انداخت كه اغلب فعالیتهای اقتصادی را در جزیره جاوه نیز متوقف ساخت (كاهن، ص٨٠؛ دیك، ص ٦٢؛ ساردسای، ص ١٦٩ـ١٧٠). حمایت برخی اشخاص مذهبی از حزب كمونیست اندونزی و تلاش آنان برای آشتی دادن آموزههای اسلامی و كمونیستی در مناطق متعدد اندونزی، از جمله جاوه و سوماترا، در موفقیت نسبی حزب كمونیست در این دوران بیتأثیر نبود (ریكلفس، همانجا؛ ایلتو ، ص ٢٣٨).
پس از آنكه دولت هلند، اعتصابات ١٣٠٢ ش/١٩٢٣ را سركوب كرد، حزب كمونیست اندونزی قیامهای سراسری را در ١٣٠٣ ش/ ١٩٢٤ و ١٣٠٤ ش/ ١٩٢٥ به راه انداخت، كه همگی با سركوب دولت هلند همراه بود. همچنین یكی از شاخههای حزب كمونیست اندونزی، شورشهای سراسری بزرگی را در آبان ١٣٠٥/ نوامبر ١٩٢٦ و اواخر ١٣٠٥ ش/ اوایل ١٩٢٧ در مغرب جاوه و مغرب سوماترا به راه انداخت. دولت هلند این شورشها را به سرعت و به شدت سركوب كرد، به گونهای كه حزب كمونیست اندونزی تا ١٣٢٤ ش/ ١٩٤٥ در عرصه سیاست فعالیت چندانی نداشت (كراتوسكا و باتسون، همانجا؛ دیك، ص ٦٤؛ ریكلفس، ص ١٦٦ـ١٧٠).
در ١٣١٤ ش/١٩٣٥، موسو ، از رهبران حزب كمونیست اندونزی، برای مدت كوتاهی از شوروی وارد اندونزی شد و سازمان مخفی حزب كمونیست اندونزی را راهاندازی كرد (ریكلفس، ص ٢١٦؛ كاهن، ص ١٥٩). از جمله سازمانهای دیگری كه متأثر از افكار چپ بود و نقش مهمی در جنبش ملیگرایی اندونزی بهویژه پس از سركوبی قیام كمونیستها (١٣٠٥ـ١٣٠٦ ش/ ١٩٢٦ـ١٩٢٧) داشت، اتحادیه اندونزی بود. این سازمان را دانشجویان اندونزیایی مقیم هلند، در ١٣٠١ ش/ ١٩٢٢ در هلند تأسیس كردند. سازمان زیرنظر محمد حتا * فعالیت میكرد و با حزب كمونیست اندونزی پیوندهایی برقرار نمود (كاهن، ص ٨٨ـ٨٩).
پس از پایان جنگ جهانی دوم و اعلام استقلال اندونزی در ٢٦ مرداد ١٣٢٤/١٧ اوت ١٩٤٥، اندونزی به صحنه نبرد نیروهای مختلف اندونزیایی و هلندیها، كه از حمایت متفقین بهویژه انگلیسیها نیز برخوردار بودند، بدل شد. این درگیریها تا ١٣٢٨ ش/ اواخر ١٩٤٩ و دستیابی اندونزی به استقلال كامل سیاسی به طول انجامید. طی این دوران دولتهای متعددی سركار آمدند و اغلب آنها كوشیدند از طریق گفتگو با دولت هلند و جلب حمایت جامعه بینالمللی، استقلال اندونزی را به دست آورند ( < در جستجوی جنوبشرق آسیا >، ص ٤١٩ ـ ٤٢٢؛ نیز رجوع کنید به اندونزی*).
از احزاب چپگرای فعال این دوره، حزب سوسیالیست بود كه در آذر ١٣٢٤/ اوایل دسامبر ١٩٤٥ از به هم پیوستن دو حزب دیگر (حزب سوسیالیست اندونزی به رهبری امیر شریفالدین *و حزب خلق سوسیالیست به رهبری سوتان شهریر*) به وجود آمد. این حزب جدید تحت رهبری شهریر قرار گرفت و طرفداران آن بیشتر روشنفكران جوان و دانشجویان بودند. شهریر در اسفند ١٣٢٦/ فوریه ١٩٤٨ از این حزب جدا شد و حزب دیگری با عنوان حزب سوسیالیست اندونزی ایجاد كرد (كاهن، ص ١٥٨؛ ریكلفس، ص ٢١٤). یكی دیگر از سازمانهای چپگرا كه در این دوره از لحاظ سیاسی و نظامی فعال بود، پسیندو (جوانان سوسیالیست اندونزی) نام داشت كه از به هم پیوستن هفت سازمان دیگر، در آبان ١٣٢٤/ نوامبر ١٩٤٥ ایجاد شده بود (كاهن، ص ١٦٢).
در اواخر اسفند ١٣٢٦/ فوریه ١٩٤٨، برخی از نیروهای چپگرا، كه از سیاستهای دولت بهویژه شیوه تعامل آن با دولت هلند ناراضی بودند، به رهبری امیرشریفالدین گرد هم آمدند و جبهه دموكراتیك خلق را تشكیل دادند. در ٢٠ مرداد ١٣٢٧/ ١١ اوت ١٩٤٨ موسو، رهبر حزب كمونیست اندونزی، از شوروی بازگشت و اغلب رهبران جبهه دموكراتیك خلق به وی پیوستند. دفتر جدید حزب كمونیست در ١٠ شهریور/ اول سپتامبر همان سال تأسیس شد و اشخاص جوانتر نیروهای چپگرا (مانند د.ن.آیدیت، م.ه.لقمان، نجوتو و سودیسمن) كه در سالهای بعد رهبران حزب كمونیست اندونزی شدند، به این حزب پیوستند (همان، ص ٢٥٩ ـ ٢٦٠؛ ریكلفس، ص ٢١٦).
پس از بالا گرفتن اختلافات و درگیریها بین طرفداران حزب كمونیست و طرفداران دولت، نیروهای طرفدار حزب در شهریور/ اواسط سپتامبر همان سال، بر شهر مادیون تسلط یافتند و از دیگر نیروهای چپگرا خواستند تا به آنها بپیوندند. موسو و امیرشریفالدین نیز به مادیون رفتند. این اقدام بر ضد سوكارنو *و حتا كه نیروهای چپ آنها را عوامل ژاپن و امریكا قلمداد میكردند، صورت گرفته بود.سوكارنو در پیامی رادیویی از مردم اندونزی خواست تا با حمایت از وی و دولت، به مقابله با نیروهای چپ بپردازند. نیروهای ضدكمونیست، كه بیشتر آنها از شبه نظامیان مسلمان بودند، به مادیون رفتند و به سركوب كمونیستها پرداختند. در این حملات موسو كشته شد و امیرشریفالدین دستگیر و به همراه برخی دیگر از سران حزب تیرباران شد. آیدیت و لقمان نیز از كشور فرار كردند (ویكرز ، ص ١٠٩؛ ریكلفس، ص ٢١٧). حوادث مادیون منجر به كاهش اعتبار نیروهای چپ شد و حزب كمونیست اندونزی تحت تأثیر همین واقعه تا اوایل دهه ١٣٣٠ ش/ ١٩٥٠ فعالیت چندانی نداشت. بهعلاوه، اختلاف بین حزب كمونیست و ارتش و احزاب اسلامگرا، مانند ماشومی*، بالا گرفت. پس از این حوادث، برخی نیروهای چپ كه پیرو تان مالاكا و مخالف شورش حزب كمونیست در مادیون بودند، در مهر ١٣٢٧/ اكتبر ١٩٤٨ به هم پیوستند و حزب موربا (حزب پرولتاریا) را تشكیل دادند (ریكلفس، همانجا؛ كاهن، ص ٣١٣ـ٣١٤). بین سالهای ١٣٢٩ تا ١٣٣٦ ش/ ١٩٥٠ـ١٩٥٧ در اندونزی نوعی دموكراسی پارلمانی حاكم بود، كه به دموكراسی هدایت شده تحت رهبری سوكارنو تبدیل شد (دراكلی، ص ٩٧ـ١٠٦؛ ریكلفس، ص ٢٢٥ـ٢٢٦، ٢٥٤). در این دوران، احزاب چپگرا نیز دچار افت و خیز شدند (رجوع کنید به ادامه مقاله). در دی ١٣٢٩/ ژانویه ١٩٥١، حزب كمونیست اندونزی به رهبری آیدیت، لقمان، نجوتو، و سودیسمن، فعالیت خود را از سر گرفت و در سالهای بعد به یكی از مهمترین نیروهای مؤثر در سیاست اندونزی بدل شد (مورتیمر، ص ٢٩). حزب كمونیست اندونزی كه كوشیده بود پایگاه مردمی خود را تقویت كند، در سالهای نخستینِ دهه ١٣٣٠ ش/١٩٥٠ به عضوگیری پرداخت و از طریق سازمان مركزی كارگران سراسر اندونزی آنها را سازماندهی نمود. تعداد اعضای آن در شاخههای مختلف (مانند جبهه دهقانان اندونزی و جوانان خلق، كه جانشین پسیندو شده بود) چند برابر شد. بیشتر اعضای آن اهل جاوه بودند. شمارگان ترجمان(ارگان) حزب كمونیست، یعنی <روزنامه خلق>، نیز به بیش از سه افزایش یافت و حزب كمونیست با درآمدی كه از راهحق عضویت و جمعآوری كمك مالی بهدست آورده بود، ثروتمندترین حزب اندونزی شد (همان، ص ٤١ـ٤٢؛ ریكلفس، ص ٢٣٦ـ ٢٣٧).
در انتخابات مجلس ١٣٣٤ ش/ ١٩٥٥، حزب كمونیست اندونزی ٤ر١٦% آرا را به خود اختصاص داد و توانست ٣٩ كرسی از ٢٥٧ كرسی مجلس را كسب نماید. حزب سوسیالیست اندونزی و حزب پرولتاریا نیز با كسب ٥ر٢% آرا توانستند، بهترتیب، پنج و دو كرسی را به خود اختصاص دهند (دراكلی، ص ٩٥ـ٩٧؛ ریكلفس، ص ٢٣٧ـ ٢٣٨).
پس از استقرار نظام سیاسی مبتنی بر دموكراسی هدایت شده از سوی سوكارنو، برخی از احزاب سیاسی، مانند ماشومی و حزب سوسیالیست اندونزی، به مخالفت با آن پرداختند كه درنهایت به انحلال آنها در مرداد ١٣٣٩/ اوت ١٩٦٠ انجامید. در مقابل، احزاب دیگر، مانند حزب ملیگرای اندونزی ، حزب كمونیست اندونزی و نهضتالعلماء * ، در این سیاست جدید با سوكارنو همراهی كردند. در همین سال سوكارنو، نظریه ناساكوم (مخفف ناسیونالیسم، مذهب و كمونیسم) را مطرح نمود. ظاهراً مقصود وی این بود كه حزب ملیگرای اندونزی (نماد ناسیونالیسم)، نهضتالعلماء (نماد مذهب) و حزب كمونیست اندونزی (نماد كمونیسم) باید در اداره كشور مشاركت داشته باشند. این نظریه موجب مشاركت بیشتر حزب كمونیست اندونزی ــ بهرغم مخالفت ارتش ــ در امور سیاسی شد (مورتیمر، ص ٨٩ـ٩٠؛ ریكلفس، ص ٢٥٦). نمایندگان حزب كمونیست اندونزی در نهادهای دولتی حضور یافتند (ساردسای، ص ٢٦٧؛ نیز رجوع کنید به مورتیمر، ص ٩٩ـ١٠٠). در فروردین ١٣٤١/ مارس ١٩٦٢، سوكارنو، آیدیت و نجوتو را وزرای مشاور خود كرد (ریكلفس، ص ٢٥٩).
تصمیم هلند مبنی بر ایجاد دولت مستقل در ایریان با كمك نیروهای محلی، منجر به قطع روابط سیاسی اندونزی و هلند در ١٣٣٩ ش/ ١٩٦٠ شد. حزب كمونیست اندونزی، در قالب جبهه ملی و در كنار ارتش، از توان خود برای بسیج عمومی بهره برد و قضیه ایریان منجر به گسترش نفوذ و افزایش اعضای این حزب در اندونزی گردید (مورتیمر، ص ١٩٦ـ ١٩٨). در این قضیه، اتحاد جماهیر شوروی كمكهای مالی و نظامی بسیاری به اندونزی كرد كه همین در نزدیكتر شدن اندونزی به بلوك كمونیستی و فاصله گرفتن از غرب، بهویژه امریكا، بسیار مؤثر بود. در نهایت، دولت هلند مجبور شد ایریان را به اندونزی واگذار نماید (همان، ص ٩٤؛ ریكلفس، ص ٢٥٧ـ ٢٥٩). تا پایان ١٣٤١ ش/ ١٩٦٢ حزب كمونیست بیش از دو میلیون عضو داشت و بزرگترین حزب كمونیستی در كشورهای غیركمونیستی بود (ریكلفس، ص ٢٥٩؛ ساردسای، ص ٢٦٨).
حزب كمونیست اندونزی در باره تشكیل فدراسیون مالزی در اوایل دهه ١٣٤٠ ش/ ١٩٦٠ با حزب كمونیست چین همراه شد و بهشدت به مخالفت با آن پرداخت (مورتیمر، ص ٢٠٣ ـ ٢٠٤). حزب كمونیست اندونزی در این دوران بیشتر به سوی چین متمایل شده بود و رهبران این حزب، بهویژه آیدیت، عمدتاً تحت تأثیر چین قرار داشتند (همان، ص ٣٤٨ـ٣٤٩).
در دی ١٣٤٣/ ژانویه ١٩٦٥، به فرمان سوكارنو، فعالیت حزب پرولتاریا ممنوع شد. این اقدام ظاهراً به تقویت بیشتر حزب كمونیست اندونزی انجامید، زیرا حزب پرولتاریا با حزب كمونیست به شدت مخالفت میورزید و در جریانهای ضدكمونیستی در چند سال قبل نقش داشت (همان، ص ٣٧٦ـ ٣٧٨).
در مرداد ١٣٤٤/ اوایل اوت ١٩٦٥، با فشار سوكارنو رهبران حزب ملیگرای اندونزی كه با حزب كمونیست اندونزی مخالف بودند و با محافل ضدكمونیستی ارتش نیز پیوندهایی داشتند، كنار گذاشته شدند (ریكلفس، ص ٢٦٧).
در ٨ ـ٩ مهر ١٣٤٤/ ٣٠ سپتامبر ـ اول اكتبر ١٩٦٥ كودتایی ناكام در جاكارتا شكل گرفت. در این واقعه، شش تن از ژنرالهای ارتش را ظاهراً برخی از نیروهای گارد محافظ ریاست جمهوری و نیروهای وابسته به حزب كمونیست اندونزی، ربودند و به قتل رساندند. این نیروها همچنین بر ساختمان رادیوی ملی، كاخ ریاست جمهوری و برخی دیگر از نقاط مهم شهر تسلط یافتند. آنها در یك پیام رادیویی اعلام كردند كه جنبش ٣٠ سپتامبر، توطئه سازمان سیا و ژنرالهای وابسته به آنها را در سرنگونی دولت ناكام گذاشت. چند ساعت بعد، ژنرال سوهارتو * در مقابله با این اقدام، اداره ارتش را در دست گرفت (دراكلی، ص ١٠٩ـ ١١٢؛ ریكلفس، ص ٢٦٨ـ٢٧١). افسران ارتش، كه مخالف حزب كمونیست بودند، این حزب را به قتل ژنرالها و اجرای كودتا متهم ساختند و از این فرصت برای ریشهكن ساختن حزب كمونیست بهره بردند. سوكارنو میكوشید این قضیه را با مسالمت فیصله دهد، اما تلاش وی بینتیجه ماند. سركوب كمونیستها از جاوه آغاز شد و به دیگر ایالتها گسترش یافت. از همان زمان تاكنون در باره نقش حزب كمونیست اندونزی در این كودتا و ارتباط این قضیه با سوكارنو بحثهای بسیاری صورت گرفته و واقعیت معلوم نشده است، اما از ١٣٤٤ تا ١٣٤٥ ش/ ١٩٦٥ تا ١٩٦٦ صدها هزار نفر از اعضای حزب كمونیست و وابستگان آنها، از جمله سران اصلی آن، یعنی آیدیت، لقمان و نجوتو، به قتل رسیدند و فعالیت این حزب بهكلی ممنوع شد (مورتیمر، ص ٣٨٧ـ٣٩٢، ٤١٤ـ٤٤١؛ ریكلفس، ص ٢٧٤؛ شوارتس، ص٢٠ـ٢١). با روی كار آمدن سوهارتو، هر نوع فعالیت نیروهای چپگرا نوعی تهدید برای امنیت و انسجام ملی معرفی، و از اینرو سركوب میشد (ویكرز، ص ١٧١ـ١٧٤؛ گوناوان محمد، ص ١٢٧، نیز رجوع کنید به ص ١٣١ـ ١٣٢).
امروزه از گروههای فعال چپگرا در اندونزی، حزب خلق دموكراتیك فعالیت بیشتری دارد. از نشریات چپگرا نیز < مجله كار فرهنگ >، < چپ > و < نقد > هستند (گوناوان محمد، ص ١٢٦ـ ١٢٨؛ نیز رجوع کنید به شوارتس، ص ٣٢٢ـ٣٢٣).
مالزی. رشد فعالیت نیروهای چپ در منطقه مالایا بیشتر برای مقابله با اشغالگری ژاپن و مبارزه با نیروهای استعماری شكل گرفت (رجوع کنید به ادامه مقاله). در اواسط دهه ١٣٠٠ ش /١٩٢٠، یكی از شاخههای چپگرای حزب چینی كومین تانگ در منطقه مالایا شروع به فعالیت كرد. در همین سالها نمایندگان كمینترن به سنگاپور رفتند و حزب كمونیست جنوب اقیانوس آرام را ایجاد كردند. این گروهها در ١٣٠٩ ش/ ١٩٣٠ جای خود را به حزب كمونیست مالایا دادند (مینز، ص ٦٨؛ اندایا، ص ٢٥١).
در دهه ١٣١٠ ش/ ١٩٣٠، حزب كمونیست مالایا میكوشید با بهرهگیری از ركود اقتصادی و افزایش مشكلات كارگران در بخشهای مختلف، پایگاه مردمی خود را در بین كارگران بومی منطقه تقویت سازد، اما عمده اعضای آن را چینیها تشكیل میدادند. این حزب در دهه نخست فعالیت خود سعی میكرد اعتصابات و شورشهایی را علیه نیروهای انگلیسی سازماندهی نماید. چون این حزب غیرقانونی محسوب میشد، فعالیت زیرزمینی میكرد (كنگ، ١٣٧٢ ش ب،ص ١٤٨ـ١٤٩؛ مینز، همانجا؛ استنسون، ص١٣٠ـ١٣٢).
حمله ژاپن به چین در ١٣١٦ ش/ ١٩٣٧ و اشغال منطقه مالایا از سوی نیروهای ژاپنی در ١٣٢٠ ش/ ١٩٤١، برای حزب كمونیست مالایا فرصتی فراهم آورد تا به سازماندهی سیاسی و نظامی خود بپردازد. تشكیل نیروی چریكی ارتش ضد ژاپنی خلق مالایا و اتحادیه ضدژاپنی خلق مالایا از جمله اقدامات حزب كمونیست بود كه توانست بسیاری از نیروهای چینی را در مناطق شهری و روستایی جذب خود نماید. دولت انگلیس نیز این حزب را به رسمیت شناخت و آنها در كنار هم به مقابله با نیروهای ژاپنی پرداختند (كنگ، ١٣٧٢ ش ب، ص ١٤٨؛ استنسون، ص ١٣٣ـ١٣٤؛ اندایا، ص٢٥٠ـ٢٥١). پس از پایان اشغال و عقبنشینی نیروهای ژاپنی در ١٣٢٤ ش/١٩٤٥، نوعی دوره فترت ایجاد شد و ارتش ضدژاپنی خلق مالایا، كه سازمان یافتهترین نیروی نظامی در این دوره بود، به برقراری نظم در دوره فترت اقدام نمود و البته از این فرصت برای حذف برخی گروهها و افرادی كه با ژاپنیها همكاری كرده بودند، پرداخت (مینز، ص٦٩؛ اندایا، ص ٢٥٢). شاخه چریكی حزب كمونیست مالزی، با روی كار آمدن انگلیسیها و با توافق دو طرف، در آذر ١٣٢٤/دسامبر ١٩٤٥ منحل شد و حزب كمونیست مالایا به فعالیت سیاسی در قالب اتحادیههای كارگری و همكاری با دیگر گروهها (مانند اتحادیه دموكراتیك مالایا و حزب ملیگرای مالایا ) و تشكیل شاخههای جدید در شهرهای گوناگون روآورد. یكی از موفقیتهای حزب كمونیست مالایا در همین دوران، ایجاد اتحادیههای عمومی كارگری بود كه در فروردین ١٣٢٦/ مارس ١٩٤٧ جای خود را به فدراسیون پانمالایایی اتحادیه تجاری داد. این نهاد جدید، اداره بیش از ٨٠% از اتحادیهها را در مالایا در دست داشت (استنسون، ص ١٣٤ـ ١٣٥؛ < در جستجوی جنوبشرق آسیا >، ص ٤٠٧؛ اندایا، ص ٢٥٧ـ ٢٥٨).
سیاستهای جدید دولت و اعمال نظارت و محدودیت بیشتر بر عملكرد اتحادیهها، فعالیتحزب كمونیست را محدودتر ساخت. مخفی شدن و سپس فرار دبیر كل حزب كمونیست لوییتك در ١٣٢٦ ش/١٩٤٧، كه با شایعات زیادی همراه بود، لطمه دیگری بر حزب وارد كرد. پس از وی، چینپنگ عهدهدار این سمت شد (اندایا، ص ٢٥٨؛ مینز، ص ٧٦). با افزایش نارضایتی عمومی و شورشهای كارگری و گسترش بینظمی در صنایع گوناگون، دولت در خرداد ١٣٢٧/ ژوئن ١٩٤٨ حالت فوقالعاده اعلام كرد و چون حزب كمونیست را یكی از عوامل اصلی این بینظمیها میدانست، آن را در ماه بعد، غیرقانونی خواند (كنگ، ١٣٧٢ ش ب ، ص ١٥٢؛ اندایا، همانجا).
نیروهای چریكی حزب كمونیست بهویژه در قالب ارتش آزادیبخش نژادهای مالایا، به مواضع دولتی و انگلیسی حملاتی كردند كه با سركوب نیروهای انگلیسی همراه بود. شكلگیری انجمن چینیهای مالایا در ١٣٢٨ ش/١٩٤٩ و ائتلاف آن با سازمان ملی مالایاییهای متحد *در ١٣٣١ ش/١٩٥٢ نیز موجب شد تا نیروهای چینی بهجای حزب كمونیست به این گروه جدید رو آورند (ساردسای، ص ١٩٨؛ اندایا، ص٢٦٠). تا اواخر دهه ١٣٣٠ ش/ ١٩٥٠ كمونیستها كوشیدند به جای عملیات نظامی، با دولت مذاكرهكنند، اما انگلیسیها با این پیشنهاد مخالفت كردند و گفتگوهای بعدی به نتیجه نرسید (كنگ، ١٣٧٢ ش الف، ص ١٦٦ـ١٧٣؛ مینز، ص ٢٨٠ـ ٢٨٣). حالت فوقالعاده در١٠ تیر ١٣٣٩/ اول ژوئیه ١٩٦٠ لغو شد و بقیه نیروهای كمونیست، كه بالغ بر چند هزار نفر بودند، نیز به مرز تایلند و مالایا پناه بردند (ساردسای، ص ١٩٩).
در دهه ١٣٥٠ ش/١٩٧٠، در حزب كمونیست مالایا انشعاب پدید آمد و دو حزب ایجاد شد: حزب كمونیست مالایا (ماركسیست ـ لنینیست) و حزب كمونیست مالایا (شاخه انقلابی). این احزاب، به همراه حزب كمونیست شمال كالیمانتان، از گروههای كمونیستی مسلح در مالزی محسوب میشدند (زكریا حاجیاحمد و زكریا حمید، ص ٥١ـ٥٥). حزب كمونیست مالایا در آذر ١٣٦٨/دسامبر ١٩٨٩ مبارزه مسلحانه را رسماً كنار گذاشت (ترنبول، ص ٣١٤).
منابع:
(١) چهبون كنگ، «برخی از جنبههای اعلام حالت فوقالعاده در مالایا: ١٩٤٨ـ١٩٦٠»، در تاریخ جنوبشرقی، جنوب و شرق آسیا: مقالهها و اسناد، گردآورنده: كوكی كیم، ترجمه علی درویش، مشهد: آستان قدس رضوی، معاونت فرهنگی، ١٣٧٢ ش الف ؛
(٢) همو، «حزبهای سیاسی در مالایا: ١٩٤٥ـ ١٩٤٨»، در همان، ١٣٧٢ ش ب؛
(٣) Barbara Waston Andaya and Leonard Y. Andaya, A history of Malaysia , London ١٩٨٦;
(٤) Howard W. Dick, Surabaya, city of work: a socioeconomic history, ١٩٠٠-٢٠٠٠, Singapore ٢٠٠٣;
(٥) Steven Drakeley, The history of Indonesia , Westport, Ct., ٢٠٠٥;
(٦) Goenawan Mohamad", Remembering the left" in Indonesian today: challenges of history , ed. Graysan Lloyd and Shannon Smith, Lanham, Md.: Rowman & Littlefield Publishers, ٢٠٠١;
(٧) Reynaldo Ileto, "Religion and anti-colonial movements" , in The Cambridge history of Southeast Asia , ed. Nicholas Tarling, vol.٣, Cambridge: Cambridge University Press, ١٩٩٩;
(٨) In search of Southeast Asia: a modern history(, by) David P. Chandler etal ., ed. David Joel Steinberg, Honolulu: University of Hawaii Press, ١٩٨٧;
(٩) George McTurnan Kahin, Nationalism and revolution in Indonesia, Ithaca ١٩٧٠;
(١٠) Paul Kratoska and Ben Batson, "Nationalism and modernist reform", in The Cambridge history of Southeast Asia, ibid;
(١١) Gordon Paul Means, Malaysian politics , London ١٩٧٦;
(١٢) Rex Mortimer, Indonesinan communism under Sukarno: ideology and politics, ١٩٥٩-١٩٦٥,Jakarta ٢٠٠٦;
(١٣) M. C. Ricklefs, A history of modern Indonesia: C. ١٣٠٠ to the present , London ١٩٨١;
(١٤) D. R. SarDesai, Southeast Asia: past & present , Boulder, Col. ١٩٩٧;
(١٥) Adam Schwarz, A nation in waiting: Indonesia's search for stability , Singapore ٢٠٠٤;
(١٦) Micheal Stenson", The ethnic and urban bases of communist revolt in Malaya", in Peasant rebellion and communist revolution in Asia , ed. John Wilson Lewis, Stanford, Calif.: Stanford University Press, ١٩٧٤;
(١٧) C.M. Turnbull, "Regionalism and nationalism" in The Cambridge history of Southeast Aisa , ibid, vol.٤;
(١٨) Adrian Vickers, A history of modern Indonesia , Cambridge ٢٠٠٦;
(١٩) Zakaria Haji Ahmad and Zakaria Hamid, "Violence at the periphery: a brief survey of armed communism in Malaysia", in Armed communist movements in Southeast Asia, ed. Lim Joo-Jock, Singapore: Institute of Southeast Asian Studies, ١٩٨٤.
/ احمد تقیزاده /